یکشنبه، ۱۷ آبان ۱۴۰۵

آیة الله کاظم قاضی زاده : در مشروعیت یک نوع رضایت و انتخاب مردمی نهفته است

در مشروعیت یک نوع رضایت و انتخاب مردمی نهفته است آیة الله کاظم قاضی زاده مقدمه سایت اندیشه ما :یکی از پرسش‌های اساسی در فلسفه سیاسی اسلام، پرسش از مشروعیت حکومت است که چرا مردم مکلف به اطاعت از حاکم اسلامی باشند و حاکم اسلامی برچه مبنایی می‌تواند حکمرانی نماید. مشروعیت در

آیة الله کاظم قاضی زاده : در مشروعیت یک نوع رضایت و انتخاب مردمی نهفته است

در مشروعیت یک نوع رضایت و انتخاب مردمی نهفته است

آیة الله کاظم قاضی زاده

مقدمه سایت اندیشه ما :یکی از پرسش‌های اساسی در فلسفه سیاسی اسلام، پرسش از مشروعیت حکومت است که چرا مردم مکلف به اطاعت از حاکم اسلامی باشند و حاکم اسلامی برچه مبنایی می‌تواند حکمرانی نماید. مشروعیت در جامعه‌شناسی سیاسی به معنای کارآمدی و مقبولیت است؛ ولی در فلسفه سیاسی به معنای حقانیت اعمال قدرت و اقتدار سیاسی است مسئله مشروعیت در حکومت دینی بر مبنایی ولایت‌فقیه مورد توجه اندیشوران فقه سیاسی و فلسفه سیاسی بوده است برخی معتقد به نظریه نصب و مشروعیت الهی حاکم هستند. گروهی به نظریه انتخابی بودن حاکم اسلامی معتقدند و گروه سوم به نظریه مشروعیت ترکیبی و تلفیقی باور دارند، به نظریه مشروعیت الهی – مردمی باور دارند .در آستانه چهل و پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ، سایت اندیشه ما در نظر دارد مبنای مشروعیت در حکومت دینی را با تأکید بر اندیشه امام خمینی مورد واکای قرار دهد.
آیة الله کاظم قاضی‌زاده از اساتید درس خارج حوزه علمیه قم و نویسنده کتاب ولایت‌فقیه در اندیشه امام خمینی است که به پرسش‌های سایت اندیشه ما در مورد مشروعیت حکومت دینی در اندیشه امام خمینی پاسخ داده است . مشروح پرسش ها وپاسخ ها ایشان، به شرح زیر تقدیم محققان وپژوهشگران اندیشه سیاسی اسلام می گردد:
اندیشه ما: جنابعالی چه تعریفی از مشروعیت دارید؟ مشروعیت در اندیشه سیاسی اسلام به معنای حقانیت است یا به معنای مقبولیت و کارآمدی؟
آیة الله کاظم قاضی زاده: بسم الله الرحمان الرحیم ،چهل و پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را به ملت شریف ایران تبریک عرض می کنم و درجهت پایای و پویایی جمهوری اسلامی در مسیر مطلوب ومورد توجه پیشکوستان وبزرگان انقلاب اسلامی آرزوی توفیق دارم.
درباره تعریف مشروعیت باید گفت مشروعیت که در حوزه اندیشه سیاسی مطرح است. مشروعیتی است که به معنای وجه خصوصیت حاکم و مردم که حاکم به آن جهت فرمان روایی خود را اعمال می کند و مردم هم به آن جهت فرمان روای حاکم را مورد قبول قرار می دهند و تبعا در دوره های مختلف این مشروعیت به صورت های گوناگونی بروز پیدا کرده است مثل مشروعیتی سنتی، مشروعیت الهی ومشروعیت قرار دادی ومردمی و مشروعیت کاریز ماتیک چیزی که در دوران معصومین (ع) وپیامبر گرامی اسلام(ص) مطرح است این است که مشروعیت از منظر اسلامی یک مشروعیتی الهی است خداوند که حق برتری نسبت به انسان دارد واز او نسبت به خود او اولی است. ونعمت خرد، عقل وهمه دارایی های وجودی انسان را او به انسان داده است به نصب حاکم درعرصه سیاسی هم مبادرت کرده است لذا در باره وجه مشروعیت حکومت نبوی بین مسلمانان اختلاف چندانی نیست، همه آن را مشروعیت الهی می دانند.اما درعصر غیبت از منظر شیعه می توان گفت مشروعیت، مشروعیت مردمی است. در عصر غیبت می توانیم به عنوان مشروعیت الهی- مردمی در دیدگاه شیعی نظر بدهیم علت هم این است که براساس مجموعه ادله که ما در باره حکومت اسلامی داریم حد اکثر می توانیم استفاده کنیم که شرایط حاکم اسلامی اجمالا از جانب شارع وحضرات معصومین ودر برخی آیات قرآن پرداخته شده است به دو نکته عدالت وامانت داری، وفقاهت وآشنایی با آموزه های دینی درکنار توانایی اداره جامعه در نصوص دینی اشاره شده است. کدام فرد از افراد جامعه توانایی اداره جامعه را دارد به انتخاب مردم برمی گردد بحث های فقهی نظری زیادی در این زمینه است با توجه به فضای مصاحبه اشاره می کنم، اجمالا خیلی از فقهای معاصر ما که با واقعیت های جامعه اسلامی مواجه بوده اند.این دیدگاه را به انحای مختلف مطرح کرده اند. چه فقیهان از داخل کشور مثل مرحوم آیة الله منتظری، آیة الله سبحانی، آیة الله امینی و آیة الله خامنه ای وآیة الله سید محمد شیرازی ،برخی ازفقهای که خارج از ایران بودند مانند آیة الله شمس الدین، آیة الله محمد حسین فضل الله و مرحوم آیة الله شهید محمد باقر صدر وافراد متعددی دیگری که در این مختصر نمی شود یاد کرد. امام خمینی ره در اواخر عمر دراین مساله به طور خاص تأکید کردند، در نامه ای که رئیس وقت مجلس خبرگان رهبری نوشتند نفوذ رای خبرگان را مبتنی بر انتخاب مردم دانستند لذا جواب من نسبت به این سوال که معنای مشروعیت چیست ، معنای مشروعیت یعنی انتخاب حاکم دارای شرایط تعیین شده توسط شارع بواسطه مردم، لذا در مشروعیت یک نوع رضایت و انتخاب مردمی نهفته است واگر این طور شد در عصر غیبت بدون مقبولیت وانتخاب مردمی اصولا حقانیت هم برای حاکم اسلامی وجود ندارد.مشروعیت درزمان حضور معصومین (ع) یک امرآسمانی والهی بوده اما در پس از غیبت با توجه به اینکه لازم است حاکمان ذی صلاح توسط مردم انتخاب شوند این شروط ، شروط دینی است.

