یکشنبه، ۱۷ آبان ۱۴۰۵

امام خمینی و ابداع نظریه جمهوریت در فقه شیعه(1)

آیا حکومتی که بدون رضایت مردم شکل بگیرد و حکمران برخلاف رضای مردم قدرت را بدست بگیرد و خودش را تحمیل بکند این را بفرمایید ببینیم اسلام تایید میکند یا نه؟ امام خمینی و ابداع نظریه جمهوریت در فقه شیعه (1) آیت الله محمد سروش محلاتی به گزارش سایت اندیشه ما

امام خمینی و ابداع نظریه جمهوریت در فقه شیعه(1)

آیا حکومتی که بدون رضایت مردم شکل بگیرد و حکمران برخلاف رضای مردم قدرت را بدست بگیرد و خودش را تحمیل بکند این را بفرمایید ببینیم اسلام تایید میکند یا نه؟

امام خمینی و ابداع نظریه جمهوریت در فقه شیعه (1)

آیت الله محمد سروش محلاتی

به گزارش سایت اندیشه ما آیت الله محمد سروش محلاتی به مناسبت سی چهار مین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) سلسله سخنرانی های تحت عنوان« امام خمینی وابداع نظریه جمهوریت در فقه شیعه» ارائه نموده است اولین جلسه سخنرانی ایشان که در تاریخ 13/3/1402 ارائه شده  است به شرح زیر تقدیم می گردد:

برش های متن:

تا پیش از حضرت امام در فقه خودمان یعنی فقه شیعه موضوعی بنام جمهوریت را نمی بینیم و سراغ نداریم و اولین بار که فقیهی این موضوع را مطرح کرده است امام خمینی است. البته لابد میدانید که در زمان رضا خان هم موضوع جمهوریت مطرح شد و علما و بزرگان و حتی کسانی مانند آیت الله مدرس در برابر آن موضع گیری کردند و آن را تخطئه کردند و از نادر علمایی که در آن زمان موافق نظریه جمهویت بود حتی همان جمهوری که رضا خان مطرح کرد اما خمینی رحمت الله علیه هست. من در جای دیگری این موضوع را توضیح داده ام و اینک در صدد تکرار این بحث نیستم. به هر تقدیر، پس از آن دوره وقتی که انقلاب اسلامی اوج گرفت امام خمینی بود که موضوع جمهویت را مطرح کرد در قالب جمهوری اسلامی.
خوب ما با این سوال اساسی مواجه هستیم که جمهوری از نظر امام خمینی که بنیانگذار این نظام بودند به چه معنا بود و بین این جمهوریت و اسلامیت چه رابطه ای وجود داشت و ترکیب جمهوری اسلامی چه ترکیبی است. به هر حال این موضوع از طرف یک فقیه برجسته و از سوی رهبر این انقلاب که دارای جایگاه مرجعیت هست مطرح شده بود و چنین شخصیتی نمی توانست بدون یک مبنای فقهی چنین موضوع مهمی را مطرح کند بله امام خمینی اول شخصیتی هست که جمهوریت را در تاریخ فقه امامیه مطرح کرد ولی اول فقیهی نیست که موضوع ولایت فقیه یا حتی حکومت اسلامی را مطرح کرده باشد پیش از امام این موضوع مطرح بود موافقان و مخالفانی هم داشت از جمله موافقان مبنای ولایت فقیه و به خصوص ولایت فقیه به معنای تصدی حکومت خود مرحوم آیت الله نائینی است که از رهبران مشروطه و از فقهای بزرگ آن دوره است. ابداعی در اصل مبنای ولایت فقیه از طرف امام خمینی صورت نگرفته هر چند در مورد برخی از جزییات آن ابداع، نظریه پردازی و ابتکار از طرف حضرت امام هست ولی اصل این موضوع یک موضوع سابقه دار است. اگر حضرت امام در سال 47 این بحث را در درسهای خودشان مطرح کردند تفصیلا مرحوم آیت الله العظمی آقای گلپایگانی بیش از 10 سال قبل همین موضوع را در درسهای خودشان مطرح کرده بودند و به همان نتیجه ای که حضرت امام رسیدند، رسیده بودند و کتاب ایشان و تقریرات درس ایشان به چاب رسیده است. ولی در مسئله طرح جمهوریت، ابداع و ابتکار با خود امام خمینی است. اما آن پرسشهایی که در زمینه تفسیر جمهوریت از نظر حضرت امام اولا و رابطه این جمهوریت و اسلامیت ثانیا مطرح است موضوعی است که هنوز بعد از گذشت بیش از چهل سال از طرح این مسئله جای بحث و بررسی و تامل دارد و هنوز نکات مبهم در این زمینه کم نیست.
خوب، ابتدا ببینیم که این جمهوریت چه تفسیری دارد؟ حضرت امام در زمانی که در پاریس بودند و بعد که کم کم به پیروزی انقلاب نزدیک شدیم و به ایران بازگشتند تفسیر خاصی از جمهوریت ارائه نکردند و ما در کلمات ایشان تعریف جدیدی در این زمینه نمی بینیم و هنگامی که از ایشان سوال شد و مکرر این سوال از ایشان مطرح شد که منظورتان از جمهوری چیست؟ پاسخ ایشان این بود که جمهوری به همان معنایی که در کشورهای دیگر وجود دارد این شکل نظام است و محتوای نظام را هم اسلام تشکیل میدهد. به هر حال، از ارائه یک تعریف جدید از جمهوریت ایشان اباء و امتناع داشتند و موضوع را احاله میدادند به همان عرفی که در حقوق و در علوم سیاسی درباره جمهوری و نظام جمهوری وجود دارد.
فاصله ای بین آنچه را که امام در همین دهه یعنی در دهه اول فرمودند که حق را در جمهوری پذیرفته اند با آنچه را که در پایان همین دهه یعنی سال 69 در این آثار فقهی که در حوزه منتشر میشد و آثار اشخاص و شخصیت ها و فقهای گمنام هم نبود شخصیت های تراز اول حوزه آمدند گفتند انتخابات یک امر غربی است چقدر فاصله است؟ چقدر فاصله است؟ چه اتفاقی در طول این ده سال افتاد؟ حالا من الان میگویم ده سال الان عرض میکنم ده سال یعنی در پایان همان دهه ولی بعدا توضیح خواهم داد که این زاویه ای که باز شد در آن سال ها در همان سال های نخست که این حالا این بحث که خواندیم مال یک سال بعد از رحلت حضرت امام هست این زاویه ای که باز شد بعد به کجا رسید و چه سر انجامی پیدا کرد و بعدها چه مباحثی مطرح شد و عرض کردم اینها مقالات سیاسی نیست اینها درس هایی است که به عنوان درس خارج باحضور صدها طلبه یا بیش از هزار طلبه در حوزه های علمیه نوشته شده و چاپ شده و آن جمهوری اسلامی که حضرت امام مطرح فرمودند به چه سرانجامی از نظر مبانی رسید؟ حالا از نظر نتایج و پیامدها و عملکردها یک بحث جدایی است اصلا که من وارد آن حوزه نمیشوم به لحاظ همین بحث نظری چه اتفاقاتی در این زمینه افتاد

