یکشنبه، ۱۷ آبان ۱۴۰۵

خطبه حضرت زهرا (س)، بازخوانی میراث بعثت؛ تفسیر «الا فی الفتنة سقطوا» و ریشه‌های فتنه سقیفه

بسم‌الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب‌العالمین، و الصلاة والسلام علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد صلی الله علیه و آله الطیبین الطاهرین. گاهی توفیق، چه جبری باشد و چه اختیاری، سبب می‌شود که انسان در شرایط خاصی قرار بگیرد. امشب نیز توفیق، یا شاید بهتر بگویم توفیق جبری، باعث شد که در خدمت شما عزیزان و بزرگواران باشم. چند روز پیش در صحبت با جناب آقای قاضی‌زاده، دوست عزیزمان، تصور کردم ایشان قانع شده‌اند که دیگر در این جلسه حضور پیدا نخواهم کرد. اما امروز حضرت آقای اوجی تماس گرفتند و با تأکید از من خواستند که بیایم. ما نیز، چون عادت کرده‌ایم که گوش‌به‌فرمان باشیم، پذیرفتیم و آمدیم.

خطبه حضرت زهرا (س)، بازخوانی میراث بعثت؛ تفسیر «الا فی الفتنة سقطوا» و ریشه‌های فتنه سقیفه

بسم‌الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب‌العالمین، و الصلاة والسلام علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد صلی الله علیه و آله الطیبین الطاهرین.

گاهی توفیق، چه جبری باشد و چه اختیاری، سبب می‌شود که انسان در شرایط خاصی قرار بگیرد. امشب نیز توفیق، یا شاید بهتر بگویم توفیق جبری، باعث شد که در خدمت شما عزیزان و بزرگواران باشم. چند روز پیش در صحبت با جناب آقای قاضی‌زاده، دوست عزیزمان، تصور کردم ایشان قانع شده‌اند که دیگر در این جلسه حضور پیدا نخواهم کرد. اما امروز حضرت آقای اوجی تماس گرفتند و با تأکید از من خواستند که بیایم. ما نیز، چون عادت کرده‌ایم که گوش‌به‌فرمان باشیم، پذیرفتیم و آمدیم.

دو نکته ابتدایی را عرض می‌کنم و سپس به بحث اصلی خود می‌پردازم.

اولین نکته مربوط به خطبه حضرت زهرا سلام‌الله‌علیهاست. این خطبه که در مسجد و در گفت‌وگوهای حضرت با همسران انصار و دیگر افراد ایراد شده است، از جهات مختلف شگفت‌انگیز است. به معنای واقعی کلمه، این خطبه معجزه‌آساست. مدتی است که به ذهنم رسیده است که تعبیر "خطبه فدکیه" رسایی لازم را برای این اثر ندارد. شاید این تعبیر نتواند عمق و گستردگی معارف این خطبه را نشان دهد.

در جلسه‌ای که با حضور زنده‌یاد استاد محمدرضا حکیمی رضوان‌الله‌تعالی‌علیه برگزار شد، ایشان با عشق و علاقه فراوانی که به معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام داشتند، به مناسبت موضوعی به این خطبه اشاره کردند و فرمودند که اطلاق عنوان "فدک" یا "فدکیه" بر آن ظلم است. من از ایشان پرسیدم که چه عنوانی مناسب‌تر است؟ ایشان کمی تأمل کردند و سپس فرمودند که شاید عنوان بازخوانی میراث بعثت شایسته‌تر باشد.

من نیز بر اساس این نگاه، خطبه را از لحاظ فیزیکی طبقه‌بندی کردم. بخش اول خطبه به حمد الهی اختصاص دارد و در بخش دوم جایگاه پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله تشریح می‌شود. این بخش تقریباً تا جایی پیش می‌رود که مسئله فدک مطرح می‌شود. اما برخلاف تصور عمومی، بخش اعظم خطبه به موضوعات دیگری از جمله خطاب به انصار، هشدار به آنان و تحلیل شرایط اجتماعی اختصاص دارد.

