یکشنبه، ۱۷ آبان ۱۴۰۵

بررسی فقهی گستره حق‌الناس در حوزه عمومی

حق‌الناس در حوزه حقوق خصوصی مطرح شده؛ ولی جای گسترش در حوزه حقوق عمومی دارد گرچه در ادبیات ما واژه حق طوری استعمال شده است که بیشتر به تکلیف رجوع می‌کند؛ اما آنچه موردنظر ما است می‌خواهیم دلایل و مبانی آن را ذکر کنیم و روی آن بحث کنیم چیزی است که امروزه به آن

بررسی فقهی گستره حق‌الناس در حوزه عمومی

حق‌الناس در حوزه حقوق خصوصی مطرح شده؛ ولی جای گسترش در حوزه حقوق عمومی دارد گرچه در ادبیات ما واژه حق طوری استعمال شده است که بیشتر به تکلیف رجوع می‌کند؛ اما آنچه موردنظر ما است می‌خواهیم دلایل و مبانی آن را ذکر کنیم و روی آن بحث کنیم چیزی است که  امروزه به آن «حق به» می‌گویند نه «حق بر»  این «حق به» امروزه چه مبانی و گستره دارد.

بررسی فقهی گستره حق‌الناس در حوزه عمومی

آیت‌الله کاظم قاضی‌زاده

آیت الله کاظم قاضی زاده در نشست بررسی فقهی گستره حق‌الناس در حوزه عمومی گفت:

موضوع که من پیشنهاد کردم گستره حق‌الناس در حوزه عمومی است قبل از اینکه به مباحث فقهی بپردازیم. نیازمند مباحث مقدماتی هستیم که تبیین بهتری از این مفهوم و تبیین دقیق‌تری از موضوع صورت گیرد.

قاعدتا با واژه حق‌الناس همه  ما آشنا هستیم می‌شود به طور مختصر گفت حق‌الناس حقی هست که مردم  و افراد مجاز به استیفای آن هستند و دیگران  هم باید به‌تناسب ارتباطی به آن حق، رعایت لازم را بکند حق مردم گاهی اوقات برعهده دیگران استکهبایستی رعایت کنند.

معمولاً حق‌الناس  در ادبیات فقهی ما در دوران گذشته  حتی در دوران معاصر در برابر حق‌الله مطرح می‌شود گاهی بعضی از موضوعات همه جنبه حق‌اللهی وهم جنبه حق‌الناسی دارد.

حق‌الله حقوقی است که خداوند بر ذمه بندگان دارد. ولی حق‌الناس چیزی است که مردم نسبت به  یکدیگر دارند و برعهده می‌گیرند در ادبیات سیاسی ما معمولاً وقتی از حق‌الناس صحبت می‌شود از مسائل صحبت می‌شود که در روابط خصوصی افراد با همدیگر مطرح است و معمولاً دو طرف حق‌الناس افرادی حقیقی هستند افراد حقوقی نیستند مثلاً  مانند حق پدر بر فرزند حق همسایهُ حق شریک اینها موارد و مصادیق از حق‌الناس در حوزه خصوصی است

آنچه ما می‌خواهیم مطرح کنیم حق‌الناس در حوزه عمومی است آیا حق‌الناس در حوزه عمومی در فقه ما مطرح شده  یا جای طرح دارد اگر جای طرح دارد چگونه باید آن را موردتوجه قرارداد اجمالاً وقتی ما  به کلیدواژه  حق‌الناس نگاه کنیم معمولاً حق‌الناس را در حوزه‌های شخصی مطرح می‌کنند کتابی جدیداً  منتشر شده تحت عنوان فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل این کتاب را در قم در مؤسسه دایره المعارف فقه اهل‌بیت که زیر مجموعه مؤسسه که مرحوم سید محمود شاهرودی اشراف داشتند تألیف کردند در کلیدواژه‌های مختلف به دنبال پیگیری واژگان هستند؛  مثلاً در واژه حق که می‌آید حق‌الناس و حق‌الله متفاوت این دو حق را مطرح می‌کند  بعد میاید حق آدمی را مطرح می‌کند در حق آدمی حقوق را که مطرح می‌کند در فقه می‌شود جای پای برایش پیدا کرد غالباً یا همه‌شان حقی است که در حوزه خصوصی مطرح است؛ مانند حق اختراع حق تکلیف حق‌تقدم حق تولیت حق حضانت حق خیار حق دعوی حق رجوع از عقد حق شفعه حق عبور حق غیبت حق قذف  حق کفالت حق مرور  حق مسیر  اینها مطرح کردند حق‌الناس را هم که در کنارش گذاشته حق ثابت برای دیگری است که در مقابل حق‌الله قرار دارد

از این نوع واژگان دیده شود که آنچه در فقه به‌عنوان حق‌الناس مطرح است غالباً در حوزه خصوصی مطرح است.

