حق تحصیل واشتغال زنان در اموزه های دینی
آیة الله سید محمد علی ایازی
در پی محرومیت زنان افغانستان، از حق تحصیل واشتغال توسط امارت خود خوانده طالبان که این اقدام طالبان با محکومیت جهانی مواجه شد عالی ترین مرجع دینی اهل سنت در جهان اسلام (دانشگاه الازهر مصر )نیز محرومیت زنان را از حق تحصیل واشتغال محکوم نموده آن را مغایر آموزه های دینی دانسته است «سایت اندیشه ما » به منظور واکاری حق تحصیل واشتغال زنان در ـآموزه های دینی مصاحبه ای را با آیة الله سید محمد علی ایازی، قرآن پژوه واستاد درس خارج حوزه علیمه قم انجام داده است که متن آن به شرح زیر تقدیم می گردد:
استاد محترم حضرت آیة الله ایازی!
سلام علیکم ورحمت الله
همانگونه که استحضار دارید گروه طالبان که امروزه در افغانستان به نام امارت اسلامی حکمرانی می کنند در جدیدترین اقدامات خود زنان را از تحصیل واشتغال باز داشته اند و معتقدند که خروج زنان بدون محرم شرعی از منزل و مسافرت در شهرهای غیر از محل سکونت خود، حرام شرعی است. در نتیجه زنان حق تحصیل و اشتغال ندارند چون نمی توانند در بیرون از منزل وظایف شرعی خود را انجام دهند. خواستم دیدگاه فقهی حضرت عالی را در مورد حق تحصیل و اشتغال زنان از منظر آموزه های دینی داشته باشیم به همین منظور سوال های را خدمت شما تقدیم می داریم.
سؤال اول: در آموزه های دینی برای تحصیل و اشتغال زنان محدودیتی وجود دارد یا زنان مانند مردان از حق تحصیل و اشتغال بر خوردار هستند؟
رشد هرجامعهای به رونق دانش و دستیابی به اطلاعات علمی است، زن و یا مرد باشد فرقی نمیکند. تحصیل علم و آگاهی از جهان زمینه رشد دانش را فراهم میسازد. به همین دلیل در قرآن وقتی که سخن از مقام علم کرده، به صورت کلی برای انسان بیان کرده است، مثلا در بایستگی علم و این که جامعه دارای دانش با جامعه فاقد آن یکسان نیست، فرموده است: «هَلْ یسْتَوی الذینَ یعْلَمُونَ والذینَ لَا یعْلَمُونَ». (زمر: 9)؛ آیا کسی که میداند و کسی که نمیداند با هم مساوی هستند. قرآن در این آیه در مقام تبیین اهمیت علم و نقش آن در موفقیت، رشد و کسب معنویت است و گوئی با این بیان میخواهد ارجاع به درک عقل و وجدان انسانها بدهد که هرگز از نظر عقلا، عالمان و دانشمندان (فارغ از جنسیت) کسانی که میدانند با کسانی که نمیدانند یکسان نیستند. در نتیجه مقام علم ارزشی دارد که قابل مقایسه نیست.
در آیه دیگر برای بیان ارزش انسانها دو دسته از افراد را مقامشان را بالا برده است، کسانی که مؤمن هستند و کسانی که دارای علم هستند: «یَرْفَعِ اللهُ الَّذِیْنَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذِیْنَ أُوتُوا العِلْمَ دَرَجاتٍ». (مجادله: 11) یعنی داشتن درجه در این دنیا وسیله موفقیت و تأثیرگذاری انسان میشود. در نتیجه هم بر آنان لازم است که کوشش کنند، هم بر جامعه لازم است ابزار و لوازم چنین علمی را فراهم کنند و فرصتهای علمی را محدود به صاحبان ثروت، قدرت و مذهب نکنند: «إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ…» (فاطر: 28) تنها دانايانند كه از او مىترسند. علم سبب خشيت الهى است «خَشِيتُ» ترس همراه با تعظيم و برخاسته از علم و آگاهى است. به تعبیر دیگر علم بستر آگاهی و رشد معنوی است. در مقام بیان فضیلت علم است. چنانکه در حدیث نبوی حق تحصیل و کسب اطلاعات به عنوان فریضه هر مسلمانی شناخته شده است: به عنوان نمونه این روایات ذکر میگردد:
یکم: روایتی از پیامبر (ص) که برای اهتمام مسلمانان به علم گفته شده است: «طلبُ العلم فريضةٌ عَلی کلُ مُسلم». دانش آموختن برهر مسلمانی فریضه است.[1] کلمه مسلم، مثل کلمه الناس است که جنسیت در آن لحاظ نشده است. چنانکه این قید و مفهوم، معناي سلبي ندارد، كه اين وظيفه تنها براي مسلمانان تعیین شده باشد، بلكه به اين معنا است كه شما كه مسلمان هستيد، توقع بیشتری میرود که اين وظيفه را بهخوبی و هميشگی انجام دهيد.
