حقوق انسان در قرآن
آیة الله کاظم قاضیزاده
به گزارش روابطعمومی مؤسسه پژوهشی – فرهنگی فهیم در شب پانزدهم ماه مبارک رمضان همزمان با شب تولد امام حسن مجتبی (ع) سلسله جلسات علمی و نظریهپردازی در مؤسسه پژوهشی – فرهنگی فهیم با حضور جمعی از فضلا و اساتید حوزه علمیه قم برگزار شد.
حضرت آیة الله کاظم قاضیزاده استاد درس خارج فقه سیاسی حوزه علمیه قم و رئیس مؤسسه فهیم در سیصد، هشتاد چهارمین جلسه نظریهپردازی مؤسسه فهیم تحت «عنوان حقوق انسان در قرآن» به ارائه سخن پرداختند.
استاد حوزه درس خارج حوزه علمیه قم در صحبتهای مقدماتی خود اظهار داشت: بحث که برای چند جلسه طراحی شده است که در شبهای ماه مبارک رمضان قرار است ارائه گردد تحت عنوان حقوق انسان در قرآن مطرح میگردد، اصل بحث این است که در جامعه امروزی به حق به انسان توجه ویژهای میشود، انسانهای کره زمین خود را نسبت به خیلی از امور محق میدانند، مکاتب انسانی انسان به حقوق انسان بهعنوان یک دست آوردی تأکید میکند. شاید آنچه تحت عنوان اعلامیه جهانی حقوق بشر یا منشورهای که بهعنوان حقوق شهروندی در دنیای جدید چه در کشور ما چه در کشورهای دیگر و در سطح بینالملل مطرح میگردد، برایناساس است که انسان موجودی است، دارای حقوق باید این حقوق رعایت شود چه از سوی انسانهای دیگر چه از سوی دولتها و چه دولتها نسبت به یکدیگر چه ملتها نسبت به یکدیگر، باید حقوق یکدیگر را رعایت کنند.
آیة الله قاضیزاده در ادامه بیان داشت: شاید بتوان گفت آنچه در دنیای جدید بهعنوان اعلامیه جهانی حقوق بشر یا منشور حقوق شهروندی ارائه شده است نتیجه رنجهای بشری است و نتیجه نزاعهای انسانی در قرونوسطی و نتیجه تلاشهای است که انسان سعی کرده بر اساس فکر و تجربه خودش حقوقی را طراحی کند تا جامعه انسان زندگی آرامتری داشته باشد و نزاعها کاهش پیدا کند. گرچه روشن است که این اعلامیهها کامل نیست در برخی موارد قابل بحث است در برخی موارد شاید با مبانی دینی ما سازگاری نداشته باشد، مهمتر این که این اعلامیهها بهصورت دوگانه از سوی قدرتها مورد توجه قرار میگیرد. در برخی موارد بهخوبی رعایت میگردد و در برخی موارد رعایت نمیگردد؛ مثلاً این حقوق را نسبت به شهروندان خود رعایت میکنند؛ اما نسبت به شهروندان کشورهای دیگر خیلی کم مورد توجه قرار میگیرد، شاید بتوان گفت یکی از ضعفهای اعلامیه جهانی حقوق بشر سایر منشورهای حقوق بشری است که نتوانسته این مشکل دوگانگی در رفتار را حل کند.
یک واقعیت است که این اعلامیهها توانسته برخی را وسوسه کند که مهاجرت کنند به آن کشورهای صادرکننده اعلامیه و منشورهای حقوق بشری.
منظر بحث ما این است که ما مایههای حقوق انسانی را در متون دینی داریم. ولی نتوانستهایم به آنها توجه کنیم و نتوانستیم آنچه که هست به دست بیاوریم و به آن عمل کنیم. دو مشکل است گاهی اوقات به دست نیاوریم و گاهی به دست آوریم، عمل نکردیم. دومی بیشتر از اولی است عزیزان اگر دعای افتتاح را این شبها بخوانند دو فراز دارد خیلی زیبا است میفرماید «اللهم ما عرفتنا من الحق فحملناه وما قصرنا عنه فبلغنا » معنایش این است که خدایا جای که ما حق را شناختیم وحق را شناساندی «ماعرفتنا من الحق فحملناه» توفیق بده که حق را تحمل کنیم. در عرصه عمل پیاده کنیم « ما قصرنا عنه فبلغناه» مواردی که کوتاهی کردیم حق را نشناختیم « فبلغناه» حق را به ما برسان.