متن کامل سخنرانی.

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صل الله علی سیدنا و نبی نا محمد و اله طاهرین
در شب سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی رضوان تعالی علیه قرار داریم به روح بلند ایشان رحمت الهی را نثار میکنیم و علو درجات برای او از خداوند متعال طلب مینماییم. معمولا در هر سال به این مناسبت مراسم مختلفی برگزار میشود و تجلیل و تکریم از ایشان صورت میگیرد. هدف از این برنامه و ارائه این بحث چیزی فراتر از این تجلیل و تکریم است. ما امروز نیاز داریم که مبانی حضرت امام را بدرستی بشناسیم مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم. هم به لحاظ علمی این مبانی مورد ارزیابی قرار بگیرد و هم به لحاظ نتایج عملی پیامدهای آن مورد بررسی قرار بگیرد. لذا بنده این موضوع را انتخاب کردم مسئله طرح جمهوریت در فقه شیعه تا به این وسیله به آن هدف انشاءالله نزدیک شویم.
ما تا پیش از حضرت امام در فقه خودمان یعنی فقه شیعه موضوعی بنام جمهوریت را نمی بینیم و سراغ نداریم و اولین بار که فقیهی این موضوع را مطرح کرده است امام خمینی است. البته لابد میدانید که در زمان رضا خان هم موضوع جمهوریت مطرح شد و علما و بزرگان و حتی کسانی مانند آیت الله مدرس در برابر آن موضع گیری کردند و آن را تخطئه کردند و از نادر علمایی که در آن زمان موافق نظریه جمهویت بود حتی همان جمهوری که رضا خان مطرح کرد اما خمینی رحمت الله علیه هست. من در جای دیگری این موضوع را توضیح داده ام و اینک در صدد تکرار این بحث نیستم. به هر تقدیر، پس از آن دوره وقتی که انقلاب اسلامی اوج گرفت امام خمینی بود که موضوع جمهویت را مطرح کرد در قالب جمهوری اسلامی.
خوب ما با این سوال اساسی مواجه هستیم که جمهوری از نظر امام خمینی که بنیانگذار این نظام بودند به چه معنا بود و بین این جمهوریت و اسلامیت چه رابطه ای وجود داشت و ترکیب جمهوری اسلامی چه ترکیبی است. به هر حال این موضوع از طرف یک فقیه برجسته و از سوی رهبر این انقلاب که دارای جایگاه مرجعیت هست مطرح شده بود و چنین شخصیتی نمی توانست بدون یک مبنای فقهی چنین موضوع مهمی را مطرح کند بله امام خمینی اول شخصیتی هست که جمهوریت را در تاریخ فقه امامیه مطرح کرد ولی اول فقیهی نیست که موضوع ولایت فقیه یا حتی حکومت اسلامی را مطرح کرده باشد پیش از امام این موضوع مطرح بود موافقان و مخالفانی هم داشت از جمله موافقان مبنای ولایت فقیه و به خصوص ولایت فقیه به معنای تصدی حکومت خود مرحوم آیت الله نائینی است که از رهبران مشروطه و از فقهای بزرگ آن دوره است. ابداعی در اصل مبنای ولایت فقیه از طرف امام خمینی صورت نگرفته هر چند در مورد برخی از جزییات آن ابداع، نظریه پردازی و ابتکار از طرف حضرت امام هست ولی اصل این موضوع یک موضوع سابقه دار است. اگر حضرت امام در سال 47 این بحث را در درسهای خودشان مطرح کردند تفصیلا مرحوم آیت الله العظمی آقای گلپایگانی بیش از 10 سال قبل همین موضوع را در درسهای خودشان مطرح کرده بودند و به همان نتیجه ای که حضرت امام رسیدند، رسیده بودند و کتاب ایشان و تقریرات درس ایشان به چاب رسیده است. ولی در مسئله طرح جمهوریت، ابداع و ابتکار با خود امام خمینی است. اما آن پرسشهایی که در زمینه تفسیر جمهوریت از نظر حضرت امام اولا و رابطه این جمهوریت و اسلامیت ثانیا مطرح است موضوعی است که هنوز بعد از گذشت بیش از چهل سال از طرح این مسئله جای بحث و بررسی و تامل دارد و هنوز نکات مبهم در این زمینه کم نیست.
خوب، ابتدا ببینیم که این جمهوریت چه تفسیری دارد؟ حضرت امام در زمانی که در پاریس بودند و بعد که کم کم به پیروزی انقلاب نزدیک شدیم و به ایران بازگشتند تفسیر خاصی از جمهوریت ارائه نکردند و ما در کلمات ایشان تعریف جدیدی در این زمینه نمی بینیم و هنگامی که از ایشان سوال شد و مکرر این سوال از ایشان مطرح شد که منظورتان از جمهوری چیست؟ پاسخ ایشان این بود که جمهوری به همان معنایی که در کشورهای دیگر وجود دارد این شکل نظام است و محتوای نظام را هم اسلام تشکیل میدهد. به هر حال، از ارائه یک تعریف جدید از جمهوریت ایشان اباء و امتناع داشتند و موضوع را احاله میدادند به همان عرفی که در حقوق و در علوم سیاسی درباره جمهوری و نظام جمهوری وجود دارد.