بنا براین مشروعیت وجهه الهی پیدا می کند اما با انتخاب مردم که یک امر اجتماعی است باید همراه باشد، لذا مشروعیت ترکیبی است و رضایت مردم جز مکمل و نهایی آن است.
اگر مشروعیت حدوثا مبتنی بر آرای مردم باشد بقا نیز مبتنی برآرای مردم خواهد بود البته برخی اعتقاد دارند که ما وظیفه داریم که اگر حکومت اسلامی به دستمان افتاد به هر وسیله ای که است باید آن را حفظ کنیم، مثلا با نیروی نظامی، با تبلیغات برخورد با معترضین ادامه حکومت اسلامی را تضمین کنیم.
اندیشه ما: مشروعیت را یک امر آسمانی و وحیانی می‌دانید که حاکم با نصب الهی مشروعیت پیدا می‌کند، و نیاز به کسب رضایت مردم ندارد؟ یا اینکه مشروعیت یک قرارداد اجتماعی است که حاکم به نمایندگی و وکالت از جامعه متصدی تشکیل حکومت و برقراری نظم اجتماعی می‌گردد ؟
آیة الله قاضی زاده:
از پاسخ سوال اول معلوم شد که مشروعیت در زمان حضور معصوم یک امر آسمانی والهی بوده است ولی درعصر غیبت باتوجه به اینکه حاکمان ذی صلاح لازم است، افراد ذی صلاح برای حاکمیت توسط مردم انتخاب شوند، شروط آن شروط دینی است، به نحوی مشروعیت وجه الهی ودینی پیدا می کند، اما با انتخاب مردم که یک امر اجتماعی است، باید همراه باشد لذا مشروعیت ترکبیبی است و رضایت مردم جز مکمل و نهایی آن است.

