
الحذر، که با قانون شما قطرهخونی به ناحق بریزد!
آیت الله سیدضیاء مرتضوی
🔷 امیرالمومنین(ع) در عهدنامه مالک اشتر، پس از هشدار شدید درباره خونریزی بهناحق، که آن را مایه بدترین و بزرگترین پیامدها از جمله «سرآمدن مدت» میشمارد، می افزاید:
«پس به هیچ رو سلطه و حکومت خود را با ریختن خون حرام تقویت نکن که این کار از جمله اموری است که حکومت را ضعیف و سست میسازد و بلکه آن را نابود میسازد و از میان میبرد و در قتل عمد نه پیش خداوند و نه پیش من عذری نداری، چون قصاص نفس خواهد داشت، و اگر گرفتار خطا شدی و تازیانه تو یا دست تو در کیفر دادن، ناخواسته نافرمانی و زیادهروی کرد، که گاه یک مشت یا بیشتر مایه کشتن میشود، زینهار که غرور حکومت، تو را از اینکه حق بازماندگان کشتهشده را بدهی باز بدارد».
🔷 اگر بتوان به هر دلیل برای مجامله در استیفای کامل اموال عمومی از خائنان به بیت المال، عذر آورد و توجیه تراشید اما باید دانست که حساب جان و خون جداست و توجیهبردار نیست و همان گونه که هیچ عذری در ریختن قطرهخونی بناحق نیست، هیچ عذر و بهانهای حتی عذر پرهیز از تضعیف نظام و دغدغه حفظ نظام نمیتواند دلیل سکوت و سهلانگاری در برابر مسئولیت بیبدیل حفظ جان و سلامتی شهروندان باشد. ساکنان کشور، از هر دین و مذهب و جریان که باشند، متهم و غیر متهم، همه در پناه حکم خداوند و ذمه اسلام و در حمایت چیزی هستند که آن را «قانون» مینامیم. آن وقت چگونه میتوان پذیرفت که قانونگذاران با اراده و خواست خود، در صدد باشند دست مجریان رسمی و غیر رسمی را در به کار بردن سلاح، که طبعا یک موضوع یا موضوع اصلی آن مقابله با اعتراضات است، بیشتر باز بگذارند و پیداست کسی نمی تواند خود را از مسئولیت شرعی پی آمدهای قابل پیش بینی آن جدا انگارد.
🔷 این کار اگر هم به خیال بانیان و عاملان، ثمراتی داشته باشد اما باید بدانند که محمل قانونی بیشتری برای خونریزی هرچند ناخواسته به دست میدهد و آنان بیتردید شریک پیآمدهای آن هستند و اگر هم در دنیا به هر دلیل قابل رسیدگی نباشد، اما کسی نمیتواند از مسئولیت اخروی آن شانه خالی کند. شایسته توجه است به رغم اینکه در روایات بر اجرای حدود تاکید شده، اما در تاکید بر پرهیز از مجازات شبههناک، در سخنی از پیامبر(ص) خاطرنشان شده که عفو ناشیانه بهتر از خطای در مجازات است: «فانّ الامام اَن یخطئ فی العفو خیر من اَن یخطئ فی العقوبة».
🔷 اگر هم در ماهها و سالهای نخست پیروزی انقلاب و استقرار نظام به عذر عدم تثبیت و به سبب شرایط حاکم، به فرض لازم بوده است اقدامات ویژهای در مقابله با مشکلات حاد صورت گیرد و چه بسا برخی آزادیها محدود شود، اما برای یک نظام سیاسی که در دهه پنجم قدرت گرفتن و حاکمیت خود به سر میببرد و بحرانهای سیاسی مختلف و حتی جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشته، بسیار ناپسند و بلکه نشانه روشن ضعف و عدم اعتماد به نفس است که کسانی یا دستگاههایی در درون آن به جای گسترش هر چه بیشتر آزادیهای سیاسی و آزادی تشکیل اجتماعات و اعتراضات مسالمتآمیز و به جای حرکت به سوی هر چه محدودتر ساختن افراد و دستگاهها در اعمال زور و خشونت، برخی دایما در صدد محدود ساختن آنها، هر چند به بهانه صیانت باشند، و اینک در صدد توسعه امکان استفاده از سلاح و توسل به روشهای خشونتآمیز در برخورد با مخالفان یا معترضان! چنین طرحهایی صرف از اینکه در عمل نمیتواند هدف بانیان و مجریان را محقق کند، میتواند به معنای اعلان از دستدادن حمایت عمومی و ابراز شکست باشد.
🔷 اگر کسانی باشند که به هر دلیل تنها در پی تقویت و بقای قدرت هستند، باز باید بدانند که راه درست در جای دیگر است و این کارها و راهها نه تنها به هدف نمیرساند بلکه نتیجه عکس خواهد داشت و چه بسا مایه زوال کامل خواهد شد؛ آن گونه که در سخن علی(ع) آمد: «فَلَا تُقَوِّيَنَّ سُلْطَانَكَ بِسَفْكِ دَمٍ حَرَامٍ فَإِنَّ ذَلِكَ مِمَّا يُضْعِفُهُ وَ يُوهِنُهُ بَلْ يُزِيلُهُ وَ يَنْقُلُهُ» و السلام.


دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.
یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.