بسم الله الرحمن الرحیم
ما ده سالی وقت گذاشتی برای طرح میراث فقهی رویت هلال و در نتیجه در 5 جلد و بیش از چهار هزار صفحه منتشر شد یعنی جلد 5 سال 86 منتشر شد ولی از حدود 25 سال پیش با عدهای از رفقا مشغول شدیم و ده سال این کار طول کشید و مشتمل بر مباحث مختلف است. بخش عمده اش رسالههای مستقل فقهای شیعه در طول تاریخ راجع به این موضوع است از شیخ مفید، شریف مرتضی گرفته تا زمان خودمان؛ بیش از سی رساله تصحیح و چاپ شد بیش از هفتاد رساله را در بخش کتاب شناسی معرفی کردیم، رسالههایی که بوده ولی الان مفقود شده مثل آثار شیخ مفید، شیخ مفید چهار تا رساله راجع به رویت هلال داشته الان یکی اش است آنها را معرفی کردیم ولی آن یکی هم که بود تصحیح کردیم. علاوه بر اینها رسالههایی از اهل سنت اسماعیلیه و دیگر مذاهب هم برای نمونه و همچنین احادیث شیعه و سنی در باب رویت هلال هر چه که بوده همه اش ذیل بیست باب آمده و همچنین فرمایشات عمدهی مفسرین شیعه وسنی دربارهی آیاتی که مربوط به رویت هلال است با یک مویدات و مخرات دیگری.
از این جهت ترجیح دادم که در این جلسه راجع به همین موضوع صحبت کنم. میدانید که راجع به این موضوعات از قدیم گفته اند کسیکه در موضوعی که فقهای ما و مفسرین و محدثین ما قبلا کار کرده اند میخواهد پژوهش کند طبع قضیه اقتضا میکند با مراجعه به پژوهشهای قبلی باشد و یکی از آفات پژوهشهای ما در خیلی از موضوعات به تعبیر یکی از فضلا صفر پژوهی است یعنی پژوهشهای قبلی را مراجعه نمیکنیم و راجع به یک موضوعی پژوهش میکنیم بعد نتیجه میشود که یا تکراری است یا اشتباه است نظریهای که صد سال پیش دویست سال پیش عالم برجستهای رد کرده و ما تازه میخواهیم به آن بپردازیم در حالی که قبلا رد شده است و مهمتر از همه احادیث باب است. در این موضوع بعضی از کسانی که کار کرده اند حتی احادیث رویت هلال را همه را ندیده اند احادیث ما خیلی گویا و جالب است در موضوع احادیث اختلاف چندانی هم با اهل سنت نداریم ما در این کتاب در جلد پنجم هم احادیث شیعه را دسته بندی کردیم و هم احادیث اهل سنت و احادیث خیلی راهگشا و پویاست و ابهامی در آن نیست. بدون مراجعه به همهی احادیث اظهار نظر در این موضوع ناصواب است و مشمول همین شعری است که عرض کردم یعنی آدم حرف تازه و درستی نمیتواند بدون مراجعه به پژوهشهای قبلی عرضه کند.
نکتهی دیگر اینکه در مباحث ریاضی و هیوی چون هیئت هم یکی از رشتههای ریاضیات است آن کتاب مرحوم آیت الله حسن زاده آملی هم دروس هیات و دیگر رشتههای ریاضی، هیات خودش یکی از شعب ریاضیات است در هیات و ریاضیات اصطلاحاتی است که کسانی که با آن اصطلاحات مانوس نباشند و معنایش را ندانند گاهی دچار اشتباه میشوند. آیت الله حسن زاده میفرمود اینکه در کتابهای ریاضیون است و الان هم میگویند زمین ساکن است و خورشید دور زمین میگیرد این فرض سکونت زمین برای سهولت محاسبه است والا همه شان میدانند که زمین ساکن نیست الان هم منجمین امروزی هم زمین را ساکن فرض میکنند برای سهولت محاسبه نه اینکه واقعا ساکن است و بعضی از تعبیرات دیگر است که سبب اشتباه اشخاص میشود مثلاً منجمین یک اطلاقاتی در باب شهر و ماه دارند برای محاسبات خودشان یک اصطلاحشان است ماه اقترانی یا ماه حقیقی؛ و این ماه حقیقی مقصودشان از مقارنه ت مقارنه است یعنی از لحظهی مقارنهی خورشید و ماه تا لحظهی مقارنهی بعدی بین این دو فاصله را میگویند شهر حقیقی روی جهتی دیدم بعضی از فضلا گفته بودند ما همان ماه حقیقی را ملاک قرار بدهیم چرا میرویم سراغ رویت و امثال اینها؟ غافل از آن که این فقط مجرد اصطلاح است برای حساب و کتاب خودشان نه اینکه واقعا شارع گفته ماه حقیقی یعنی از مقارنه تا مقارنه یک اصطلاح نجومی است یا بحث ولادت هلال یا تولد هلال بعضیها فکر میکنند تولد هلال مثل تولد فرزند میماند که وقتی متولد شد یعنی یک فرزندی است. تولد هلال هم یک اصطلاح نجومی است نه به این معنا که آن وقت میگویند وقت ولادت هلال آن وقت هلال تشکیل میشود آن وقت که هلالی در کار نیست چند ساعت بعد از آن لحظهای که میگویند تولد هلال یا ولادت هلال، تازه هلال شکل میگیرد یعنی نور قابل رویت؛ اصلاً نور قبلش نیست این مجرد اصطلاح است که میگویند تولد هلال لذا همهی منجمین امروزی تصحیح کرده اند میگویند حتی با چشم مسلح هم حدود ده ساعت حداقل از ولادت هلال باید بگذرد تا قابل رویت باشد چون قبل از آن اصلاً هلالی تشکیل نشده با تلسکولهابل هم نمیشود ببینی؛ یعنی یکی دو ساعت بعد از تولد هلال، هلالی نیست که شود تشخیص داد این مجرد اصطلاح است لذا گاهی اوقات میگویند هلال در بعضی از ماهها مثلاً هلال بعد از 24 ساعت دیده میشود این را میگویند هلال مسن؛ یا اگر بعد از 18 ساعت دیده شود هلال میانسال یا کمتر هلال جوان. تولد هلال یا ولادت هلال در کلام منجمین به معنای تشکیل هلال نیست آن لحظهی خروج از مقارنه را میگویند لحظهی تولد هلال یک اصطلاح است حالا چه زمانی هلال تشکیل میشود ده ساعت بعد، هشت ساعت بعدش اگر بخواهی با چشم مسلح ببینی. با چشم عادی 12 ساعت یا بیشتر بستگی به شرایط دارد.
به لحاظ اینکه ثبوت هلال حداقل در کشور دیگر امروزه برای مردم قابل توجیه نیست و هر چه هم که ما استدلال کنیم که نظر فقهی است و متخصصین انظارشان مختلف است همانطور که در سایرین انظار مختلف است مردم و عموم مردم طبقهی تحصیل کرده کسی زیر بار نمیرود؛ یعنی ما نمیتوانیم قانع کنیم در بعضی از مسائل اختلاف را؛ مردم را نمیتوانیم قانع کنیم و یک بحثی باید مستقل پرداخته شود ما متاسفانه به بازتابهای اجتماعی فتاوا توجهی نکردیم حال چه به این مساله و چه مسالهی دیگر؛ یعنی در هر فتوایی اول باید دید بازتاب اجتماعی اش چیست؟ آثارش چیست و با توجه به آن آثار گاهی فتوا داد یا اظهار نظر کرد. در این مساله اینطوری است مردم از ما نمیپذیرند روشنفکران و اهل قلم همه معترضند و مردم ممکن است بهخاطر این اختلاف اصل اعتقادشان به دین و فقه و حوزه و مرجعیت تضعیف شود. آقای فیاض بخش که مقالات خوبی درروزنامهی اطلاعات مینویسد یک بار چند سال پیش نوشته بود که تکهای با عنوان تقصیر خوبان که صد ملک دل به نیم نظر میتوان خرید؛ خوبان در این معامله تقصیر میکنند آن وقت آخرش نوشته است این اختلافات قابل توجیه نیست برای مردم و برای جوانان و تصریح میکند که پیش از آن که مردم عطای اصلش را به لقای فرعش ببخشند و از پیش خود آن کنند که با اصل حکم فقهی نخواند و از آن پس راه را بر دیگر مشتبهات بر خود باز بینند باید تدبیر کرد و این دغدغه را باید جدی گرفت که با یک جملهی هر فقهی مبنای خود را دارد نمیتواند نسل علم سوار و نجوم مدار را قانع کرد که شاهد چند روز گیر دریک کشور یا یک نیم کره باشند.
بعد تصریح میکند که گذشته از آن که وظیفهی فقیه استنباط حکم است و نه تشخیص مصداق؛ ضرورت وحدت مسلمانان در امری به این سادگی خود از وظایف وحدت بخشی میان فقهاست و من نمیدانم چرا این خوبان در این مبادله تقصیر میکنند جایی که صد ملک هیئت ماه را به یک نظر میتوان خرید.
