مسئله حجاب تقابل تکلیف شرعی با حق شهروندی در آیینه فقه
بیانیه آیتالله علیاکبر سیفی مازندرانی، مبنی بر حمایت از حجاب اجباری و اقدامات دادستان مشهد در مواجه با افراد بدحجاب وبی حجاب واکنش اندیشوران فقه و اساتید حوزه را بر انگیخت برخی از منظر فقهی به حمایت از بیانیه مزبور پرداختند برخی دیگر با تفکیک جرم و گناه و رعایت حقوق شهروندی و مفاسدی اجتماعی که در اثر حجاب اجباری به وجود خواهد آمد بیانه ایشان را نقد نمودند روابطعمومی «سایت اندیشه ما» دیدگاه اساتید و اندیشوران فقه را در قالب یک فایل تنظیم نموده در اختیار علاقهمندان قرار میدهد
بسمهتعالی
آیتالله علیاکبر سیفی مازندرانی
*حجاب بانوان از ضروریات مسلم دین اسلام و صریح آیات شریفه قرآن است.از اولین و مهمترین وظیفه قوه قضائیه دفاع از این حکم ضروری دین خداست، لذا اقدام شایسته دادستان محترم مشهد در صدور حکم منع از ارائه خدمات اداری و بانکی به زنان بیحجاب و بدحجاب گامی در جهت انجام رسالت نبی مکرم و اقامه دین الهی است پشتیبانی از صدور چنین احکامی وظیفه شرعی علما و فقها و مؤمنین است .اینجانب بر حسب تکلیف شرعی، خود را موظف به تحسین این اقدام خداپسندانه و تشکر از دادستان محترم مشهد میدانم، و همچنین لازم میدانم به همه مسئولین قوه قضائیه توصیه نمایم؛ در انجام این رسالت الهی اهتمام داشته باشند
والسلام علی من التبع الهدی
علیاکبر سیفی مازندرانی
حوزه علمیه قم
۱۴۰۱/ ۴/ ۱۴
.واکنش آیتالله کاظم قاضیزاده به فتوای آیتالله سیفی مازندرانی
خیلی عجیب است.
کاش آقای سیفی مازندرانی آبروی روحانیت را در این وانفسا حفظ میکردند
خدمات شهری در برابر مالیاتهای دریافتی از بدحجاب و خوش حجاب است و از حقوق شهروندی است. این نگاه کمکم ما را یاد توزیع عمری بیتالمال می اندازد، منطق عمر توزیع بر اساس درجات ایمان و جهاد و سبقت اسلام بود که تفاوت پرداختی در زمان عثمان به صدها برابر بود.
. و حضرت علی علیهالسلام مبنای اختلاف پرداخت را برداشتند و بیتالمال را متعلق همه مسلمین دانستند
کمی شم سیاسی اقتضا دارد که اگر به لحاظ دینی هم ایشان برداشت اینگونه دارند، از باب حفظ آبروی روحانیت و ایجاد نکردن دوقطبی در جامعه اینگونه بیانیه نمیدادند.
روشن است که بر فرض اجرا از گیت که رد شدند کلاً روسری را برمیدارند و میشود مثل دورهای که در فرودگاه آرایش را منع میکردند و بعد از عبور از حراست سریع به دستشویی زنانه رفته و با استفاده از آیینههای آنجا دقیقاً آرایش مشابه را انجام میدادند.
دفاع استاد سید علیاصغر حسینی از حجاب اجباری:
*کدام یک از بزرگواران معترض اجازه میدهند خانمشان بدحجاب یا بیحجاب از منزل بیرون برود؟
بیتردید هیچ یک از عزیزان…
چطور شما چنین حقی را برای خود قائل هستید برای اسلام برای نظام اسلامی جهت حفظ و صیانت جامعه از مفاسد، دسیسههای رنگارنگ دشمن، چهبسا خطرناکتر از انقلاب مخملی ظهور کند، چنین حقی قائل نیستید؟
پاسخ حجتالاسلاموالمسلمین علیرضا نخبه به استاد سید علیاصغر حسینی
خداوکیلی شما رابطه حکومت با مردم را شبیه رابطه پدر با خانوادهاش میدانید؟!!