برای تبیین موضوع باید گفت حتی در روایات ما هم که واژه حق وجود دارد گاهی اوقات از حق در حوزه عمومی هم یاد می‌شود شاید بشود گفت غالباً حقی که وجود دارد این حق به معنای حق نیست؛ بلکه تکلیف است مثلاً شنیدید که می‌گویند حقوق متقابل حاکم مردم یا حق پدر بر فرزند یاحقی یا حق فرزند بر پدر اینها درحقیقت نقطه عزیمتشان حق نیست؛ بلکه تکلیف است به این معنای وقتی این واژگان به کار می‌رود؛ مانند حق الوالد علی الولد در حقیقت به معنای تکلیف فرزند در برابر پدر است حق مال پدر است آنچه موقف مطالبه‌گری دارد برطرف مقابل است؛ لذا شاید بشود  گفت به این جهت است که هیچ

آنچه امروزه تحت عنوان حقوق شهروندی مطرح است اینها اصطلاحاً تکلیف نیست؛ بلکه حق است؛ مانند حق حیات انسان حق حیات دارد؛ یعنی حق به حیات یعنی دیگران باید جان من را نگیرد. من حق حیات دارم دیگران باید این حق را رعایت کنند مثلاً گفته می‌شود حق کرامت انسانی یعنی من حق دارم انسان کریمی در جامعه باشم دیگران باید این حق را رعایت کنند؛ اما  موضع عزیمت اینها حقی  است که من دارم تکلیف نیست؛ لذا در بعضی موارد است که  این حقوق را شخص می‌تواند از خودش ساقط کند؛  مثلاً در فقه سنتی  به حضانت نه حق حضانت ولی  می‌تواند این حق را ساقط کند بگوید نمی‌خواهم این حق را استیفا کنم؛ ولی در حوزه عمومی جاهای است که شخص می‌گوید با اینکه من حق دارم؛ اما نمی‌خواهم از حقم استفاده کنم؛ مثلاً فرض کنید برای اینکه عینی‌تر شود الان در دنیای جدید چیزی است به نام انتخابات مردم در انتخابات مکلف‌اند یا محق؟

اگر شما گفتمان تکلیف را پیش بگیرید بگوید این حق حاکمیت است که مردم انتخابات شرکت کنند این معنایش این می‌شود که وقتی نزدیک انتخابات شد علما وقتی صحبت می‌کنند بحث از تکلیف را مطرح می‌کنند می‌گویند؛ چون مکلف هستی باید انتخابات شرکت کنید. باید  را هم بدهید برگ سفید استفاده نکنید این هم دو سوم گاهی می‌گوید به این را بدهید به آن را ندهید. این گفتمان تکلیف است؛ یعنی جامعه به مردم می‌گوید حاکمیت حق بر شما دارد شما بیاید در انتخابات مشارکت کنید.

ولی اگر گفتیم حق به حاکمیت آن‌وقت گفتمان آقای که می‌خواهد از مردم دعوت کند که در انتخابات شرکت کند فرق می‌کند می‌گوید مردم حق تعیین سرنوشت دارند مردم در قبال تعیین سرنوشت حق دارند در قبال این حق تعیین سرنوشت می‌تواند افراد سه گونه موضع داشته باشد ۱ انتخابات شرکت کنند به شخص خاص ری بدهند می‌توانید شرکت کنید رأی سفید بدهید ونی توانید شرکت نکنید.  در انتخابات اخیر آیت‌الله‌العظمی سیستانی چنین موضع گرفته بودند. فرموده بود انتخابات است ولی مردم حق دارند حق نسبت به انتخابات آن چیزی که مطرح است فرق این دوتا است بین حق بر حق به من می‌خواهم تبیین موضوع کنم

آیا ما در حوزه عمومی که حوزه عمومی در برابر حوزه خصوصی قرار می‌گیرد. حوزه عمومی  به حوزه‌ای گفته می شود که روابط مردم را با حاکمیت تنظیم می‌کند. یعنی آن چیزی که نسبت بین حاکمیت مردم را موردتوجه قرار می‌دهد. یک طرف حق حاکمیت است طرف دیگر حق مردم است به این گفته می‌شود حقوق در حوزه عمومی.

سؤال این است که ما در دنیای جدید در حوزه عمومی حقوقی برای انسان قایلیم

نکته‌ای که  مطرح است این بحث ما برمی‌گردد به تفاوت دنیای جدید  و قدیم در دنیای  قدیم حکومت‌ها خیلی در زندگی مردم دخالت نداشتند مردم خدماتی از دولت دریافت نمی‌کردند؛ چون خدمات دریافت نمی‌کردند. وابستگی به دولت نداشتند تصمیم‌گیری‌های دولت در زندگی‌شان اثری نداشت.

الان وضعیت به‌گونه‌ای شده است که خیلی از تصمیم‌گیری دولت‌ها حتی تصمیم‌گیری خیلی ساده دولت می‌تواند در زندگی عادی مردم اثر گذاشته مردم را در وضعیت ابهام‌آمیزی قرار دهد.