این از یک سو کار را آسان میکرد ولی از یک سو کار را دشوارتر می نمود آن جمهوری کدام جمهوری بود و ما چگونه می توانستیم نوعی از جمهوری را ارائه بکنیم که با اسلامی بودن نظام هم سازگار باشد؟ در اینجا اصحاب امام و دوستان امام موضوع را روشن تر تبیین کردند و تحلیل میکردند و ارائه میکردند کسانی که با امام نزدیک بودند افکار امام را می دانستند و کاملا مورد اعتماد حضرت امام بودند یکی از آنها یا اولین آنها که هیچ شخصیت دیگری به پای او نمی رسید مرحوم آیت الله مرتضی مطهری رضوان الله تعالی علیه بود. در همان دوران ایشان در مباحث مختلف این تبین جمهوری اسلامی که جمهوری و اسلامی چه ترکیبی است و وقتی می گوییم جمهوری اسلامی چه مقصودی داریم، این را ایشان بازگو میکردند و به عنوان یک نظر شخصی هم ارائه نمیکردند چون وقتی که در دهم فروردین سال 1358 رفراندوم جمهوری اسلامی بنا بود برگزار بشود اول شخصیتی که در صدا و سیما حضور پیدا می کرد تا برای مردم توضیح بده که جمهوری اسلامی یعنی چه و شما به چه نظامی برای آینده کشور رای خواهید داد، استاد مطهری بود و این موضع رسمی رهبری و نظام تلقی میشد. یک شخصیت معتبری جمهوری اسلامی را دارد تفسیر میکند یک ماه به شهادت این بزرگوار باقی مانده بود و پایان عمر ایشان و زمان، زمان رفراندوم جمهوری اسلامی بود و باید مردم این نظام را بشناسند و تعریفی از آن داشته باشند خوب ایشان در تلویزیون حضور پیدا کردند و این بحث را مطرح کردند که جمهوری یعنی چه؟ این کتاب که درباره جمهوری اسلامی هست و مصاحبه تلویزیونی ایشان را نشان میدهد منتشر شده و در مجموعه آثار ایشان جلد بیست و چهارم این بحث را دارد من عینا جملات ایشان را بر اساس تفسیری که ایشان ارائه می کرد برای شما می خوانم: جمهوری مربوط به شکل حکومت است. خوب تا اینجا این کلام فراوان تکرار شده بود ولی آیا جمهوریت هیچ دلالتی بر نوع حکومت و اینکه این حکومت چگونه اداره خواهد شد نداشت و ندارد؟ یعنی فقط پوسته و قالب را نشان میدهد فقط ظرف را نشان میدهد و بس؟ تفسیر استاد مطهری که به مردم در آن زمان ارائه می شد این بود: جمهوری مربوط به شکل حکومت است که البته مستلزم نوعی دموکراسی است یعنی مردم حق دارند حق حاکمیت اینها عین آن جملاتی است که در آن زمان برگزاری رفراندوم در تلویزیون ایشان مستقیما با مردم صحبت کردند که اگر میگوییم شکل تفسیر میکنیم شکل یعنی چه اگر میگوییم قالب توضیح میدهیم که مقصود چیه؟ این بخصوص این سوال آن زمان مطرح بود که آیا جمهوریت در ترکیب جمهوری اسلامی حق حاکمیت ملت را می پذیرد یا نمی پذیرد، اگر نمی پذیرد چگونه جمهوری است؟ اگر می پذیرد چگونه اسلامی میشود؟ این مهم ترین سوالی بود که در آن دوران مطرح میشد. پاسخ استاد مطهری این است که جمهوری شکل حکومت است مستلزم نوعی دموکراسی یعنی حق حاکمیت مردم دارند حق حاکمیت به این معناست ،ادامه عبارت استاد است: حق حاکمیت به این معناست که مردم حق دارند که سرنوشت خودشان را خودشان در دست بگیرند. این تفسیری است که در روز اول در هنگامی که مردم میخواهند رای بدهند به این نظام رسما اعلام میشود و در آن موقعیت هرگز نمی توان تصور کرد که تفسیری ارائه شود از سوی شخصیت درجه اول نظام که رییس شورای انقلاب است از نظر رسمی و از نظر فکری هم نزدیک ترین شخص به حضرت امام است، هرکز تصور نمی شد و نمی شود که شهید مطهری اینجا نظر شخصی خودش را دارد مطرح میکند و یک جمهوری غیر از آن جمهوریی که امام تصور می کند دارد، ارائه می کند هرگز چنین تصوری نمی شد، امام که فرمود که جمهوری به همان معنایی که در دنیا هست ایشان هم داره نظام جمهوری را با همان تفسیر ارائه میکند که مبتنی بر حق حاکمیت مردم است.
