

آيتالله هاشمي براي حفظ نظام و ايران، راهکار داشت
آیة الله محمد سروش محلاتي
⬅️ استاد محمد سروش محلاتي، از اساتيد حوزه علميه قم، پژوهشگر، دين پژوه و از مؤلفين کتب فقهي با گرايش فقه سياسي به دو سؤال روزنامه جمهوي اسلامي با عنوان «اگر آيتالله هاشمي بود…» چنين پاسخ داد.
***
⬅️ از يک سؤال به سه سؤال.
درباره اينکه اگر هاشمي امروز و در شرايط کنوني بود چه ميکرد را به سه سؤال ريزتر ميتوان تقسيم کرد.
🔹اول، اگر هاشمي بود آيا اجازه داشت که براي مهار شرايط وارد شود و اوضاع را مديريت کند؟
🔹دوم، اگر فرضا خود را در تدبير امور مؤثر ميديد، چه ميگفت؟
🔹سوم، اگر دست خود را براي اصلاح امور بسته، و اگر زيان خود را در کام محبوس ميديد، در برابر اوضاع نابسامان چه ميکرد؟
⬅️ آيا ميتوانست…؟
درباره سؤال اول ميتوان گفت که او اگر امروز بود، هرگز اجازه ورود به اطاق مديريت بحران را نداشت و فرصت نقش آفريني پيدا نميکرد. او مرد مديريت بحرانها بود و در بحرانهاي بزرگ مانند خاتمه دادن به جنگ تحميلي، شجاعانه ورود پيدا کرد و سرفرازانه بيرون آمد. ولي در شرايط موجود، او نميتوانست کار مؤثري انجام دهد، زيرا
🔹 اولا اين اوضاع بحراني از يک سو ريشه در تنشهاي بينالمللي دارد که او در سالهاي آخر عمر خود براي کاهش آنها تلاش کرد و به نتيجهاي نرسيد.
🔹 ثانيا او برون رفت از معضلات اقتصادي را در گروي پذيرفتن برجام ميدانست، که آن هم خارج از توان او بود.
🔹 و ثالثا او براي آرامش مردم، برخورداري شهروندان از حقوق اجتماعي و فعاليت احزاب را لازم ميشمرد، درحالي که نميتوانست تغييري در فضاي امنيتي بوجود آورد.
⬅️ اگر ميتوانست…؟
اما درباره سؤال دوم که اگر فرضا خود را مؤثر ميديد، چگونه نظر ميداد؟ ميتوان اينگونه حدس زد.
⬅️ يکي آنکه اغتشاشات را محکوم ميکرد و آن را راه صحيح براي دستيابي به حقوق شهروندي يا اصلاح امور کشور و يا متقاعد کردن اولياي امور به تغيير رويهها نميدانست.
⬅️ دوم آنکه اغتشاشگران را در مواردي که دليل روشن و قطعي وابستگي خارجي ندارند، شايسته عفو و اغماض ازسوي نظام ميدانست تا مبادا برخوردهاي تند ازسوي نظام به تقابل شديدتر و رويايي بيشتر مردم بيانجامد.
⬅️ سوم آنکه او از مرتبط دانستن جريان عمومي اعتراضات به بيگانگان و اجانب پرهيز داشت و نقش محدود آنها در غائله آفرينيها را به اعتراضات مردمي توسعه نميداد.
⬅️ چهارم آنکه او از حقوق توده مردم براي اعتراض به نحوه اداره کشور که نتيجهاي جز تشديد فقر و افزايش بيکاري و فرار مغزها و توسعه فساد و حذف نيروهاي کارآمد و… نداشته، دفاع ميکرد.
البته حتما آقاي هاشمي راهکارهايي هم براي برون رفت از معضلات امروز ارائه ميکرد که ميتوان آنها را از راهکارهايي که در 26 تير ماه سال 88 در نماز جمعه تهران ارائه کرد تشخيص داد.ايشان گفت آن راهکارها مستند به تجربه 50 ساله اوست.
⬅️ در اينجا بايد افزود که مبناي ايشان براي برون رفت از آن شرايط همان حفظ نظام بود و در آن شرايط براي نظام احساس خطر ميکرد ولي تفاوت او با ديگران اين بود که شيوه حفظ نظام را متفاوت ميدانست.او شيوههاي رايج را موجب نابودي نطام ميدانست. لذا بعد از آن خطبه در ديدار با عدهاي از دانشجويان گفت: «راه حفظ نظام اين کارهايي که امروز انجام ميشود نيست، راهکار همان است که گفتم.»