یکی از ویژگی‌های برجسته این خطبه، استناد دقیق حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها به آیات قرآن است. حضرت در این خطبه با استدلال‌های روشنی نشان می‌دهند که ادعای خلیفه وقت درباره ارث نبردن انبیا برخلاف صریح آیات قرآن است. روایت نقل‌شده از پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله نیز از نظر حضرت فاقد اعتبار بوده و توسط ایشان به چالش کشیده می‌شود. می‌توان گفت که حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها نخستین کسی بودند که پس از پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله، به‌نقد قرآنی پرداختند.

این روایت و حواشی مربوط به آن، در اصول و کلام اهل‌سنت نیز مباحث فراوانی ایجاد کرده است. از جمله این مسائل، بحث درباره ارث انبیاست؛ اینکه آیا انبیا ارث می‌گذارند یا خیر، و اگر ارث می‌گذارند، آیا پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله مستثنا شده‌اند یا خیر. مرحوم شمس‌الدین در کتاب خود با عنوان نظام الحکم والاداره فی الاسلام این موضوع را به‌تفصیل بررسی کرده‌اند. ایشان در این کتاب به مسائل مختلف خلافت، از جمله خاستگاه آن و مباحث مربوط به اجماع، پرداخته‌اند.

در پایان، می‌توان گفت که خطبه حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها از نظر استنادهای قرآنی، تحلیل‌های دقیق و پیام‌های معارفی، یکی از متون برجسته و شگفت‌آور تاریخ اسلام است که نیازمند بازخوانی و بررسی عمیق است.

نکته‌ی بعدی که می‌خواستم عرض کنم، در راستای رسیدن به بحثی که عزیزان عنوان کرده‌اند، این است که دو نکته در خطبه حضرت زهرا و شاید در سایر بیانات ائمه علیهم‌السلام مغفول واقع شده است. حالا اگر بخواهیم هر عنوانی برای آن در نظر بگیریم، آمیختگی این معارف با آیات قرآنی و زاویه نگاه ازاین‌جهت بسیار آموزنده و گاهی تکان‌دهنده است. شاید بخشی از این معارف در قالبی از تحویل قرار بگیرند، اما واقعاً روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام و توجه به آن‌ها نشان می‌دهد که ماجرا به‌گونه‌ای دیگر است. به‌هرحال از زاویه‌های مختلف هم این موارد قابل‌توجه است و به‌عنوان مقدمه‌ای بر مطلب می‌خواهم عرض کنم و امیدوارم که آیه‌ای که از خطبه می‌خواهم به آن تکیه کنم، از بین نرود و وقت کافی برای بیان آن باقی بماند.

سخن علامه طباطبایی رضوان‌الله تعالی علیه یا تحلیل و گزارش یک قاعده که ایشان در جلد اول صفحه ۲۰۶ و در جلد دهم صفحات ۹۹ و ۱۰۰ آورده‌اند، بسیار جالب است. علامه طباطبایی فرمودند که قرآن کریم در سبک بیانی خود گاهی جمله مستقلی دارد که به قول علما "سکوت علیها" مفاد آن حجت است. بعد از تحلیل بیشتر می‌فرمایند که این یکی از اصول مفاتیح تفسیر اخبار منقول از اهل‌بیت علیهم‌السلام است و بر آن مدار بسیاری از احادیث آنان قرار دارد.

بعدازاین توضیحات، دو قاعده از این مطلب استنباط می‌شود که یکی از آن‌ها بسیار مهم است. من زمانی که این مسئله را دیدم، تعجب کردم و به نظرم شاید به دلیل کمبود فهم من بود. اما وقتی این مسئله را با آقای معرفت در میان گذاشتم، ایشان هم تعجب کردند و پس از آن یکی دو رساله نوشتیم. در طول تحقیقات بیشتر متوجه شدم که علامه در آشنایی خود با روایات و ابعاد آن‌ها، به‌ویژه در معارف و تفسیرها، دقیقاً چه نکته‌ای را مطرح کرده‌اند. در حقیقت، این تفسیر عملی اهل‌بیت علیهم‌السلام است که نظرات خود را به طور عملی بر آیات و تفسیر آن‌ها پیاده کردند، نه نظری.