پاسخ حجتالاسلاموالمسلمین محمدحسن موحدی ساوجی به اظهارات استاد سید علی امیرحسینی
*خانم من و شما به اختیار خود حجاب را اختیار کردهاند. اگر نخواهند رعایت کنند ما حق اجبار ایشان را نداریم. همان گونه که اگر نخواهند نماز بخوانند یا روزه بگیرند ما بیش از نصیحت و ارشاد وظیفه بلکه حقی نداریم. هذا اولاً
ثانیاً هر تسلط و ولایتی بر مردم و محدودکردن آنان نیازمند دلیل قطعی است. آیا دلیل قطعی بر اجبار افراد به تکالیف شخصی وجود دارد؟ آیا یک مورد نمونه برای حجاب اجباری در حکومت شانزدهساله حضرات معصوم مشاهده شده است؟
پاسخ حجتالاسلاموالمسلمین سید هادی هاشمی به اظهارات استاد محمدحسن موحدی ساوجی
سلام و تحیت
مدعی جواز اجبار بر حجاب بهعنوان حکم ثانوی میگوید، یعنی بهعنوان اینکه شخص بدحجاب یا بیحجاب موجب مفاسدی در جامعه میشود و حکومت بهعنوان متولی مصالح جامعه حق دارد جلو مفاسد قطعی یا مظنون و یا احتمالی را بگیرد.
اما اشکال این است که اگر برخوردهای رایج، موجب مفاسد بیشتر و بدتری مانند بدبینی افراد به اصل به دین و مذهب وهن آن و ستیز با احکام شرع شد، آیا باز حکم به جواز صحیح است یانه؟
دیدگاه فقهی حجتالاسلاموالمسلمین استاد علیاصغر حسینی پیرامون حجاب اجباری
سلام و احترام
حاکم اسلامی میتواند مرتکبان گناهانی که برای آنها، حد شرعی معین و تعریف نشده است را «تعزیر» نماید.
شیخ طوسی مینویسد: کل من اتی معصیه لا یجب بها الحد فانه یعزر. هر کس گناهی انجام دهد که موجب حد نمیشود، مستحق تعزیر خواهد بود. (طوسی، المبسوط، ج 8، ص 69)
علامه حلی نیز مینویسد: کل من فعل محرما او ترک واجبا کان للامام تعزیره. هر کس حرامی را انجام دهد یا واجبی را ترک کند، امام میتواند او را تعزیر نماید. (علامه حلی، قواعدالاحکام، ج 3، ص 548)
مشابه همین سخن، در عبارت بسیاری دیگر از فقها از جمله فخرالمحققین، شهید ثانی، کاشف اللئام و صاحب جواهر نیز آمده است. (رک: ایضاح الفوائد، ج4، ص 508)
صاحب مدارک نیز همین گونه فتوا میدهد. (عاملی، مدارک الاحکام، ج 1، ص 35)
و محقق اردبیلی در مبحث روزه مینویسد اگر کسی ازرویعمد روزه نگیرد، بر حاکم واجب است، بهنحویکه مصلحت میبیند او را تعزیر نماید. (طبرسی، مجمعالبیان، ج 5، ص 149)
و مستند این مبنا نیز روایاتی است که در این زمینه وارد شده است. در یکی از این روایات میخوانیم پیامبر (ص) پس از ارتکاب گناه توسط یکی از مسلمانان و اجرای حد بر او فرمود: من اصا ب من هذه القاذورات شیئا فلیستتر عنا بسترالله فانه من یبدی لنا صفحته نقم علیه حد الله»
هر کس یکی از این کارهای آلوده را انجام دهد، آن را با کمک پوشش الهی، از ما بپوشاند زیرا کسی که در برابر ما رو بگشاید [و گناه خود را آشکار نماید] حد الهی متوجه او خواهد شد. (احسایی، عوامل اللئالی، ج 3، ص 441)
و در روایتی عام میخوانیم: ان الله جعل لکل شی حدا و جعل علیه دلیلا یدل علیه و جعل علی کل من تعدی ذلک الحد حدا. خداوند برای هر چیزی، حد و اندازهای و برای آن حد و اندازه، دلیلی قرار داد و بر هر کسی که از آن اندازه تعدی نماید، حد [و کیفری] قرار داد. (طوسی، تهذیب الاحکام، ج 10، ص 3)
البته چنانکه روشن است مقصود از «حد» در این روایت، هرگونه کیفر شرعی اعم از حد و تعزیر است.
