یکشنبه، ۱۷ آبان ۱۴۰۵

آیه تطهیر و جایگاه حضرت فاطمه (س) در اهل‌بیت پیامبر (ص)

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ صَلَّی‌اللهُ عَلَی نَبِیِّنَا وَ طَبِیبِ نُفُوسِنَا وَ حَبِیبِ إِلَهِ الْعَالَمِینَ أَبِی‌الْقَاسِمِ الْمُصْطَفَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ الْمُقَرَّبِینَ. توفیقی است که دقایقی مختصر در محضر شما سروران گرامی و اساتید ارجمند باشم. امید است آنچه بیان می‌شود، در این محفل نورانی که به مناسبت میلاد مسعود و با سعادت صدیقه‌ی کبری، حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) منعقد شده است، مرضیِ پروردگار متعال واقع گردد و ان‌شاءالله مورد استفاده‌ی عزیزان قرار گیرد. محور سخن بنده، آیات شریفه‌ای است که تلاوت شد؛ اما به عنوان مقدمه، نکته‌ای تفسیری را معروض می‌دارم.

آیه تطهیر و جایگاه حضرت فاطمه (س) در اهل‌بیت پیامبر (ص)

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ صَلَّی‌اللهُ عَلَی نَبِیِّنَا وَ طَبِیبِ نُفُوسِنَا وَ حَبِیبِ إِلَهِ الْعَالَمِینَ أَبِی‌الْقَاسِمِ الْمُصْطَفَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ الْمُقَرَّبِینَ.

توفیقی است که دقایقی مختصر در محضر شما سروران گرامی و اساتید ارجمند باشم. امید است آنچه بیان می‌شود، در این محفل نورانی که به مناسبت میلاد مسعود و با سعادت صدیقه‌ی کبری، حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) منعقد شده است، مرضیِ پروردگار متعال واقع گردد و ان‌شاءالله مورد استفاده‌ی عزیزان قرار گیرد. محور سخن بنده، آیات شریفه‌ای است که تلاوت شد؛ اما به عنوان مقدمه، نکته‌ای تفسیری را معروض می‌دارم.

همان‌طور که مستحضرید و مفسرین نیز بدان اشاره داشته‌اند، تفسیر قرآن کریم در وهله‌ی نخست دارای دو مرتبه و رویکرد است: «تفسیر سیاقی» و «تفسیر نفسی». تفسیر سیاقی بدین معناست که مفهوم یک آیه به کمک آیات ماقبل و مابعد آن مشخص می‌گردد. فرآیند فهم قرآن معمولاً بدین صورت است که ابتدا «معنای» تحت‌اللفظی آیه به ذهن متبادر می‌شود، سپس با بررسی ارتباط آن با آیات هم‌جوار، مرحله‌ی «شرح» صورت می‌گیرد و در نهایت، نوبت به «تفسیر» می‌رسد که کشف مقصود نهایی پروردگار است. البته دسترسی ما به کنه مقصود الهی، به اندازه‌ی وسع و ظرفیت وجودی‌مان است، چرا که ما موجوداتی «تدریجی‌الوجود» هستیم و در مسیر تکامل قرار داریم. بنابراین، اگر بخواهیم صرفاً با ترجمه و شرح ظاهری پیش برویم، ممکن است به عمق مراد الهی دست نیابیم و نیازمند شواهد داخلی و خارجی باشیم.

اما رویکرد دوم، «تفسیر نفسی» است که برخی از آن به «تأویل» تعبیر می‌کنند، اما می‌توان آن را همان تفسیر نفسی قرآن نامید. در این روش، آیه به صورت مستقل و فارغ از سیاق آیات قبل و بعد، کانون توجه قرار می‌گیرد. به عنوان مثال، در آیه‌ی شریفه‌ی «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» (انبیاء/۷ و نحل/۴۳)، اگر بر اساس تفسیر سیاقی عمل کنیم، آیات قبل و بعد خطاب به مشرکین است و می‌فرماید اگر نمی‌دانید که این پیامبر (ص)، پیامبر آخرالزمان است و نشانه‌های او را نمی‌شناسید، بروید و از «اهل ذکر» بپرسید. در این سیاق، مراد از اهل ذکر، علمای تورات و انجیل (اهل کتاب) هستند. چون در آن مقطع، پیامبر هنوز با یهودیان خیبر درگیری نداشتند و ذهن آنان نسبت به اسلام آزادتر بود؛ لذا قرآن ارجاع می‌دهد که نشانه‎ها را از آنان بپرسید. اما در «تفسیر نفسی»، طبق روایات مأثوره از اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، مصداق اتمّ «اهل ذکر»، خودِ اهل‌بیت هستند. امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند اگر شما اکنون نزد علمای یهود بروید، آنان شما را به خودشان دعوت می‌کنند نه به پیامبر اسلام؛ پس ماییم آن «اهل ذکر» که دعوت به حق می‌کنیم. بنابراین، در نگاه استقلالی و نفسی، آیه معنای عمیق‌تری می‌یابد.