این نکته‌ای که به ذهنم آمد، نشان می‌دهد که ما در یک رساله ۴۵ آیه را بر اساس این سبک تفسیر کرده‌ایم که البته آن رساله هنوز چاپ نشده است. این موضوع در دعاها، خطبه‌ها، نامه‌ها و روایات بسیار فراوان است و اهمیت زیادی دارد. به نظر می‌رسد علامه مجلسی رضوان‌الله تعالی علیه نیز در یک روایت فقهی که در منابع اهل‌سنت هم موجود است، اشتباهی در تصحیح یا تحریف روایت داشته است که با روایت ما حل می‌شود. این روایت به آیه ۹۴ سوره انفال مرتبط است و علامه در استناد حضرت جواد علیه‌السلام به این آیه، نکته‌ای را بیان کردند که در بعضی موارد مربوط به تزویج و تزویج است.

این جمله‌ای که حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در خطبه‌ی خود آورده‌اند، "الا سقطو فی الفتنه" نشانگر بُعد دیگری از آیه قرآن است. این عبارت در بستر تاریخی‌اش به بهره‌ای عمیق از آیه قرآن می‌انجامد. این آیه به منافقین و جنگ تبوک اشاره دارد، جایی که برخی منافقین از رفتن به جنگ شانه خالی می‌کردند و به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌گفتند که به ما اجازه دهید تا در معرض فتنه قرار نگیریم. این نکته در خطبه حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها، پیامی هشدارآمیز و عمیق دارد.

خدا رحمت کند مرحوم را که از فاضلان و شاید فاضل‌ترین مستبصر در سال‌های اخیر بود. ایشان در قاهره به رحمت خدا رفت. در کتاب بسیار مهم خود به نام معالم الفتن می‌گوید که این نوع شکل‌دهی سقیفه و به کارگیری تعبیراتی مانند اجتهاد، تحویل و رای سیلابی باعث شد که در گذرگاه خود قتل سیاسی و کرور انسان‌ها در فتنه غرق شوند. البته در حال حاضر فرصت بحث در این مورد ندارم. برخلاف آنچه که مفسران تقریباً متفق‌القول در تفسیر آیه فتنه گفته‌اند که فتنه را یا به شرک تعبیر کرده‌اند یا به کفر، به نظر می‌رسد که تفسیر ایدئولوژیک فتنه همان معنای عرفی و اصطلاحی آن است که در دوره جاهلی به کار می‌رفته. این به معنای فضایی است که در آن شبهات و آلودگی‌ها وجود دارد، به‌گونه‌ای که در آنجا تشخیص حق به‌راحتی ممکن نیست. جهاد برای این است که در چنین فضایی حق را مشخص کرد، نه به‌زور همان‌طور که خلفا در سال‌های اول انجام دادند. این نکته بسیار جالب است. وقتی که آیات نظیر این آیه فتنه یا قاتلوا در برابر آیات مقید قرار می‌گیرند، می‌بینیم که جهاد ابتدایی صرفاً برای جنگیدن نیست. چون این آیات پس از آنکه مطلق شدند، در اطلاق خود باقی می‌مانند. لذا جهاد در این معنا تغییر می‌کند.

