به گزارش اندیشه ما - سومین جلسه از سلسله جلسات سخنرانی آیه الله قاضیزاده در ماه مبارک رمضان با عنوان «آموزههای نامه امام علی (ع) به مالکاشتر» در مؤسسه فرهنگی - پژوهشی فهیم با حضور اساتید حوزه و دانشگاه و جمعی از فضلای حوزه علمیه قم در تاریخ /91/1403 در سالن اجتماعات مؤسسه واقع در شهر قم برگزار شد.
استاد قاضیزاده در صحبتهای آغازین خود بیان داشت: در شبهای گذشته مباحث کلی مطرح شد و گفتیم که امام علی(ع) در عهدنامه خطاب به مالکاشتر چهار وظیفه مهم را برای مالک برمیشمارد، امام علی (ع) بهعنوان یک عبد خدا نامه را شروع میکنند در ادامه به چهار امر اساسی تأکید دارد که عبارتاند از جمعآوری مالیات در منطقه مصر، عراق و شام،این اراضی چون مفتوح العنوه بوده است، جمعآوری خراج فراتر از جمعآوری مالیات است، در واقع منظور امام سر و سامان دادن به امور اقتصادی منطقه است.
دومین وظیفه مالک در حکمرانی دینی برقراری امنیت است که وجود دشمنان، منافی امنیت است باید شهروندان حکومت دینی در امنیت و آرامش زندگی کنند.
سومین وظیفه اصلاح امور اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است که مردم در مسیر اصلاح قرار گیرند.
چهارمین وظیفه توسعه و پیشرفت و رفاه اقتصادی است.
نمایه و تصویر کلی عهدنامه
آیتالله قاضیزاده در ادامه مباحث شبهای گذشته تصویر کلی از عهدنامه ارائه نموده و اظهار داشت: بعدازاین چهار وظیفه مهم و اساسی مواردی دیگری را امام علی (ع) در عهدنامه نیز مطرح میکنند که در مجموع میتوان عهدنامه را در پنجاه عنوان نمایه و تقسیمبندی نمود:
الف) خودسازی و تقواپیشگی

که یکی از موارد در عهدنامه توصیه به تقواپیشگی حکمرانان نظام اسلامی است. از منظر امام علی خودسازی مقدمه حکمرانی مطلوب است، امام علی(ع) میفرماید: «اَمَرَهُ بِتَقْوَى اللّهِ، وَ ايثارِ طاعَتِهِ، وَ اتِّباعِ ما اَمَرَ بِهِ فى كِتابِه ِمنْ فرائِضِهِ وَ سُنَنِهِ الَّتى لايَسْعَدُ اَحَدٌ اِلاّ بِاتِّباعِها، وَ لايَشْقى اِلاّ مَعَ جُحُودِها وَ اِضاعَتِها»، او را فرمان میدهد به تقوای الهی، و مقدم داشتن طاعت خدا، و پیروی آنچه را که خداوند در کتاب از واجبات و سنتهای خود امر فرموده که کسی جز به پیروی آنها خوشبخت نمیشود، و جز به انکار و ضایع نمودن آنها بدبخت نمیگردد،
«وَ اَنْ يَنْصُرَ اللّهَ سُبْحانَهُ بِقَلْبِهِ وَ يَدِهِ وَ لِسانِهِ، فَاِنَّهُ جَلَّ اسْمُهُ قَدْ تَكَفَّلَ بِنَصْرِ مَنْ نَصَرَهُ، وَ اِعْزازِ مَنْ اَعَــزَّ»
دیگر آنکه خداوند سبحان را به قلب و دست و زبانش یاری کند، زیرا خداوند یاریِ یاریکننده خود، و عزّت آن کس را که او را عزیز بدارد ضامن شده است،
«وَ اَمَرَهُ اَنْ يَكْسِرَ نَفْسَهُ عِنْدَ الشَّهَواتِ، وَ يَزَعَها عِنْدَ الْجَمَحاتِ فَاِنَّ النَّفْسَ اَمّارَةٌ بِالسُّوءِ اِلاّ ما رَحِمَ اللّهُ.»
