یکشنبه، ۱۷ آبان ۱۴۰۵

امام خمینی و ابداع نظریه جمهوریت در فقه شیعه جلسه (3)

امام خمینی و ابداع نظریه جمهوریت در فقه شیعه (3) ایت الله محمد سروش محلاتی به گزارش سایت اندیشه ما آیت الله محمد سروش محلاتی به مناسبت سی چهار مین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) سلسله سخنرانی های تحت عنوان« امام خمینی وابداع نظریه جمهوریت در فقه شیعه» ارائه نموده است سومین جلسه سخنرانی ایشان که

امام خمینی و ابداع نظریه جمهوریت در فقه شیعه جلسه (3)

امام خمینی و ابداع نظریه جمهوریت در فقه شیعه (3)

ایت الله محمد سروش محلاتی

به گزارش سایت اندیشه ما آیت الله محمد سروش محلاتی به مناسبت سی چهار مین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) سلسله سخنرانی های تحت عنوان« امام خمینی وابداع نظریه جمهوریت در فقه شیعه» ارائه نموده است سومین جلسه سخنرانی ایشان که در تاریخ  15/3/1402 ارائه شده  است به شرح زیر تقدیم می گردد:

برش های متن:

بحث جمهوریت از طرف امام خمینی با دو چالش جدی مواجه شد؛ یعنی دو نوع عکس العمل منفی را به خصوص در میان فقها برانگیخت. یک عکس العمل درباره مفهوم جمهوریت بود و عکس العمل دیگر درباره اعتبار جمهوریت. هم موضوع و هم حکم از طرف عده ای از فقها مورد انکار قرار گرفت.

اما اصل اعتبار را در دو جلسه گذشته توضیح دادم که اساسا برخی از فقها وارد این بحث شدند به خصوص بعد از رحلت حضرت امام این موضوع را مطرح کردند که موضوع جمهوریت و اتکاء به آرای عمومی از نظر فقهی و مبانی دینی اعتباری ندارد. و اگر حضرت امام مطرح کرده اند فقط جنبه مصلحتی و به خاطر برخی از مسائل سیاسی بوده است و الا حکومت اسلامی حکومتی است که اعتبار خودش را از رأی مردم نمی گیرد. این یک چالش که آغاز شد.

چالش دوم در باره تفسیر جمهوریت بود که تفسیر جدیدی از جمهوریت ارائه می‌شد که با نظر حضرت امام و آنچه را که در نظام‌های جمهوری تعریف می شود، فاصله داشت. درباره این نکته مقداری امشب صحبت می کنیم که چگونه جمهوریت به طور کلی به مذبح رفت و قربانی شد.