در تاریخ اسلام می‌بینیم که ابتدا چگونه وارد شهرها می‌شدند و چه بلایی بر سر ملت‌ها، حتی ایرانی‌ها، می‌آوردند. به ویژه در دوران سلطنت یزید، که ملک الشعرای بهار در یک چکامه بلند خیلی ناراحت و جوش‌زده می‌شود که چرا عرب‌ها چنین کردند. اما در نهایت می‌گوید که به هر حال دین خوبی به ما دادند. این ماجرا پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) شروع شد و دقیقاً پنج حزب مشغول تلاش بودند و این فتنه‌ای بود که در آن برخی از مومنان در آن فضا گیر کرده بودند. یکی از بهترین تحلیل‌ها را می‌توانید در کتاب بسیار مهم مرحوم شیخ دکتر عبدالله علایلی پیدا کنید. او به خاطر حق‌گویی‌هایش شهرت داشت. ایشان در یکی از سخنرانی‌های شب عاشورا که حدود ۷۰-۸۰ سال پیش در قاهره انجام داد، این بحث‌ها را مطرح کرده و بعد آن را در دو کتاب منتشر کرد. ترجمه این کتاب‌ها توسط آقای جعفری در دسترس است. در این کتاب‌ها اشاره شده است که قبل از رحلت پیامبر حدود دو سال پیش از آن، احزاب مختلف در حال برنامه‌ریزی بودند. حزب ثلاثه که ابوبکر، عمر و ابو عبیده جراح را شامل می‌شد، حزب عمویان، حزب انصار که سه شاخه داشت و حزب علویان که کار خود را انجام می‌دادند.

این فتنه‌ای بود که برخی از مردم مانند همان فردی که بلافاصله بعد از خطبه حضرت زهرا (س) آمد و گفت اگر زودتر می‌آمدید شاید دنبال کسی دیگر نمی‌رفتیم، اما شما دیر آمدید و همین باعث شد که بیعت با دیگران صورت گیرد. زمانی که این فضا ایجاد شد، حزب سراسری به رهبری آن سه نفر (ابوبکر، عمر و ابو عبیده) تمام قدرت را در دست گرفتند. نکته جالب این است که وقتی این متن از سقیفه را پیدا کردم، بسیار عجیب بود که عمر و ابو عبیده از بیرون به شدت فریاد می‌زدند و هر کسی را که می‌دیدند، به زور دست او را می‌گرفتند و به بیعت مجبور می‌کردند. در نهایت بیعت انجام شد و سران احزاب دیگر نتوانستند نقشی در این زمینه ایفا کنند. این ماجرا منجر به ایجاد فتنه‌ای بزرگ در تاریخ اسلام شد.

در این قسمت، حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) به فتنه‌ای که بنی‌امیه در تاریخ اسلام به راه انداختند، اشاره می‌کنند و این‌که خود آن‌ها نیز در این فتنه گرفتار شدند. این فتنه که از آن به فتنه بنی‌امیه یاد می‌شود، هنوز هم به طور غیرمستقیم در جریان است و ما در حال حاضر در این بازی که آن‌ها آغاز کردند، گرفتاریم. در واقع، این جریان علی‌ستیزی که در نهایت به پیام‌بر ستیزی و خداستیزی منتهی می‌شود، همچنان ادامه دارد. اگر کسی خانواده پیامبر (ص) را فراموش کند و یا از آن‌ها به طور درست و شایسته یاد نکند، در واقع در این فتنه‌ای که بنی‌امیه به راه انداختند، دچار شده است.

حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) در بیان خود به آیه‌ای از قرآن اشاره می‌کنند که در آن فتنه‌ای مطرح می‌شود که بنی‌امیه نیز از آن در امان نماندند. در ادامه، مفسران اهل‌سنت نیز به تفسیر این آیه پرداخته‌اند و نظرات مختلفی را بیان کرده‌اند. برخی از این مفسران به‌خصوص در مورد خواب پیامبر (ص) که در آن رؤیای خود را دیده و بنی‌امیه را بر منبر خود فرازوفرود می‌بینند، توضیح داده‌اند. این خواب به‌عنوان یکی از نشانه‌های فتنه‌ای که بنی‌امیه به وجود آوردند، مطرح می‌شود.