این در اینجا شما بحث را فعلا به خاطر شریفتان داشته باشید و تا من پرده دوم این بحث را ارائه بکنم و این دو مطلب را یعنی پرده اول و پرده دوم فاز اول و فاز دوم را آن وقت با هم شما در نظر بگیرید و اینکه چه اتفاقی در اینجا می افتد.

خوب، رای گیری انجام گرفت مردم با اکثریت قریب به اتفاق به جمهوری اسلامی رای دادند یعنی با همین تفسیر که در این جمهوری هم مانند هر جمهوری دیگر حق تعیین سرنوشت با شماست مردم حق حاکمیت دارند. پس از این ، بعد از مدتی نوبت به تدوین قانون اساسی رسید دیگر در آن زمان مطهری نیست ولی بهشتی حضور دارد و پس از آن کم کم حوزه های علمیه فعالیت مجدد خودشان را از سر گرفتند و درسها شروع شد. حالا نظام جمهوری اسلامی است کم کم در مباحث فقهی این بحث مطرح میشد که جمهوری اسلامی چیست؟ با ولایت فقیه و با حکومت اسلامی چه نسبتی پیدا میکند؟ آیا این همان حکومت اسلامی است؟ یا نه امام خمینی ابتدائاً در فکر تشکیل حکومت اسلامی بود و بعد تنزل کرد از حکومت اسلامی به جمهوری اسلامی و نسبت بین حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی چه نسبتی است؟ اینها آرام آرام، تدریجا به حوزه های علمیه و بحث های علمی سرایت میکرد و ظهور و بروز پیدا میکرد. در این مرحله که چند سالی هم البته به طول انجامید یک عده ای وارد این بحث شدند و مواضع متفاوت شد متفاوت با آن چیزی که در فروردین 1358 در هنگام رفراندوم جمهوری اسلامی تبیین شده بود و حالا تفسیرهای دیگری از جمهوری اسلامی ارائه می شد و سعی می شد تفسیری ارائه شود از جمهوریت که دیگر این مضمون و محتوای حاکمیت مردم را نداشته باشد چرا؟ چون تصور عده ای از بزرگان این بود که خداوند برای اداره حکومت در عصر غیبت تکلیف مردم را مشخص کرده و دیگر بعد از اینکه فقها از طرف خداوند تعیین شدند معنی ندارد که بگوییم سرنوشت مردم به دست خود مردم است و آنها بر مقدرات خودشان حاکمیت دارند حاکمیت از آن خداست خدا هم اعمال حاکمیت کرده و مشخص کرده که چه کسی دارای حق حکمرانی است حاکمیت مردم دیگر موضوع ندارد. یک چالشی در این زمینه ظهور و بروز پیدا کرد البته این چالش امر جدیدی نبود در همان فروردین 1358 هم توسط برخی از نویسندگان مطرح می شد که اینجا یک تناقضی بین جمهوریت و اسلامیت اتفاق می افتد ولی بعدها عده ای از علمای ما خودشان این موضوع را پذیرفتند و این نسبت را تغییر دادند. حالا من در این چند جلسه، سه جلسه ای که بناست به حول قوه الهی در خدمت شما باشم نشان خواهم داد که انشالله چه اتفاقی در این زمینه افتاده است ،این را خدمت شما من توضیح میدهم که اوضاع و احوال چگونه هست؟
چند نمونه را من در اینجا انتخاب کرده ام از بحثهای فقهی، گرایشی از علما و فقها که بعد از جمهوری اسلامی هم توجه به موضوع دارند و هم در عین حال تلاش کرده اند برای اینکه نقش این جمهوریت کاسته شود و آن تفسیر اولیه ای که ارائه شده بود که از کلام استاد مطهری در تلویزیون برای شما خواندم این نقش بطور کامل محو بشود. حالا نمونه هایی را از کتاب های فقهی برای شما می خوانم این نمونه ها دیگر نمونه های ژورنالیستی نیست، یعنی بحث یک مقاله سیاسی نیست که یک فعال سیاسی مطرح کرده باشد یک بحث فقهی است که در یک متن فقهی، متن استدلالی ارائه شده است و این گرایش به این سمت و سو است که ما باید از این جمهوری اسلامی عبور بکنیم و به حکومت اسلامی برسیم. چرا؟

