یکشنبه، ۱۷ آبان ۱۴۰۵

اُقْتُلُونی و مالِکاً!

آیة الله سیدضیاء مرتضوی 🔹جمهوری اسلامی 🔹یکشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۱ ۱-درپاره‌ای منابع تاریخی ازجمله کتاب «الجمل» شیخ مفید آمده است که درجریان جنگ جمل، عبدالله بن زبیر، از سران سپاه جمل که پسر اسماء، خواهر عایشه، ام‌المؤمنین بود، زمام شتر خاله خود رابه دست گرفت. عایشه پرسید: چه کسی زمام شترم راگرفت؟

اُقْتُلُونی و مالِکاً!

اُقْتُلُونی و مالِکاً

آیة الله سیدضیاء مرتضوی

🔹جمهوری اسلامی
🔹یکشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۱

۱-درپاره‌ای منابع تاریخی ازجمله کتاب «الجمل» شیخ مفید آمده است که درجریان جنگ جمل، عبدالله بن زبیر، از سران سپاه جمل که پسر اسماء، خواهر عایشه، ام‌المؤمنین بود، زمام شتر خاله خود رابه دست گرفت. عایشه پرسید: چه کسی زمام شترم راگرفت؟ ابن‌زبیر گفت: خواهرزاده‌ات عبدالله هستم. عایشه وقتی فهمید خواهرزاده اوست، با توجه به اینکه زمامداران شتر اویکی پس از دیگری کشته می‌شدند واحتمال کشته شدن اورا داد، گفت: وای بر داغ دل اسماء!
دراین مرحله بود که فرمانده نام‌آور سپاه امیرالمؤمنین(ع)، جناب مالک اشتر نخعی،‌ رضوان الله علیه، برای مبارزه سراغ عبدالله بن زبیر رفت و او نیز زمام شتر رارها کرد وبه سوی مالک آمد. آنان که هر دو نیزشجاع بودند، گلاویز شده به زمین افتادند و هیچ یک سلطه کامل بر دیگری نیافت. مالک اشتر گردن عبدالله را گرفته بود وتلاش می‌کرد کار او رایکسره کند؛ اما عبدالله که دید نمی‌تواند ازچنگ مالک رهایی یابد، دایما جمله‌ای راتکرار می‌کرد که در تاریخ ماندگار وضرب المثل شد. عبدالله در همان حال که افتاده بود، خطاب به یاران خود فریاد می‎‌زد:
«اُقْتُلونی و مالکاً و اُقْتُلوا مالکاً مَعی؛ مرا ومالک رابکشید؛ مالک رابا من بکشید»!
اما آنچه جناب مالک را نجات داد این بود که کسی ازسپاه جمل، اورا به نام «مالک» نمی‌شناخت وهمه به نام «اشتر» می‌شناختند! از این رو خود جناب مالک گفته است: «آنچه مرا خوشحال ساخت این بود که عبدالله فریاد می‌زد: «مالک». اگر گفته بود «اشتر»، یارانش مرا می‌کشتند! به خدا سوگند ازحماقتش شگفت‌زده شدم که خواهان کشتن من وخودش می‌شد؛ در حالی که اگر من کشته می‌شدم و او نیز با من کشته می‌شد وبه فرض کسی هم ازقبیله «نخع» جز من زاده نشده بود، سودی به حالش نداشت وچنین بود که او رارها ساختم و او گریخت، درحالی که زخمی عمیق درکنار چهره داشت».