دوم: در سنن ترمذي از پیامبر نقل شده است که فرمود: من خرج في طلب العلم فهو في سبيل الله حتى يرجع. کسی که برای کسب علم از خانه خود بیرون میرود، مانند کسی است که در راه خدا گام برداشته تا برگردد.
چنانکه در سنن ابن ماجه آمده :« «منْ سَلَكَ طَريقا يَبْتَغي فيه عِلْما سَهَّل الله له طريقا إلى الجنة، وإنَّ الملائكةَ لَتَضَعُ أجْنِحَتها لطالب العلم رضًا بما يَصنَع[2]. کسی راهی را بپیماید برای دستیابی به علم، خداوند راهی را برای رسیدن به بهشت آسان میگرداند. در این روایات مطلق است و شامل زن و مرد و برای همیشه و در همه مقاطع زندگی است و محدودیتی ندارد.
از طرف دیگر نه تنها تحصیل علم حق هر انسانی اعم زن و مرد است ، بلکه وظیفه دینی است و این مسئله در روایات فراوان از فریقین نقل شده و اختصاص به شیعه ندارد و در صحاح سته با تعبیرهای مختلف این اهمیت و فضیلت بیان شده است.
در حقیقت زنان نیمی از بدنه جامعه و مؤثر در حیات و فعالیت علمی، اقتصادی و فرهنگی و رشد علمی و توسعه و آرامش خانه و خانواده است. تحصیل آنان بر اساس مطالعات میدانی که شده در مراتب عالی به این اهداف کمک میکند. حضور اجتماعی زنان با رشد فرهنگی و گرایش به تحصیل و تدریس و اشتغال این مسئله را جدیتر کرده است. زنان وقتی به کسب به علم میپردازند، حتی در اداره خانواده و تربیت فرزندان و امور اجتماعی موفق تر هستند[3].
مسئولیت رشد و توسعه و اموری که در حقوق متقابل مردم و حکومت بیان شده است. یا برخی از کشورهائی که به توسعه اهمیت میدهند در باره حقوق زنان به شکل تبعیض مثبت گام بردارند تا جبران عقبماندگی آنان شود.
زن و مرد در ترازوی عدالت الهی مساوی هستند و در حیات معنوی و حیات طیب در مرتبه واحدی قرار دارند و به تعبیری دیگر فرصت مساوی در کسب مراتب کمال و رشد دارند. چنانکه قرآن فرموده است: «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ …». (نحل: 97). در این آیه هم برای داشتن هرگونه شبهه امتیازخواهی قرآن تصریح میکند: «مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى» چه زن و چه مرد تا کسی نگوید مردان بهتر و بیشتر مراتب کمال را طی میکنند و برخلاف روایاتی که نوعی کسب کمال را برای مردان میداند و یا این زنان هستند که وسیله فریب مردان را فراهم میکند. خیر زن و مرد هر دو شرایط مساوی برای رشد و تعالی دارند و برخلاف فرهنگ جاهلی زن موجود درجه دوم به حساب نمیآید. چنانکه فرموده است: «إِنَّ الْمُسْلِمينَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتينَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقينَ وَ … وَ أَجْراً عَظيماً » (احزاب: 35) زن را همردیف مرد آورده و او را در پیوند و ارتباط با خداوند در کسب کمالهای همسان با مرد دانسته است.