یک تعبیری را برخی از فقها و مفسران در حوزه علمیه قم مطرح کرده‌اند شاید حدود بیست سال یا بیشتر از ابداع و از اختراع این اصطلاح می‌گذرد و آن اصطلاح جمهوری ناب بود و این طور گفتند که حضرت امام در دوران زندگی خودش اسلام ناب را مطرح کرد تفکر ناب اسلامی در برابر اسلام آمریکایی، ولی ایشان فرصت نکرد تا جمهوری ناب را در برابر جمهوری غربی و امریکایی تبیین بکند و ما باید این خلأ را جبران بکنیم و جعل این اصطلاح جمهوری ناب صورت گرفت. البته این نظر، نظری بود که می توانست آثار منفی بسیار زیادی داشته باشد. منظور جمهوری ناب کدام جمهوری است؟ اینگونه تفسیر کردند جمهوری ناب یا جمهور ناب آن مردمی هستند که از نظر ایمان به خدا و معرفت حق تعالی و تسلیم در برابر فرمان الهی به مرحله ناب بودن و خالص بودن و سره بودن رسیده باشند. کسانی که جامعه ای که هنوز به این مرحله‌ای از تسلیم مطلق نرسیده است جمهور ناب نیست و وقتی که جمهور ناب نباشه نمی تواند در کنار اسلام قرار بگیرد و جمهوری اسلامی را تشکیل دهد. ترکیب جمهوری و اسلامی در صورتی اتفاق می افتد که جمهور به چنین مرحله ای از ایمان و معرفت رسیده باشد. پس ما نمی توانیم در شرایط خودمان و در زمانه خودمان از جمهوری اسلامی صحبت بکنیم. این بحث را از یکی از این بزرگان من برای شما میخوانم در درس تفسیرشان در ذیل آیه 22 سوره اعراف این را مطرح فرمودند و عبارتشان چنین است: مطلب مهمی که هم در بحث های علمی لازم است و هم در شرایط کنونی لازم است هم در جامعه شناسی هم در بحث های سیاسی خود ما این است که امام راحل فراغتی پیدا کرد که مشخص کند اسلام ناب کدام است، اسلام آمریکایی کدام است اما در این جهت هم باید بحث کرد که جمهوریت ناب کدام است جمهوریت آمریکایی کدام است نظام دموکراسی اسلامی کدام است نظام دموکراسی غربی کدام است نظام مردمی کدام نظام است مردم چه زمانی انسانند آزادی چه زمانی آزادی انسانیست اینها را ایشان می فرمایند ذیل بحث جمهوری ناب ما باید مطرح بکنیم. و ملاحظه بفرمایید که بحث نظام سیاسی در اینجا مطرح است بحث مردم سالاری مطرح است سوال این است که مردم چه زمانی انسانند سوال این است که آزادی چه زمانی آزادی انسانیست و خوب کافیست که برخی از آزادی ها سلب شود و برخی از حقوق انکار شود چون این جمهور استحقاق این حقوق را ندارد و جمهوری ناب نیستند. اصلا جمهور ناب یعنی انسان ناب و اینها انسان ناب نیستند تعبیر این است که مردم چه زمانی انسانند حقوق مال انسانهاست ولی خوب ممکن است بسیاری از شهروندان، شهروند باشند اما