مقصود اینکه یک نمونه بود از اعتراض مردم و روشنفکران به اختلاف در یک کشور قابل توجیه نیست مردم قانع نمیشوند هر چه قدر بگوییم انظار مختلف و این مساله نظریه است.
بنابراین باید راه حلهایی پیشنهاد کرد برای رفع مشکل و برای اتحاد در یک کشور. از چند سال پیش بنده یک راه حلی را به بزرگان عرضه کردم آن را خدمت شما عرض میکنم این راه حل حسنش این است که هیچ مشکل فقهی ندارد بعضی از راه حلها مشکل فقهی دارد یا عملی نیست این مشکل فقهی ندارد و علل اختلاف را در مقدمه عرض کردیم. عمده علل اختلاف از نظر حکم الان دو تا مساله است یکی مسالهی اتحاد آفاق و اختلاف آفاق که اگر در یک نقطهای ماه رویت شد بر همهی بلاد یا قسمت عمدهای از بلاد کافیست یا فقط برای بلادی که با نقطهی الف متحد هستند کافیست؟ این از قدیم از زمان شیخ طوسی مطرح شده تا زمان ما هم بین اهل سنت و هم بین شیعه. مسالهی دوم هم رویت با ابزار و دوربین و تلسکوپ است که اولین بار مرحوم محقق نائینی متعرض شده است. از نظر حکم این دوتا مساله سبب اختلاف شده و در هر دو مساله حالا در این طرح آوردیم در رویت هلال هم ثابت شده در هر دو مساله هم نظر مشهور فقهای قدیم و جدید یک نظر مشخصی است یعنی حدود نوددرصد از فقهای ما قائل به اشتراط اتحاد آفاق هستند یعنی میگویند اگر در یک نقطهای رویت شد فقط بر آن نقاطی که با آن نقطه متحد هستند افق هستند کافیست برای جای دیگر کافی نیست. در بحث چشم مسلح هم همینطور از زمان محقق نائینی تا زمان ما، کسانی که قائل بودند به رویت با چشم عادی اول که مرحوم نائینی فتوا داده بعد از ایشان امام، آیت الله خویی، شهید صدر، شهید محمدصدر، مرحوم آیت الله صافی، مرحوم آیت الله گلپایگانی، آقاسید محمدسعید حکیم از مراجع در قید حیات آیت الله جوادی، آیت الله سبحانی، آیت الله سیستانی، آیت الله شبیری، آیت الله مکارم، آیت الله مظاهری و آیت الله وحید و بعضی از آقایان دیگر اینها هم رویت عادی را ملاک میدانند نه رویت با ابزار را.
راجع به آن فرع اول یعنی بحث اتحاد آفاق در بعضی از کتب فقهی قدیم به بعضی از فقها نسبت داده شده بود که قائلند به اینکه اگر در یک نقطه دیده شد برای سایر نقاط هم کافیست و مرحوم آیت الله خویی هم از آنها نقل کرده بعد از تحقیق معلوم شد که هیچ کدام از این نسبتها درست نیست اولین کسی از فقهای شیعه که ما میدانیم و در کتابها آمده و قائل شده که اتفاق آفاق شرط نیست یعنی اگر در یک نقطهای دیدند در سایر نقاط هم کافیست اولین نفر مرحوم فیض کاشانی است آن هم در بعضی از کتابهایش در بعضی از کتابهای دیگرش خلاف این نظر داده و بعد چند نفر دیگر، قائل شدند ولی در عصر ما عمدتا این نظریه بعد از اینکه آیت الله خویی قائل به این نظریه شد مطرح شد و عدهای زیادی از فقها چه از شاگردان و چه غیر از شاگردان ایشان نقد کردند و رد نوشتند. از جمله همان زمانی که ایشان این نظر را داد یک نامهای است از آیت الله سیستانی که همان وقت سال 96 قمری نوشته اند که در این مساله من با استاد موافق نیستم و نظر ایشان را قبول ندارم و خیلی از فقها هم رساله یا اثر مستقلی در رد این نظر نوشته اند از جمله مرحوم آیت الله سید عبدالله شیرازی که ساکن مشهد بود مرحوم علامه شهرانی، مرحوم مروج جزایری، علامه تهرانی، آقا سید محمدحسین حسینی تهرانی مرحوم آیت الله ابطحی، آقا سید علی موحد ابطحی، آیت الله منتظری، مرحوم آیت الله غدیری، شهید سیدمحمد صدر اینها بر این نظریهی آیت الله خویی رد نوشتند و از معاصرین هم علمای در قید حیات عدهای رد نوشتند و نقد مثل آیت الله سبحانی، آیت الله دوزدوزانی، آیت الله سیستانی و مفصل تر از همه در معاصرین نقدی است که آقازاده آیت الله سیستانی آقا سید محمدرضا سیستانی نوشته اند با اسم اتحاد الافاق او اختلافها در نقد نظر آیت الله خویی است. اول بار آیت الله خویی در چاپ اول منهاج الصالحین فرمودند که اگر در یک نقطهای از کرهی زمین ماه رویت بشود برای کل کرهی زمین کافی است بحث اشتراک در شب نبود در چاپ اول منهاج هم همین است من هم الان عبارتهایش را برایتان یک مقداری میخوانم که تصریح میکند و بعد علت و عدولش را هم عرض میکند اول نظرشان این بود فرموده اند الظاهر کفایة الرویه في بلد ما في ثبوت لغیره من البلاد مطلقا باز دوباره عبارتی دیگر دارند هذا القولای کفایة الرویه في بلد الما لثبوت ؟؟ في بلد الآخر ولو مع اختلافها هو الاظهر. چند تا تصریح دیگر داده اند فرموده اند انّ الشهر القمری لایتخلف باختلاف امثال في آفاقها فیکون واحد باضافة إلی جمیعة اهل بقاء و امصار.