۲-بی‌آنکه بخواهیم مشابه‌سازی تاریخی کنیم اما واقعیت آن است که برخی سیاست‌ها وتصمیمات جاری، همان جمله عبدالله بن زبیر راتداعی می‌کند ونشان می‌دهد برخی افراد یا دستگاه‌ها حاضرند حتی به بهای آسیب به خود وزیان به «موافقان» وجریانات خودی یا نزدیک به خود، «مخالفان» را قلع وقمع کنند یا تا حدامکان محدود سازند. دراین باره از بحث‌ها ونمونه‌های کلی‌تر که بگذریم، گواه روشن ودم‌دستی آن رفتاری است که متولیان امر، درباره اینترنت به صورت «عام» وبرخی شبکه‌های فراگیر اجتماعی، مانند «اینستاگرام»، «واتسآپ» و«تلگرام» به صورت «خاص»، داشته ودارند. چنین مسئولانی به جای اصلاح رفتارها وتلاش برای اصلاح رفتار وجلب اعتماد عمومی به شبکه‌های داخلی،  راه آسان رادر محدود ساختن وبستن این شبکه‌ها هرچند به بهای محروم ماندن موافقان خود از این ابزارهای کارآمد می‌جویند.

۳-آشکار است که فضای مجازی وشبکه‌های اجتماعی درکنار فوائد وخدمات بی‌شماری که دارند، ابزاری برای استفاده مخالفان یا دشمنان نیز خواهند بود، امامگر درطول تاریخ ودر جوامع مختلف ودر جامعه اسلامی از دین وشریعت وازقرآن وحدیث تنها در راه درست استفاده شده است؟ آیا چاره کار در محدود ساختن جامعه ازدسترسی به سرمایه‌های معنوی وتربیتی دینی است؟ مگر ازطریق همین شبکه‌های مجازی واجتماعی نیست که آن همه جریان‌های موافق وحتی خود بانیان وعاملان مسدودسازی، ازآنها بهره مادی وفکری ومعنوی می‌برند؟ چنان که به عنوان نمونه، در پایگاه رسمی رهبری در زبان‌های مختلف، پنج مورد ازهمین «شبکه‌های ممنوعه» شامل «واتسآپ»، «اینستاگرام»، «توییتر»، «فیس‌بوک»و«یوتیوب» مورد استفاده است که البته کاری درست و سنجیده است، اما برای هموطنان برغم نیاز فراوان به آنها درقشرهای مختلف، ‌ممنوع ومشمول «صیانت» شده است!

۴-باکدام منطق در حالی که بیکاری وتنگناهای اقتصادی ومعیشتی یکی از معضلات اصلی کشور وخاستگاه بخش عمده‌ای ازاعتراضات نیز همین واقعیت است، با چنین تصمیماتی، طبق برخی برآوردها به صدها هزار فرصت شغلی وافراد وخانواده‌هایی که ازطریق همین شبکه‌ها گذران زندگی دارند یاراهی برای کمک خرجی آنان است، آسیب زده می‌شود؟
نگارنده به‌رغم ارتباطات محدود خود، چند خانواده را ازنزدیک سراغ دارد که باتصمیم نادرست در بستن این شبکه‌ها که ابزار ارتباطی آنان به عنوان تولیدگران جزء با مشتریان بوده است، آسیب دیده‌اند ودر پی بیکاری دچار دغدغه پرداختن بدهی‌های خود گشته‌اند ونیز خبر دارد که چه دعاهایی(!) به جان بانیان وعاملان می‌کنند! می‌دانیم کسانی که چنین تصمیماتی می‌گیرند، نوعا دغدغه‌ معیشت وگذران زندگی خود یاحتی نزدیکان خود را ندارند، اما دستکم به فکر آن دسته ازحامیان وموافقان ونیز هموطنانی باشند که با این سیاست‌ها وتصمیمات «آنی» و«یکجانبه» آسیب دیده ومی‌بینند.

۵- با این فرض که متولیان امر در شرایط بحرانی چاره‌ای جز محدود ساختن اینترنت و برخی شبکه‌های اجتماعی برای مدتی محدود سراغ نداشته باشند،‌ اما برای یک نظام سیاسی که خود را متکی به حمایت مردم و دارای اقتدار لازم می‌بیند، نشانه آشکار سستی و ناتوانی است که چاره کار را در غلبه بر بخشی از مشکلات خود هر چند به زیان خود و به زیان بخش قابل توجهی از جامعه، در محدود ساختن دایمی ارتباطات و دسترسی به شبکه‌های اجتماعی بجوید. در شرایط بحرانی نیز اگر به‌راستی چنین نیازی باشد، راه درست همان است که در برخی کشورهای دیگر با پیش‌بینی در قانون، برای مدتی مشخص و محدود وضع فوق العاده اعلام می‌شود و برخی آزادی‌ها محدود می‌گردد. اما بستن دایمی یا بلاتکلیفی شبکه‌هایی که بخش عمده‌ای از مردم در بخش‌های مختلف فکری، فرهنگی، اجتماعی و به ویژه اقتصادی و کسب و کار ابزار کار خود قرار داده‌اند، نامعقول و مایه آسیب و زیان به همان کسانی است که نظام اسلامی خود را خدمتگزار آنان می‌شمارد.