انسان نباشند. این پایه و اساس مباحث بسیار بسیار عجیب و غریبیست که در این کلام تحت عنوان جمهوری ناب مطرح می شود. خوب حالا توضیح بدم ببینیم که جمهوری ناب چیست ایشان از این مثال استفاده کردند که پیغمبر اکرم ،اسلام را عرضه کرد و به مردم فرمود که بفهمید و بپذیریددا رحمت کند برخی از اعضای شورای نگهبان را حالا وقت و فرصت نیست که بنده تفصیل قضایا را مجددا بخواهم یادآور بشوم دیگه حالا وقت گذشته اینها اصلا گفتند آقا خبرگان یک نهادی انتخابی نیست اعتبار نظر خبرگان هم به رأی مردم نیست. خبره چه مردم او را قبول داشته باشند چه قبول نداشته باشند رأی و نظرش معتبر است. مردم رأی ندادند اکثریت قبول نکردند نکنند اینها خبره اند. خبره تشخیص می دهد کارش هم رأی دادن نیست تشخیص می دهد که آقای فلانی واجد شرایط لازم برای رهبری است همین و بس. خوب، اینا را من هم توی حوزه های علمیه مطرح کردم خدا رحمت کند آقای مومن را اینها را نوشت درس گفت در جایگاهی هم بود که بیش از سی سال در شورای نگهبان بود این فقه را آوردند فقهی که از بیخ و بن هیچ اعتقادی به جمهوریت نداشت. نتیجه چه می شود نتیجه چه شود؟ مگر بنا بود ما یک جمهوری شکلی داشته باشیم؟ مگر بنا بود ما یک جمهوری صوری داشته باشیم؟ جزیره کردیم یک جزیره هایی یک قسمت هایش را نه اینها ربطی به جمهور ندارد خود خبرگان تشخیص می دهند می فهمند مردم هم نباید اطلاع داشته باشند ولی یک قسمت هایش را گفتیم مال شما البته آن قسمتها را هم  فیلتر گذاری کردیم تا افراد غیر خودی افراد ناباب آنجا هم وارد نشوند ما باید برگردیم به کجا برگردیم؟ ایده جمهوری اسلامی در فقه ما توسط حضرت امام مطرح شده و بدیلی برای این ایده و الگو تاکنون که متناسب با مبانی فقهی باشد ما نمی شناسیم. اما این ایده در نهایت غربت و مظلومیت باقی مانده نه در مرحله شعار و تجلیل و تکریم و امثال اینها این ایده هم به لحاظ مبانی لوازم تفریعات نیازمند به کار اساسی دارد باید ما بپذیریم و برگردیم و هم نسبت به التزام به این مبانی هست و قبولش در مقام عمل من نگران این هستم که اگر امروز ما این مسئولیت تاریخی خودمان را برای انجام این وظیفه در قبال جمهوری اسلامی در قبال این میراث ارزشمند حضرت امام رضوان الله تعالی علیه انجام ندهیم و به موقع و آگاهانه و هوشیارانه اقدام نکنیم شاید فردا دیر باشد و برای همه ما دوران حسرت فرا برسد و خداوند چنین روزی را نیاورد و همه ما را نسبت به وظایف ما متنبه بفرماید

متن کامل سخنرانی

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین.

