اعتراض به روحانیت و راهکار مواجهه با آن
گفتگوی سایت اندیشه ما با آیة الله سید محمد علی ایازی در مورد علل وعوامل برخورد های خیابانی با صنف روحانیت
1 اندیشه:- ریشههای مقابله با روحانیت در دوران معاصر چیست؟
ایت الله ایازی: یک مسئله این است که این مقابله ریشههای تاریخی دارد. شاید کسانی هستند که نسبت به روحانیت پرسشهای دارند که این پرسشها بیپاسخ مانده است؛ چون جواب داده نشده از شکل نقد و اعتراض تبدیل به مقابله شده است یک قسمت این است که در این زمینه میشود بخشش مربوط به شبکههای اجتماعی است که به این مسئله دامن زدهاند.
اما قسمت دوم دارد که مسئله همکاسه شدن دین و حکومت است مردم نسبت به وضعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور اعتراض دارند و فکر میکنند که عامل این مسئله روحانیت است؛ چون در آن قسمت اعتراض دارند دین و حکومت را همکاسه میدانند افزون بر اعتراض که سابقه تاریخی و فرهنگی و اقتصادی دارد این بحث امروز، بحث سیاسی شده است وقتی در ادارات مراجعه میکنند به مشکلی مواجه میشوند وقتی به خیابان میرسند میگویند تمام بدبختیهای ما از روحانیت است
پس دو عامل است یکی ریشههای تاریخی دوم مسئله همکاسه شدن دین و حکومت این باعث میشود که مردم تمام مشکلات گرانیها، بیکاریها و ناکارآمدیهای حکومت را بهحساب روحانیت بگذارند. ازاینجهت که در اصل اعتراض و انتقاد بوده؛ ولی حالا تبدیل شده به رفتارهای تندوتیز.
2 اندیشه ما: برای حل مشکل تقابلهای اجتماعی چه راهکار پیشنهاد میکنید؟
دو مسئله است یکی مربوط به خود روحانیت است آن همان مسئلهای است که حضرت امام خمینی از اول فرمودند: که روحانیون به کار اصلی خودشان بپردازند روحانیت وظیفهاش این است که به کارهای دینی و فرهنگی بپردازد به مقولههای اجرای و حکومتی وارد نشود وقتی وارد شد باید جواب بدهد خودش هم کاری را انجام نمیدهد؛ بلکه دیگران هستند که کار را انجام میدهد باید مدافع کار کسانی باشد که در انجام آن نقشی ندارد. این همه مسائل اجتماعی و اقتصادی هستند که کسانی دیگر به وجود میآورند ربط به روحانیت ندارد؛ ولی روحانیت باید پاسخگو باشد.
بخش دوم این است که میتواند کمککار باشد زمینههای گفتگو در جامعه فراهم شود امروز خیلی از مردم حرف دارند؛ ولی زمینههای گفتگو مساعد نیست روحانیت در یکگوشه حرف خود را میزند مردم و منتقدین در شبکههای اجتماعی مطالب خودشان را مطرح میکنند هیچ گفتگو مستقیم شکل نگرفته است درحالیکه باید گفتگو شکل بگیرد خیلی از چیزها هست که ممکن است جواب منطقی هم داشته باشد. یا جواب نداشته باشد
قهراً با گفتگو فضای تند خشونتآمیز به یک فضای گفتگو تبدیل میشود.
