یکشنبه، ۱۷ آبان ۱۴۰۵

معضل تعارض ظاهر و باطن در جامعه دینی (تاملی در نظریه امام خمینی)

*متفکران اسلامی که قلمرو دین را در دو ساحت حیات «ظاهری» و حیات «باطنی» انسان می‌بینند، در برابر شبهه‌ تعارض قرار می‌گیرند، تعارض از آن رو که قواعد حیات معنوی با قواعد حیات ظاهری با یکدیگر ناسازگار است و دین نمی‌تواند با یک برنامه، انسان را در دو جهت‌گیری متناقض، هدایت کند. اساس این

معضل تعارض ظاهر و باطن در جامعه دینی (تاملی در نظریه امام خمینی)

*متفکران اسلامی که قلمرو دین را در دو ساحت حیات «ظاهری» و حیات «باطنی» انسان می‌بینند، در برابر شبهه‌ تعارض قرار می‌گیرند، تعارض از آن رو که قواعد حیات معنوی با قواعد حیات ظاهری با یکدیگر ناسازگار است و دین نمی‌تواند با یک برنامه، انسان را در دو جهت‌گیری متناقض، هدایت کند. اساس این تعارض در آن جا ریشه دارد که حیات باطنی و سعادت واقعی انسان، مبتنی بر آزادی و اختیار اوست، در این ساحت، انسان باید با عزم و اراده‌ خویش گام بردارد و سعادت را بر هیچ کس نمی‌توان به زور تحمیل کرد، در حالی که در حیات ظاهری، برای برقراری نظم اجتماعی و سامان دادن به زندگی عمومی، چاره‌ای جز استفاده از زور و تحمیل وجود ندارد، پس جمع بین سعادت معنوی با خیر دنیوی امکان پذیر نیست،‌ و اگر دین بخواهد انسان را به سعادت و کمال معنوی رهنمون سازد، باید از اجبار و اکراه صرف نظر کند، و اگر بخواهد به نظم اجتماعی اهتمام ورزد، باید از قوه‌ قهریه استفاده کند، و با استفاده کردن از قوه قهریه،‌ سعادت معنوی ساقط می‌شود و با استفاده نکردن از قهر، نظام اجتماعی ساقط می‌شود! پس بناچار دین باید یک هدف را برگزیند و دیگری را بر عهده انسان قرار داده و به راهنمایی و ارشاد بسنده نماید. و الا از راه اجبار بر اعمال ظاهری مانند رعایت حجاب و حتی رعایت عدالت نمی‌توان فرد یا جامعه را به سعادت رساند.

امام خمینی در سال‌ها پیش از انقلاب، در یکی از آثار خود به این موضوع پرداخته است و این اصول را مورد تأیید و تأکید قرار داده است:
۱- سعادت با زور حاصل نمی‌شود و عمل صالح بدون اختیار،‌ عمل صالح نیست.
۲- اکراه و اجبار بر حقیقت دین امکان پذیر نیست و آن چه بر آن اجبار می‌شود صرفاً «صورت دین» است.
۳- انبیاء ماموریت داشتند تا از راه «تحمیل»،‌ «صورت عدالت» را محقق سازند.
جملات ایشان در کتاب «آداب الصلاه» (ص۴۷) چنین است:
«راه آخرت،‌ راهی است که جز با قدم اختیار نمی‌توان آن را پیمود، سعادت با زور حاصل نشود، فضیلت و عمل صالح بدون اختیار، فضیلت نیست و عمل صالح نمی‌باشد، و شاید معنی آیه شریفه «لا اکراه فی الدین»‌ نیز همین باشد. بلی، آن چه در عمل، اعمال اکراه و اجبار می‌توان نمود، صورت دین الهی است، نه حقیقت آن. انبیاء مأمور بودند که صورت را به هر طور ممکن تحمیل مردم کنند تا صورت عالم صورت عدل الهی شود و مردم را ارشاد به باطن نمایند تا مردم به قدم خود آن را بپیمایند و به سعادت برسند».