از توصيههاي مهم ايشان در آن شرايط، بازگشت به قانون بود و ميگفت: «معترضين در همين چارچوب قانون بايد حرف خود را بزنند و حاکمين نيز در همان مسير قانوني عکس العمل نشان دهند.»
⬅️ آن روز نظر ايشان آن بود که ترديد در مردم را با تحکم نميتوان پاسخ داد: «درباره انتخابات براي بخش مهمي از جامعه ترديد پيدا شده و اعتراض دارند و راه درست بر طرف کردن ترديد مردم و جواب قانعکننده است.»
ايشان اصرار داشت که درگيريهاي خياباني پايان پذيرد ولي در کنار آن به آزاد شدن فضاي سياسي و رسانهها تأکيد ميکرد و ميگفت: «بايد رسانهها و احزاب را طبق قانون آزاد کنيم. رسانه ملي را که متعلق به همه است آزاد بگذاريم و اجازه بدهيم صاحب نظران بحث کنند.»
⬅️ آيتالله هاشمي بشدت با بوجود آوردن فضاي رعب ازسوي حکومت مخالف بود، چون معتقد بود: «اگر برخي فکر کنند با ارعاب و فضا سازي ميتوانند مسائل را حل کنند در اشتباهند و اگر هم بصورت ظاهري ان را حل کنند پس از گذشت زمان کوتاهي آن موضوع وسيعتر از گذشته مطرح خواهد شد».
اگر نميتوانست…؟
⬅️ ولي اگر او راههاي نقش آفريني براي سامان دادن به امور را به روي خود بسته ميديد، چه ميکرد؟ (سؤال سوم)
آيا هاشمي ميتوانست بطور کلي از نظام جدا شود؟ و يا میتوانست به مقابله با آن برخيزد؟
⬅️ به نظر ميرسد که هاشمي مرد اينگونه موضع گيري نبود. او پا را از سکوت اعتراضي و يا انتقاد و يا اعتراض کلامي محدود، فراتر نميگذاشت، چرا؟
محمد سروش محلاتی, [18/10/1401 11:50 ب.ظ]
⬅️ زيرا علاوه بر اينکه به لحاظ عاطفي جمهوري اسلامي را بمثابه فرزند خويش ميديد که محصول عمري مجاهدت او و همراهانش ميباشد، هر گونه مقابله را نيز موجب وخيمتر شدن اوضاع ميدانست. نگرانيهايي که در سالهاي آخر عمر در محافل خصوصي ابراز ميکرد. او بشدت نگران ايران بود و معتقد بود که گرگهايي هستند که براي پاره کردن کشور ساعت شماري ميکنند و تحمل رنجهاي کنوني را بر مصيبت پاره شدن اين سرزمين ترجيح ميداد.
⬅️ کساني که هاشمي را در سالهاي آخر عمرش ديده و رنجهاي او را از نزديک مشاهده کرده بودند ميتوانند بگويند که اگر امروز بود در چه شرايط سخت و طاقت فرسايي قرار داشت!وقتي از يک سو معضلات افزايش يابد و ازسوي ديگر امکان اصلاح کاهش يابد، و هاشمي خود را در حصر ببيند، او چه حالي خواهد يافت؟
اوضاع و احوالي که به تعبير اميرالمؤمنين تاريکي فراگير ميشود و دست هم براي اقدام قطع شده است و چارهاي جز صبر و تحمل نيست: وَ طَفِقْتُ أَرْتَئِي بَيْنَ أَنْ أَصُولَ بِيَدٍ جَذَّاءَ أَوْ أَصْبِرَ عَلَى طَخْيَةٍ عَمْيَاءَ.
⬅️ زندگي در چنين روزگاري، با انسان آگاه و دردمند چه ميکند؟ بزرگسال را فرسوده و جوان را پير و سالخورده ميکند و مؤمن را در رنجي جانکاه و پيوسته تا لقاي خدا قرار ميدهد: يَهْرَمُ فِيهَا اَلْكَبِيرُ وَ يَشِيبُ فِيهَا اَلصَّغِيرُ وَ يَكْدَحُ فِيهَا مُؤْمِنٌ حَتَّى يَلْقَى رَبَّهُ (خطبه شقشقيه)




دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.
یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.