۶- اینکه برخی مسئولان در پاسخ به اعتراض به چنین سیاستی، به شبکه‌های داخلی «حواله» می‌دهند، حواله «بی‌محل» است. مشکل اصلی در این شبکه‌ها افزون بر ناکارآمدی نسبی، چنان که تجربه نشان داده، عدم اعتماد بخش عمده‌ای از جامعه به آنهاست و پیداست جلب اعتماد امری اعتباری و دستوری نیست که به گفته این مسئول یا آن مقام پدید آید. اعتماد و بی‌اعتمادی واقعیتی است که در یک فرایند زمانبر و بسته به نوع عملکردها پدید می‌آید و مسئولیت اصلی آن در گرو رفتار خود مسئولان است. وقتی به عنوان نمونه، خود وزیر محترم سابق ارتباطات، از باب «اهل البیت ادری بما فی البیت»، به صراحت از ناایمن بودن تمام شبکه‌ها و ابزارهای ارتباطی داخلی سخن می‌گوید، دیگران چگونه باید اعتماد کنند؟ حتی با فرض کارآمدی و جلب اعتماد نیز مگر شدنی است که کسی بتواند ده‌ها و صدها هزار عضو و مشترک را به سکوها و به اصطلاح «پلتفرم»های داخلی ببرد؟

۷- نکته پایانی اینکه، نگارنده در میان کسانی که متولی و مسئول چنین تصمیماتی هستند، هیچ کسی را سراغ ندارد که در فهم درست دین و شناخت شریعت و ملاکات شرع، در سطح و اندازه استاد شهید آیت‌الله مطهری، رحمة الله علیه، باشد؛ به ویژه با ستایش و تاییدی که امام‌خمینی، رضوان الله علیه، درباره همه آثار علمی و فکری آن استاد فرزانه کردند. اگر هم کسی خود را در این سطح یا بالاتر می‌پندارد، ‌اما شجاعتی مثال‌زدنی می‌خواهد که مانند آن حکیم فقیه این گونه که می‌آوریم ابراز نظر کند. در اینجا برای جلب توجه عموم و نیز این دسته مسئولان محترم به اهمیت تصمیماتی که به زندگی و معیشت آحاد جامعه پیوند مستقیم دارد، سخنی را از آن استاد شهید بازگو می‌کنیم و شرح سنجش آن با برخی سیاست‌ها و تصمیمات را به خوانندگان گرامی وامی‌گذاریم تا داوری کنند که آن فقیه زمان‌شناس به مسائل و واقعیات اجتماعی چگونه می‌نگریست و برخی از ما چگونه؟
آیت‎‌الله مطهری در بحث امر به معروف و نهی از منکر و آسیب‌شناسی آن، یکی از کاستی‌ها را فقدان تفکر اجتماعی می‌شمارد و می‌نویسد: «ما عادت به تفکر اجتماعی را که در آیه آخر آل‌عمران دارد، از دست داده‌ایم و فردی فکر می‌کنیم». آن گاه مثالی واقعی را همراه با نظر خود بیان می‌کند که ظاهراً مربوط به سال‌های پیش از پیروزی انقلاب است و نه پس از آن و همین نکته بر اهمیت سخن وی می‌افزاید. آن استاد بزرگ می‌نویسد:
«مثلاً در موضوع شراب- که بهتر است آن را سم مهلک بنامیم- چرا توفیق حاصل نمی‌کنیم؟ اما اینکه با این همه ضرر- که هیچ اجباری هم نیست- سایر ملت‌ها نمی‌توانند، به دلیل این است که قدرت مذهب پشت سرشان نیست و اما علت عدم توفیق ما این است که نقشه نداریم، هر وقتی یک عده‌ای از روی حسن نیت و عده‌ای روی سوء نیت برای هو کردن دولتی- خصوصاً اگر ظاهرالصلاح باشد و تظاهر به دین کند- جنجال می‌کنند که لایحه منع منکرات چه شد؟ فکر نمی‌کنند که عاقلانه فکر کنیم و عذر دولت را در کسری بودجه رفع کنیم و فکر یک عده مردمی که بیکار می‌شوند قبلاً بکنیم که بحرانی ایجاد نشود.»
آری، استاد شهید و فقیه متفکر ما از نگاه فقهی و از چشم‌انداز مدیریت منطقی جامعه اسلامی، این دغدغه مهم را دارد که حتی منع شراب‌سازی و شراب‌فروشی و شراب‌خوری، ‌به گونه‌ای واقع‌بینانه باشد که مزید بر مشکل کسری بودجه دولت نشود و به بیکاری شاغلان نینجامد و مایه بحران نگردد، و برخی از ما با چنین تصمیماتی که نمونه آن بازگو شد، به آن همه شغل‌های حلال و مورد نیاز جامعه خود و مؤمنان نیز آسیب می‌زنیم! این آیا جز همان گفته عبدالله بن زبیر را تداعی می‌کند که برای خلاصی از تیغ تیز جناب مالک اشتر فریاد می‌زد: «اُقْتُلونی و مالکاً»؟