بدون شک تفطن امام خمینی به این موضوع، تفطنی مبارک و میمون است و برخاسته از آن است که ایشان سال‌ها در معارف عقلی و اخلاقی غور کرده است،‌ از این رو او نمی‌تواند مانند برخی از فقها، حقیقت دین را در «اعمال ظاهری» محصور نماید و یا اکراه و اجبار را مولّد «عمل صالح» بشمارد و به امکان «بهشت اجباری» نظر دهد، او به صراحت نتیجه اجبارها و اکراها بر انجام وظایف شرعی را نزدیک شدن به فوز و فلاح و رسیدن به سعادت و جنّت نمی‌داند.
از سوی دیگر، چون امام خمینی بر مبنای فقهی التزام دارد، نمی‌تواند نقش الزام و اجبار را در نظام دنیوی، بطور کلی نادیده انگارد و به آزادی و اختیار انسان‌ها در انجام همه وظایف دینی نظر دهد، از این رو، تلاش می‌کند، نوعی تلائم و سازگاری بین این دو حوزه به وجود ‌آورد و با این تفکیک،‌ معضل تعارض را حمل کند. هسته‌ اصلی این نظریه آن است که «عدالت در ظاهر اعمال و رفتارها، هر چند با اجبار تحقق می‌یابد، ولی همین عدالت صوری، زمینه‌ برای رشد واقعی مردم و خیر و صلاح واقعی آن‌ها را فراهم می‌آورد». بر این اساس انبیاء‌ الهی هر چند «نمی توانند» از قوه‌ قهریه برای خیر و صلاح مردم و رسیدن به حقیقت دین استفاده کنند (امتناع عقلی) ولی با بکارگیری قوه قهریه در ظاهر اعمال و صورت دین،‌ آن گاه انسان‌ها با اراده و اختیار خود، به سوی سعادت گام برمی دارند.
برای توضیح و تبیین این نظریه، از این مثال می‌توان استفاده کرد که در شرع، «زکات» مقرر شده است که از یک طرف کمک به زندگی نیازمند است: انما الصدقات للفقراء و المساکین (سوره توبه آیه ۱۰) و از سوی دیگر چون جنبه‌ عبادی داشته و به قصد قربت نیاز دارد،‌ موجب پاکی روح انسان و کاهش تعلقات دنیوی است. جنبه اول با استفاده از اجبار دست یافتنی است و می‌توان با دریافت اجباری این مالیات به کاهش فاصله طبقاتی و رفع فقر (عدالت صوری) کمک کرد، ولی جنبه‌ دوم کاملا اختیاری است و بدون اختیار نمی‌توان به قرب الهی و سعادت حقیقی نزدیک شد. البته همین عدالت تحمیلی، در ایجاد فضای اجتماعی مناسب برای رشد انسان‌ها بسیار موثر است.

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.

یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.
دیدگاه شما پس از تأیید ناظر منتشر می‌شود.

مطالب مرتبط

حفظ اسلام، چهره دین و نظام دینداری، مهم‌ترین دغدغه امام‌خمینی

🔹 آیت الله سیدضیاء مرتضوی ◀️ امام‌خمینی بارها از حفظ اساس اسلام و نظام دینداری و در راستای آن، حفظ کیان جامعه اسلامی به عنوان «بزرگترین» وظیفه شرعی نام برده است. ◀️ امام خمینی حفظ مرزهای اسلامی را نیز در راستای حفظ اسلام معرفی کرده

۱۶ خرداد ۱۴۰۱

امام خمینی و ابداع نظریه جمهوریت در فقه شیعه جلسه (3)

امام خمینی و ابداع نظریه جمهوریت در فقه شیعه (3) ایت الله محمد سروش محلاتی به گزارش سایت اندیشه ما آیت الله محمد سروش محلاتی به مناسبت سی چهار مین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) سلسله سخنرانی های تحت عنوان« امام خمینی وابداع نظریه جمهوریت در فقه شیعه» ارائه نموده است سومین جلسه سخنرانی ایشان که

۳۰ خرداد ۱۴۰۲

امام خمینی و ابداع نظریه جمهوریت در فقه شیعه (2)

حضرت امام با توجه به مبنایی که در باب جمهوریت و اعتبار حق مردم مطرح کردند خیلی میدان بحث را گسترده تر و وسیع تر ارائه کردند. امام خمینی و ابداع نظریه جمهوریت در فقه شیعه (2) ایت الله محمد سروش محلاتی برش های از متن استاد محمد سروش محلاتی در ادامه صحبت های

۲۹ خرداد ۱۴۰۲

امام خمینی و ابداع نظریه جمهوریت در فقه شیعه(1)

آیا حکومتی که بدون رضایت مردم شکل بگیرد و حکمران برخلاف رضای مردم قدرت را بدست بگیرد و خودش را تحمیل بکند این را بفرمایید ببینیم اسلام تایید میکند یا نه؟ امام خمینی و ابداع نظریه جمهوریت در فقه شیعه (1) آیت الله محمد سروش محلاتی به گزارش سایت اندیشه ما

۲۵ خرداد ۱۴۰۲