سؤال این است که این گستره تا کجاست؟ مردم تا کجا می‌توانند مطالبه‌گر باشند به حاکمیت بگوید ما در برابر تصمیم‌گیری و رفتارهای سیاسی‌تان حق داریم مطالبه گر باشیم.

در حوزه خصوصی جای پای بحث را داریم؛ ولی نکته اساسی این است که این فضا یعنی فضای ارتباط دولت و مردم و اثرگذاری‌های که دولت در زندگی مردم دارد این سبب می‌شود که ما بحث حق به را به‌طورجدی  پیگیری کنیم من یک مثالی  بزنم بحث را ختم کنم تا برسیم به بحث بعدی در نظر بگیرید؛ مثلاً دولت تصمیم بگیرد یارانه روغن را حذف کند  یک کسانی هستند که با دولت ارتباط دارند می‌دانند که یک ماه بعد قرار است روغن بشود سه برابر آنهایی که اطلاع دارند روغن‌ها را شاید خریداری کنند یا کارخانه‌های که اطلاع دارند روغن‌های اش را نمی‌فروشند  برخی کارخانه هستند که اطلاع ندارند می‌فروشند.

سؤال این است کسانی که اطلاع ندارند یا سود نمی‌برند یا ضرر می‌بینند می‌توانند ادعا کنند که کارخانه‌ها در مورد تصمیمات دولت از اطلاعات یک‌سان برخورد باشند آنان که از وضعیت خبر ندارد؛ چون حق به آگاهی نداشتند.

شهر را می‌خواهند توسعه بدهند ازیک‌طرف می‌خواهند اتوبان درست کنند کسانی که عضو شورای شهر هستند به رفقایشان خبر می‌دهند که زمین بخرند بقیه مردم اطلاع ندارند ونمی خرند

حالا این سؤال مطرح می‌شود کسانی که اطلاع داشتند اطلاعاتشان مجاز بوده است؟ یا باید همه اطلاع داشته باشد یا نباید هیچ‌کس مطلع شود

حق‌الناس در حوزه حقوق خصوصی مطرح شده؛ ولی جای گسترش در حوزه حقوق عمومی دارد گرچه در ادبیات ما واژه حق طوری استعمال شده است که بیشتر به تکلیف رجوع می‌کند؛ اما آنچه موردنظر ما است می‌خواهیم دلایل و مبانی آن را ذکر کنیم و روی آن بحث کنیم چیزی است که  امروزه به آن «حق به» می‌گویند نه «حق بر»  این «حق به» امروزه چه مبانی و گستره دارد.

ادامه دارد.

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.

یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.
دیدگاه شما پس از تأیید ناظر منتشر می‌شود.

مطالب مرتبط

حجاب؛ مسئله‌ای فقهی یا اخلاقی»

» آیة الله محمدسروش محلاتی به گزارش روابط عمومی«سایت اندیشه ما» به نقل از کانال تلگرامی آیة الله محمد سروش محلاتی، نشست «حجاب؛ مسئله‌ای فقهی یا اخلاقی» شب چهاردهم شهریورماه با سخنرانی آیة الله محمدسروش محلاتی، استاد حوزه علمیه در فضای مجازی برگزار

۱۶ شهریور ۱۴۰۱

حجاب، در چالش عبور از فقه به قانون (نقدها و پرسش‌ها)

آیة الله محمد سروش محلاتی به گزارش روابط عمومی « سایت اندیشه ما» به نقل از کانال تلگرامی آیة الله محمد سروش محلاتی،انتشار مقاله «حجاب، در چالش عبور از فقه به قانون»، بازخوردهای متفاوتی داشت از آن جمله یکی از اساتید محترم دانشگاه چهار

۱۲ شهریور ۱۴۰۱

حجاب، در چالش عبور از فقه به قانون (نقدها و پرسش‌ها)

حجاب، در چالش عبور از فقه به قانون(نقدها و پرسش‌ها) آیت الله محمد سروش محلاتی به گزارش روابط عمومی «سایت اندیشه ما» به نقل از کانال تلگرامی آیت الله محمد سروش،انتشار مقاله «حجاب، در چالش عبور از فقه به قانون»، بازخوردهای متفاوتی داشت از آن جمله یکی از اساتید محترم دانشگاه چهار نکته را در

۹ شهریور ۱۴۰۱

امام خمینی و نواندیشی در اجتهاد

بسمه‌تعالی امام خمینی و نواندیشی در اجتهاد آیت‌الله کاظم قاضی‌زاده در دوران امام دو نظریه شایع و پر صدای “اجتهاد سنتی” و”اجتهاد پویا” مطرح گردید، امام خمینی‌ (ره) دیدگاه دیگری را ارائه نمودند. این نظریه را “اجتهاد سنتی پویا” می‌نامیم، این نظریه ویژگی‌های مثبت دو نظریه دیگر را در بر دارد و فاقد نقاط

۲۳ تیر ۱۴۰۱