3 اندیشه ما» مواجهه حکومت با پدیده بیحجابی با ایجاد محرومیتهای اجتماعی را چگونه تحلیل میکنید؟
استاد ایازی : مرحوم شهید مطهری بحثی را در جلد بیستم مجموعه آثار خود دارد که بهعنوان امربهمعروف و نهیازمنکر است میگوید: امربهمعروف و نهیازمنکر منطق دارد منطقش این است که انسان وقتی یک کاری را میخواهد انجام بدهد بتواند مفید و مؤثر باشد اگر مفید و مؤثر نشد باید دنبال راهکارهایش بگردد. بدون شک اگر ما مقولههای فرهنگی را تبدیل کنیم به رفتارهای که حالت برخورد دارد این نه کار فرهنگی مؤثر واقع میشود نه آن کاری که حکومت میخواهد انجام بشود من نمونههای را در یادداشتی نوشتم گفتم که فرض کنید حکومت میخواست در زمینه کمربند ایمنی کاری کند اول کار فرهنگی انجام داد بعد تبدیل به قانون کرد عمده مردم هیچ اعتراضی ندارد نسبت به آن در زمینه حجاب اگر تبدیل به یک کار فرهنگی باحوصله آن کار انجام گیرد بعداً در یکشکل منطقی تبدیل به قانون شود؛ ولی چون کاری فرهنگی انجام نشده؛ بلکه کارها روشهای غلطی در این مقوله انجام شده هیچ نتیجه نداده؛ بلکه امروز بخشی از مقابله باحجاب جنبه سیاسی و اعتراضی دارد نه از باب حجاب حکومت هر قدر این کار را ادامه بدهد آب در هاونگ کوبیدن است نتیجه که ندارد؛ بلکه روزبهروز مسئله را تشدید میکند یکی از روشهای مقابله با حکومت را در این شکل میداند.
4 اندیشه ما: برای تصدی مبارزه با پدیده بیحجابی کدام نهاد حکومتی را صالح میدانید؟ نیروی انتظامی قوه قضاییه یا نهادهای فرهنگی و رسانههای عمومی؟
آیت الله ایازی: در رابطه با این مسئله من اعتقاد دارم که این کار، کار نیروی انتظامی نیست یکوقت یکی از فرماندهان نیروی انتظامی به شخص خود بنده میگفت اینها یعنی نیروی انتظامی خودشان احتیاج دارند که امربهمعروف و نهیازمنکر شود یک چنین نیروی که در حافظ امنیت هست نمیتواند به مقولههای فرهنگی بپردازد به نظر من بهترین است که ما بتوانیم ابعاد فرهنگی را کار کنیم وقتی ابعاد فرهنگی کار شد آنوقت خود جامعه به سمت رعایت حجاب بهصورت اتوماتیک حرکت میکند بهعنوانمثال یکی از پدیدههای اجتماعی که در جامعه ما هست اشغال ریختن در کوچه و معابر عمومی است. ما این را به یک تشکیلات واگذار نکردیم که این کار را انجام بدهد. اگر فرهنگسازی کردیم کسی اشغال نمیریزد. اگر کسی هم اشغال بگذارد مورد اعتراض جامعه قرار میگیرد
. اولاً فلسفه حجاب مسئله کرامت زن است و شخصیت زن است. هیچچیزی غیر از این در فرهنگ دینی ما دلیلی بر اعتبار آن نداریم. این هم با این روش که به دست یک نهاد بدهیم؛ مانند ستاد امربهمعروف یا نیروی انتظامی یا تشکل دیگری تأسیس کنیم اینها نتیجهای ندارد. بهترین راه این است که همه این روشهای غلط کنار گذاشته شود بهصورت آرام با استفاده از روشهای کارشناسی، روانشناختی و جامعهشناختی با این پدیده مواجهه نمایم از این روشهای که در این سی و چهل سال انجام شده است. تجربه نشان داده است که نتیجه نداشته و مثمرثمرنبوده است.
این کار بیثمر را کنار بگذاریم بر اساس همان حرف شهید مطهری که امربهمعروف و نهیازمنکر یک منطق دارد بر اساس همان منطق که نتیجهگرای و اثر گرایی است یک کار علمی جامعهشناسی روانشناسی در حد عمومی انجام شود.
مقوله حجاب به نظر من یک امر اختیاری و انتخابی است ما نباید وارد این قصه شویم.



دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.
یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.