سومین و آخرین جلسه بحث درباره دیدگاه امام خمینی درباره جمهوریت را آغاز می کنیم.

بحث جمهوریت از طرف امام خمینی با دو چالش جدی مواجه شد؛ یعنی دو نوع عکس العمل منفی را به خصوص در میان فقها برانگیخت. یک عکس العمل درباره مفهوم جمهوریت بود و عکس العمل دیگر درباره اعتبار جمهوریت. هم موضوع و هم حکم از طرف عده ای از فقها مورد انکار قرار گرفت.

اما اصل اعتبار را در دو جلسه گذشته توضیح دادم که اساسا برخی از فقها وارد این بحث شدند به خصوص بعد از رحلت حضرت امام این موضوع را مطرح کردند که موضوع جمهوریت و اتکاء به آرای عمومی از نظر فقهی و مبانی دینی اعتباری ندارد. و اگر حضرت امام مطرح کرده اند فقط جنبه مصلحتی و به خاطر برخی از مسائل سیاسی بوده است و الا حکومت اسلامی حکومتی است که اعتبار خودش را از رأی مردم نمی گیرد. این یک چالش که آغاز شد.

و چالش دوم در باره تفسیر جمهوریت بود که تفسیر جدیدی از جمهوریت ارائه می‌شد که با نظر حضرت امام و آنچه را که در نظام‌های جمهوری تعریف می شود، فاصله داشت. درباره این نکته مقداری امشب صحبت می کنیم که چگونه جمهوریت به طور کلی به مذبح رفت و قربانی شد.

یک تعبیری را برخی از فقها و مفسران در حوزه علمیه قم مطرح کرده‌اند شاید حدود بیست سال یا بیشتر از ابداع و از اختراع این اصطلاح می‌گذرد و آن اصطلاح جمهوری ناب بود و این طور گفتند که حضرت امام در دوران زندگی خودش اسلام ناب را مطرح کرد تفکر ناب اسلامی در برابر اسلام آمریکایی، ولی ایشان فرصت نکرد تا جمهوری ناب را در برابر جمهوری غربی و امریکایی تبیین بکند و ما باید این خلأ را جبران بکنیم و جعل این اصطلاح جمهوری ناب صورت گرفت. البته این نظر، نظری بود که می توانست آثار منفی بسیار زیادی داشته باشد. منظور جمهوری ناب کدام جمهوری است؟ اینگونه تفسیر کردند جمهوری ناب یا جمهور ناب آن مردمی هستند که از نظر ایمان به خدا و معرفت حق تعالی و تسلیم در برابر فرمان الهی به مرحله ناب بودن و خالص بودن و سره بودن رسیده باشند. کسانی که جامعه ای که هنوز به این مرحله‌ای از تسلیم مطلق نرسیده است جمهور ناب نیست و وقتی که جمهور ناب نباشه نمی تواند در کنار اسلام قرار بگیرد و جمهوری اسلامی را تشکیل دهد. ترکیب جمهوری و اسلامی در صورتی اتفاق می افتد که جمهور به چنین مرحله ای از ایمان و معرفت رسیده باشد. پس ما نمی توانیم در شرایط خودمان و در زمانه خودمان از جمهوری اسلامی صحبت بکنیم. این بحث را از یکی از این بزرگان من برای شما میخوانم در درس تفسیرشان در ذیل آیه 22 سوره اعراف این را مطرح فرمودند و عبارتشان چنین است: مطلب مهمی که هم در بحث های علمی لازم است و هم در شرایط کنونی لازم است هم در جامعه شناسی هم در بحث های سیاسی خود ما این است که امام راحل فراغتی پیدا کرد که مشخص کند اسلام ناب کدام است، اسلام آمریکایی کدام است اما در این جهت هم باید بحث کرد که جمهوریت ناب کدام است جمهوریت آمریکایی کدام است نظام دموکراسی اسلامی کدام است نظام دموکراسی غربی کدام است نظام مردمی کدام نظام است مردم چه زمانی انسانند آزادی چه زمانی آزادی انسانیست اینها را ایشان می فرمایند ذیل بحث جمهوری ناب ما باید مطرح بکنیم. و ملاحظه بفرمایید که بحث نظام سیاسی در اینجا مطرح است بحث مردم سالاری مطرح است سوال این است که مردم چه زمانی انسانند سوال این است که آزادی چه زمانی آزادی انسانیست و خوب کافیست که برخی از آزادی ها سلب شود و برخی از حقوق انکار شود چون این جمهور استحقاق این حقوق را ندارد و جمهوری ناب نیستند. اصلا جمهور ناب یعنی انسان ناب و اینها انسان ناب نیستند تعبیر این است که مردم چه زمانی انسانند حقوق مال انسانهاست ولی خوب ممکن است بسیاری از شهروندان، شهروند باشند اما انسان نباشند. این پایه و اساس مباحث بسیار بسیار عجیب و غریبیست که در این کلام تحت عنوان جمهوری ناب مطرح می شود. خوب حالا توضیح بدم ببینیم که جمهوری ناب چیست ایشان از این مثال استفاده کردند که پیغمبر اکرم ،اسلام را عرضه کرد و به مردم فرمود که بفهمید و بپذیرید «فقد لبثتُ فیکم عُمُراً من قبله أفلا تعقلون» خوب، جمهوریت را او آورده است فرمود من که حقم در مقام ثبوت نیازی به تشخیص و تثبیت شما نیست من از طرف شما که نیامده ام از طرف حق محض آمده ام من حقم شما درست بیاندیشید من را میشناسید و قبول میکنید. این جمهوری ناب است که اشخاص و دیگران این حقانیت را بپذیرند.