حال با این مقدمه، به آیه‌ی شریفه‌ی تطهیر می‌پردازیم: «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا» (احزاب/۳۳). اگر بخواهیم تفسیر سیاقی را لحاظ کنیم، آیات قبل و بعد درباره‌ی همسران پیامبر (ص) است: «یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ... وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ» (ای زنان پیامبر، شما مانند سایر زنان نیستید... و در خانه‌هایتان قرار گیرید). سپس می‌فرماید: «وَاذْکُرْنَ مَا یُتْلَی فِی بُیُوتِکُنَّ مِنْ آیَاتِ اللَّهِ». در این سیاق، خطاب به زنان پیامبر است که در خانه بمانید و آیات الهی را تلاوت کنید تا مایه فتنه نشوید. اگر زنان پیامبر دارای «طهارت باطنی» و عصمت بودند، حضورشان در جامعه مفسده‌ای نداشت و می‌توانستند بیرون بیایند؛ اما چون طهارتشان تضمین شده نیست، دستور به ماندن در خانه (وقرن فی بیوتکن) می‌گیرند. البته شاید برخی اساتید که در این مسائل غور کرده‌اند بفرمایند این دستور ناظر به زنانی است که قصد تبرّج (خودنمایی) دارند، اما قدر متیقن این است که اگر زن بدون تعلیم و تزکیه وارد اجتماع شود، ممکن است بلغزد.

اما ناگهان لحن کلام الهی تغییر می‌کند و می‌فرماید: «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ». در اینجا ضمیر از مؤنث (کنّ) به مذکر (کم) تغییر می‌یابد و بحث «اهل‌بیت» مطرح می‌شود. بر اساس تفسیر نفسی و شواهد روایی، این بخش از آیه مستقل است و دلالت بر عصمت و طهارت باطنی خاص دارد. این طهارت باطنی که خداوند اراده فرموده، مربوط به کسانی است که حضورشان در جامعه نه تنها فتنه نیست، بلکه باعث رشد، نشاط و طهارت جامعه است. محور این «اهل‌بیت» در آیه‌ی تطهیر، وجود مقدس حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) است. اگرچه در ظاهر، افراد دیگری (خمسه طیبه) نیز هستند، اما مرکزیت با حضرت زهراست. پیامبر اکرم (ص) پس از نزول این آیه، مأمور شدند تا مصادیق را مشخص کنند. لذا به مدت طولانی (طبق برخی روایات شش ماه یا بیشتر)، هنگام عبور از درِ خانه‌ی حضرت زهرا (س) و علی (ع) می‌فرمودند: «السَّلَامُ عَلَیْکُمْ یَا أَهْلَ الْبَیْتِ» تا معلوم شود منظور از این آیه کیست. حتی حکمِ بستنِ درب خانه‌ها به مسجد (سدّ الابواب) صادر شد، «إِلَّا بَابَ عَلِیٍّ»؛ یعنی تنها کسانی که حتی در حالت جنابت یا حیض (عذر شرعی ظاهری) نیز طهارت باطنی دارند و حضورشان در مسجد بلامانع است، همین خاندان هستند. اینجا حکم تکلیفی حرمت توقف در مسجد از آنان برداشته شده است که نشان از مقام والای وضعی و تکوینی آنان دارد.

نکته‌ی بسیار مهم این است که پس از نزول آیه‌ی تطهیر (حدود سال پنجم یا ششم هجری)، ادبیات و لحن رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نسبت به معرفی حضرت زهرا (س) تغییر یافت. تا پیش از این، معرفی‌ها جنبه‌ی «فردی» داشت. عباراتی نظیر «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی»، «فَاطِمَةُ سَیِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ» یا «سَیِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ» که در منابع فریقین (مثل صحیح بخاری) آمده، ناظر به فضیلت شخصی ایشان بود. اما پس از آیه‌ی تطهیر، رویکرد پیامبر به رویکرد «جمعی» و عنوان «اهل‌بیت» تغییر یافت. عناوینی مانند «أَهْلُ بَیْتِی أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ» یا حدیث مشهور «مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی فِیکُمْ کَمَثَلِ سَفِینَةِ نُوحٍ مَنْ رَکِبَهَا نَجَی» که حاکم نیشابوری در مستدرک آورده و تصریح می‌کند که این روایت طبق شرط مسلم بن حجاج (صاحب صحیح مسلم) صحیح است، صادر شد. یا حدیث ثقلین که در کتب معتبر اهل سنت (مسلم، ترمذی، مسند احمد) آمده: «إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی». این تغییر لحن نشان می‌دهد که از این پس، «حیثیت جمعی» این خاندان ملاکِ هدایت و تمسک است.

