رسیدگی خواهم کرد!
آیةالله سیدضیاء مرتضوی
🔸 در جریان اعتراضهای چندباره مردم، علیه خلیفه سوم، به ویژه به دلیل ستمها و فشارهای فراوانی که از سوی نزدیکان و کارگزاران نالایق او صورت میگرفت، خلیفه از جمله سیاست دفعالوقت را پیش گرفت و تلاش و تدبیر او و به ویژه اطرافیانی مانند دامادش مروان بن حکم برای به دست آوردن فرصت برای سرکوب مخالفان و معترضان بود.
🔸خلیفه که یک محور مهم قضیه را امیرالمؤمنین(ع) میدید، حتی به گمان اینکه اصل حضور علی(ع) در مدینه مایه تحریک و تشویق معترضان است، بارها دستور به خروج ایشان از مدینه را داد و این به رغم آن بود که حضرت همواره و با این هدف که شرایط به صورت غیر قابل کنترل در نیاید، برای خلیفه خیرخواهی و او را راهنمایی میکرد و مردم نیز برای رفع ستم به علی(ع) مراجعه میکردند و گاه نیز خلیفه تحت تاثیر سخنان و پادرمیانی امام(ع) قرار میگرفت، اما اطرافیانی مانند مروان مانع اصلاح هر چند جزئی میشدند. به عنوان نمونه:
🔸به نقل ابنابیالحدید یک بار علی(ع) در پاسخ خلیفه که ایشان را در حضور ابنعباس متهم به تفرقهافکنی کرد، ضمن نفی اتهام، او را پند داد و فرمود: آیا سفیهان بنیامیه را از عرض و جان و مال مسلمانان باز نمیداری؟ و افزود: به خدا سوگند اگر عاملی از عمّال تو، آنجا که خورشید غروب میکند، ستم کند، گناه آن میان او و تو مشترک خواهد بود.
عثمان تحت تاثیر قرار گرفت و به حضرت اختیار داد که هر کسی را ناصالح میداند، برکنار کند، اما مروان مانع آن شد؛ با این استدلال که اگر کسی را برکنار کنی مردم بر تو جری میشوند!
🔸یک بار دیگر مردم در شکایت از خلیفه، گرد علی(ع) جمع شدند و اعتراض و شکایت خود را مطرح کردند و از ایشان خواستند که از طرف آنان با خلیفه صحبت کند، حضرت پیش وی رفت و به تفصیل با وی سخن گفت که شرح آن در نهج البلاغه، خطبه ۱۶۳ آمده است.
🔸علی(ع) در این دیدار از جمله با اشاره به جایگاه خلیفه سوم و نسبت نزدیکش با پیامبر(ص)، در مقایسه با دو خلیفه پیش، به نکوهش او پرداخت که چرا بر خلاف آن جایگاه عمل میکند و به عنوان هشدار به او، نگرانی خود را از شورش مردم و کشتن شدن خلیفه بازگو کرد و اینکه اگر چنین شود، فتنهای ماندگار خواهد بود و باب خونریزی برای همیشه گشوده خواهد شد.
پس از سخنان امام(ع)، واکنش عثمان خطاب به حضرت این بود:
«با مردم سخن بگو تا آنان به من مهلت دهند به ستمهایی که دیدهاند رسیدگی و جبران کنم!»
🔸اما پاسخ امام(ع) نشان میدهد که در این گفته خلیفه ارادهای جدی برای رسیدگی به ظلمهایی که در مدینه یا شهرهای دیگر رفته وجود ندارد. این بود که امام(ع) فرمود:
«آنچه در مدینه است نیاز به مهلت ندارد و آنچه بیرون از آن است، مهلتش اندازه رسیدن فرمان تو است: ما کان بالمدینة فلا اجل فیه و ما غاب فاجله وصول امرک الیه»!
🔸ای کاش خلیفه، خیرخواهی و تلاشهای فراوان علی(ع) برای اصلاح وضع و رسیدگی واقعی به شکایات را میپذیرفت و اطرافیانی مانند «مروان» که حضورشان در کنار او و در میان عمال او مایه وزر و وبال بیشتر و بدنامی و مسئولیت سنگین تر بود، از خود دور میساخت و چنین وضعی را برای خود و جامعه و تاریخ اسلام رقم نمیزد.


دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.
یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.