سوال دوم: آیا زنان حق دارند به منظور تحصیل و اشتغال بدون محرم شرعی از منزل خارج شوند. به شهرهای دیگری غیر از محل سکونت یا خارج از کشور مسافرت نمایند؟
وقتی تحصیل حق شد، کسب حق از تمام راههای مباح جایز و بلکه مفید و لازم است و مسافرت رفتن قید همراه با مرد ندارد. حتی قید زن همراه داشتن برای تحصیل علم هم ندارد. زیرا دلیلی ندارد که زن مقید به همراهی با مردی باشد. در هیچ یک از دستوراتی که از پیامبر وارد شده چنین چیزی برای لزوم همراهی برای رفت و آمد و تحصیل نیامده و این بدعتی است که کسی بخواهد برای حق مردم حکم دینی در بیاورد. و همچنین در سیره پیامبر زنان مستقلا به مسافرت اطراف میرفتند و حتی پیامبر در روایتی برای سفرهای دور پیش بینی میکند که زنان امت من در آینده میتوانند به راههای دور هم به تنهائی مسافرت کنند. بنابراین اگر در مسیر امنیت است و خطر جانی آنان را مانند مرد تهدید نمیکند، این اقدام او در سفر جدا از کسب علم که فریضه الهی است، جایز است. وقتی به این عمل مباح فریضه بودن اضافه میشود، بغاة علم یعنی در جستجوی علم بودن واجب میشود.
وانگهی این خانواده و خودشان هستند که باید تشخیص بدهند، این دختر به تنهائی مسافرت برود و یا نرود. به حکومت ارتباطی ندارد که داسوزی و دخالت در همه چیز زندگی خصوصی افراد دخالت کند و دلسوزیهای دایه مهربانتر از مادر بشوند.
سوال سوم: در مقام تعارض حق تحصیل و اشتغال با رعایت وظایف شرعی مانند رعایت حجاب و عدم اختلاط با مردان کدام مقدم است؟
تحصیل در مرحله اول حق هر انسان است. چگونه در خیابان و اجتماعات اختلاط است وقتی نوبت به تحصیل برسد، مانع تراشی بشود. در منابع دینی این حق عمومی انسانی شمرده شده است، مثلا از پيامبر نقل شده که فرموده: پنج چيز براي همه مردم از حقوق اولیه است كه ممانعت از آن جايز نيست، كه يكي از آنها علم است: «قال رسول اللّه صلیالله عليه و آله و سلّم: خَمسٌ لا يَحِلّ منعُهنّ: الماءُ و الملحُ و الكلاء و النار و العلم».[4]: پنجچیز است که جلوگیری از هیچکس جایز نیست. آب، نمک، چراگاه، آتش(انرژی) و علم. روايت دیگر كه باز دسترسی به علم را بمانند حق عمومي جامعه (صرف نظر از عقیده، مذهب، نژاد و جنسیت و یا اتهام) میداند.
روایت امام باقر از اجداد خود از پیامبر است:. «عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) خَمْسٌ لَا يَحِلُّ مَنْعُهُنَّ: الْمَاءُ وَ الْمِلْحُ وَ الْكَلَأُ وَ النَّارُ وَ الْعِلْمُ».[5] آب و آتش (انرژي) و مراتع و اين حق انسانی.
این دو روایت به این جهت توجه میدهد که سخن از مقام علم و عالم نیست، بلکه مقام بیان حق کسب علم برای همه است. لذا میگوید: خداوند مردم را در پنجچیز شریک قرار داده است: آب، چراگاه و مراتع، آتش و انرژی و نمک و علم.
در میان آنها از همه مهمتر علم است، زیرا فهم این که نباید آب یا نمک و را از مردم دریغ کرد، آسان است، بهمین دلیل علم را در آخر ذکر کردهاند. و دليل اين پنج چيز قوام حيات انسان به اين پنج چيز است. آب مايه حيات است. نمك وسيله دوام حيات و خورش زندگی است. چراگاهها وسيله تغذيه حيوانات و تداوم حیات انسان است و آتش و انرژي، وسیله بهروزی و آسایش و رشد حيات است و در نهايت توسعه جامعه و رشد حيات معنوي و تحقق عدالت به علم و اطلاعات و شناخت آن است.
اما این که پرسیده شده، حق تحصیل و اشتغال یا رعایت حجاب و عدم اختلاط با مردان کدام مقدم است؟ باید گفت مسئله تحصیل با رعایت حجاب در تضاد نیست. یعنی تحصیل باشد و رعایت حجاب هم باشد، مگر کسی خودش نخواهد که آن ربطی به تعارض ندارد. همینطور هم اشتغال نیز چنین است. اما اختلاط اگر موازین اخلاقی و دینی رعایت شود، نفس اختلاط مشکلی ندارد.