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.

یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.
دیدگاه شما پس از تأیید ناظر منتشر می‌شود.

مطالب مرتبط

حفظ نظام، در گرو گسترش آزادی‌های سیاسی و اجتماعیست

یادداشتی از:آیة الله سید ضیاء مرتضوی یکی از مهم‌ترین حقوق اساسی انسان در جامعه برخورداری از آزادی‌های سیاسی و اجتماعی است؛ از جمله آزادی بیان، آزادی تشکیل احزاب و تشکل‌ها، آزادی انتخاب و نیز رسانه‌های گروهی است که امروزه نقش بارزی در حیات اجتماعی دارند و

۳۰ آبان ۱۴۰۱

🔶 از خیزش تنگدستان بترسید!

یة الله سیدضیاء مرتضوی منبع: روزنامه جمهوری اسلامی دوشنبه 23 آبان 1401 1- در بررسی علل اعتراضات و رویدادهای طولانی اخیر بی‌تردید وضع ناگوار اقتصادی جامعه و آسیب دیدن نظام معیشت مردم، در شمار زمینه‌ها و عوامل آشکار آن است. چنان که وعده‌های کم‌ثمر و برخی تحولات ظاهری در برخی روندهای

۲۳ آبان ۱۴۰۱

تمایز دولت‌های مستقر با دولت آرمانی مهدوی و الزامات آن

آیة الله سیدضیاء مرتضوی چکیده مقاله 🔸روزنامه جمهوری اسلامی یکشنبه، ۱۵ آبان ۱۴۰۱ 🔶دولت‌های اسلامی هر چند مشروع، نباید بار مسئولیت خود را در سیاست‌های داخلی و خارجی چنان گسترده و سنگین کنند که گویی رسالت دولت آرمانی مهدوی را دارند یا از چشم‌انداز آن

۱۵ آبان ۱۴۰۱

اینترنت ملی، حصر عمومی!

آیة الله سیدضیاء مرتضوی چند سالی است که اینجا و آنجا سخن از شبکه اطلاعات ملی یا اینترنت ملی (بخوانید: اینترانت!) می‌رود و حالا نیز یکی از «حاشیه‌نشینان» سیاست، «فتوا» داده است که این کار «یک واجب شرعی است»! اینکه مسئولان مربوط بخواهند یا بتوانند این «واجب شرعی» را به جا

۲۳ مهر ۱۴۰۱