این چرا را استدلالهای مختلفی ارائه میکردند یه استدلال این بود که جمهوری اسلامی مبتنی بر انتخابات است در حالی که در اسلام انتخابات وجود ندارد انتخابات از کجا آمده است؟ میگفتند انتخابات از بیگانه اخذ شده است ،غربی ها انتخابات را ابداع کردند ما در اسلام انتخابات و صندوق رای نداریم لذا ترکیب جمهوری اسلامی یک ترکیب التقاتی است بین اسلام و غیر اسلام، در فرهنگ بیگانه. این کتاب که در اینجا من آورده ام کتاب انوار الفقاهه تاریخ تالیف این کتاب اسفند 1369 است شعبان 1411 درسهایی است که یکی از علما در حوزه قم دارد بعد جایگاه مرجعیت هم پیدا میکند و اتفاقا این درسها به قلم خود ایشان نوشته شده و در اینجا هست. تعبیری که در جلد اول صفحه 595 و 596 مطرح است که ما بگوییم حاکم اسلامی با انتخاب توسط مردم تعیین می شود ایشان در اینجا میگوید انا لم نسمع من احدهم الرجوع الی الانتخاب فی اثبات ولی امر مسلمین میگوید ما تا حالا نشنیدیم که حاکم اسلامی با انتخاب تعیین شود و معین شود. فان الانتخاب امر نشأ فی قرون الاخیره انتخاب و انتخابات یک چیزی است که در دوره های اخیر پیدا شده است. توجه کنید: مأخوذ من بلاد الغرب. اصلا این مال اجنبی است این فرهنگ اسلامی نیست این وارداتی است. ماخوذ من بلاد الغرب. و لیس فی اخبارنا عین ولا اثر. ما در منابع خودمان در روایات خودمان اصلا هیچ نشانه ای از این امر نمی بینیم. انتخابات یک امر غربی است نه اینکه خصوص ولی امر نه بالاخره شما رییس جمهور میخواهید تعیین کنید یک انتخابات است نمایندگان مجلس را می خواهید انتخاب کنید، تعیین کنید یک انتخابات است. اصلا انتخابات کی گفته از کجا آمده است این چه صیغه ای است چه نسبتی با اسلام دارد؟ خوب شما حالا به این سوال بنده پاسخ بدهید اگر انتخابات امر وارداتی است و نظام اسلامی درش انتخابات وجود ندارد و در تاریخ اسلام هم به تعبیر ایشان چنین سابقه ای را نشان نمیدهد آیا با این تفکر میشود جمهوری اسلامی داشت؟ جمهوری که مبتنی بر حق حاکمیت مردم و انتخابات است جمهوری اسلامی این ترکیبی است بین دوتا امری که البته با یکدیگر ناسازگار هستش و معنی نداره ما نظام اسلامی را مبتنی بر انتخابات بکنیم یه امر غربی است. تعبیر است که از غرب آمده است. این در چه شرایطی مطرح می شد این در شرایطی مطرح می شد که یک دهه از پیروزی انقلاب گذشته بود این در شرایطی مطرح می شد که حوزه علمیه می خواست در زمینه حکومت اسلامی و ولایت فقیه بحثی ارائه بدهد این در شرایطی مطرح می شد که مطرح کنندگان این دیدگاه جزء روشن فکران حوزه هم بودند. آن نگاهی رو که امام فرموده بودند جمهوری اسلامی آن تفسیری که بعدش نزدیک ترین یاران امام مطرح کردند و به مردم گفتند جمهوری اسلامی این است و به این رای بدهید و مردم رای دادند مثل اینکه بعضی ما ها به مردم گفتیم که ای بابا شما را سرکار گذاشته بودیم این غربی ها این حرف را زده بودند. عجب! اگر در مبانی اسلامی ما انتخابات پایه و اساسی ندارد، چرا ما همان شعار حکومت اسلامی را ندهیم و چرا جمهوری اسلامی را مطرح کردیم چه ضرورتی داشت؟ چه نیازی بود؟ اینجا خود این بزرگواران توضیح دادند که نه جمهوری اسلامی باشد انتخابات هم باشد ولو غربی باشد می پذیریم چرا می پذیریم میگویند اگر ما نداشته باشیم انتخابات ، متهم به استبداد میشویم متهم به استبداد که شدیم مردم اعتراض میکنند اعتراضات که شد حکومت از دست ما میرود. پس این یک ابزاری است برای اینکه ما بتوانیم قدرت را حفظ بکنیم. چاره ای جز این نداریم. اینجا همان انتخاباتی که به عنوان اولی مسبوق به سابقه نبود و تاثیری نداشت و دخالتی نداشت و بگو یک امر غربی و وارداتی بود حالا به حکم ثانوی با توجه به برخی از ضرورتها پذیرفته میشود، نمیشود انتخابات را برگزار نکرد. همینجا این نکته هست ، نه اینکه بنده بخواهم تفسیر کنم کم کنم زیاد کنم نه. در همین کتاب در همین بحث هست مثلا چرا مجلس نمایندگان بر اساس انتخابات؟ خوب اینجا مسئله ای را که مطرح میکنند این است که گاه مصلحت در داشتن یک همچنین مجلسی است قد تکون مصلحت الامه فی انتخاب الممثلین من الناس باید مردم یک نمایندگانی داشته باشند اینا بیایند در موضوعات مختلف با هم بحث بکنند، ولی اینها باز کمک میدهند به ولی فقیه. نه اینکه خودشان حق تصمیم گیری داشته باشند و معاضدتهم للفقیه الولی. بعد ایشان میفرمایند که بالاتر از مصلحت، اصلا لازم است: بل قد یکون ترکه لذالک اگر انتخابات را ترک بکنیم نمایندگان مجلس نباشند انتخابات نباشد مظنة للهلاک و الاتهامه بالاستبداد.