بعددر چاپ بعدی به لحاظ اشکالاتی که شد به نظریهی ایشان بعضیها مثل علامه تهرانی نامه نوشتند و اشکال کردند ایشان آن قید اشتراک در شب را اضافه کرد و در چاپهای بعد با این شرط آمد.
بعضیها هم از تصور درستی از این بحث اشتراک در شب ندارند و مثلاً گاهی وقتها تصدیق بلاتصور میکنند چون سال گذشته اتفاق افتاد من تصویر کنم این اشتراک در شب را؛ ایشان میفرمایند ولو به یک دقیقه قبل از طلوع فجر مشترک باشند به این معنا که فرض کنید که در ایران و کشورهای اسلامی و آسیا و آفریقا ماه دیده نشد گفتیم فردا عید نیست بعد حدود هشت ساعت یا نه ساعت بعد از غروب آفتاب در قم، هشت ساعت بعد از غروب آفتاب در امریکای جنوبی برزیل یا جای دیگر دیده شد و بعضی از فضلا اعلام کردند چون در اینجا دیده شد پس در کل مناطقی که در شب با این نقطه مشترک هستند از جمله کل بلاد اسلامی یا ایران پس برای آنها هم فردا عید است آن وقت اشکالی که به این نظر میشود قبل ازاین آیت الله خویی این بحث اشتراک در شب را طرح کند اشکال میکردند که ثبوت هلال مثل طلوع و غروب خورشید نیست که با اختلاف افقها فرق کند مثلاً مشهد ساعت طلوع یا غروبش با تبریز بیش از نیم ساعت اختلاف دارد ایشان میفرمودند هلال کاری به طلوع و غروب خورشید ندارد هلال یک امر وحدانی است در کل عالم به مجرد اینکه ماه از تحت الشعاع خارج شد برای کل کرهی زمین یکسان است دیگر معنا ندارد بگوییم برای ایران خارج شد و برای بقیه نه؛ بنابراین بعد از خروج از تحت الشعاع اولین نقطهای که رویت شد برای کل کرهی زمین کافی است. بعد اشکالش این است که در قسمتهای مختلفی از زمین ساعت متفاوت است شما میگویید از آن وقت ماه جدید شروع شد این درست نیست بگوییم نصف روز ماه قبلی و نصف روز ماه بعدی؟ لذا از این نظر عدول کردند آمدند شرط کردند اشتراک در شب را، فقط مناطقی که در شب مشترک هستند آن وقت اشتراک در شب به همین شکلی که عرض کردم معنایش این است که اگر پنج دقیقه قبل از اذان صب ایران در برزیل رویت شد که با هواپیمای یکسره هم بروی حدود 15 ساعت باید پرواز کرد برای کل این مناطق کافی است آن وقت این را اشکال کرده اند گفته اند شما که قائل بودید یک امر وحدانیست برای کل کرهی زمین اینجا باز خودتان قائل به تفصیل شدید گفتید برای بعضی از بلاد ثابت نمیشود؟ بعد هم دربارهی شب یعنی به مردم این منطقهای که خودشان ندیدند مثل ایران در سال گذشته، میگویید چون 5 دقیقه به اذان صبح شما در برزیل رویت شد شما باید از اول غروب را ماه جدید حساب کنید این خلاف ارتکاز است هنوز ماه هیچ جا رویت نشده بگوییم ماه جدید حلول کرد؛ یعنی یکی از وجوهی که نقض کردند بر مرحوم آیت الله خویی این است که در اینجا خلاف مرتکزات متشرعه است یعنی کانه شارع به مردم میگوید شما درست است الان اول غروب آفتاب هلال را ندیدید ولی فعلا بلاتکلیف هستید صبر کنید ببینید تا پنج دقیقه به طلوع فجر شما در یک نقطهای از عالم دیده میشود یا نه؟ اگر دیده شد آن وقت تکلیف شما معلوم میشود. حالا کاری به ادلهی ایشان و نقضهایش نداریم این را میخواهم عرض کنم این نظر اولین کسیکه گفته این نظر آیتالله خویی را، مرحوم فیض کاشانی در یکی از کتابهایش است که در دو کتاب دیگرش خلاف آن را فرموده است و به دیگرانی که نسبت داده اند هیچ کدامش درست نیست یعنی دیگران قبل از فیض کاشانی هیچ کدام این نظر را نداشتند با اینکه از زمان شیخ طوسی تا زمان ما مطرح بوده است. مرحوم آیت الله خویی به نقل از بعضی از فقها این قول را نسبت داده به منتهای علامه در حالی که اولا منتهای علامه جزء اولین کتابهای فقهی علامه است در 33 سالگی نوشته بقیه کتابهای فقهی علامه همه تصریح کرده که به اصطلاح شرح اتحاد آفاق فقط در منتها اول کلامش احتمال داده که شرط نباشد و در آخر کلامش تصریح کرده که شرط است بنابر کرویت زمین شرط است اتحاد آفاق؛ بله اگر زمین کره نباشد شرط نیست. مقصود اینکه به علامه نسبت داده اند در منتها چنین نظری را ولی علامه اولین کلامش مایل شده آخر کلامش این حرف را رد کرده است و میفرماید علی القول به مسطح بودن زمین شرط نیست علی القول به کرویت شرط است. در بقیه کتابهایش هم عرض کردم تصریح کرده است فرموده است شهرهای نزدیک به هم حکمشان یکی است در حالی که آیت الله خویی فرموده اند در منتها خلاف این را فرموده است.
بعد از مرحوم علامه نسبت داده اند به شهید اول که آن فرضی که همه قائلند فرموده نه این فرض اختلافی را؛ آن فرضی که آیت الله خویی همه قائل هستند بی اشکال است میفرماید اگر هلال در شرق رویت شد برای بلاد غربی هم کافیست البته این یک شرطی دارد برای بلاد هم عرض که در یک عرض جغرافیایی باشند نه اینکه عرضشان مختلف باشد این را همه قبول دارند که اگر در شرق رویت شد برای بلد غربی به شرط اتحاد در عرض هم کافی است و قطعا به طریق اولی در بلد غربی رویت میشود.
به مرحوم صاحب حدائق هم همین را نسبت داده اند صاحب حدائق هم اصلاً تصریح کرده فرموده چون زمین مسطح است و کروی نیست پس اگر یک جا دیده شد بر جاهای دیگر کافی است، بنابراین وقتی مبنا درست نیست فرمایش ایشان مبتنی است بر این مبنا، وقتی مبنا درست نیست دیگر مبنی العلیه هم درست نیست پس نظر صاحب حدائق هم روی فرض مسطح بودن زمین است نه کرویت زمین.
اولین کسیکه میشناسیم این نظر را قبول کرده مرحوم فیض کاشانی در وافی است ولی خود فیض هم در کتاب فتوایی مفاتیح و همچنین در محجة البیضا بر خلاف وافی نظر مشهور را قبول کرده نه این نظری که معروف شده به اینکه شرط نیست. بعد از مرحوم وافی مرحوم ملااحمد نراقی در بعضی از کتابهایشان مثل مستند همین نظر آقای خویی را دارد ولی در کتابهای دیگرش مثل رسائل و مسائل که فتوایی است و تذکرة الاحباب آنجا هم باز نظر مشهور را قبول کرده و بنابراین از قدمای اصحاب ما تا زمان فیض کاشانی هیچ کس قائل به این نظر نیست از زمان فیض به این طرف چند نفری قائل شدند که بعد از اینکه آیت الله خویی این نظر را اعلام کرد عدهای هم قبول کردند عدهای هم همانطور که عرض کردم این نظر را رد کردند.
