جایگاه تفسیری و فقهی آیه 59 سوره احزاب در مسئله حجاب
)با نگاهی به اقوال مفسران فریقین( 1 آیت الله سیدمحمدعلی ایازی خرداد 1398 چکیده حکم حجاب زنان در دو آیه کلیدی سوره نور و احزاب مطرح شده است و همه نکات استنباطی و تفسیری مفسران و فقها برمحور این دو آیه بوده است و
۴ مرداد ۱۴۰۱۲ بازدید
جایگاه تفسیری و فقهی آیه 59 سوره احزاب در مسئله حجاب
)با نگاهی به اقوال مفسران فریقین( 1
آیت الله سیدمحمدعلی ایازی
خرداد 1398
چکیده
حکم حجاب زنان در دو آیه کلیدی سوره نور و احزاب مطرح شده است و همه نکات استنباطی و تفسیری مفسران
و فقها برمحور این دو آیه بوده است و هرچند در تقدم و تأخر نزول این دو آیه، سخنهای بسیار شده، اما روشن
است که با فاصله اندکی از هم نازل شده، و هرکدام از جهتی مکمل تشریع و بیان کلیات آن در باب حد حجاب و
اهداف آن است، اما به دلیل ویژگی بیان تشریعی آیه 59 سوره احزاب، این آیه نقش کلیدی در استنباط حکم حجاب
دارد. در تبیین این حکم و تفسیر این آیه، پرسشهای فراوانی مطرح است، مثل این که مفاد مهم این آیه چیست، آیا
که با ادات تعلیل )ذلک(آمده، » ذلِکَ أَدْني أَنْ يُعْرَفْنَ « : این آیه محدوده و قلمرو حجاب را مشخص کرده است و یا جمله
حکمتِ حکم و یا تعلیل آن را بیان کرده است و اگر جهت حجاب را نشان میدهد، آیا مفاد انحصاری دارد، آیا چیزی
به عنوان عفت عمومی در فلسفه و علت این حکم پیشبینی شده است و یا طبق مفادی که این عالمان گفتهاند، مسئله
برای تعیین مرز میان زنان آزاده و برده بوده، یا این گونه که » یُعرفن « عفت شخصی زن مسلمان مطرح است و کلمه
مفسران بعدی میگویند، جمله فراتر از مسئله کنیزان و ناظر به اصل مهم حفظ شخصیت و کرامت زن مؤمن است و
اگر چنین تفسیری پذیرفته شد، که تعلیل حکم انحصاری و ناظر به زنان مؤمن است، چه آثار و نتایج فقهی به بار
میآورد. در این مقاله با وسواسی فراوان از وارسی منابع تفسیری و فقهی فریقین از گذشتههایِ دور تا امروز، کوشش
شده، تا نشان داده شود، مسئله اساسی قرآن و نگاه مفسران آن، ضرورت حفظ حجاب زنان در محور حق انتخاب
شخص مؤمن و برای رعایت شخصیت و کرامت زن مسلمان است و این معنا با وجود زنان غیرمؤمن و غیررعایتکننده
حجاب و کسانی که نمیخواهند این کرامت و امنیت روانی را رعایت کنند، سازگار است و لذا در تشریع حکمِ حجاب،
چیزی به عنوان رعایت عفت عمومی جامعه در قرآن و اقوال مفسران و فقیهان در این منابع نیامده است و این مسئله
در جامعه مدینه آن روزگار که اهلکتاب، کنیزان و افراد غیرمقید هم بودهاند، معنا و مفهوم دیگری دارد که همان توجه
به حفظ حریم در قالب شناسائی و امنیت زنانِ ملتزم است، لذا الزام به حجاب مطرح نشده است.
واژگان کلیدی: حجاب. تفاسیر فریقین، کرامت زن، پیشگیری از آزار جنسی، عفت عمومی، الزام به حجاب.
1 . لازم به یادآوری است که این مقاله به درخواست مجله قرآن و روشنگری دینی، دانشگاه پیام نور در خرداد 1398 نگاشته شده و در آذر 1398
قرار است نشر یابد.
2
مقدمه
مسئله حجاب زنان یکی از احکام روشن قرآن است که بر مبنای آن آیات و روایاتی از فریقین نقل شده و در اقوال
مفسران و فقیهان بازتاب یافته است و اگر در باره چرائی حجاب و قلمرو و حدود آن بحث شده، ناظر به شیوه بیان
قرآن و تفسیرهائی است که از ائمه اهلبیت)عم( و صحابه)رض( و تابعین نقل شده است. البته در قرآن در دو و یا سه
آیه مسئله حجاب بحث شده است، هرچند محوریت با آیه احزاب و خطاب آیه به پیامبر)ص( است:
یا أَیُُّهَا النَُّبِیُُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَبَناتِکَ وَنِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَُّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَُّ ذلِکَ أَدْنی أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ «
احزاب: ( .» وَکانَ اللَُّهُ غَفُوراً رَحیماً 59 .)
