در مسائل زندگی عادی مردم ( که میتوان نتایج آن را دید و لمس کرد و تجربه نمود)باید نظر اکثریت را در برابر اقلیت پذیرفت

اعتنا به نظروخواست مردم درحکومت
ایت الله محمد سروش محلاتی
📍اکثریت در قرآن
🔰سوال: این که در بخش اول سخنان شما از قول امیرالمؤمنین(ع) عنوان شد که حاکم باید به دنبال جلب رضایت مردم باشد و رضایت مردم همان رضایت خداوند است، با آموزههای قرآنی منافات دارد. زیرا در قرآن داستان چندین نفر از انبیاء الهی مطرح شده است که در تمامی آنها مردم نقطه مقابل پیامبران قرار گرفتهاند و اکثریت مردم گمراه بودهاند. چطور ممکن است که رضایت خدا در رضایت چنین مردمی باشد؟
🔖پاسخ: به نکته خوبی اشاره شد. البته در این جلسه به صورت مختصر به مطلب پرداخته شد زیرا قبلا در شرح عهدنامه مالک اشتر به طور مفصل این مسائل توضیح داده شده بود. در کتاب حکمرانی شایسته صفحات 45 تا 47 این بحث مطرح شده است که دو حوزه مراجعه به مردم باید از هم تفکیک شوند. یک حوزه در مسائل اعتقادی و نظری که مربوط به درک واقعیتهاست، مانند مسائل فلسفی، که اینجا محل مراجعه به آراء عمومی نیست. فلسفه و شناخت واقعیتها را نمیتوان با رأیگیری و مراجعه به مردم معلوم کرد. مثلا دانشمندی عنوان میکند که زمین در حال حرکت است. در حالی که سایرین چنین اعتقادی ندارند. این موضوع را نمیتوان با مراجعه به رأی مردم تعیین کرد. در قرآن نیز دعوای انبیاء با نوع بشر درباره همین مسائل شناختی مثل بتپرستی است. این که جهان مبدأ و معادی دارد یا نه؟ آیا بتها حقیقتا در زندگی بشر تأثیری دارند یا ندارند؟ به هرحال جهل و خرافات در میان مردم رواج داشته و انبیاء نیز با آنها مبارزه میکردند. خداوند هم در قرآن در این موارد میفرماید “أکثرُهُم لایَعقِلون” یعنی اکثریت مردم در این مسائل تعقل و خردورزی ندارند. اتفاقا کسانی که مسئله مراجعه به آراء عمومی را بر اساس مبانی اسلامی مطرح میکنند با این اشکال مواجه هستند که قرآن فهم اکثریت را تخطئه میکند. آیت الله منتظری در کتاب ولایت فقیه خود این بحث را مطرح کرده است. ایشان میفرماید آنچه که قرآن فهم و درک انسان را تخطئه میکند مربوط به مسائل غیبی است که بشر علم آن را ندارد. مثل صفات خداوند و قضا و قدر الهی و خصوصیات قیامت و … . این نوع آیات، مسائل زندگی عادی مردم را که میتوان نتایج آن را دید و لمس کرد و تجربه نمود، شامل نمیشود. در این موارد چارهای نیست، یا باید نظر اقلیت در برابر اکثریت را پذیرفت یا باید نظر اکثریت را در برابر اقلیت پذیرفت. پس آن آیات در جای خود که مربوط به حوزه مباحث نظری و اعتقادی است، صحیح هستند.
📍شایستگی بدون محبوبیت مردمی
🔰سوال: اینکه مطرح شد هرکس را اکثریت مردم قبول داشته باشند، خداوند نیز او را قبول دارد، با شرح حال انبیاء سازگار نیست. زیرا انبیاء را مردم قبول نداشتند ولی خدا آنها را قبول داشت.
🔖پاسخ: اینجا دو مطلب وجود دارد. یکی این که گاهی گفته میشود فلانی آدم خوبی است. در این حالت خداوند میداند که او خوب است یا خوب نیست. اینجا تغییری ایجاد نمیشود. یعنی خوبی واقعی افراد، با افکار مردم از بین نمیرود.
اما وقتی مردم کسی را قبول دارند و از او تعریف میکنند و میگویند انسان خوبی است، امیرالمؤمنین(ع) میفرماید در این حالت اگر مردم از کسی تعریف کردند بدان که خداوند هم او را قبول دارد و او را خوب میداند. در واقع این دو مطلب جداگانه است. خودِ این که شخصی در دل مردم تاثیر مثبتی داشته باشد، به طوری که مردم به او عشق بورزند و او را خوب بدانند، باعث خشنودی خداست و باعث نزول رحمت الهی بر او میشود
منبع: سایت اندیشه دینی معاصر




دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.
یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.