اندیشه ما: اگر چنانچه مبنای مشروعیت آرای مردم و رضایت‌مندی شهروندان باشد، نظر شهروندان تنها در تأسیس حکومت لازم است، یا بقا و استمرار حکومت نیز متکی به آرای مردم بایستی باشد؟
آیة الله کاظم قاضی زاده:
اگر مشروعیت در مقام حدوث مبتنی بر آرای مردم باشد در مقام بقا نیز این شرط باقی است البته برخی اعتقاد دارند که وظیفه داریم که اگر حکومت اسلامی به دست مان افتاد با هروسیله ای که است آن را حفظ کنیم ومثلا با نیروی نظامی، تبلیغات وسرکوب معترضین ادامه حکومت اسلامی را تضمین کنیم.
همانطوری که عرض کردم اگر قرار باشد که مشروعیت با توجه به ادله آن، به رضایت مردم بستگی داشته باشد درصورت که عدم رضایت اکثریت مردم نسبت به استمرار حاکمیت کشف شود اعمال حاکمیت، ادامه واستمرار آن،مورد ابهام است. از نظر شرعی چیزی است که به آن بحران مشروعیت گفته می شود بخصوص که این عدم رضایت طولانی شود ودر طول سالیان مختلف با ابزار مختلف مردم عدم رضایت شان را نسبت به حاکم اسلامی اعلام دارند حتما اعمال حاکمیت واعمال قدرت در اینجا مشروعیتی ندارد وباید که حکومت را به کسانی که مورد اقبال ومورد انتخاب مردم قرار می گیرند واگذار کرد.

اندیشه ما : اگر حکومت مشروعیت داشته باشد؛ ولی کارآمدی و مقبولیت نداشته باشد شهروندان می‌توانند نسبت به عدم کارآمدی حکومت اعتراض نمایند و در حکومت دینی و مشروع، حاکم اسلامی را می‌شود، مورد نقد قرار داد یا خیر؟
. ایة الله کاظم قاضی زاده:
نقد حاکمان در حکومت اسلامی به طور کلی مجاز بلکه مطلوب ودر مواردی می تواند امری لازم باشد، ابواب مختلف در فقه داریم که بیان گر جواز و یا حتی لزوم نقد حاکمان است. ابواب مثل امر به معروف ونهی از منکر که مصداق اتم آن مقابله با ظلم حاکمان است و مساله نصیحتی ائمه مسلمین که باز اختصاصی به رهبران جامعه اسلامی دارد نصیحت که به معنای خیرخواهی است بخشی از آن به مواردی انحرافات حکومت اسلامی ونقد آن بر می گردد، اصولا امیر مومنان خودشان زمان حکومت به صراحت از مردم می خواستند که اسیر شخصیت ایشان نشود و به صراحت می فرمودند: من از خطا امین نیستم پس هم درخواست مشورت می کردند و می فرمودند به من مشورت بدهید. از شنیدن مشورت روی گردان نیستم واز نقد مردم به خوبی استقبال می کردند. کافی است به مطالب که حضرت امیر مومنان(ع) درنهج البلاغه فرمودند در این زمینه مراجعه شود
نکته آخری که بد نیست به آن اشاره شود این است که قالب نقد در دنیای جدید با قالبهای نقد در دوران صدر اسلام تفاوت دارد، شاید درصدر اسلام شیوه نقد این بود که یکی از مسلمانان در مسجد می ایستاد وخلیفه را مورد خطاب قرار می داد و با او محاجه می کرد ،اما الان با توجه به گستره کشورها وشهرها وعدم دسترسی مردم نسبت به نقد های که از حاکم به صورت خصوصی صورت می گردد ، می توان گفت مهم ترین ابزار نقد رسانه های ازاد مطبوعات مستقل هستند وحاکمانی که از امیر مومنان(ع) پیروی می کنند باید به جای سخنرانی به قبول جلسات مصاحبه مطبوعاتی آزاد تمکین نمایند . به صورت زنده یا به صورت کامل نقد های که خبرنگارهای فهیم ونقاد که نسبت به عملکرد آنها است، بشنوند و پاسخ بگویند یا در جلسات مناظره با کسانی که نسبت رفتار و عملکرد یا سیاست گذاری آنها نقد دارند شرکت کنند و همچنان که در یک چند روز مختصری قبل از انتخابات ریاست جمهوری زمینه مناظره آزاد تا حدودی فراهم می شود . این مساله یک امر کلی وعمومی در تمام سطوح اجتماعی باشد. و از نتایج این نوع نقد ها در عرصه های عمل بهره