ابوالصلاح حلبی بهصورت کلی نوشته است:
«یعزّر مَنْ أَکَلَ او شَرِبَ او باعَ او ابتاع او تعلّم او علّم او نظر او سعی او بطش او اصغی او آجر او استأجر او اَمَرَ او نهی علی وجه قبیح »
هر کس به گونه ای ناروا و حرام، بخورد، یا بیاشامد، یا بفروشد، یا بخرد، یا بیاموزد، یا آموزش دهد، یا نگاه کند، یا راه رود، یا یورش برد، یا گوش فرا دهد، یا اجاره دهد، یا اجاره کند، یا فرمان دهد یا باز دارد، تعزیر می شود.(الکافي , جلد۵ , صفحه ۵۵)
عنوان باب: الجزء از خامس كِتَابُ اَلْجِهَادِ بَابٌ
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ يَحْيَى اَلطَّوِيلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: مَا جَعَلَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَسْطَ اَللِّسَانِ وَ كَفَّ اَلْيَدِ وَ لَكِنْ جَعَلَهُمَا يُبْسَطَانِ مَعاً وَ يُكَفَّانِ مَعاً»این روایت به زیبایی، محدوده دخالت عملی را ترسیم میکند. هر آدمی حق سخنگفتن داشته باشد، حق استفاده از دست و قدرت نیز دارد حاکم و حکومت اسلامی وقتی بتواند امربهمعروف لسانی بکند بدیهی است این حق را دارد اقدام عملی هم بنماید برای ردع و منع گناه حکومت اسلامی از باب امربهمعروف و نهیازمنکر که وظیفه مطاع قوی است، میتواند حجاب را الزامی کند بدیهی است حاکم شرع چنین وظیفهٔ را دارد، نمونه آن در روایات آمده است:
۱ ـعامه نقل کردهاند مردی زن صفت را پیش پیامبر (ص) آوردند که دستوپای خود را حنا گذاشته بود. حضرت پرسید: چرا چنین کرده؟ گفتند: ای رسول خدا! خود را شبیه زنان میسازد. پیامبر (ص) دستور تبعید او را به منطقهای در مدینه به نام «نقیع» صادر کرد.
۲ ـ باز عامه در نقلهای چندی آوردهاند که هنگام حج زنی خثعمی نزدیک مرکب پیامبر (ص) آمد تا سؤال خود را مطرح کند. فضل بن عباس پسر عموی پیامبر (ص) که جوان بود و پشت سر حضرت نشسته بود، به زن چشم دوخت. پیامبر (ص) که این صحنه را دید با دست چهره او را بهسوی دیگر برگرداند. گویا وی دوباره از آن سو، نگاه به زن را دنبال کرد! پیامبر (ص) نیز دوباره چهره او را برگرداند و او را عملاً از این کار بازداشت.
۳ ـ چنان که سکونی به نقل از امام صادق (ع) در باره امیرالمؤمنین (ع) آورده که مرد مسیحی تازه مسلمانی را پیش حضرت آوردند که گوشت خوکی را کباب کرده و آماده خوردن ساخته بود. او عذر آورد که بیمار شدم و به گوشت نیاز داشتم. حضرت فرمود: چرا بهجای آن، گوشت بز استفاده نکردی؟ سپس افزود:اگر خورده بودی، حد بر تو جاری میکردم ولی تو را تازیانه میزنم تا تکرار نکنی او را زد تا به بول افتاد!
حجاب در سطح جامعه حتی اگر امری کاملاً شخصی باشد اما چون بعد علنی و عمومی دارد نه خصوصی و حکومت بنا بر مصالح حتی امور مباح را نیز میتواند محدود کند چه رسد به پوشش واجب تردیدی نیست که یکی از مسئولیتهای حکومت دفع و رفع مفاسد اجتماعی است. زمینه این مفاسد اگر بیحجابی و بدحجابی هم باشد قهراً باید چارهسازی کند، حتی نسبت بهغیر مسلمانان.اینکه بگویند در اسلام چنین رفتاری سابقه ندارد سخن نادرستی است، نمونههای فراوانی وجود دارد
۱- امام علی (ع) فرمودهاند: «امام مردمان را به پرداختن زکات وادار میکند، چه خدای متعال گفته است: از مالهای ایشان زکات بگیر که آنان را پاک میکنی» (حکیمی، 1384: ج 2، ص 196)
۲- امام صادق (ع) فرمودهاند: «اگر مردمان حج را تعطیل کردند، بر امام واجب است که آنان را به گزاردن حج مجبور کند، خواه بخواهند و خواه نخواهند، زیرا این خانه برای حج نهاده شده است» مجلسی، 1403 ق: ج 99، ص 18
۳- پیامبر (ص) پیماننامهای برای «عتاب بن اُسید» بهعنوان والی مکه نوشت که در اول آن چنین آمده بود: «از محمد پیامبر خدا به همسایگان خانة کعبه و ساکنان حرم خدا؛ اما بعد … محمد پیامبر خدا حکم هر کار شما و مصلحت شما را بر عهدة عتّاب بن اسید گذاشت و آگاه کردن غافل، تعلیم دادن جاهل، راست کردن کجیها و ادب کردن کسانی از شما که از ادب خدایی دور ماندهاند را به سبب فضل و برتری او، وظیفه وی قرارداد … پس او خدمتگزار و برادر دینی ما، دوستدار دوستان ما و دشمن دشمنان ماست و برای شما آسمانی سایهافکن و زمینی پاکیزه و خورشیدی درخشنده است … مبادا کسی از شما به بهانة کمسالی با وی مخالفت کند؛ زیرا بزرگتر بودن مایة فضیلت نیست؛ بلکه فضیلت سبب بزرگتری است» (مجلسی، 1403 ق: ج 21، ص 122).
۴- امام صادق (ع) فرمود که رسول خدا (ص) قصد آتشزدن گروهی به منازلشان را کرد که آنان (همواره) در منزلشان نماز میخواندند و در نماز جماعت شرکت نمیکردند. مرد نابینایی چون از این اقدام پیامبر باخبر شد به خدمت ایشان آمد و گفت: ای رسول خدا من نابینا هستم و چهبسا ندای نماز جماعت را میشنوم، ولی کسی را نمییابم تا مرا بهسوی نماز جماعت با تو راهنمایی کند. رسول خدا (ص) به آن مرد نابینا فرمود که از خانه تا مسجد ریسمانی بکش و در نماز جماعت حاضر شو معزی ملایری، 1375: ج 7، ص 279(
حاکم میتواند برای دفع مفسده حجاب را الزامی کند
چنانکه فقهای ما به آن تصریح کردند:حکومت اسلامی و مسلمانان نسبت به گناهان پنهانی افراد وظیفهای ندارند، ولی بدون شک نسبت به گناهانی که به طور علنی و آشکار، در سطح جامعه انجام میشود وظیفه نهیازمنکر دارند، و الاّ جایی برای انجام این وظیفه مهم باقی نمیماند. البتّه با این تفاوت که مردم باید به نهیازمنکر زبانی اکتفا کنند و از هرگونه برخورد فیزیکی اجتناب ورزند، ولی حکومت میتواند وارد این مرحله نیز شود؛ و در مورد کنیزها اساساً میزان پوشش آنها نسبت به زنان آزاد از نظر اسلام متفاوت بوده است. بهعنوان والی مکه نوشت که در اول آن چنین آمده بود: «از محمد پیامبر خدا به همسایگان خانة کعبه و ساکنان حرم خدا؛ اما بعد … محمد پیامبر خدا حکم هر کار شما و مصلحت شما را بر عهدة عتّاب بن اسید گذاشت و آگاه کردن غافل، تعلیم دادن جاهل، راست کردن کجیها و ادب کردن کسانی از شما که از ادب خدایی دور ماندهاند را به سبب فضل و برتری او، وظیفه وی قرارداد … پس او خدمتگزار و برادر دینی ما، دوستدار دوستان ما و دشمن دشمنان ماست و برای شما آسمانی سایهافکن و زمینی پاکیزه و خورشیدی درخشنده است … مبادا کسی از شما به بهانة کمسالی با وی مخالفت کند؛ زیرا بزرگتر بودن مایة فضیلت نیست؛ بلکه فضیلت سبب بزرگتری است» (مجلسی، 1403 ق: ج 21، ص 122).