خوب، حالا التزام به لوازم این جمهوری اسلامی ممکن است یا ممکن نیست؟ خود امام دوره کوتاهی از این جمهوری اسلامی را بودند و شرایط هم شرایط عادی نبود بعد از انقلاب بود شرایط غیر عادی بود بعد جنگ پیش آمد ممکن است توی آن شرایط توجیهی وجود داشته که برخی از لوازم جمهوریت اسلامی را ما نپذیرفته باشیم نتوانسته باشیم. شاید آنجا بشود توجیه کرد نمی دانم. اما پس از استقرار نظام ما می توانیم این لوازم را بپذیریم یا نه؟ اولا، مسأله از رأی گیری آغاز می شود در جمهوریت اما هرگز جمهوریت انحصار و اختصاص به رأی گیری ندارد. اولا باید پذیرفته بشود که این رأی مبتنی بر یک حق است و همان حق که منشأ برای رأی می شود و منشأ برای اینکه چه کسی قدرت را به دست بگیرد منشأ می شود که مردم بتوانند نظارت بر این قدرت هم داشته باشد هر دویش باهم است و هر مقداری که آن نقش مردم در رأی در انتخاب و تعیین مسئولین امور کاهش پیدا کند یا قدرت نظارت مردم کاهش پیدا بکند به همان میزان جمهوریت ضعیف می شود خوب حالا برخی ها اینطور می گویند برخی از آقایون فرموده بودند که جمهوری دارد ضعیف می شود. ولی اگر ما گفتیم اصولی که جمهوریت دارد اصولی است که از دل اسلام استنباط و استخراج می شود و جنبه عارضی ندارد هرکجا جمهوریت تضعیف بشود اسلامیت تضعیف می شود و اصلا این تعبیری که اسلامیت نظام را تقویت می کنند جمهوریتش تضعیف می شود اصلا این تناقض است منظور این است که اتکای به آرای عمومی کاهش پیدا کند مشارکت مردم کاهش پیدا کند مگر آنوقت نظام می تواند اسلامی باشد؟ مگر امام رضوان الله تعالی علیه در این جمله ای که من در شب گذشته هم برای شما خواندم و عرض کردم این یک پاسخ کلیدی است که تشکیل حکومت برای همان فقها برای فقه واجد شرایط تولی امور مسلمین و تشکیل حکومت بستگی دارد به آرای اکثریت مسلمین. بستگی دارد. حالا اگر آمد و این رأی کاهش پیدا کرد، در نظام ما که رأی مستقیم به ولی امر نیست از طریق خبرگان است اگر ما یک شرایطی را به وجود آوردیم که حضور مردم کاهش پیدا کرد افرادی را که مردم می خواهند رأی بدهند نتوانند به آنها رأی بدهند اگر همچین اتفاقی افتاد آرا کاهش پیدا کرد و از اکثریت افتاد امام فرمودند اکثریت، اگر نتیجه این هستش که از اکثریت بیفتد شما بفرمایید ببینم اینجا جمهوریت آسیب دیده فقط یا اسلامیت هم آسیب دیده؟ فرمودند تشکیل حکومت و تولی، بستگی دارد به اکثریت. جواز تصرف از کجا قابل اثبات است؟ بین او و دیگر فقهایی که پشتوانه ای از رأی مردم ندارند چه فرقی است چه تفاوتی است؟ ما ملتزم می شویم به این لوازم یا ملتزم نمی شویم؟ آن تعریفی که از جمهوری اسلامی ارائه شده یک همچنین تعریفی است ما هم این تعریف را ارائه نکردیم بنیان گذار جمهوری اسلام هم ارائه کرده است. به مبانی فقهی اش هم گفته است. اصحاب و یارانش هم در همان زمان ارائه کردند.البته بالاتر از این را هم به ما ارائه کردند در زمانی که رفراندوم می خواست صورت بگیرد بالاتر ازاین را به عنوان جمهوری اسلامی برای ما توضیح دادند نه فقط رأی گیری مشخصه اول رأی گیری بود در جمهوریت اما شهید مطهری یک شب دو شب پیش از همین رفراندوم یعنی در فروردین 1358 آمد در تلویزیون و جمهوری را تعریف کرد و فرمود که جمهوری آن است که حاکم را مردم با رأی خود انتخاب می کنند اولا، و حاکم دوران حکومت زمان مند است. اینها به عنوان مشخصه جمهوری ایشان آن روز در تلویزیون مطرح کرد و به مردم گفت. جمهوریت ویژگی هایی دارد ما می توانیم به اینها ملتزم بشویم؟ امام اصل این ایده را مطرح کردند خوب در شرایطی نبودند که دیگر حالا این ایده را مباحث فقهی و فنی اش را بخواهند ارائه بکنند، چالش هایی که پیش می آمد البته ایشان توضیح می دادند راه حل ارائه می کردند که بسیار هم آن راه حل ها ذی قیمت هستش که دیشب یکی از آنها را در مسأله اختیارات مجلس مطرح کردم. مورد دیگرش بحث تشخیص مصلحت هست ولی ایده جمهوری اسلامی یک مبنا است که بایستی بیاید فقها درباره آن بحث بکنند و کار بکنند و ما متأسفانه نه کار نکردیم و نه استنباط نکردیم در بسیاری از موارد سنگ اندازی کردیم و مبنای جمهوری اسلامی را به لحاظ نظری و تئوری نه تنها تقویت نکردیم تضعیف کردیم و به نظر بنده بسیاری از مشکلاتی که امروز گریبانگیر ما است به خاطر تضعیف آن مبنای نظری است و هرچه آن مبنا ضعیف تر شود البته مشکلات درنظام بیشتر خواهد شد. آنروزی که شهید مطهری آمد در مصاحبه تلویزیونی که چاپ شده در کتاب آینده انقلاب اسلامی بعد از اینکه ایشان تقسیم می کند حکومت های مختلفی در دنیا است بعضی از حکومت ها موروثی است، سلطنتی، پادشاهی، بعضی از حکومت ها حکومتهای حکیمان و فیلسوفان و متخصصان است ارستوکراسی، بعد می فرمایند یکی از آنها هم حکومت عامه مردم است.