احزاب گروه ها مردم وقتی انتخابات نباشد نظام را متهم به استبداد میکنند یعنی چی؟ یعنی ما از این که واقعا انتخاباتی نداشته باشیم مشکلی نداریم شرع چنین تکلیفی بر عهده ما نگذاشته است ولی ازاینکه نظام به این عنوان شناخته شود که انتخابات را نمی پذیرد این برای ما ضرر دارد و هزینه دارد ما را متهم می کنند انگار یک کسی هم انتخابات را قبول ندارد و هم در عین حال بحسب ظاهر میخواهد انتخابات را برگزار بکند و خودش را طرفدار دموکراسی معرفی بکند که ما قبول داریم چرا برای اینکه یک وقت نگویند تو دیکتاتور هستی. برای رفع این اتهام. بارها در این کتاب آمده است رفع اتهام. بعد ادامه همین است باز: و من الواضح ان ترکت هذه الطریقه فی عصرنا من اهم اسباب التهمة، اگر در عصر و زمان ما کسی این شیوه را ترک کند یعنی صندوق رای را جمع کند انتخابات را بهش تن ندهد این مهم ترین سبب برای متهم شدن حکومت است حکمران متهم میشود. و الفتنة، مردم اعتراض میکنند انتقاد میکنند، میگویند خوب فرق ما و کشور همسایه ما چیه؟ چرا آنها انتخابات داشته باشند ما انتخابات نداشته باشیم چرا آنها مشارکت حداکثری داشته باشند ما مشارکت حداقلی داشته باشیم آنها سروصدا به پا میکنند کار را بر حکومت مشکل می کنند ایادی دشمن وسوسه میکنند شیاطین معاندین در قلوب مردم. به هر حال برای اینکه آرامش در جامعه باشد ما ناچار هستیم این امر وارداتی را غربی را تا یک حدودی بهش تن بدهیم و باز هم مکررا در همین کتاب در همین موضوع که به هرحال ما انتخابات را به عنوان ثانوی می پذیریم و چاره ای جز این نداریم مجددا مطرح میشود.
حالا از اینجا یک نکته ای را هم میشود استفاده کرد گاهی میپرسند از ما که مثلا چرا گاهی از اوقات در اعتراضاتی که مردم نسبت به انتخابات دارند و پیش می آید مثلا در جامعه نسبت به یک مسئله سیاسی از نوع انتخابات چون و چراهایی وجود دارد یا اعتراضات و انتقاداتی وجود دارد ، چرا مرجعیت و مراجع به میدان نمی آیند نوعا سکوت میکنند وجهش چیست؟ از ما سوال میکنند. کسی این سوال را میکند و این مسئله است برایش که مبانی برخی از این آقایان را نمی داند و لذا یک توقع و انتظاراتی دارد فکر میکند همانطور که خودش اصالتی برای انتخابات قائل است لابد فلانی هم واقعا معتقد به جمهوری بر مبنای بر انتخابات است. بعد میگوید خوب چرا سکوت کردند؟ پاسخی برای این سوال ندارد. اما اگر مبانی را بداند که آقا آن مبنایی را که امام فرموده بودند و حالا من یک اشاره ای میکنم و شب های بعد انشاء الله بیشتر توضیح میدهم مبنایی را که آقای مطهری فرمودند که بحث انتخابات مبتنی بر حق حاکمیت مردم است، درست و الا انتخابات معنی ندارد. برخی از این بزرگواران در حوزه های علمیه فرمودند که نه انتخابات یک امری است صوری برای اینکه نظام دچار چالش نشود و اصلا اصالتی در فرهنگ اسلامی ندارد و این را تازگی‌ها غربیها در قرنهای اخیر درست کردند و ما همراهی با آنها داریم میکنیم این دیگر اصلا شما چه توقعی دارید که شخصی با این مبنا ورود به این عرصه ها داشته باشد. بله امام این جوری فرموده بودند خودش یک سوال است امام این طور فرموده بودند آن را که حضرت امام فرموده بودند این بود که انتخابات مبتنی بر حق مردم است . فقیه نمیتواند تعبیر حق را نابجا بکار ببرد مسئله صرفا یک مسئله سیاسی نیست یک مرجع تقلید تعبیر حق را در مورد انتخابات داره بکار میبرد،این تعبیر در صحیفه امام در جلد هجدهم است: انتخابات حق مردم است یک جای دیگر حضرت امام فرمودند که نمایندگان مردم پس از پنجاه سال که از حق خود مرحوم بودند به خانه خود بیایند. بحث حق است. یک جای دیگر امام فرمودند آزادی انتخابات از ابتدایی ترین حقوق بشر است از حقوق اولیه مردم این است که راجع به وکلایی که میخواهند در مجلس اشخاص را بفرستند آزاد باشند. بحث از حقوق بشر و حقوق اولیه انتخابات این تعبیرها.