او را دستور میدهد که نفس را بهوقت خواستههای نابجا درهم شکند، و آن را به هنگام سرکشیها باز دارد که نفس امرکننده به بدی است مگر خداوند رحم نماید.
استاد فقه سیاسی حوزه علمیه قم بعد از بیان محورهای عهدنامه که به لزوم تقواپیشگی توصیه میکند، بیان داشت: در این قسمت از عهدنامه پنج محور مورد اشاره قرار گرفته است که تحت آن عنوان سازی میشود، این مطالب را مطرح نمود کلید واژه اصلی در این بند همان تقوای الهی است. برای تقوا تعریفهای متعدد میکنند، حداقل مرتبه تقوا انجام واجبات و ترک محرمات و توجه به حدود الهی است. طاعت خداوند را بر طاعت دیگران مقدم دارد، یک بخشی از تقوا تبعیت از اوامر الهی است؛ یعنی واجبات و مستحبات را انجام دهد.
البته برخی از شارحین نهج البلاغه سنن را به معنای واجبات پیامبر ذکر کردند که این مطلب درست نیست، زیرا متن روشن است که مقصود واجبات و مستحبات است، زیرا سعادت و خوشبختی انسان در تبعیت از اوامر الهی است.
محور دیگری نیز در همین فضا است؛ زیرا انسان متقی بایستی از محرمات اجتناب نماید،از شهوت دروی کند و هوای نفس را مغلوب و مکسور نماید، نگذارد هوای نفس غالب گردد در سرکشی هوای نفسانی آن را کنترل نماید، انسان در تمام مراحل زندگی با اطاعت از اوامر الهی خداوند را یاری نماید.

ضرورت اکید خودسازی کارگزاران نظام اسلامی
آیتالله قاضیزاده بعد از تبیین ضرورت خودسازی در نگاه امام علی (ع) بیان داشت: در این مطالب که بیان شد، امام علی (ع) در مقام سفارش از تبعیت دستورات الهی است که انسان متقی و مؤمن باید فرمانبردار دستورات الهی باشد، رعایت تقوا برای حاکم الزامی است، حکمران جامعه قبل از اصلاح جامعه به اصلاح خود مبادرت ورزد. نمیشود در صدد اصلاح جامعه باشد؛ ولی خودش در خلوت کارهای دیگری انجام دهد.
در تمام موارد تقوی الهی باید مقدم بر سایر امور باشد؛ زیرا حضرت از تقوای الهی شروع میکنند، حاکم باید خودساخته باشد؛ ولی در دنیای جدید که به تقوای الهی، کنترل درونی گفته میشود، مورد غفلت واقع شده است. در مقابل کنترل بیرونی دنیای جدید در مقابل کنترل حکمرانان به کنترل بیرونی تلاش میکند، علت این است که ما دسترسی به کنترل درونی نداریم؛ ولی دین کامل و جامع مانند اسلام و انسان کامل مانند امام علی(ع) هیچگاه از کنترل درونی و تقوای نفس غافل نبوده، فلذا این مسئله بهعنوان امر اول مورد توجه است. رعایت عدالت اجتماعی مقدم بر رعایت عدالت فردی در زندگی حاکم اسلامی است.
تقوای شرط لازم نه شرط کافی حکمرانی اسلامی
استاد درس خارج فقه حوزه علمیه در ادامه ضرورت خودسازی و تقواپیشگی حاکم اسلامی را تأکید نمود: عدالت و تقوای به تنهای باعث سعادت جامعه نمیشود، شخص بهصرف اینکه با تقوا بود دلیل نمیشود که بتواند جامعه را بهخوبی مدیریت کند؛ چون انسان باتقوی گناه نمیکند، ولی ممکن است خطا کند، لذا تقوا شرط لازم است، ولی شرط کافی نمیباشد، زیرا در حکمرانی افزون بر تقوای کارآمدی و کفایت هم لازم است. ممکن است انسان متقی مرتکب خطای شود که آثار منفی در جامعه میگذارد، اگرچه به لحاظ شخصی رفتارش ممکن است منافی با تقوا نباشد.