این روایت به‌ویژه در میان مفسران اهل‌سنت با اسناد معتبر نقل شده و برخی از آن‌ها برای مقابله با این حقیقت تلاش کردند، اما در نهایت نتوانستند این حقیقت را انکار کنند. از جمله این مفسران علامه طباطبایی (رضوان‌الله علیه) هستند که در تفسیر المیزان با هوشمندی خاصی فرمودند که ما نمی‌توانیم تنها به رؤیاها یا آیات خاصی استناد کنیم، بلکه باید به مجموع آیات قرآن توجه کنیم تا معنای دقیق‌تری از فتنه و افراد دخیل در آن به دست آوریم. ایشان تأکید می‌کنند که فتنه‌ای که بنی‌امیه به راه انداختند، در واقع فضا را برای ایجاد فساد در تاریخ اسلام فراهم کرد و در نتیجه، فضاحت‌هایی را به دنبال داشت.

سید قطب، مفسر معروف اهل‌سنت، نیز در تحلیل خود از فتنه بنی‌امیه و مشکلات ناشی از آن، به دوران عثمان اشاره می‌کند و وضعیت نامطلوبی که در آن زمان به وجود آمد را توصیف می‌کند. وی می‌گوید که اگر سقیفه به وجود نمی‌آمد، بسیاری از مشکلاتی که به دنبال آن در تاریخ اسلام رخ داد، هرگز به وجود نمی‌آمدند. در نهایت، این فتنه به‌گونه‌ای بود که جز ضرر و فساد برای جامعه اسلامی چیزی به دنبال نداشت و هنوز هم اثرات آن در تاریخ اسلام به چشم می‌خورد.

خدا رحمت کند مرحوم استاد محمدتقی شریعتی را که در کتاب بسیار خواندنی «خلافت و ولایت از نظر قرآن»، یکی از سیئات شیخین و معاویه را مطرح کرده است. امویان در تاریخ اسلام جنایت‌ها و فسادهای بسیاری مرتکب شدند. حضرت آقا نیز به بزرگواری‌هایی اشاره کردند که ذکر مصیبت را برگزیده‌اند. یکی از بزرگان در کتاب قدیمی خود به نام «الفاظ» ذکر کرده است که از علویان سؤال کردند: «زید کجا به شهادت رسید؟»، و او پاسخ داد: «در سقیفه». حادثه سقیفه یکی از سخت‌ترین و جداکننده‌ترین لحظات تاریخ اسلام بود. حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) باعظمت و جلالت خود، پس از پیامبر، اولین خانه‌ای که وارد می‌شد، خانه او بود.

در آن زمان، یک فرد روشنفکر و گاهی با طرز فکر خود، اظهار داشت که شاید ضربه به حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) از آنجا شروع شده باشد. چنین نظراتی، درست یا نادرست، تنها باعث گمراهی می‌شوند. در منطق سیاست، حتی یک‌دانه عدس می‌تواند تغییراتی ایجاد کند. برای مثال، در دوران محمد خان قاجار، دو سرباز به هنگام سان‌دیدن قصد داشتند او را بکشند. فردی که می‌خواست این فضا را آلوده کند، این مسئله را به‌عنوان تهدید علیه شاه مطرح کرد، و چندین نفر را به مدت ده روز در زندان به اتهام شاه‌کشی نگه داشتند. این نوع افکار، نتیجه یک سیاست خطرناک و منطق خاص خود را دارد.

در کتاب بسیار خوب شیخ جعفر نقدی که مقدمه‌ای دارد، آمده است که زمانی حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) به دلیل شرایط خاصی از مردم پنهان شدند و از زیارت قبر رسول‌الله (صلی‌الله علیه و آله) خودداری کردند. در این وضعیت، عمار یاسر به در خانه حضرت علی (علیه‌السلام) آمد و از مشاهده حال امام به‌شدت متأثر شد. او نتوانست خود را کنترل کند و اشک‌هایش جاری شد. سپس از امام اجازه گرفت که چیزی بگوید و امام به او اجازه داد.