حالا فاصله ای بین آنچه را که امام در همین دهه یعنی در دهه اول فرمودند که حق را در جمهوری پذیرفته اند با آنچه را که در پایان همین دهه یعنی سال 69 در این آثار فقهی که در حوزه منتشر میشد و آثار اشخاص و شخصیت ها و فقهای گمنام هم نبود شخصیت های تراز اول حوزه آمدند گفتند انتخابات یک امر غربی است چقدر فاصله است؟ چقدر فاصله است؟ چه اتفاقی در طول این ده سال افتاد؟ حالا من الان میگویم ده سال الان عرض میکنم ده سال یعنی در پایان همان دهه ولی بعدا توضیح خواهم داد که این زاویه ای که باز شد در آن سال ها در همان سال های نخست که این حالا این بحث که خواندیم مال یک سال بعد از رحلت حضرت امام هست این زاویه ای که باز شد بعد به کجا رسید و چه سر انجامی پیدا کرد و بعدها چه مباحثی مطرح شد و عرض کردم اینها مقالات سیاسی نیست اینها درس هایی است که به عنوان درس خارج باحضور صدها طلبه یا بیش از هزار طلبه در حوزه های علمیه نوشته شده و چاپ شده و آن جمهوری اسلامی که حضرت امام مطرح فرمودند به چه سرانجامی از نظر مبانی رسید؟ حالا از نظر نتایج و پیامدها و عملکردها یک بحث جدایی است اصلا که من وارد آن حوزه نمیشوم به لحاظ همین بحث نظری چه اتفاقاتی در این زمینه افتاد.
خوب این بخش اول برای این جلسه کافیست. من انشاء الله در ادامه در دو شب آینده سعی میکنم هم آن مبنا را بیشتر توضیح دهم و هم از سوی دیگر نقطه ای مقابل نقطه مقابلی که چهل سال برای از بین بردن این مبنا تلاش شده و هنوز هم میشود چهل سال تلاش برای این که این ایده ی جمهوری اسلامی به فقه وارد نشود به اشکال مختلف که امشب یکی آن را عرض کردم که اصلا انتخابات یک امر غربی است که در یک کتاب فقهی بحث انتخابات یک امر غربی است و ما کاری به انتخابات نداریم این جوابش هم یک کلمه است و آن یک کلمه این است که انتخابات غربی است صندوق رای از غرب و بیگانه آمده است. سوال رضایت نسبت به حکومت از نظر منطق اسلامی لازم است یا نیست؟ انتخابات را برداشتند ، کلمه انتخابات را بهش کار نداریم آیا حکومتی که بدون رضایت مردم شکل بگیرد و حکمران برخلاف رضای مردم قدرت را بدست بگیرد و خودش را تحمیل بکند این را بفرمایید ببینیم اسلام تایید میکند یا نه؟ این مشروع است یا نه؟ همین سوال را جواب بدهید تمام سوالات دیگر را جواب دادید اصلا ما کاری به انتخابات نداریم. رضایت مردم در مشروعیت حکومت دخالت دارد یا ندارد؟ حاکم اسلامی حاکمی که شما میگویید منصوب است بسیار خوب، می تواند بدون رضایت مردم قدرت را به دست بگیرد یا نه؟ اگر حاکم اجازه ندارد از نظر اسلام که خودش را بر مردم تحمیل کند و بدون رضایت، حالا صندوق رای یک ابزار است برای ما موضوعیت ندارد به هر شیوه ای که این رضایت ابراز شود یا مردم کراهت خود را و ناخشنودی خودشان را ابراز بکنند. چرا شما بحث را بردید روی کلمه انتخابات بحث را بیارید روی کلمه رضایت الامه رضایت مردم چی میشود در حکومت؟ جایگاهی دارد یا ندارد؟ چرا انتخابات را بهش هجوم می آورید؟ ظاهرا مشکل انتخابات نیست مشکل این است که رضایت مردم لازم باشد. اگر مردم رضایت شان شرط باشد خوب آنوقت ممکن است که برخی از اوقات ماها دچار مشکل بشویم. لذا اینها انتخابات را میزنند که در واقع بگویند رضایت لازم نیست که در واقع بگویند حکومت به هر شکلی میتواند خودش را حفظ کند و مشکل دینی هم در اینجا وجود ندارد.
و صل الله علی سیدنا و نبینا محمد وآله طاهرین