حتی در ماجرای مباهله نیز این حیثیت جمعی نمود یافت: «اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَیْتِی وَ خَاصَّتِی وَ حَامَّتِی». کیفیت صلوات نیز پس از این آیه تغییر کرد و «آل محمد» به صلوات اضافه شد. بنابراین، مناقب حضرت زهرا (س) از یک سو مناقب فردی است که در کتب معتبر (بخاری و مسلم) آمده و از سوی دیگر، ایشان محور مناقب جمعی اهل‌بیت هستند.

در خصوص جایگاه محوری حضرت زهرا (س)، روایتی در منابع دست‌دوم اهل سنت (مانند آثار سیوطی و ابن‌ابی‌الحدید) و منابع شیعی نقل شده است که ایشان «رکنِ» امیرالمؤمنین (ع) و حتی به تعبیری رکنِ رسول‌الله (ص) هستند. اینکه پیامبر (ص) به ایشان لقب «ام‌ابیها» دادند، صرفاً یک تعبیر احساسی نیست؛ بلکه نشان می‌دهد پس از رحلت حضرت خدیجه (س)، فاطمه (س) جایگاه مادری، یعنی کانون انس، آرامش و دلگرمی را برای پیامبر (ص) پر کردند. ایشان چراغ پرفروغ و مایه‌ی سکونتِ بیتِ نبوت بودند.

همچنین در روایات آمده است که پیامبر (ص) به امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: «سَلَامُ اللَّهِ عَلَیْکَ یَا أَبَا الرَّیْحَانَتَیْنِ... فَعَنْ قَلِیلٍ یَنْهَدُّ رُکْنَاکَ» (سلام بر تو ای پدر دو گل خوشبو... به زودی دو رکن تو منهدم خواهد شد). رکن اول، وجود مقدس رسول‌الله (ص) بود و رکن دوم، حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها). امیرالمؤمنین (ع) که خود «تکیه‌گاه مردان» و اسدالله الغالب بود، در مسائل معنوی و آرامش روحی، تکیه‌گاهش فاطمه (س) بود. شاید سرّ اینکه علی (ع) در ماجرای هجوم به خانه، مأمور به سکوت بود و حضرت زهرا (س) پشت در رفتند، همین جایگاه رکنیّت ایشان باشد؛ چرا که دشمنان شاید حریم دختر پیامبر را بیشتر پاس می‌داشتند تا حریم علی (ع) را، و حضور ایشان دفاع جانانه‌ای از ولایت بود.

علاوه بر این، حضور اجتماعی حضرت زهرا (س) نیز حضوری فعال و حماسی بود. در صحیح بخاری آمده است که در جنگ احد، وقتی دندان‌های مبارک پیامبر شکست و صورت و بازوی ایشان مجروح شد و خون بند نمی‌آمد، این فاطمه (س) بود (در حالی که سن کمی داشت) که حصیری را سوزاند و خاکستر آن را مرهم زخم پیامبر کرد و خون را بند آورد. در جنگ احزاب (خندق) نیز که پیامبر (ص) روزها در محل حفر خندق و کوه ذباب عبادت می‌کردند و گرسنه بودند، حضرت زهرا (س) نانی تهیه کردند و برای پدر بردند و همچون یک پرستار دلسوز از ولیّ خدا مراقبت نمودند، در حالی که دیگران شاید در فکر خود بودند.

نکته‌ی دیگر در فضایل ایشان، روایت «لَوْلَا عَلِیٌّ لَمْ یَکُنْ لِفَاطِمَةَ کُفْوٌ» است که هم در منابع ما و هم در منابع اهل سنت (مانند ابن‌مردویه) آمده است. امام صادق (ع) فرمودند: اگر خداوند امیرالمؤمنین را خلق نمی‌کرد، برای فاطمه همتایی بر روی زمین از آدم تا خاتم یافت نمی‌شد. این نشان از هم‌طرازی مقام نوری و معنوی این دو بزرگوار دارد.