مسئله تقدم خودسازی چیزی است که امام علی (ع) در جای دیگر نیز اشاره نموده است «مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنّاسِ إماماً فَلْيَبْدَأ بِتَعْليمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْليمِ غَيْرِهِ وَلْيَكُنْ تَأديبُهُ بِسيرتِهِ قَبْلَ تَأديبِهِ بِلِسانِهِ وَمُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَمُؤدِّبُها أحَقُّ بِالإجْلالِ مِنْ مُعَلِّمِ النّاسِ وَمُؤدِّبِهِمْ»،هر كه خود را پيشواى مردم سازد، بايد كه پيش از تعليم مردم به تعليم خود بپردازد و با عملش تأديب نمايد، نه زبانش و آنكه خود را تعليم دهد و باادب سازد، شایستهتر به احترام است تا آنكه [فقط] مردم را تعليم میدهد و ادب میآموزد، تأدیب عملی قبل از تعلیم زبانی باشد.
در جای دیگر امام علی (ع) میفرمود: أَيُّهَا النَّاسُ، إِنِّي وَ اللَّهِ مَا أَحُثُّكُمْ عَلَى طَاعَةٍ إِلَّا وَ أَسْبِقُكُمْ إِلَيْهَا، وَ لَا أَنْهَاكُمْ عَنْ مَعْصِيَةٍ إِلَّا وَ أَتَنَاهَى قَبْلَكُمْ عَنْهَا». اى مردم، به خدا سوگند، كه من شما را به هيچ فرمانى ترغيب نمى كنم، جز آنكه خود به انجام دادن آن بر شما پيشى مى گيرم و شما را از معصيتى نهى نمى كنم، جز آنكه خود پيش از شما از انجام دادن آن باز مى ايستم.

وقتی به مردم میگویم باید قانون را رعایت کنند باید خودمان قبلاً قانون را رعایت کرده باشیم، اگر به مردم توصیه میکنیم تصرف غیرشرعی و غیرقانونی به اموال عمومی نکنند، باید خودمان قبلاً رعایت کرده باشیم. امام علی (ع) فرمود: مَا أَحُثُّكُمْ عَلَى طَاعَةٍ» بقول ادبای عرب «ما نافیه وطاعه نکره»دلالت بر عموم وشمول دارد. یعنی همه اموری را که از شما می خواهم انجام بدهید، قبلا خودم انجام داده ام گام اول این است که انسان خود ساخته باشد هرقدر مقام ومنزلت اجتماعی انسان بالاتر باشد، باید خود ساختگی بیشتری داشته باشد.
مراتب عدالت در فقه اسلامی
استاد قاضیزاده در مورد جایگاه عدالت در فقه اسلامی بیان داشت: بحثی در فقه مطرح است که اشتراط عدالت در مناصبی دینی یکسان است یا متفاوت، مثلاً عدالت در امام جماعت و شاهد طلاق که باید عادل باشد، قاضی باید عادل باشد، امام جمعه شهر، و مرجع تقلید و حاکم باید عادل باشد، آیااشتراط عدالت دراین مناصب یکسان است؟
در برخی از این مناصب عدالت ظاهری کافی است، در فقه اشتراط عدالت در مرجع تقلید که عالیترین منصب دینی است، بیشتر مورد توجه بوده است، ولی از عدالت حاکم کمتر بحث شده است، زیرا بحث عدالت در حاکم کمتر مورد ابتلا و توجه بوده است.