این کلمه عامه را حالا در ذهن تان ثبت کنید و با آن تغییرات و تحولاتی که بعدا اتفاق افتاد و مسئله بردند توی جمهوری ناب که نتیجه اش تقسیم ملت و حذف عده ای است با آنها بسنجید. یکی از آنها حکومت عامه مردم است یعنی حکومتی که حق انتخاب با همه مردم است دارند جمهوری را توضیح می دهند قطع نظر از اینکه مرد هستند یا زن هستند، سفید هستند یا سیاه و دارای هر عقیده و هر فکری هستند حق رأی باید برای همه حالا خوب خیلی از آقایون علمای ما تو مسأله ای حق رأی برای زنان حرف داشتند برای غیر مسلمان هم حرف داشتند اینها را امام حل کرد با مبانی امام و الا با مبانی دیگران که خیلی مشکل پیدا می کند این مسائل. فقط شرط بلوغ سنی و شرط عقلی در آن معتبر است و نه چیزی دیگر. یعنی برای کسانی که در رأی گیری شرکت می کنند از سنی و رشد عقلی که واجد باشند دیگر شرط دیگری وجود ندارد.

حالا این قسمت فعلا موردنظر بنده نیست اما در ادامه آنچه را که ایشان فرمودند این است به علاوه این حکومت موقت است خوب دقت بفرمایید به علاوه این حکومت یعنی جمهوری موقت است. یعنی هرچند سال یکبار باید تجدید شود یعنی مردم حق تجدید نظر دارند که بخواهند آن حاکم را برای بار دوم انتخاب کنند یا شخص دیگر. این تعبیری که ایشان دارد آن روزی که حضرت امام هم هست حالا می خواهند مردم رأی بدهند حالا یک متفکر اسلامی که نزدیک به امام است و این در طراحی این نظام شرکت دارد برای توضیح بدهد که این جمهوری اسلامی چه جوری است و جمهوری اینجا در کنار اسلام چه معنایی پیدا می کند آن روز آقای مطهری آمد و به مردم گفت جمهوری یعنی حکومت موقت یعنی چند سال را یک مرتبه شما حاکم را انتخاب می کنید و حق تجدید نظر دارید و حکومت یک حکومت دائمی برای کسی نیست اینها را هم گفتند برای امام اینها را هم توضیح دادند یا مسأله ولایت فقیه وارد سیستم نمی شد یعنی در رأس سیستم رئیس جمهور بود و از نفوذ معنوی خودش استفاده می کرد به اشکال مختلف که قبلا درهنگام تدوین پیش نویس قانون اساسی یک همچنین نکته ای مورد نظر بود شبیه به آنچه که امروز در عراق هم نقشی که حضرت آیت الله العظمی آقای سیستانی ایفا می کند خوب ایشان حاکم نیست حاکم بالفعل نیست ولی از نفوذ خودش استفاده می کند و جلو برخی از تصمیمات غلط را می تواند بگیرد در نظام ما که نه، ولی فقیه در رأس هستش اختیارات دارد قدرت دارد قدرت مطلقه هم دارد آن طوری که در اصلاح قانون اساسی در سال 68 اضافه شد در قانون اساسی. جمهوریت چه اقتضا می کند چرا نماینده مجلس دوره ای است چرا ریاست جمهوری دوره ای است یک بخشی را دوره ای قرار بدهند و یک بخشی را نه. البته در هنگام تجدید نظر در قانون اساسی خوب تقریبا اکثریت آرا بر این نظر بود که رهبری هم دوره ده ساله باشد و عده ای از بزرگان هم در زمینه استدلال کردند خدا رحمت کند مرحوم آیت الله امینی را که اصرار داشت و من در یک مقاله ای در یادنامه ایشان بحث ایشان را دنبال کردم و ارائه کردم و این به هرحال بعد عده ای از علمای قم نامه ای نوشتند و جلو تصویب این دوره ای بودن و موقت بودن را گرفتند ولی آن چه که به ما وعده دادند در روز نخست این بود که جمهوریت حکمرانی در آن دوره ای است همان روز اول این را به ما گفتند و این را ما پذیرفته بودیم حالا با توجه به این مبانی بیاییم ما فقه جمهوری اسلامی بنویسیم فقه جمهوری اسلامی نه فقه حکومت اسلامی چون حکومت اسلامی می تواند قرائت های مختلفی داشته باشد یک قرائتش هم سر از همان امارت اسلامی طالبان در بیارد که اصلا هیچ اعتباری برای نقش مردم وجود نداشته باشد، هیچ کاری به آن نداریم اونی که امام مطرح فرمودند آن حکومت اسلامی اونی که اسلامیت با جمهوریت کنار یکدیگر قرار می گیرد آن را باید بررسی کرد دید قضیه چیه؟ فکرش را مبانی اش را لوازمش را تفریعاتش را اینها را باید استخراج کرد و کی باید این مسئله انجام بگیرد چهل و پنج سال گذشت کافی نیست؟ این فرصت کافی نیست؟ تا کی ما باید به انتظار بینشیم تا کی بایداز ما سوال بکنند؟ خوب شما ملاحظه بکنید همین روزهای اخیر یک جلد جدید از خاطرات مرحوم آقای هاشمی چاپ شده خاطرات سال 1379 امسال چاپ شده یعنی در همین هفته های اخیر چاپ شده من این کتاب را وقتی مطالعه می کردم در همین روزها یکی از نکاتی که برخورد می کردم و برای من شگفت آور هم بود همین نکته بود که مجلس به عنوان نمایندگان مردم می خواهند از نهادهای مختلف حکومت تحقیق کنند تفحص کنند گزارش بگیرند سوال بکنند گاهی از اوقات است که یک وزیر را می آورند سوال می کنند گاهی هیئت تحقیق و تفحص به یک سازمان و وزارت خانه می فرستند در آغاز سال 1379 یکی از نکاتی که خیلی برجسته است در این کتاب در روزهای مختلف آقای هاشمی مطرح کرده این است که مجمع تشخیص مصلحت مصوبه ای دارد در حمایت از نظر شورای نگهبان که مجلس حق تحقیق و تفحص و سوال و پرسش از نهادهای زیر نظر رهبری ندارد.