بنا براین مشروعیت وجهه الهی پیدا می کند اما با انتخاب مردم که یک امر اجتماعی است باید همراه باشد، لذا مشروعیت ترکیبی است و رضایت مردم جز مکمل و نهایی آن است.
اگر مشروعیت حدوثا مبتنی بر آرای مردم باشد بقا نیز مبتنی برآرای مردم خواهد بود البته برخی اعتقاد دارند که ما وظیفه داریم که اگر حکومت اسلامی به دستمان افتاد به هر وسیله ای که است باید آن را حفظ کنیم، مثلا با نیروی نظامی، با تبلیغات برخورد با معترضین ادامه حکومت اسلامی را تضمین کنیم.
اندیشه ما: مشروعیت را یک امر آسمانی و وحیانی می‌دانید که حاکم با نصب الهی مشروعیت پیدا می‌کند، و نیاز به کسب رضایت مردم ندارد؟ یا اینکه مشروعیت یک قرارداد اجتماعی است که حاکم به نمایندگی و وکالت از جامعه متصدی تشکیل حکومت و برقراری نظم اجتماعی می‌گردد ؟
آیة الله قاضی زاده:
از پاسخ سوال اول معلوم شد که مشروعیت در زمان حضور معصوم یک امر آسمانی والهی بوده است ولی درعصر غیبت باتوجه به اینکه حاکمان ذی صلاح لازم است، افراد ذی صلاح برای حاکمیت توسط مردم انتخاب شوند، شروط آن شروط دینی است، به نحوی مشروعیت وجه الهی ودینی پیدا می کند، اما با انتخاب مردم که یک امر اجتماعی است، باید همراه باشد لذا مشروعیت ترکبیبی است و رضایت مردم جز مکمل و نهایی آن است.

اندیشه ما: اگر چنانچه مبنای مشروعیت آرای مردم و رضایت‌مندی شهروندان باشد، نظر شهروندان تنها در تأسیس حکومت لازم است، یا بقا و استمرار حکومت نیز متکی به آرای مردم بایستی باشد؟
آیة الله کاظم قاضی زاده:
اگر مشروعیت در مقام حدوث مبتنی بر آرای مردم باشد در مقام بقا نیز این شرط باقی است البته برخی اعتقاد دارند که وظیفه داریم که اگر حکومت اسلامی به دست مان افتاد با هروسیله ای که است آن را حفظ کنیم ومثلا با نیروی نظامی، تبلیغات وسرکوب معترضین ادامه حکومت اسلامی را تضمین کنیم.
همانطوری که عرض کردم اگر قرار باشد که مشروعیت با توجه به ادله آن، به رضایت مردم بستگی داشته باشد درصورت که عدم رضایت اکثریت مردم نسبت به استمرار حاکمیت کشف شود اعمال حاکمیت، ادامه واستمرار آن،مورد ابهام است. از نظر شرعی چیزی است که به آن بحران مشروعیت گفته می شود بخصوص که این عدم رضایت طولانی شود ودر طول سالیان مختلف با ابزار مختلف مردم عدم رضایت شان را نسبت به حاکم اسلامی اعلام دارند حتما اعمال حاکمیت واعمال قدرت در اینجا مشروعیتی ندارد وباید که حکومت را به کسانی که مورد اقبال ومورد انتخاب مردم قرار می گیرند واگذار کرد.اندیشه ما : اگر حکومت مشروعیت داشته باشد؛ ولی کارآمدی و مقبولیت نداشته باشد شهروندان می‌توانند نسبت به عدم کارآمدی حکومت اعتراض نمایند و در حکومت دینی و مشروع، حاکم اسلامی را می‌شود، مورد نقد قرار داد یا خیر؟
. ایة الله کاظم قاضی زاده:
نقد حاکمان در حکومت اسلامی به طور کلی مجاز بلکه مطلوب ودر مواردی می تواند امری لازم باشد، ابواب مختلف در فقه داریم که بیان گر جواز و یا حتی لزوم نقد حاکمان است. ابواب مثل امر به معروف ونهی از منکر که مصداق اتم آن مقابله با ظلم حاکمان است و مساله نصیحتی ائمه مسلمین که باز اختصاصی به رهبران جامعه اسلامی دارد نصیحت که به معنای خیرخواهی است بخشی از آن به مواردی انحرافات حکومت اسلامی ونقد آن بر می گردد، اصولا امیر مومنان خودشان زمان حکومت به صراحت از مردم می خواستند که اسیر شخصیت ایشان نشود و به صراحت می فرمودند: من از خطا امین نیستم پس هم درخواست مشورت می کردند و می فرمودند به من مشورت بدهید. از شنیدن مشورت روی گردان نیستم واز نقد مردم به خوبی استقبال می کردند. کافی است به مطالب که حضرت امیر مومنان(ع) درنهج البلاغه فرمودند در این زمینه مراجعه شود
نکته آخری که بد نیست به آن اشاره شود این است که قالب نقد در دنیای جدید با قالبهای نقد در دوران صدر اسلام تفاوت دارد، شاید درصدر اسلام شیوه نقد این بود که یکی از مسلمانان در مسجد می ایستاد وخلیفه را مورد خطاب قرار می داد و با او محاجه می کرد ،اما الان با توجه به گستره کشورها وشهرها وعدم دسترسی مردم نسبت به نقد های که از حاکم به صورت خصوصی صورت می گردد ، می توان گفت مهم ترین ابزار نقد رسانه های ازاد مطبوعات مستقل هستند وحاکمانی که از امیر مومنان(ع) پیروی می کنند باید به جای سخنرانی به قبول جلسات مصاحبه مطبوعاتی آزاد تمکین نمایند . به صورت زنده یا به صورت کامل نقد های که خبرنگارهای فهیم ونقاد که نسبت به عملکرد آنها است، بشنوند و پاسخ بگویند یا در جلسات مناظره با کسانی که نسبت رفتار و عملکرد یا سیاست گذاری آنها نقد دارند شرکت کنند و همچنان که در یک چند روز مختصری قبل از انتخابات ریاست جمهوری زمینه مناظره آزاد تا حدودی فراهم می شود . این مساله یک امر کلی وعمومی در تمام سطوح اجتماعی باشد. و از نتایج این نوع نقد ها در عرصه های عمل بهره