مرحوم امام خمینی مینویسد: «یجب أن یکون المرجع للتقلید عالماً مجتهداً عادلاً ورعاً فی دین الله بل غیر مکبٍّ علی الدنیا و لاحریصاً علیها و علی تحصیلها و علی تحصیلها جاهً و مالاً علی الأحوط»، مفهوم عدالت اجتناب از معصیت است، ولی ورع آن است که از شبهات اجتناب نماید، بالاتر از این دنیاطلب نباشد در تحصیل دنیا حریص نباشد، امام ورع بودن و غیر موکب بودن را از شاخصههای عدالت در مرجع تقلید میداند، اشتراط عدالت در مرجع تقلید امری مهم است که باید به آن توجه شود، به همین خاطر است که امام علی(ع) مسئله سلامت نفس را شرط میکند.
حکمرانی دینی و توجیهات عرفی
استاد فقه سیاسی حوزه علمیه قم در مورد آسیبهای حکمرانی اسلامی اظهار داشت: امروزه اگر کسانی مرتکب خلاف شرع در شیوه حکمرانی میشوند، استدلال میکند که این شیوه حکمرانی در دنیا رایج است، حکمرانان عرفی انجام میدهند ما هم انجام میدهیم. در حکومت دینی، منابع استنباط احکام شیوه و سیره حکمرانان عرفی نیست، زیرا حکمرانان عرفی و دنیوی به دنبال حفظ قدرت هستند. امام علی نهتنها توصیه به رعایت عدالت میکند، بلکه در مواضع مختلف خودشان رعایت میکردند. یکی از مشکلات امام علی این بود که مردم ایشان را همراهی نمیکردند ، وَ إِنِّي لَعَالِمٌ بِمَا يُصْلِحُكُمْ وَ يُقِيمُ أَوَدَكُمْ وَ لَكِنِّي لَا أَرَى إِصْلَاحَكُمْ بِإِفْسَادِ نَفْسِي؛ أَضْرَعَ اللَّهُ خُدُودَكُمْ وَ أَتْعَسَ جُدُودَكُمْ، لَا تَعْرِفُونَ الْحَقَّ كَمَعْرِفَتِكُمُ الْبَاطِلَ وَ لَا تُبْطِلُونَ الْبَاطِلَ كَإِبْطَالِكُمُ الْحَق»،
میدانم داروى درد شما چيست و اين كژى را چگونه می توان درست كرد، ولى نمیخواهم شما را اصلاح كنم، درحالیکه خود را تباه كرده باشم. خداوند خوارتان سازد و بدبخت و بیبهره گرداند. آنان كه باطل را میشناسند، حق را نمیشناسند و آنسان که با باطل مبارزه نمیکنید، به نابودکردن حق كمر بسته ايد.

امام در اوج مشکلات فرمان به اصلاح نفس میدهد، امام نمیخواهد با افساد نفس و خروج از جاده عدالت و انصاف امور اجتماعی را سر وسامان دهد به تعبیر امروزه جمع نماید، چگونه بایستی نارساییهای اجتماعی را جمع کرد، با چه نیروی باید جمع کنیم این جمع کردند اصطلاح اسلامی نیست. در دنیای جدید بهراحتی میگویند جمع میکنیم؛ ولی امام علی (ع) در اوج مشکلات نمیگوید، امور اجتماعی را با افساد نفس جمع میکنم.
وقتی حاکم صالح باشد سبب میشود که مردم به سمتوسوی صلاح هدایت کشانده شوند، یکی از مشکلات در دنیای جدید این است که همراهی و همگامی مقامات ودولت مردان با مردم کم شده است. کسانی که در شهرهای بزرگ زندگی میکنند، از زندگی مقامات دولتی مانند شهردار، استاندار و فرماندار اطلاعی ندارند به آنان دسترسی ندارند.