در پایان، اشاره‌ای به مقام حضرت زهرا (س) در قیامت داشته باشیم. روایات متواتر دلالت دارد که اگرچه اولین کسی که در قیامت محشور می‌شود رسول‌الله (ص) است، اما آخرین نفری که وارد صحرای محشر می‌شود (به جهت تشریفات و عظمت ورود) و اولین کسی که وارد بهشت می‌گردد، حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) است. ایشان مواقف ترسناک و وحشت‌زای ابتدایی قیامت را نمی‌بینند و مستقیماً در جایگاه شفاعت کبرا قرار می‌گیرند. در حالی که مردم در «یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ» هستند و از شدت ترس خون گریه می‌کنند، منادی ندا می‌دهد: «غُضُّوا أَبْصَارَکُمْ» (چشمانتان را فرو بندید) تا دختر پیامبر عبور کند. ایشان با جلال و جبروت وارد شده و در مقام شفاعت قرار می‌گیرند و اولین کسی هستند که عملاً باب شفاعت را برای شیعیان و محبین می‌گشایند.

امیدواریم خداوند متعال ما را با بی‌بی‌ دوعالم، صدیقه‌ی کبری (س) محشور فرماید و روز به روز بر معرفت و محبت ما نسبت به این خاندان بیفزاید.ان‌شاءالله صلواتی بلند ختم بفرمایید: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.

یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.
دیدگاه شما پس از تأیید ناظر منتشر می‌شود.

مطالب مرتبط

انسان کامل در قرآن؛ مراتب صعود و سقوط انسان و مقام خلیفة‌اللهی

بسم الله الرحمن الرحیم «اَلحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمینَ وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلی سَیِّدِنا وَ نَبِیِّنا اَبِی‌القاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّدٍ وَ عَلی آلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ الهُداةِ المَهدِیّینَ المُکَرَّمینَ، سِیَّما بَقِیَّةِ اللهِ فِی الأَرَضینَ، الحُجَّةِ بنِ الحَسَنِ العَسکَری، روحی وَ اَرواحُ العالَمینَ لِتُرابِ مَقدَمِهِ الفِداء، وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنَ اِلی قِیامِ یَومِ الدّین»

۴ آبان ۱۴۰۵

امام حسین (ع) در مکه؛ آیه رؤیا، شجره ملعونه و حدیث «حسین منی و أنا من حسین»

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم اَلحَمدُلِلّهِ رَبِّ العالَمینَ وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلی سَیِّدِنا وَ نَبیِّنا أبِی‌القاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد (اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ) وَ عَلی آلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ المَعصومینَ، لا سیَّما بَقیَّةِ اللهِ فِی الأَرَضین. «وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ ۚ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيَانًا كَبِيرًا».

۷ آبان ۱۴۰۵

خطبه حضرت زهرا (س)، بازخوانی میراث بعثت؛ تفسیر «الا فی الفتنة سقطوا» و ریشه‌های فتنه سقیفه

بسم‌الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب‌العالمین، و الصلاة والسلام علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد صلی الله علیه و آله الطیبین الطاهرین. گاهی توفیق، چه جبری باشد و چه اختیاری، سبب می‌شود که انسان در شرایط خاصی قرار بگیرد. امشب نیز توفیق، یا شاید بهتر بگویم توفیق جبری، باعث شد که در خدمت شما عزیزان و بزرگواران باشم. چند روز پیش در صحبت با جناب آقای قاضی‌زاده، دوست عزیزمان، تصور کردم ایشان قانع شده‌اند که دیگر در این جلسه حضور پیدا نخواهم کرد. اما امروز حضرت آقای اوجی تماس گرفتند و با تأکید از من خواستند که بیایم. ما نیز، چون عادت کرده‌ایم که گوش‌به‌فرمان باشیم، پذیرفتیم و آمدیم.

۷ آبان ۱۴۰۵

فقه و منزلت حضرت زهرا (س)؛ جایگاه سیره و گفتار فاطمی در استنباط احکام شرعی

آیت الله سروش محلاتی : زندگی حضرت علی و حضرت زهرا الگو است، اما باید به شرایط و تفاوت‌های هر زمان و مکان توجه داشت . به گزارش روابط‌عمومی مؤسسه پژوهشی - فرهنگی فهیم هم‌زمان با ایام عزاداری شهادت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (س) چهارصد و دهمین جلسه نظریه‌پردازی مؤسسه فهیم با عنوان فقه و منزلت حضرت زهرا (س) با ارائه آیت‌الله محمد سروش محلاتی استاد درس خارج فقه حوزه علمیه قم و پژوهشگر فقه سیاسی با حضور اساتید و پژوهشگران حوزه و دانشگاه برگزار شد.

۷ آبان ۱۴۰۵