۴- امام صادق (ع) فرمود که رسول خدا (ص) قصد آتشزدن گروهی به منازلشان را کرد که آنان (همواره) در منزلشان نماز میخواندند و در نماز جماعت شرکت نمیکردند. مرد نابینایی چون از این اقدام پیامبر باخبر شد به خدمت ایشان آمد و گفت: ای رسول خدا من نابینا هستم و چهبسا ندای نماز جماعت را میشنوم، ولی کسی را نمییابم تا مرا بهسوی نماز جماعت با تو راهنمایی کند. رسول خدا (ص) به آن مرد نابینا فرمود که از خانه تا مسجد ریسمانی بکش و در نماز جماعت حاضر شو معزی ملایری، 1375: ج 7، ص 279
حاکم میتواند برای دفع مفسده حجاب را الزامی کند
چنانکه فقهای ما به آن تصریح کردند:
حکومت اسلامی و مسلمانان نسبت به گناهان پنهانی افراد وظیفهای ندارند، ولی بدون شک نسبت به گناهانی که به طور علنی و آشکار، در سطح جامعه انجام میشود وظیفه نهیازمنکر دارند، و الاّ جایی برای انجام این وظیفه مهم باقی نمیماند. البتّه با این تفاوت که مردم باید به نهیازمنکر زبانی اکتفا کنند و از هرگونه برخورد فیزیکی اجتناب ورزند، ولی حکومت میتواند وارد این مرحله نیز شود؛ و در مورد کنیزها اساساً میزان پوشش آنها نسبت به زنان آزاد از نظر اسلام متفاوت بوده است.
بهعنوان والی مکه نوشت که در اول آن چنین آمده بود: «از محمد پیامبر خدا به همسایگان خانة کعبه و ساکنان حرم خدا؛ اما بعد … محمد پیامبر خدا حکم هر کار شما و مصلحت شما را بر عهدة عتّاب بن اسید گذاشت و آگاه کردن غافل، تعلیم دادن جاهل، راست کردن کجیها و ادب کردن کسانی از شما که از ادب خدایی دور ماندهاند را به سبب فضل و برتری او، وظیفه وی قرارداد … پس او خدمتگزار و برادر دینی ما، دوستدار دوستان ما و دشمن دشمنان ماست و برای شما آسمانی سایهافکن و زمینی پاکیزه و خورشیدی درخشنده است … مبادا کسی از شما به بهانة کمسالی با وی مخالفت کند؛ زیرا بزرگتر بودن مایة فضیلت نیست؛ بلکه فضیلت سبب بزرگتر است» (مجلسی، 1403 ق: ج 21، ص 122).