طرح پیشنهادی ما این بود در این دو تا مساله یک نظر مشهور بین فقهاست یعنی 90 درصد فقها یک چیز میگویند ده درصد یک چیز دیگر هم در مسالهی چشم مسلح و هم در مسالهی اتحاد آفاق برای رفع مشکل بیاییم بگوییم همه به نظر مشهور فقها عمل کنند شما ممکن است بگویید کسی مقلد کسی است غیر مشهور، چگونه به نظر مشهور فقها عمل کنند؟ این جوابش این است که نمونههای فراوان داریم در فقه که فقها به جهان متعدد فرموده اند که مقلد من به نظر من عمل نکند به نظر بقیهی فقها عمل کند یک نمونه اش هم در همین مساله است. این فرمایش آیت الله خویی است که خودش اجازه داده به مرحوم شیخ فرج عمران که از علمای عربستان است در آن زمان شیعیان عربستان برای بحث رویت هلال دچار مشکل میشدند آیت الله خویی اینجا تصریح کرده میفرماید فتوای من این است که هلال با حکم حاکم ثابت نمیشود این یک مساله خلافی است از قدیم محل خلاف بوده زمان علامه مجلسی هم عدهای فقها رساله نوشته اند. عدهای از فقها قائلند که حکم حاکم تاثیری در ثبوت هلال ندارد از جمله آیت الله خویی. ایشان اینجا تصریح کرده این را ما اشکال میکنیم ولی برای اینکه مومنین در عربستان به مشکل برنخورند در این مساله به نظر آیت الله حکیم عمل کنند و همین آقای شیخ فرج عمران از طرف ما اجازه دارد حکم کند به رویت هلال و مردم هم به آن عمل کنند ولو خلاف نظر من است.
موارد زیادی در فقه داریم که فقیهی گفته درا ین مساله به نظر من عمل نشود به نظر فقیه دیگری عمل شود برای رفع مشکل حالا یا از باب جواز تبعیض در تقلیید یا از جهات دیگر و منحصر نیست این عدول و عمل نکردن به مواردی احتیاط واجب یک مثال روشنش در فرمایشات امام است که بعضی از وقتها فرموده اند درا ین مساله به نظر من عمل نشود به نظر دیگری عمل شود الان هم یک وقت آیت اللههاشمی شاهرودی این مثال را میزدند خود ایشان تصریح میکرد که عمل باید طبق حجت شرعی باشد تقلید هم که طریقیت دارد موضوعیت ندارد یک کسی اگر بدون تقلید عمل کند بعد معلوم شود که عملش مطابق نظری بوده که باید طبق آن عمل میکرد همه میگویند صحیح است. آیت اللههاشمی شاهرودی هم میفرمود الان در بیمارستانهای ایران طبق نظر امام و رهبری عمل نمیکنند طبق نظر آیت الله خویی و تبریزی عمل میکنند برای اینکه مشکلی پیش نباید. فرضی که جنین حالتی داشته باشد که بقای جنین باعث شود که منتهی شود به وفات مادر و جنین هردو؛ یا مادر؛ چه کار کنیم؟ امام و مشهور فقها میگویند هیچ کاری نمیتوانیم بکنیم باید دعا کنیم حتی یک قصهای است برای سبیهی امام اتفاق افتاده بود ایشان دستور داده بودند بروید دعا بخوانید و متوسل شوید. ولی نظر آیت الله خویی و تبریزی و عدهای این است که دراین فرض میشود جنین را سقط کرد. در بیمارستانهای ایران الان همه طبق این نظر عمل میکنند اشکالی هم ندارد چون اگر بخواهند نظر امام و مشهور را در اینجا ملاک قرار دهیم این مشکل پیش میآید و مردم چه کار کنند؟ در حالی که در این فرض این دو بزرگوار و عدهای دیگر سقط جنین را جایز میدانند قانون مجلس هم همین است و عمل در بیمارستانها هم همین است طبق یک حجت شرعی است ولو اینکه نظر امام یا نظر حاکم یا رهبر نیست. در این دو مساله هم که عرض کردم وقتی ما عمل کنیم به نظر نود درصد از فقها، ما میگوییم اولا در این دو مورد اختلاف پیش میآید سال گذشته که اختلافی پیش نیامد و عید یک روز اعلام شد فقط یکی از فضلای نجف اعلام کرد چون در برزیل دیده شده فردا روز عید است. ما حرفمان این است در چنین مواردی آن فقیهی که نظرش خلاف مشهور است به مقلدینش بگوید دراین مساله شما به نظر مشهور عمل کنید هیچ طوری نمیشود.
-سؤال نامفهوم است.
منظور این است این اتحاد و اختلاف غیر از بحث طلوع و غروب خورشید است که در ماههای مختلف فرق میکند. بلاد متحد یعنی اگر در یک شهری مثلاً در قم دیده شد در سایر شهرهایی که امکان رویت دارد ولی بهخاطر ابر یا آلودگی هوا دیده نشده متحد افقی یعنی آن که متحدالرویه است مثلاً هلال رویت پذیر است و این هم اینطوری نیست که در همهی ماهها و سالها هم ثابت باشد اهل نظر میگویند این ماه اگر در مشهد دیده شد فرض کنید در زاهدان هم قابل رویت است ولو اینکه در زاهدان دیده نشود. اتحاد افق به این معنا، به معنای قابل رویت بودن یا رویت پذیری نه به معنای طلوع و غروب خورشید و نصف النهار است و متخصصین فن کاملا در هر ماه محاسبه میکنند و میگویند.