یکی از ویژگیهای پیامبر اکرم (ص) این بود که در میان مردم زندگی میکردند، امت اسلامی به شیوه رفتار زندگی فردی و اجتماعی پیامبر اطلاع و آگاهی کامل داشت. سنن النبی به معنای این است که ایشان با مردم زندگی میکردند. دعوت به اصلاح امور اجتماعی باید در عمل و رفتار باشد گفتار بهتنهایی کفایت نمیکند، بخصوص اگر دم خروس نمایان شود.
آقای که سی و چهل سال منبر رفته است با یک کار خلاف بر تمام منبرهایش خط بطلان کشیده است. حضرت میفرمودند: كُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ لِيَرَوْا مِنْكُمُ الِاجْتِهَادَ وَ الصِّدْقَ وَ الْوَرَع» امام صادق عليه السّلام به من فرمود: مردم را به غير از زبانتان دعوت به دين كنيد، تا سعى و كوشش و درستى و پرهيزگارى و خويشتن دارى را از شما مشاهده كنند.عملی مثبتی که از یک حاکم دیده شود از هزار منبر اثر گذاری بیشتری دارد. دعوت باید در عمل و رفتار باشد، نه منبر رفتند و سخنرانی کردن،این بخش اول که امام علی (ع) به آن تأکید نموده است این بود که خودسازی مقدمه حکمرانی مطلوب است.
نکته دوم این است که حضرت میفرماید قضاوتهای مردم خیلی مهم است، ما نباید قضاوتهای مردم را نادیده بگیریم.
حکمرانی و قضاوت شهروندان
استاد قاضیزاده در صحبتهای پایانی خود به فراز از عهدنامه اشاره نمود و بیان داشت: هر حکومتی در بستر تاریخ بهعنوان یک واقعیت خارجی مورد قضاوت شهروندان قرار میگیرد،امام علی خطاب به مالک میفرماید: «ثُمَّ اعْلَمْ يا مالِكُ، اَنّى قَدْ وَجَّهْتُكَ اِلى بِلاد قَدْ جَرَتْ عَلَيْها دُوَل قَبْلَكَ مِنْ عَدْل وَ جَوْر، وَ اَنَّ النّاسَ يَنْظُرُونَ مِنْ اُمُورِكَ فى مِثْل ما كُنْتَ تَنْظُرُ فيهِ مِنْ اُمُورِ الْوُلاةِ قَبْلَكَ، وَ يَقُولُونَ فيكَ ما كُنْتَ ُتقولُ فيهِمْ; وَ اِنَّما يُسْتَدَلُّ عَلَى الصَّالحِينَ بِما يُجْرِى اللّهُ لَهُمْ عَلى اَلْسُنِ عِبادِهِ. فَلْيَكُنْ اَحَبُّ الذَّخائِرِ اِلَيْكَ ذَخيرَةَ الْعَمَلِ الصّالِحِ. فَامْلِكْ هَواكَ، وَ شُحَّ بِنَفْسِكَ عَمّا لايَحِلُّ لَكَ، فَاِنَّ الشُّحَّ بِالنَّفْسِ»،
ای مالک، آگاه باش که تو را به شهرهایی روانه کردم که پیش از تو فرمانروایانی در آن به عدالت و ستم حکومت کردند، و مردم به وضع تو به همان صورت مینگرند که تو به حاکمان پیش از خود مینگریستهای، و همان را در حق تو میگویند که تو درباره حاکمان گذشته مصر میگفتهای، شایستگان را به ذکر خیری که خداوند بر زبان بندگانش جاری میکند، میتوان شناخت. پس باید محبوبترین اندوختهها در نزد تو عمل صالح باشد، بنابراین بر هواهایت مسلط باش، نسبت به خود از آنچه بر تو حلال نیست بخل بورز، قضاوتهای مردم یک نوع عنایت الهی است که در قالب نظرسنجی و رفراندوم کارکرد و میزان رضایتمندی مردم از حکومت روشن میشود، که حکومت چقدر مورد قبول یا نقد است.




دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.
یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.