خلاصه راه حل این است که به همان شعار ها برگردیم وآن شعار ها عملی گردد، یعنی آزادی، اتکای به آرای مردم و استقلال در عین حال که باید روابط با همه کشورها داشته باشیم ، باید استقلال مان را حفظ کنیم. استقلال معنایش این نیست که با یکی رفتار خصمانه داشته باشیم با دیگری رفتار دوستانه داشته باشیم، بلکه معنای استقلال این است که محور تعامل ما با دنیا، منافع ملی باشد.

آرمان های انقلاب اسلامی سال 57 در بیان پیشکسوتان
ایة الله سید محمد علی ایازی
در آستانه چهل و چهارمین سال پیروزی انقلاب اسلامی ایران سایت اندیشه ما سوالاتی را با پیشکسوتان انقلاب مطرح کرده و پاسخ آنها را به شما تقدیم می کند یکی از پیشکسوتان آیة الله سید محمد علی ایازی است که به سوالات اندیشه ما پاسخ داده اند که در ذیل می خوانیم
سوال اول ،شعارهای مهم دوران انقلاب اسلامی چه بود؟
سه تا شعار مهم و کلیدی بود که در اکثر راهپیمای ها مطرح می شد و از سوی رهبران انقلاب تأیید می شد و مساله انقلاب هم همین سه تا شعار بود که ازادی، استقلال ،جمهوری اسلامی به جز شعار سوم که جنبه ترکیبی داشت، اما شعار اول و دوم روشن و واضح دست می گذاشت برآنچه که مردم طالب و تقاضا داشتند نسبت به گذشته حکومت که حکومت استبدادی بود که در انحصار یک شخص بود که آن شخص می خواست در همه امور دخالت کند و باعث بدبختی مردم شده بود شعار ازادی اولین شعار مردم بود بعدش شعار دوم که می خواستند نه وابسته به شرق باشند و نه وابسته به غرب ، نه اینکه موازنه ای نداشته باشند ارتباط و گفتگو نداشته باشند بلکه وابسته به جای نباشند به همان اندازه ای که وابستگی به غرب محکوم است وابستگی به شرق نیز محکوم بود ومورد قبول مردم نبود . سومین شعار شان در مورد جمهوریت بود که شکل گیری حکومت براساس انتخاب و آرای مردم باشد، قدرت دخالت و قیم گری نداشته باشد. در زمان شاه افرادی که می خواست کاندیدا بشوند بایستی صاحب قدرت آن را تأئید می کرد، عملا آرای مردم اثر گزار نبود مردم درصورت کارایی داشت که مورد قبول حکومت بود ولی جمهوریت معنایش این بود که حکومت متکی بر آرای مردم باشد.
اسلامیت معنایش این بود که ارزش های اسلامی که در جامعه تحقق نداشت وحکومت آنها را نادیده می گرفت. آن ارزش ها باید در جامعه پیاده شود این سه تا شعار در انقلاب اسلامی محوری بود.
سوال دوم: شخصیتهای اثرگزار در دوران مبارزه چه کسانی بودهاند و چه خاستگاه اجتماعی و فکری داشتهاند؟
در این شخصیت ها به جز حضرت امام که رهبری اصلی را برعهده داشت که در پیام ها، سخنرانی ها وبیانیه های ایشان دست به دست می شد، و مورد توجه قرار می گرفت . ما در کشور شخصیت ها داشتیم، شخصیت های که در مراکز استان های کشور بودند هرکدام شان درجایگاه خودشان حضور داشتند، که این ها شخصیت های محلی بودند ، مثلا در مشهد اقای خامنه ای بود، اقای محلاتی در شیراز، اقای طاهری در اصفهان، اقایان قاضی ومدنی در تبریز حضور داشتند، این ها شخصیتی استانی بودند که هرکدام درمحل حضور شان اثر گزار بودند.
اما شخصیت های بودند که جنبه ملی داشتند، مثل شهید بهشتی، مطهری ومفتح وشخصیت های دیگری که اختصاص به جای نداشتند جنبه عمومی ومرکزی داشتند.
سوال سوم: در 44 سالگی انقلاب اسلامی چه مقدار از آن شعارها را تحقق یافته و چه مقدار را تحقق نیافته میدانید؟
واقعیت این است که برخی شعار ها در اوائل انقلاب در یک روند درست ومنطقی حرکت می کرد هرچند که اشکالاتی درگذشته داشت ، ولی الان هیچ یک از شعار های اصلی را من نمی بینم به عبارت دیگر «ما قصد لم یقع وما وقع لم یقصد» آنچه امروز وجود دارد، باهداف وشعارهای انقلاب اسلامی ارتباط ندارد. امروز انتخابات مهندسی می شود، اگر کسی انتقاد واعتراضی دارد سرکوب می شود ، امروز سانسور درحوزه مطبوعات مانند کتاب، روزنامه به شکل فوق العاده اعمال می شود، اصحاب هنر و رسانه آزادی لازم را ندارند، امروز درسیاست خارجی درست است با یک دسته از کشورها شکل خصومت آمیزی پیدا کردیم، ولی اینکه استقلال داشته باشیم شکل خصومت آمیزی پیدا کردیم، ولی به قول خودشان نگاهی به شرق دارند که این کار هیچ ربطی به شعارهای انقلاب ندارد، همان مقداری کمی که در اوئل انقلاب تحقق یافته بود از دست رفته است.
سوال چهارم :اگرانحراف از اهداف و آرمانها به وجود آمده به طور مشخص چیست و چه راهی برای تصحیح مسیر انقلاب پیشنهاد می کنید؟
آیت الله آیازی: آنچه به نظر می آید این است که ما در مدیریت و اداره جامعه شاهد این هستیم که آن چیزهای اصلی که به عنوان ارزش در جامعه است آن ها ضایع می گردد، مانند عدالت، معنویت ضایع می شود، درمقابل چیزهای ظاهر سازی می شود و در مسائل داخلی تکیه می شود به آدم های ضعیف ، وجاهلان مورد احترام قرار می گیرند متخصصان و نخبه گان در انزوا قرار گرفته مورد بی مهری قرار می گیرند. این عدم رعایت شایستگی و تخصص باعث به وجود آمدن فقر، فلاکت، عقب ماندگی، فساد و رانت میشود، کسانی که اگر بخواهند کاری انجام دهند چون توامندی ندارد باعث روح بی اعتمادی در جامعه شده است.
برای جلوگیری از انحرافات وتصحیح امور باید به همان شعارهای اول انقلاب برگردیم، که مردم در انقلاب دادند وخواسته شان این بود که شعارها عملی شود.
خلاصه راه حل این است که به همان شعار ها برگردیم وآن شعار ها عملی گردد، یعنی آزادی، اتکای به آرای مردم و استقلال در عین حال که باید روابط با همه کشورها داشته باشیم ، باید استقلال مان را حفظ کنیم. استقلال معنایش این نیست که با یکی رفتار خصمانه داشته باشیم با دیگری رفتار دوستانه داشته باشیم، بلکه معنای استقلال این است که محور تعامل ما با دنیا، منافع ملی باشد.


دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.
یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.