-سؤال نامفهوم است.
در فرضی که آن طرفی که ارجاع میدهیم یا اعلم باشد یا مساوی با این طرف، اگر دو تا فقیه مساوی بودند مگر همه نمیگویند که یجوز مخیری از هر کسی خواستی تقلید کنی؟ یا آیت الله شبیری که میفرمایند از طبقهی اعلم از هر کدام خواستی میتوانی تقلید کنی مبنای فقهی دارد این طور نیست که بگوییم لمصلحة یا لضرورة این کار را کرده است.
-بعضی از بزرگان میگویند در یک نظریه پردازی اگر تمام سوالات را نشود جواب داد نظریه نیست. متاسفانه یکی از مشکلات بحثهای فقهی ما این است که این را تکه تکه کردیم یعنی اصلاً کلام را ارتباطی با فقه قائل نیستیم و احکام و اخلاق را از هم جدا کردیم الان یکی از سؤالهای مهم این است که (إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ {القدر/1} وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ {القدر/2} لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ {القدر/3} تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ {القدر/4} سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْر) میگویند این را نپرسید. این مطلع الفجر کجاست؟ بعد هم مسالهی حج همه مطیع عربستان هستید.
در حج ببینید عدهای از فقها مثل آیت الله شبیری اصلاً تصریح کرده اند که با علم به موافقت آن که عربستان اعلام میکند با واقع هم باز حج مجزی است استدلال میکنند به سیرهی معصومین و اینکه حرج میشود بر مردم بعضیها هم مثل آیت الله خویی میفرمایند مجزی نیست بنابراین فتواها آنجا مختلف است. امام این اواخر میفرمودند مجزی است ولو با علم به خلاف آیت الله شبیری هم میفرمودند با علم به خلاف حج مجزی است بعضیها هم مثل آیت الله خویی و سیستانی میفرمودند مجزی نیست.
در بحث لیلة القدر مفصل فقها بحث کرده اند مبنای آیت الله خویی و دیگران یک رساله مستقل آیت الله رفیعی قزوینی در این باره دارد که در اول جلد پنج هلال چاپ کردیم. مرحوم علامه شهرانی، آیت الله سیستانی آقازاده شان در اینجا متعرض شده اند چون یکی از استدلالهای همان نظریهی آیت الله خویی و طرفدارانشان این است که بگویند شب قدر چند تاست. حالا اینها را بحث کرده اند و جواب داده اند و کاری به نظر آیت الله خویی هم نداریم پیداست شب که در همهی بلادیکسان نیست اصلاً قطع نظر از این مبنا شب قدر فرض کنید در مشهد از ساعت 6.30 شروع میشود همان شب در تبریزاز 7.30 بنابراین بعضیها دیدم یک استدلالهای سستی در این زمینه کرده اند یک عده هم فرموده اند که ناس یعنی کل مردم کرهی زمین اما مگر فرموده کل مردم کرهی زمین در یک لحظه، گاهی استدلالهای سست در بعضی از کتابها هست ما در جلد پنج روی هلال در بخش کتاب شناسی بعضی از حرفهای بعض از اشخال که دور بوده اند از آبادی و خیلی حرفهای سستی زده اند آوردیم.
آیت الله حسن زاده آملی میفرمود یک وقت آیت الله شهرانی هم راجع به یکی از این مسائل نامهای نوشت به یکی از آقایان و اعتراض کرد بعد که ایشان جواب داده بود آقای شهرانی فرمود که جوابی نوشتم که هیچ جنی سردر نمیآورد.