۴- امام صادق (ع) فرمود که رسول خدا (ص) قصد آتشزدن گروهی به منازلشان را کرد که آنان (همواره) در منزلشان نماز میخواندند و در نماز جماعت شرکت نمیکردند. مرد نابینایی چون از این اقدام پیامبر باخبر شد به خدمت ایشان آمد و گفت: ای رسول خدا من نابینا هستم و چهبسا ندای نماز جماعت را میشنوم، ولی کسی را نمییابم تا مرا بهسوی نماز جماعت با تو راهنمایی کند. رسول خدا (ص) به آن مرد نابینا فرمود که از خانه تا مسجد ریسمانی بکش و در نماز جماعت حاضر شو معزی ملایری، 1375: ج 7، ص 279
حاکم میتواند برای دفع مفسده حجاب را الزامی کند
چنانکه فقهای ما به آن تصریح کردند:
حکومت اسلامی و مسلمانان نسبت به گناهان پنهانی افراد وظیفهای ندارند، ولی بدون شک نسبت به گناهانی که به طور علنی و آشکار، در سطح جامعه انجام میشود وظیفه نهیازمنکر دارند، و الاّ جایی برای انجام این وظیفه مهم باقی نمیماند. البتّه با این تفاوت که مردم باید به نهیازمنکر زبانی اکتفا کنند و از هرگونه برخورد فیزیکی اجتناب ورزند، ولی حکومت میتواند وارد این مرحله نیز شود؛ و در مورد کنیزها اساساً میزان پوشش آنها نسبت به زنان آزاد از نظر اسلام متفاوت بوده است.
پاسخ آقای« استاد سید هادی هاشمی بر لزوم حجاب اجباری
بر فرض جواز شرعی اجبار بر حجاب، اگر این اجبار به شکل رایج موجب تشدید بیحجابی و بدبینی به دین و وهن مذهب شد آیا هنوز میتوان حکم به جواز نمود؟
در موثقه ای آمده که حضرت علی فرمود من در بلاد کفر حدی را بر کسی اجرا نمیکنم بهاینعلت که چهبسا آن شخص تحتتأثیر عاطفه قرار گیرد و به کفار ملحق گردد. آیتالله منتظری میگویند از این تعلیل در روایت میتوان استفاده کرد که در هر موردی اجرای حد یا تعزیر موجب فسادی باشد نباید آن حد اجرا گردد
اولاً گناه بودن بیحجابی اثبات نشده است چون امر منصوص نیست بلکه ناشی از اجتهاد و برداشت فقیهان است و در صدر اسلام چنین حجابی نبوده است و با این که تاریخ گواه رواج بیحجابی در صدر اسلام است اما هیچ نهی از سوی معصوم علیهمالسلام نقل نشده است بنابراین گناه بودن آن ثابت نیست .
اما قیاس آن با قوانین موضوعه حکومت درست نیست. حکومتها برای مدیریت جامعه قانون وضع میکنند و نه برای پیشگیری از گناه که تکلیف و حکم آن ربطی به حاکم ندارد بلکه حاکم آن خدای متعال است که میتواند ببخشد و میتواند مجازات کند. این امر هم مربوط به این دنیا نیست
پاسخ حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش به واکنش آیت الله قاضی زاده
با احترام
واکنش حجتالاسلاموالمسلمین هادی سروش به دیدگاه حجاب اجباری استاد علیاصغر حسینی
جناب قاضیزاده
مدعی میگوید بر اساس تشکیل حکومت اسلامی و مبسوط الید بودن حاکم و در اختیار داشتن قوای تقنینی و اجرائی و انتطامی ؛ موظف به پیاده کردن احکام اسلام است و حجاب هم از احکام دین است و حاکم میتواند (علی المبنی) برای پذیرش شهروندان آنان تشویق و یا مؤاخذه کند حتی نسبت به حقوق شهروندیشان .
در یکی از فایلهای تصویری طلبهای به خانم بدحجابی اعتراض که میکند، نمیگوید حکم شرعی و ضروری دین است میگوید: قانون است و باید شما به قانون عمل کنید !شما و دیگر دوستان این را پاسخ بفرمایید .اینکه اجرای این حکم تالی فاسد برای دین و یا روحانیت و… دارد مطلب بعدی این است که البته این قانونمانند هر قانونی باید موضوعشناسی فردی و اجتماعی شود و جامعهشناسان و روانشناسان نظر دهند.
پاسخ آقای استاد سید هادی هاشمی ، نوشته طولانی استاد علیاصغر حسینی مبنی بر جواز حجاب اجباری
سلام حضرت آقای سید حسینی عزیز .