حالا قانون اساسی گفته که در همه مسائل در همه امور بی خود گفته! چرا ما این نظام را دو تکه بکنیم؟ یک تکه ای است که جمهور می توانند نفوذ داشته باشند نظر بدهند حالا با فرض اینکه یک انتخابات سالم و مشارکتی بالا هم اتفاق افتاده باشد یک نهادهایی است وزارتخانه هایی است که نمایندها می توانند ببینند چه خبر است و سرک بکشند ولی یک سری از نهادها هم هست که اینها را نمایندگان ملت نمی توانند سر در بیارند نمی توانند اطلاع پیدا کنند دخل شان خرج شان فعالیت شان اقدامات شان صلاح شان فساد شان. بعد توی این خاطرات این بحث را شما جا به جا می بینید که به عنوان یک چالش جدی در اینجا مطرح شده و آقای هاشمی قضایای مربوط به این ماجرا را که حق تحقیق و تفحص مجلس نسبت به نهادهای تحت امر رهبری ندارد و بعد ایشان با رهبری هم مطرح می کنند و بعد به هر حال مقاومت می کنند. جمهوری چیه؟ جمهوری معنایش این است که مردم حق دارند یک تکه ای از نظام جدا بشود که اینجا شما حق ورود ندارید اینجا پستوی نظام است اینجا حیاط خلوت است خوب این آمدند این کار را کردند دیگه خدا رحمت کند برخی از اعضای شورای نگهبان را حالا وقت و فرصت نیست که بنده تفصیل قضایا را مجددا بخواهم یادآور بشوم دیگه حالا وقت گذشته اینها اصلا گفتند آقا خبرگان یک نهادی انتخابی نیست اعتبار نظر خبرگان هم به رأی مردم نیست. خبره چه مردم او را قبول داشته باشند چه قبول نداشته باشند رأی و نظرش معتبر است. مردم رأی ندادند اکثریت قبول نکردند نکنند اینها خبره اند. خبره تشخیص می دهد کارش هم رأی دادن نیست تشخیص می دهد که آقای فلانی واجد شرایط لازم برای رهبری است همین و بس. خوب، اینا را من هم توی حوزه های علمیه مطرح کردم خدا رحمت کند آقای مومن را اینها را نوشت درس گفت در جایگاهی هم بود که بیش از سی سال در شورای نگهبان بود این فقه را آوردند فقهی که از بیخ و بن هیچ اعتقادی به جمهوریت نداشت. نتیجه چه می شود نتیجه چه شود؟ مگر بنا بود ما یک جمهوری شکلی داشته باشیم؟ مگر بنا بود ما یک جمهوری صوری داشته باشیم؟ جزیره کردیم یک جزیره هایی یک قسمت هایش را نه اینها ربطی به جمهور ندارد خود خبرگان تشخیص می دهند می فهمند مردم هم نباید اطلاع داشته باشند ولی یک قسمت هایش را گفتیم مال شما البته آن قسمتها را هم  فیلتر گذاری کردیم تا افراد غیر خودی افراد ناباب آنجا هم وارد نشوند ما باید برگردیم به کجا برگردیم؟ ایده جمهوری اسلامی در فقه ما توسط حضرت امام مطرح شده و بدیلی برای این ایده و الگو تاکنون که متناسب با مبانی فقهی باشد ما نمی شناسیم. اما این ایده در نهایت غربت و مظلومیت باقی مانده نه در مرحله شعار و تجلیل و تکریم و امثال اینها این ایده هم به لحاظ مبانی لوازم تفریعات نیازمند به کار اساسی دارد باید ما بپذیریم و برگردیم و هم نسبت به التزام به این مبانی هست و قبولش در مقام عمل من نگران این هستم که اگر امروز ما این مسئولیت تاریخی خودمان را برای انجام این وظیفه در قبال جمهوری اسلامی در قبال این میراث ارزشمند حضرت امام رضوان الله تعالی علیه انجام ندهیم و به موقع و آگاهانه و هوشیارانه اقدام نکنیم شاید فردا دیر باشد و برای همه ما دوران حسرت فرا برسد و خداوند چنین روزی را نیاورد و همه ما را نسبت به وظایف ما متنبه بفرماید.