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.

یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.
دیدگاه شما پس از تأیید ناظر منتشر می‌شود.

مطالب مرتبط

امام خمینی و ابداع نظریه جمهوریت در فقه شیعه جلسه (3)

امام خمینی و ابداع نظریه جمهوریت در فقه شیعه (3) ایت الله محمد سروش محلاتی به گزارش سایت اندیشه ما آیت الله محمد سروش محلاتی به مناسبت سی چهار مین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) سلسله سخنرانی های تحت عنوان« امام خمینی وابداع نظریه جمهوریت در فقه شیعه» ارائه نموده است سومین جلسه سخنرانی ایشان که

۳۰ خرداد ۱۴۰۲

امام خمینی و ابداع نظریه جمهوریت در فقه شیعه (2)

حضرت امام با توجه به مبنایی که در باب جمهوریت و اعتبار حق مردم مطرح کردند خیلی میدان بحث را گسترده تر و وسیع تر ارائه کردند. امام خمینی و ابداع نظریه جمهوریت در فقه شیعه (2) ایت الله محمد سروش محلاتی برش های از متن استاد محمد سروش محلاتی در ادامه صحبت های

۲۹ خرداد ۱۴۰۲

بررسی نسبت جمهوریت و اسلامیت در حکومت اسلامی (تحول و تطور در اندیشه امام خمینی)

موضوع: بررسی نسبت جمهوریت و اسلامیت در حکومت اسلامی (تحول و تطور در اندیشه امام خمینی) نظریه‌پرداز: آیت‌الله کاظم قاضی‌زاده به گزارش خبرنگار اندیشه ما آیه الله قاضی زاده در لایو موسسه فهیم در 14 خرداد 1401 به مناسبت گرامی داشت از سی وسومین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی سخنرانی کرد وی گفت : یکی

۱۷ خرداد ۱۴۰۱

نظریه دولت غاصب در فقه امامیه؛ حق خدا، حق امام و حق مردم در حکومت

آیت‌الله محمد سروش محلاتی:اگر آرای اکثریت مسلمین تحقق پیدا نکند،  بر اساس دیدگاه امام خمینی وجهی برای تولی وتصدی وجود ندارد. به گزارش اندیشه ما – در شب شهادت امام کاظم علیه‌السلام کرسی نظریه‌پردازی و مراسم  عزاداری، ذکر توسل به اهل‌بیت (ع) در مؤسسه پژوهشی – فرهنگی با حضور جمعی از اساتید حوزه و دانشگاه و دانشجویان برگزار شد. نظریه‌پرداز این کرسی آیت‌الله محمد سروش محلاتی، استاد فقه  سیاسی حوزه علمیه قم بود که سخنرانی خود را با موضوع «نظریه دولت غاصب در فقه امامیه» ارائه نمود.

۷ آبان ۱۴۰۵