اولاً وجوب حجاب جای بحث دارد و در بین فقیهان بودند کسانی که در این مورد تردید داشتند بهخصوص که اصل وجوب حجاب مسئلهای اجتهادی هست .
ثانیاً اگر هم حجاب واجب باشد حدود آن مشخص نیست و حداقل آن مسقط تکلیف است .
ثالثاً کی گفته فقدان حجاب موجب مفسده است؟ بلکه بهجرئت میتوان گفت که بیحجابی موجب پیشگیری از بسیاری از مفاسد است چون «الانسان حریص مما منع و یا عما منع .»
رابعاً اثبات گناه بودن بیحجابی اول الکلام چون وجوب حجاب امر اجتهادی هست .
خامساً این که حاکم حق داشته باشد در گناهان عمومی که موجب زیان به دیگران نباشد کسی را منع کند جای بحث دارد .
سادساً در مورد بیحجابی زنان، چه کسی گفته که پیشگیری از مفسده محتمل بر عهده زن است؟ چرا مردان را اجبار به عدم نگاه نمیکنند؟
سابعاً: اگر روش پیشگیری از گناه موجب گسترش بیشتر آن گناه شود و تالی فاسد داشته باشد چطور میتوان اعمال آن روش را دینی دانست .
ثامناً: اگر بکار گیری یک روش برای موجب ترک دین از بن و ریشه شود آیا اصرار بر بکار گیری آن روش جایز است؟
باتوجهبه مطالب فوق اجبار به حجاب نهتنها جایز نیست بلکه حرام مسلم است و مرتکب آن مرتکب فعل حرام میشود چون مقدمات گریز از دین را ایجاد میکند.
پاسخ آیتالله قاضیزاده به استدلال مفصل استاد سید علیاصغر حسینی مبنی بر لزوم حجاب اجباری
از متن طولانی و نسبتا خوب استاد سید علی اصغر حسینی سپاسگزارم
ولی گویا ایشان به لوازم و تبعات کلام توجه نکردند و اصولاً در منظومه فکر دینی این روایات را تحلیل نکردهاند اولاً بحث بر سر محروم کردن از اموری است که پولش را مردم دادند حتی منع از حضور در اداره دولتی قابلقبولتر از منع مترو است گر چه آنهم قابلقبول نیست
ثانیاً توسعه این نگاه منع کرواتی و ریشتراش و … را و تعزیر آنان با منع از حقوق شهروندی در پی دارد که ضمن غیرعملی بودن آن، کشور را به نفاقی بیسابقه دچار میکند
ثالثاً این نگاه فلسفه اختیار انسان که زمینه امتحان اوست و در کریمه «انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا» را از دست میدهد
رابعا آنچه از سیره پیامبر ص در این باره نقل شده بعضا فقط تهدید است و بعضاً غیرمعتبر و مثلاً یک مورد آتشزدن درب خانه در سیره پیامبر نیست، گر چه آتشزدن درب خانه امیر المومنین علیهالسلام را برخی از مدافعان خلفا بهخاطر عدم حضور ایشان در نماز جماعت خلیفه دانستهاند
نکته آخر تدبیر حکومتداری است وقتی رجم که از مشهورات فقهی است بهخاطر مصلحت ثانوی تعطیل میشود در مورد بدحجابی که هم شهرت فقهی آن را ندارد و امری مقول به تشکیک است و حتماً دیدهاید برخی مأموران زن ناهی از منکر لب دریا خودشان حدی از بدحجابی را دارند و برخی همسران و فرزندان همین مسئولین نیز همینطورند
این آقایان چه قانونی را به طور مبهم علیه خود و نزدیکانشان تصویب میکنند؟و این چه تدبیری در اداره
حکومت است
پاسخ استاد سید هادی هاشمی :
اولاً گناه بودن بیحجابی اثبات نشده است چون امر منصوص نیست بلکه ناشی از اجتهاد و برداشت فقیهان است و در صدر اسلام چنین حجابی نبوده است و با این که تاریخ گواه رواج بیحجابی در صدر اسلام است اما هیچ نهی از سوی معصوم علیهمالسلام نقل نشده است بنابراین گناه بودن آن ثابت نیست .