گیری شود. در هرصورت حاکم اسلامی باید نسبت به نظرات عمومی مردم خضوع کنند وسعی کند در مواقع مختلف رویکرد مقابله با اکثریت مردم را نداشته باشد . همانطوری که درقانون اساسی هم در موارد خطیر وتصمیم سازی های کلان رجوع به آرای عمومی به عنوان یکی از راهکار ها پذیرفته شده است.

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.

یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.
دیدگاه شما پس از تأیید ناظر منتشر می‌شود.

مطالب مرتبط

نمی‌توانیم در جامعه‌ی انسانی حقوق را حقوق یکطرفه قرار بدهیم

ما نمی‌توانیم در جامعه‌ی انسانی حقوق را حقوق یکطرفه قرار بدهیم بگوییم این حق برای حاکم است همه‌ی مردم باید اطاعت کنند حالا حاکم چه؟ حاکم هم یک قولی داده می‌گوییم آن نشد عیب ندارد شما فقط اطاعت کنید. این طور نیست که یک طرفه باشد اگر اطاعت هست از آن طرف هم باید مردم

۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۲

حقوق انسان در قرآن(1)

حقوق انسان در قرآن آیة الله کاظم قاضی‌زاده به گزارش روابط‌عمومی مؤسسه پژوهشی – فرهنگی فهیم در شب پانزدهم ماه مبارک رمضان هم‌زمان با شب تولد امام حسن مجتبی (ع) سلسله جلسات علمی و نظریه‌پردازی در مؤسسه پژوهشی – فرهنگی فهیم با حضور جمعی از فضلا و اساتید حوزه علمیه قم برگزار شد. حضرت آیة

۱۹ فروردین ۱۴۰۲

وقتی حکومت اسلامی تحقق پیدا کرد حاکمانی با رضایت مردم سری کار آمدند آیا در استمرار حکومت رضایت مندی مردم شرط است یانه؟

آیة الله محمد سروش محلاتی : «سایت اندیشه ما» استاد خارج حوزه علمیه قم در ادامه صحبت های هفته گذشته که تحت عنوان « قدرت درنهج البلاغه» روز پنجشنبه 6 بهمن

۸ بهمن ۱۴۰۱

بررسی تفسیری و فقهی جرم محاربه و افساد فی‌الارض

آیة الله کاظم قاضی زاده برش های متن روشن است اگر بخواهیم این‌گونه بگوییم، آن‌گاه با مفهوم بغات و باغی و کسانی که علیه حاکمیت رفتار می‌کنند و حکم خاصی دارند، چه می‌کنیم؟ چون آن‌ها احکام خاصی دارند و از قضا یک تفاوت‌هایی نیز دارد؛ یعنی

۲۳ آذر ۱۴۰۱