
اینگونه مردن ، قتل است یا مرگ ؟
آیة الله محمد سروش محلاتی
❓با فرضِ اینکه حادثه درگذشت ، همانگونه که رسما گزارش شده ، اتفاق افتاده ، آیا بطور کلی این “نوع مردن” از نظر فقهی “قتل” بحساب میاید ؟
♻️پاسخ
برای رسیدن به پاسخ این سوال ، توجه به این نکات لازم است :
🔷۱ . یک قاعده فقهی از پیامبر اکرم رسیده است که : هر کس که فردی را شب از خانه اش بیرون ببرد ، ضامن است مگر اقامه بینه کند که او را سالم به خانه رسانده است : کل من طرق رجلا باللیل فاخرجه من منزله فهو له ضامن … ( کافی . فقیه . تهذیب )
بر اساس این قاعده ، اگر فردی را
‐ به زور ببرند و
‐ اجازه همراهی خانواده اش را هم ندهند
‐ و همه دقایق زندگی او در زمان غیبت ،
کاملا روشن و بدون ابهام نباشد ،
مسئولیت جان او با کسانی است که او را برده اند ، انها “متهم” هستند و باید برائت خود را اثبات کنند . و در این مورد ، “اصل بر برائت” نیست .
🔶۲ . کسانی که فردی را به زور همراه خود میبرند و سپس حادثه مرگ اتفاق میافتد ، برای رفع اتهام از خود ، باید گزارش مستند و معتبر از لحظه لحظه فرد متوفا در دوره حبس ارائه کنند . و اگر این گزارش کامل نبوده و مثلا فیلم ناقص و یا شاهدان در مقطعی از زمان حضور نداشته باشد ، اتهام ثابت است و باید انان تبرئه خود را اثبات کنند . در اینگونه موارد شهادت و گواهی کسانی که در دستگیری دخالت داشته و همکارانشان بی اعتبار است چون از شرایط شاهد “متهم نبودن” است .
🔷۳ . خانواده متوفا حق تحقیق و تفحص در باره حادثه را دارند و مسئولیت نهادهای حکومتی ، موجب حذف اولیای متوفا در روند تحقیق نیست ، انها میتوانند مستقیما و همراه متخصصان امین خود ، در مراحل تحقیق از حادثه و یا کالبد شکافی و یا ازمایشات بعد حضور یابند . مانع شدن از این حضور ، و محرمانه تلقی کردن روند تحقیق ، اعتبار نظر نهادهای مربوطه را مخدوش ساخته و با وجود اتهام ، مساله را مشمول همان قاعده از پیامبر مینماید .
🔶۴ . با فرض اینکه مرگ متوفا در اثر اضطراب روانی (و نه ضربه جسمی) اتفاق بیفتد ، باز هم نباید موضوع “قتل” را منتفی تلقی کرد . زیرا اگر این شرایط ناسازگارِ روحی در اثر حضور اجباری در یک فضای خاص اتفاق بیفتد ، “سببیتِ” ان افراد در وقوع حادثه قابل انکار نیست . حثی اگر اصلِ احضار هم مجاز باشد .
روایت معتبری وجود دارد که خلیفه دوم زنی متهم به فساد را احضار کرد و او در اثر نگرانی و ترس ، جنین خود را سقط کرد . اصحاب خلیفه ، او را تسکین میدادند که چیزی نیست تو در مقام تادیب بودی و قصد خیر داشتی ! ، ولی امیر المومنین فرمود دیه جنین بر عهده خلیفه است و حضرت به این وسیله ، وقوع قتل توسط خلیفه را تایید فرمودند ( ارشاد .کافی . تهدیب) فقهای بزرگی مانند علامه حلی همینگونه فتوا داده اند که مرک در اثر ترس موجب ضمان است(مختلف) و کسی که موجبات ترس و وحشت را فراهم کرده “سبب قتل” است .
🔷۵ . اگر فردی سابقه “بیماری” دارد و بدلیل ان سابقه به ضمیمه “ناراحتی” که شخصی بر او وارد میکند مثل فریاد زدن بر سر او یا بردن در محیط پر استرس ، از دنیا برود ، از نظر فقهی ، حکم قتل ثابت است : (شرایع : من صاح ببالغ فمات فلا دیه اما لو کان مریضا … لزم الضمان ) مثال دیگر : شخصی را که مبتلا به بیماری تنفسی است به فضایی ببرند که نتواند براحتی تنفس کند و در نتیجه بمیرد هر چند ان فضا برای تنفس افراد معمولی ، مشکل نداشته باشد .
فقها در اینجا توجه داده اند که گاه شرایط برای یک انسان سالم ، خطر افرین نیست و در این صورت مسئولیت کمتری متوجه متصدی ان شرایط است ولی نسبت به کسی که زمینه بیماری دارد ، کمترین اوضاع نامناسب میتواند مسئولیت قتل را بدنبال داشته باشد . حتی اگر ان شرایط نگران کننده نه در حد “علت تامه” ، بلکه به اندازه “جزء اخیر علت مرگ ” ان برای بیمار باشد باز هم قتل به ان انتساب پیدا میکند . برای اثبات “قتل” همین مقدار که کارشناسان تایید کنند که بیمار اگر در این شرایط و یا در این مکان نبود ، دلیلی برای مرگش نبود ، کافی است .
@mohammadsorooshmahallati


دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.
یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.