-شما شروع جلسه فرمودید بحث رویت هلال در جامعه به گونهای شده که مردم عادی نمیپذیرند، اندیشمندان نمیپذیرند، بعضی از حوزویان نمیپذیرند، من فکر میکردم برای برونرفت از این مشکل واقعا یک طرح جامعی باشد که بالاخره مشکل حل بشود باز مشکل سر جای خودش است شاید یک مقدار کمتر شده باشد. الان بعضی از اندیشمندان امروز میگویند علم میتوانست ثابت کند که فلان اتفاق 300 سال دیگر در فلان لحظه و فلان روز اتفاق میافتد چطور آقایان نمیتوانند این قصه را حل کنند؟
نظر مشهور فقها این است از روایت هم استفاده میشود بحث سر این است که ماه قمری ثبوتا که سر جای خودش است چه رویتی باشد چه نباشد آن ملاکی که شارع قرار داده برای شروع ماه برای ما چه ملاکی است؟ یعنی شارع فرموده از چه زمانی ماه شروع میشود؟ همهی فقها تصریح کرده اند که رویت اینجا طریقیت دارد موضوعیت که ندارد یعنی اگر هیچ کس هم ماه را نبیند مگر ماه رمضان نمیآید؟ فقها هم متعدد بحث کرده اند که ملاک شروع ماه قمری ب توجه به روایات به تشخیص ما آن زمانی است که ماه قابل رویت باشد رویت پذیر نه رویت بالفعل یعنی به حدی برسد که اگر هیچ مانعی نبود از ابر و آلودگی هوا این قابل رویت است روایات متعدد داریم. ماه به این درجه که رسید فاصله اش از خورشید، ارتفاعش از افق ماه به حدی رسید که رویت پذیر بود این شروع ماه قمری است آن که اکثر فقها میگویند این است از نظر علمی آن وقت این رویت پذیری هم قابل محاسبه است بهوسیلهی محاسبات نجومی بعضی موارد نادر هست که همان منجمین میگویند برای ما مشکوک است یک مناطقی را میگویند قطعا رویت پذیر یک مناطقی را میگویند قطعا رویت ناپذیر، یک مناطقی را میگویند برایمان مشکوک است نمیتوانیم پیش بینی کنیم اینها باید با رویت فعلی باشد و إلّا اینطور نیست که بگوییم این قدر علم پیشرفت کرده شما چرا هنوز منتظر رویت میمانید که ببینید یا نه؟ فقها میگویند اگر همهی اهل نظرمتحد بودند در اینکه امروز ماه رویت نمیشود صد تا شاهد هم گفتند ما دیدیم تخیل کرده اند و کافی نیست و اگر گفتند رویت پذیراست باز متحد بودند ما قبول میکنیم چون این مبنی ریاضی قطعی است.
بنابراین ملاک حلول ماه جدید رویت پذیری است رویت پذیری هم در بیشتر مواقع و بیشتر ماهها قابل محاسبه است و این محاسبه منجمین هم قابل اعتماد است جاهایی که خود منجمین میگویند ما یقین نداریم رویت پذیر نیست اینجا نیاز به رویت بالفعل است.
-سؤال نامفهوم است.
این پیشنهاد ما در فرضی است که این فتوا است و إلّا آن جملهای که اول اشاره کردم که یک بحث و یک مقولهای را ما باید بپردازیم که کمتر پرداختیم و آن عبارتست از بازتابهای اجتماعی فتوا یعنی در عصر ما اینها باید قبلش محاسبه شود و بعد فتوا صادر شود و همان نظر جمعی و مشورتی که در عصر حاضر و إلّا این پیشنهاد در فرض وضع فعلی است و ما باید برویم به آن طرف که نرفتیم و این پیشنهاد خوبی است و میشود به اصطلاح نظر مشورتی فقها به جای اینکه فقیه با چند تا از شاگردانش مشورت کند با عدهای از فقهای دیگر مشورت میکنند آن وقت آن نظری که بیشترشان به آن نظر رسیدند همان اعلام شود حجت شرعی هم است. این نقص در دستگاه استنباط ما تا به حال بوده است.
-شما دو تا محل اختلاف را فرمودیدای کاش منشا اختلاف خصوصا در بحث رویت با چشم مسلح و غیر مسلح را هم بفرمایید. علمایی که میفرمایند رویت با چشم مسلح باید دیده شود چرا چنین نظری دارند و آیا آن قابل جمع است یا نه؟
حالا من عمدهی منشاءهای اختلاف را عرض کردم در مقدمه جلد یک هلال همهی منشاها ذکر کردیم یکی اش هم حکم حاکم است که بعضی از فقها قبول دارند و بعضیها ندارند یکی هم بیّنه است در بحث رویت هلال که عدهی زیادی استهلال میکنند عدهی زیادی از فقها فرموده اند ما به بینه نمیتوانیم اکتفا کنیم و علت اختلاف در بعضی از سالهای گذشته این بود که گاهی به نظر دو نفر اعتماد میکردند و اعلام عید میشد ولی راج به این چشم مسلح چون بحثش خیلی مفصل است الان به اجمال اشاره میکنم. ادلهی طرفین را در یک مقالهای من نوشته ام در همین شمارهی افق حوزه بناست چاپ شود آنجا ملاحظه بفرمایید.


دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.
یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.