پوششهاى خود را بر خود فروتر گیرند. این براى آنکه شناخته « : اى پیامبر، به زنان و دخترانت و زنان مؤمنان بگو
شوند و مورد آزار قرار نگیرند نزدیکتر است و خدا آمرزنده مهربان است.
در تبیین این حکم و تفسیر آیه، پرسشهای فراوانی مطرح است، مثل این که مفاد این آیه چیست، آیا این آیه مقدم
بر آیه نور و بقره است و یا مؤخر از آیه نور و این تقدیم و تأخیر نزول، تأثیری در دلالت آیه و احکام فقهی آن دارد
که با ادات تعلیل آمده، بیان حکمتِ حکم است » ذلِکَ أَدْنی أَنْ یُعْرَفْنَ « : یا خیر و اگر از این بحث بگذریم، آیا جمله
و یا واقعاً تعلیل این حکم در مقام تشریع است و اگر تعلیل است، طبق مفادی است که متقدمان گفته که برای تعیین
مرز میان زنان آزاده و برده است و یا این جمله فراتر از مسئله کنیزان و ناظر به اصل مهم حفظ شخصیت زن است که
جهت و محوریت آن را روشن میسازد. اگر چنین تفسیری پذیرفته شد، که تعلیل است، چه آثار و نتایج فقهی به بار
میآورد و این آیه چه قاعدهای فقهی ایجاد میکند.
بنابراین، در این مقاله محورهای بحث در تفسیر این آیه، از چند جهت است: 1( بیان فضای تاریخی و فرهنگی اعراب
پیش از نزول آیه و شأن نزول. 2( نسبت این آیه با آیه نور. و بررسی اختلاف تعبیر خمار و جلابیب. 3( تفاوت شرایط
مهاجران و اختلاف در فضای فرهنگی و رفتاری آنان. 4( واژگان محل بحث در آیه، مانند یُدْنینَ، جَلاَبِیبِهِنََّ، أَدْنی،
یُعْرَفْنَ، فَلا یُؤْذَیْنَ. 5 تعلیل است یا حکمت. » ذلِکَ أَدْنی « : ( بررسی آیه در این که تعبیر 6( سیر تاریخی تفاسیر آیه و
تحولی که در اندیشه فقها و مفسران در فهم آن پیدا شده است. 7 ( ملاک حکم کرامت زن یا حفظ عفت عمومی.
1 . فضای فرهنگی و رفتاری زنان در عصر نزول
برای فهم این آیه نیازمند بررسی فضای عصر نزول و شناخت مخاطبان آن است. بررسی زمان نزول آیات قرآن کریم
حاکی از این واقعیت است که زنان در عصرجاهلیت و آغاز صدر اسلام، دارای پوشش ،» پوشش بانوان « در موضوع
درستی نبودند و از لباسهای متنوعی برای پوشش قسمتهای مختلف بدن خویش )پایین تنه، بالا تنه و سر( بهره
میگرفتند، بهگونهای که رؤیت تمام جاذبههای جنسی زنان میشد و نمیتوانست به طور کامل مانع از آزار جنسی
3
آنان شود که در جاهلیت جهلاء، فضائی از برهنگی، زنا، بهرهگیری از کنیزکان برای کسب و کار جنسی، قمار، شراب
و امور شهوانی بوده است. این مشکل هم به اخلاق حاکم بر جزیره و عمل مشرکین در شیوه لباس و پوشش بدن و
سر، باز میگشت و هم یکی شرایط معیشت محدود و خصوصیات آب و هوا در آن منطقه گرمسیر بود؛ در نهایت در
عیب نبودن برهنگی در میان عامه مردم در پوشش سینه و پاهای زنان بود، در نتیجه بالای سینه، گردن و گوش را
پوشش نمیداد. 1
این وضعیت در شهر مکه و پیش از اسلام بسیار بدتر بود. پس از شکست سپاه ابرهه توسط ابابیل، به جای اینکه این
معجزه الهی برای دفاع از خانه خدا، موجب خضوع قریش گردد، بر تکبرشان افزود، بهگونهای که برخی از بزرگان
قریش این پیروزیِ بدون دردسر را به برتری اهل مکه بر غیر آنها در نزد خدایان نسبت داده و گفتند باید دیگران نیز
به این برتری و عظمت پی برده و در مقابل ما تعظیم کنند 2و بهترین راه برای ایجاد مقصود خود را تغییر در مراسم حج