از اینکه در این چند شب حوصله کردید و این مباحث را دنبال کردید مخصوصا با توجه به مشکلاتی که در اینترنت وجود دارد که هم برای گوینده و هم برای شنونده اسباب زحمت فراهم می شود انصافا این وضع در اینترنت ما ننگی برای جامعه اسلامی ما هست، من پوزش می طلبم و برای امام عزیز علو درجات و برای همه عزیزان صحت و سلامت عافیت و موفقیت آرزو می کنم.

والسلام علیکم و رحمة الله .

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.

یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.
دیدگاه شما پس از تأیید ناظر منتشر می‌شود.

مطالب مرتبط

امام خمینی و ابداع نظریه جمهوریت در فقه شیعه (2)

حضرت امام با توجه به مبنایی که در باب جمهوریت و اعتبار حق مردم مطرح کردند خیلی میدان بحث را گسترده تر و وسیع تر ارائه کردند. امام خمینی و ابداع نظریه جمهوریت در فقه شیعه (2) ایت الله محمد سروش محلاتی برش های از متن استاد محمد سروش محلاتی در ادامه صحبت های

۲۹ خرداد ۱۴۰۲

امام خمینی و ابداع نظریه جمهوریت در فقه شیعه(1)

آیا حکومتی که بدون رضایت مردم شکل بگیرد و حکمران برخلاف رضای مردم قدرت را بدست بگیرد و خودش را تحمیل بکند این را بفرمایید ببینیم اسلام تایید میکند یا نه؟ امام خمینی و ابداع نظریه جمهوریت در فقه شیعه (1) آیت الله محمد سروش محلاتی به گزارش سایت اندیشه ما

۲۵ خرداد ۱۴۰۲

نظریه دولت غاصب در فقه امامیه؛ حق خدا، حق امام و حق مردم در حکومت

آیت‌الله محمد سروش محلاتی:اگر آرای اکثریت مسلمین تحقق پیدا نکند،  بر اساس دیدگاه امام خمینی وجهی برای تولی وتصدی وجود ندارد. به گزارش اندیشه ما – در شب شهادت امام کاظم علیه‌السلام کرسی نظریه‌پردازی و مراسم  عزاداری، ذکر توسل به اهل‌بیت (ع) در مؤسسه پژوهشی – فرهنگی با حضور جمعی از اساتید حوزه و دانشگاه و دانشجویان برگزار شد. نظریه‌پرداز این کرسی آیت‌الله محمد سروش محلاتی، استاد فقه  سیاسی حوزه علمیه قم بود که سخنرانی خود را با موضوع «نظریه دولت غاصب در فقه امامیه» ارائه نمود.

۷ آبان ۱۴۰۵

سه چالش نظام جمهوری اسلامی در دهه پنجم

به جرات می گویم که در طول ۳۴ سالی که از رحلت امام گذشته است، ما در هیچ موضوع فرهنگی در جمهوری اسلامی، رای و نظر جدیدی که کارگشا بوده باشد، نداشته ایم. سه چالش نظام جمهوری اسلامی در دهه پنجم آیت الله محمد_سروش_محلاتی در شرایط کنونی، جامعه و نظام ما با سه بحران مواجه

۱۶ خرداد ۱۴۰۲