سؤال چهارم: آیا دولت اسلامی بهمنظور رعایت حجاب، عدم اختلاط زنان مردان در محیط تحصیل و کار یا عدم همراهی محرم شرعی در مسافرتهای بانوان، میتواند آنان را از حق تحصیل و اشتغال باز دارد؟این پرسش مطرح است که موضع اسلام در باره تحصیل زنان چیست؟
در حقیقت منع از تحصیل منع از انجام فریضه است، مثل این است که از یکی از واجبات منع شود و دولت اگر شرایط برای تحصیل فراهم نیست باید شرایط را فراهم کند نه این که افراد را از تحصیل باز دارد. زیرا کسب علم هم حق است و هم فریضه. بگذریم که این تعطیل کردن شامل دانشجویانی میشود که در شهرهای خود مشغول تحصیل هستند. از آن طرف ایجاد فرصت تحصیل وظیفه دولت هاست، اما الزام به حجاب وظیفه دولتها نیست. در سیره پیامبر و خلفا و ائمه نقل نشده که افراد را به خاطر حجاب الزام کرده باشند. برعکس در همان زمان زنانی بودهاند که کنیز بوده اند و حجاب هم نداشتند، بلکه در روایتی از خلیفه دوم نقل شده است که اگر زنان غیر حرائر حجاب را رعایت میکردند مانع میشد: «رأی عمر جارية مقنعة، فضربها بدرته و قال القي القناع لاتشبهن بالحرائر» (سيوطي، الدرالمنثور، 1414ق: ج7، ص660؛). خليفه دوم كنيزي ديد كه مقنعهاي بر سر بسته بود با تازيانه او را زد و گفت: پوشش خود را بردار و خود را مانند زنان آزاد نكن. در منابع شیعی نیز به شکل دیگری از امام باقر نقل شده است. خوب اگر نگرانی از عفت عمومی بود فرقی میان زنان آزاده و کنیز نبوده باشد. همچنین زنان اهل کتاب بدون رعایت حجاب در کوچهها و معابر عمومی میآمدند و کسی ممانعت نمیکرد. پس وظیفه حکومت برای ممانعت از کار و درس و دانشگاه عدم رعایت حجاب نبوده است.
از طرفی جامعه با دانش توسعه مییابد. معنویت و اخلاق در نظامی است که برای علم ارزشگذاری کند و لذا ممانعت از دستیابی از آن هنر نیست توانمند کردن افراد جامعه ارزش است و از ادله فضیلت علم استفاده میشود که نه تنها تحصیل علم لازم است بلکه دیگران هم باید مقام علم و امکان دسترسی به علم و اطلاعات را فراهم کنند، چون علم حق عمومی جامعه است و هیچ فردی و حکومتی برای محدودیت کردن علم حق محدودیت ندارد.
اگر در گذشته دختران با نداشتن تحصیل و تجربه اجتماعی چنین ظرفیتی از انتخاب کسب نکرده بودند، اما امروز به خاطر تحصیل، آگاهی از امور زندگی برای خود هویت مستقلی میخواهند. همچنین جایگاه زنان با رفتن به مدرسه و دبیرستان و دانشگاه و گرفتن شغل بیرونی و داشتن مسئولیتهای گوناگون و ارتباط اجتماعی و آگاهی از جایگاه انسانی مانند گذشته نیست که مطیع محض باشند. نمیشود برخلاف خواسته عقلانی او کاری را انجام داد. در بسیاری از موارد زن وقتی شوهر میکند که مشغول تحصیل و یا کار و همانند مرد مسئولیت و نقشی اجتماعی را ایفا کند. از طرفی شیوه زندگی، تمکین در امور زناشوئی، رفت و آمد به بیرون خانه هم تغییر پیدا کرده و عرف جامعه و متخصصان و سیره عقلا هرگونه تحمیل این خواستهها و یا ایجاد محدود کردن را اسارت و زندانی کردن زن میدانند، نوعی اجحاف، خشونت و ظلم تلقی میکنند.
[1] . سنن ابن ماجه، حدیث 224؛ اصول کافی، ج 1 ص 30.
[2] . رواه أبو داود والترمذي وابن ماجه والدارمي وأحمدحنبل
[3]. ر. ک کتاب: آمارتيا سن: توسعه یعنی آزادی، ترجمه محمدسعيد نورینائينی، نشر نی.
[4]. نوری، میرزاحسن، مستدرك الوسائل، ج 2 ص 470 و ج 3 ص 150.
[5]. الجعفريات (الأشعثيات)، باب ما لا يحل منعه، ص: 172.



دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.
یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.