حالا در باب حقوق انسان همینطور است بخشی را نرسیدیم بخشی را که رسیدیم اجرا نکردیم عمل نکردیم؛ لذا با یک رویکرد تفسیری لازم است این بحث را در بعضی جلسات که طراحی شده ارائه کنیم.
کاربرد مفهوم حق در قرآن
استاد فقه سیاسی حوزه علمیه قم بیان داشت: بهعنوان مقدمه باید گفت واژه حق در قرآن کریم بیش از دویست و شصت بار استعمال شده است اگر به قرآن مراجعه کنیم واژه حق دویست و شصت سه بار در قرآن بهکار رفته است. بلکه بیشتر دویست هشتاد و هفت مورد واژه حق در قرآن مجید بهکار رفته است که معانی مختلف دارد از میان آنها روشن است که خود خداوند حق است. سرچشمه حق از خداوند است حق امر ثابت و واقع است حق یعنی امر ثابت و مطابق با واقع، باطل یعنی چیزی که واقعیت ندارد. آیات متعددی است که حقانیت خداوند را یاد میکند. در باره پیامبر هم ارسال پیامبر را به حق میبیند، در آیه دیگر میفرماید هرچه از جانب خداوند است حق است قرآن هم به حق نازل شده است، پیامبران گذشته هم به حق مبعوث شدهاند. پس خداوند حق است ارسال رسول حق است کتاب و دین هم حق است. حتی آخرت را که بیان میکند یا قضاوت را که مطرح میکند همه اینها حق هست. حق یعنی مطابق با واقع. باطل یعنی امری که واقعیت ندارد.
تقابل حق و تکلیف در گفتمان دینی
آیة الله قاضیزاده بیان داشت حق و تکلیف در گفتمان دینی دو امر متضایف هست هرجا حق مطرح شده در مقابل تکلیفی هم وجود دارد به هر صورت این نگاه کلی است که قرآن مجید به مسئله حق و تکلیف در عرصههای مختلف توجه دارد.
حق بودن که سبب میشود افراد نسبت به همدیگر حقوقی داشته باشند و تعاملاتی داشته باشند، حق در تعاملاتی دینی یک امر طرفینی است؛ یعنی بعثت و دین حق است در طرف مقابل هم یک حقانیت وجود دارد که باید مورد پذیرش قرار گیرد. اگر خداوند حق است بندگان خداوند هم یک حقانیت دارد؛ لذا میتوان گفت در گفتمان دینی حقوق و تکالیف تقابل دارد. حضرت امام علی (ع) در مورد تقابل حق و تکلیف میفرماید: أَمَّا بَعْد؛ فَقَدْ جَعَلَ اللّهُ سُبْحَانَهُ لِی عَلَیْکُمْ حَقًّا بِوِلاَیَةِ أَمْرِکُمْ، وَ لَکُمْ عَلَیَّ مِنَ الْحَقِّ مِثْلُ الَّذِی لِی عَلَیْکُمْ، فَالْحَقُّ أَوْسَعُ الاَْشْیَاءِ فِی التَّوَاصُفِ، وَ أَضْیَقُهَا فِی التَّنَاصُفِ، لاَیَجْرِی لاَِحَد إِلاَّ جَرَى عَلَیْهِ، وَ لاَ یَجْرِی عَلَیْه إِلاَّ جَرَى لَهُ. وَ لَوْ کَانَ لاَِحَد أَنْ یَجْرِیَ لَهُ وَ لاَ یَجرِیَ عَلَیْهِ، لَکَانَ ذلِکَ خَالِصاً لِلّهِ سُبْحَانَهُ دُونَ خَلْقِهِ، لِقُدْرَتِهِ عَلَى عِبَادِهِ، وَ لِعَدْلِهِ فِی کُلِّ مَا جَرَتْ عَلَیْهِ صُرُوفُ قَضَائِهِ، وَ لکِنَّهُ سُبْحَانَهُ جَعَلَ حَقَّهُ عَلَى الْعِبَادِ أَنْ یُطِیعُوهُ، وَ جَعَلَ جَزَاءَهُمْ عَلَیْهِ مُضَاعَفَةَ الثَّوَابِ تَفَضُّلاً مِنْهُ، وَ تَوَسُّعاً بِما هُوَ مِنَ الْمَزِیدِ أَهْلُهُ» حضرت امیر المومنین میفرماید : حقوق در مقام بیان و سخنرانی دامنه وسیع دارد؛ ولی در مقام عمل و تطبیق حقوق محدودیت زیاد دارد کمتر در جامعه رعایت میگردد. لاَیَجْرِی لاَِحَد إِلاَّ جَرَى عَلَیْهِ» هیچ کس ذی حق نیست مگر آنکه علیه الحق هم است یعنی مکلف است «وَ لاَ یَجْرِی عَلَیْه إِلاَّ جَرَى لَهُ» هیچ کس ذی حق نیست مگر مکلف هم هست حق طرفینی است مانند حقوق پدر و فرزند مانند حقوق همسایه نسبت به همدیگر، دولت و شهروندان دولت حقوقی دارد شهروندان هم حقوقی دارند. در ادامه حضرت می فرماید اگر قرار بود کسی ذی حق باشد ولی مکلف نباشد کسی بر او حق نداشته باشد خداوند متعال است چون خداوند متعال نعمت را کامل داده وهدایت را کامل داده است. حیات را کامل داده ولی انسان در مقابل چیزی نداده است تا ذی حق شمرده شود اگر قرار باشد که حق بدون تکلیف باشد مخصوص خداوند متعال است« لَکَانَ ذلِکَ خَالِصاً لِلّهِ سُبْحَانَهُ دُونَ خَلْقِهِ، لِقُدْرَتِهِ عَلَى عِبَادِهِ،»
خداوند برای خود حق اطاعت قرار داده است بندگان مکلف هستند که اطاعت نمایند. در مقابل برای انسان مطیع نسبت به خداوند هم حقی قرار داده است وپاداشی برای انسان قرار داده است. «وَ جَعَلَ جَزَاءَهُمْ عَلَیْهِ مُضَاعَفَةَ الثَّوَابِ تَفَضُّلاً مِنْهُ، وَ تَوَسُّعاً بِما هُوَ مِنَ الْمَزِیدِ أَهْلُهُ.» خداوند انسان مطیع را ثواب مضاعف می دهد.
ما نمیتوانیم در جامعه انسانی معتقد باشیم که همه شهروندان مکلف هستند از حاکم اطاعت کنند پس حاکم چه وظیفهای در قبال شهروندان دارد اگر مردم از حاکمیت اطاعت نمایند حاکمیت هم باید وظایف خود را در قبال شهروندان انجام بدهد.
انواع حق و تکلیف در گفتمان دینی
بر اساس حصر عقلی میتوانیم بگویم چهار نوع ذیحق و من علیه الحق داریم. یکی محق است دیگری مکلف گاهی ذیحق و من علیه الحق در حوزه امور فردی است؛ مانند حق والد بر ولد که در حوزه حقوق خصوصی موردتوجه قرار میگیرد. شاید خیلی از موارد که تحت عنوان حق در رساله حقوق امام سجاد (ع) ذکر شده غالباً حقوق خصوصی است. مورد دوم ذیحق و من علیه الحق جامعه است؛ مانند رابطه جامعه مدنی و دولت که هرکدام از جامعه مدنی و دولت نسبت به همدیگر حقوقی دارند. مورد سوم ذیحق فرد است افراد نسبت به جامعه و دولت حقوقی دارند متقابلاً دولت مکلف است که باید رعایت نماید. مورد چهارم ذیحق دولت است؛ ولی مکلف فرد است این نگاه چهارگانه را میتوان در مورد رابطه حق و تکلیف ذکر کرد؛ بنابراین گفت در گفتمان دینی رابطه حق و.تکیلف دوطرفه است



دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.
یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.