عمار پرسید: «چرا این‌قدر غمگین و نگران هستید؟ این درد و عزای شما چیست که آرام نمی‌گیرید؟» امام علی (علیه‌السلام) به او پاسخ دادند: «عمار، این درد و عزای من از دست‌دادن فاطمه (سلام‌الله‌علیها) است. تا زمانی که حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) در کنارم بود، وقتی که صحبت می‌کرد، گوش‌هایم از صدای پیامبر پر می‌شد. من فراق رسول‌الله را نمی‌فهمیدم، اما اکنون دیگر آن صدا نیست و احساس فقدان بزرگ‌تر از هر چیزی است.» امام علی (علیه‌السلام) در ادامه بیان کردند که فقدان حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) درد و رنج بسیار بزرگی برای ایشان به همراه دارد.

وقتی حضرت علی (علیه‌السلام) به فاطمه (سلام‌الله‌علیها) اشاره کردند، فرمودند: «اللهم صل علی فاطمه فیها»، علم هر که با زهرا احساس سخاوت می‌کند، مهر این وادی سلیمان را ضیافت می‌کند. دست پخت فاطمه است. هر که یکبار ساحل را دید، کم‌کم عادت می‌کند. بی‌بی جان، یک‌عمر ریزه‌خوار در خانه مادرم بوده‌ام. شب شهادت مادر، چه می‌خواهی از مادر سادات؟ فرشیان و عرشیان هم به او می‌ایستند، در خانه‌اش که عبادت می‌کند. کیست این بانو؟ همان شخصیت و نوری که وقتی در سجاده عبادت می‌ایستاد، خدا به ملائکه می‌فرمود: «بیایید، ملائکه من! ببینید چگونه زهرا من را عبادت می‌کند. بیایید و یاد بگیرید.»

آیا حضرت علی (علیه‌السلام) بر فاطمه (سلام‌الله‌علیها) امامت می‌کند یا فاطمه بر علی؟ در روز قیامت، کار دست فاطمه است. حضرت علی (علیه‌السلام) می‌ایستد و زهرا قیامت می‌کند. اگر رشته‌ای از چادرش در دست ما باشد، شفاعت می‌کند. حضرت علی (علیه‌السلام) گفتند: «فاطمه جان، اگر صورتت کبود شده، تقصیر من نیست. اگر تو افتاده‌ای، تقصیر من نبوده است.» فاطمه (سلام‌الله‌علیها) جواب داد: «علی جان، تو که شبیه شمع نمی‌سوزی و مرگ را نمی‌طلبی. شنیدم نیمه‌های شب به بچه‌ها گفتی: «بیا، می‌خواهم دعا کنم.» بچه‌ها با دست‌های کوچکش آمدند. مگر چند سال داری که خمیده‌ای؟ تو که جوانی، چرا نمی‌توانی بلند شوی؟»

آیا می‌خواهید برایتان بخوانم؟ در روز فردا، صلات الله علیه امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، خبر آوردند که حضرت علی (علیه‌السلام) باید به خانه برود. نمی‌دانم با چه حالی خود را به منزل رساند، اما وقتی رسید، فاطمه (سلام‌الله‌علیها) در حال افروختن آتش در خانه بود. حضرت علی (علیه‌السلام) در کنار نعش حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) نشست، و سر مبارکش را کنار بدن حضرت زهرا قرارداد. فاطمه جان، با چشمان بسته، دل علی (علیه‌السلام) را پر از غم کرد. در شب شهادت حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها)، علی (علیه‌السلام) به‌شدت گریه می‌کرد. فاطمه (سلام‌الله‌علیها) از او خواست که آرام باشد.

حضرت علی (علیه‌السلام) گفت: «چشمانم کبود شده، علی جان. اگر تو افتاده‌ای، تقصیر من نیست. فاطمه جان، تو که شبیه شمع نمی‌سوزی، چرا مرگ را طلب می‌کنی؟» در این حال، حضرت علی (علیه‌السلام) در کنار نعش حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) به‌شدت غمگین بود.