اما قیاس آن با قوانین موضوعه حکومت درست نیست. حکومتها برای مدیریت جامعه قانون وضع میکنند و نه برای پیشگیری از گناه که تکلیف و حکم آن ربطی به حاکم ندارد بلکه حاکم آن خدای متعال هست که میتواند ببخشد و میتواند مجازات کند. این امر هم مربوط به این دنیا نیست.
پاسخ استاد سید علیاصغر حسینی
سلام و احترام و آرزوی توفیق روز افزون
چون بحث صغروی (وجوب حجاب) درگذشته به آن پرداختیم، اکنون از آن عبور میکنیم.
بر فرض وجوب حجاب که فقها بر آن اجماع و اتفاق دارند
و در صورت واجب بودن حجاب آن ترکش منکر مسلم است. حال بفرمایید برای مبارزه با منکر چه قدرت و نهادی قویتر برای مبارزه و دفع و رفع آن است
بهترین و قویترین مسئول در اداره امربهمعروف و نهیازمنکر امام و حاکم شرع و حکومت اسلامی است.
چون حیثیت امامت بهترین پاسدار حفاظت از جامعه است. حکومت شاخصترین مسئول برای حفظ اجتماع از آلودگیهای جسم و جان و روح و روان است.البته اگر در آغاز با هدایت و روشنگری و مبارزه فرهنگی بهگونهای عمل شود که «لیقوم الناس بالقسط» چه زیبا…
ولی اگر با تمام ابزار وعظ و اندرز، هدایت و ارشاد، ناقض حقوق اجتماع گستاخانهتر، بیباکانهتر و مغرضانهتر به هتک حرمت عصمت جامعه و منکر ادامه دهند چه راهی جز ورود امام و حاکم شرع با و انزلنا الحدید فیه باس شدید باقی میماند.تأکید میگردد در نظام اسلامی آخر الدواء الکی میباشد
در گزارش مبسوط بنده از فقها ملاحظه فرمودید که فقهای گرامی شیخ طوسی، علامه حلی و صاحب جواهر و…همگی صریحاً اظهار داشتند که فرد عاصی اگر مرتکب معصیت غیر حدی شده باشد میشود اورا تعزیر
کرد، خوب چه کسی برای تعزیر شایستهتر امام و حاکم شرع و حکومت اسلامی است
اگر این اختیار و حق را از نظام اسلامی بگیریم میدانید جامعه اسلامی گرفتار چه هرجومرجی میگردد…
در اولویت مبارزه با منکرات ونهادینه ساختن معروف باز این حکومت اسلامی و ولیامر است با احاطه کاملی که از جامعه و تهدیدها بر اساس آمار، اخبار دقیق و عیون خود دارد میتواند بهترین تأدیب و اصلاح و درمان را پیش بگیرد
پاسخ استاد سید حسین علیزاده طباطبایی :تجربه این چهاردهه نشان داده نگاه مجازات محور به داستان حجاب برای حل و فصل آن راهگشا نیست. بخواهید از شیخ طوسی و صاحب جواهر مدد بگیرید باید ملتزم شوید که پس از دو یا سه بار تعزیر، بدحجاب را اعدام کنند کما اینکه در تارک صلاة شیخ اینطور فتوا داده»
.اولاً گناه بودن بیحجابی اثبات نشده است چون امر منصوص نیست بلکه ناشی از اجتهاد و برداشت فقیهان است و در صدر اسلام چنین حجابی نبوده است و با این که تاریخ گواه رواج بیحجابی در صدر اسلام است اما هیچ نهی از سوی معصوم علیهمالسلام نقل نشده است بنابراین گناه بودن آن ثابت نیست .
اما قیاس آن با قوانین موضوعه حکومت درست نیست. حکومتها برای مدیریت جامعه قانون وضع میکنند و نه برای پیشگیری از گناه که تکلیف و حکم آن ربطی به حاکم ندارد بلکه حاکم آن خدای متعال است که میتواند ببخشد و میتواند مجازات کند. این امر هم مربوط به این دنیا نیست.




دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.
یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.