این غم ادامه داشت تا اینکه حضرت حسین (علیه‌السلام) کنار نعش حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) نشست. سپس در کربلا، حضرت ابوالفضل‌العباس (علیه‌السلام) نیز کنار نعش حضرت حسین (علیه‌السلام) نشست. حضرت عباس (علیه‌السلام) گفت: «کمرم شکست و دلم زیرورو شد.»

حسین (علیه‌السلام) فریاد زد: «خیمه‌ها خالی است، هیچ‌کس به یاری نمی‌آید. برای من فقط این علم‌دار است که مرا یاری می‌دهد.»

این شعر با التماس دعا به پایان رسید:

«آب به خیمه‌ها نرسید. حسین فدای سرت، فدای سرت، صلی‌الله علیک یا علی‌بن‌الحسین، و علی اولاد الحسین، و علی اصحاب الحسین.

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.

یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.
دیدگاه شما پس از تأیید ناظر منتشر می‌شود.

مطالب مرتبط

انسان کامل در قرآن؛ مراتب صعود و سقوط انسان و مقام خلیفة‌اللهی

بسم الله الرحمن الرحیم «اَلحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمینَ وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلی سَیِّدِنا وَ نَبِیِّنا اَبِی‌القاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّدٍ وَ عَلی آلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ الهُداةِ المَهدِیّینَ المُکَرَّمینَ، سِیَّما بَقِیَّةِ اللهِ فِی الأَرَضینَ، الحُجَّةِ بنِ الحَسَنِ العَسکَری، روحی وَ اَرواحُ العالَمینَ لِتُرابِ مَقدَمِهِ الفِداء، وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنَ اِلی قِیامِ یَومِ الدّین»

۴ آبان ۱۴۰۵

روشنگری حضرت زهرا (س) در برابر تحریف حاکمیت؛ نقد سقیفه و امامت به‌عنوان امری الهی

فاطمه زهرا (س) روشنگری و مقابله با حاکمیت غاصب / آیت الله علی نظری منفرد آیت الله علی نظری منفرد؛ استاد حوزه علمیه، شامگاه ۱۵ آذرماه در سخنانی در مراسم عزاداری مؤسسه فهیم با عنوان «روشنگری فاطمه(س) در برابر تحریف حاکمیت» با بیان اینکه روشنگری در جایی رخ می‌دهد که حقایق برای مردم تحریف و پنهان شده است و فرد روشنگر باید آگاه به حقایق باشد و ترفند دشمن را بتواند بشناسد و بیان کند، گفت: تحریف کلمه‌ای است که خداوند در قرآن در مورد عهدین بیان کرده است؛ تحریف گاهی لفظی و معنوی و گاهی جابجایی است؛ «مِنَ الَّذِينَ هَادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ» یا «فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَٰذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلً» از موضع‌گیری حضرت زهرا(س) برمی‌آید که تحریف در واقعیت رخ داده بود.

۷ آبان ۱۴۰۵

فدک و خطبه فدکیه؛ سه گفتمان شیعه، اهل سنت و مستشرقان

پیش از ورود به اصل بحث، پیشنهادی را مطرح می‌کنم که امید است به فضل الهی و همت شما عزیزان، به سنتی حسنه تبدیل و فراگیر شود. شایسته است با توجه به مقتضیات دینی، اجتماعی و سیاسی زمانه، گروهی از دغدغه‌مندان پیشگام شوند

۴ آبان ۱۴۰۵

امام حسین (ع) در مکه؛ آیه رؤیا، شجره ملعونه و حدیث «حسین منی و أنا من حسین»

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم اَلحَمدُلِلّهِ رَبِّ العالَمینَ وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلی سَیِّدِنا وَ نَبیِّنا أبِی‌القاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد (اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ) وَ عَلی آلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ المَعصومینَ، لا سیَّما بَقیَّةِ اللهِ فِی الأَرَضین. «وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ ۚ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيَانًا كَبِيرًا».

۷ آبان ۱۴۰۵