و شیوه ورود و یا برهنه شدن حجاج و استفاده از لباس اهل مکه دیدند، چون مردم حجاز از مناطق مختلف جهت
ادای اعمال حج به مکه میآمدند و لذا برخی از بزرگان قریش با ایجاد قوانین جدید به تغییر حج ابراهیمی دست
زدند. 3
این قوانین، به طور عمده با اهداف اقتصادی و سیطره سیاسی صورت میگرفت؛ زیرا غیرمکیان مجبور بودند برای
استفاده از طعام اهل مکه و عاریه گرفتن لباس به ایشان وجهی بپردازند و همین هم درآمد سرشاری نصیب مکیان می
کرد. قدرت نفوذ و سیطره آنان را نشان میداد؛ از همین رو برخی از مورخان بر این باورند که تنها اشخاص ضعیف و
وَارْزُقُوهُمْ « : غیر متمکن به حالت عریان طواف میکردند؛ زیرا در تعبیر قرآن در کنار دادن غذا، دادن لباس هم آمده
نساء: ( » فِیهَا وَاکْسُوهُمْ 5 که نشان از گسترش برهنگی در سطح » اللهم اکسُ کلُ عریان « : ( و در ادعیه هم نقل شده
جامعه داشته و البته افراد ثروتمند با پرداختن قیمت عاریه، بهراحتی لباسی از مکیان عاریه گرفته و در آن طواف می
کردند، ولی فقیران که توانایی مالی برای عاریه گرفتن نداشتند مجبور بودند که به حالت عریان طواف کنند. 4 در این
باره قرطبی به عادت عرب آن روز و مشکلاتش اشاره دارد:
لماّ كانت عادةُ العربيات التبذل، وكنَ يكشفن وجوهَهُن كما يفعل الإماء، و كان ذلك داعية إلى نظر الرجال إليهن، وتشعب الفكرة فيهن، أمر «
الله رسوله صلى الله عليه وسلم أن يأمرهن بإرخاء الجلابيب عليهن إذا أردن الخروج إلى حوائجهن، وكن يتبرزن في الصحراء قبل أن تتخذ
الكنف- فيقع الفرق بينهن وبين الإماء، فتعرف الحرائر بسَترهَُن، فيكف عن معارضتهن من كان عذبا أو شابا. وكانت المرأة من نساء المؤمنين
1 . کلینی، کافی، ج 11 ، ص 197 سمرقندى، نصر بن محمد، تفسیر السمرقندى بحر العلوم، ج 3 ، ص 72 – 73 ، فخررازی، مفاتیح الغیب، ج 23 ، ص 365 .
مراغى، احمد مصطفى، تفسیر المراغى،ج 22 ، ص 37 – 38 ، دار الفکر ، بیروت، چاپ: 1 .
2 . ازرقی، أخبار مکة وما جاء فیها من الآثار، تحقیق علی عمر، مکتبة الثقافة الدینیة، بیتا، ج 1 ، ص 139 .
3 . ابن هشام، عبدالملک، سیره ابن هشام، تحقیق: طه عبدالرؤف سعد، بیروت، دارالجیل، 1411 ق، ج 1، ص 184 .
4 . جواد علی، المفصل فی التاریخ العرب قبل الاسلام ، دارالساقی، 1422 ق، ج 11 ،ص 361
4
قبل نزول هذه الآية تتبرز للحاجة فيتعرض لها بعض الفجار. يظن أنها أمة، فتصيح به فيذهب، فشكوا ذلك إلى النبي صلى الله عليه وسلم
ونزلت الآية بسبب ذلك. قال معناه الحسن و غيره… 1
ضحاک و کلبی هم به مناسبت تفسیر این آیه، گفته: این آیه در حق کسانی نازل شده که اهتمام آنان زنای با کنیزان
أنز ل في قوم ه مَ ت هم الزنا بالإماء، وكانت الحرائر يومئذ يخرجن بالليل « : بود، پس این آیه نازل شده، تا چنین مرزبندی درست کند
.» على زي الإماء فيتابعونهن، ويطلبون ]ما يطلبون[ من الإماء؛ فكان ذلك يؤذيهم ويتأذين بذلك جدّا 2
بنابراین، فضای عصر نزول از نوعی برهنگی، فساد، رفتار شهوانی، بیمبالاتی، فقر، عادی شدن برهنگی، وجود کنیزان
آماده فحشا، رنج میبرده و این آیه در فضای انحطاط اخلاقی مردم مدینه نازل شده و ضرورت تشریع حجاب را
ایجاب کرده و از زنان مؤمن خواسته شده، برای نگهداری شخصیت خود مرزبندی اخلاقی داشته و خود را از دیگرانِ
آنچنانی حفظ کنند. 3
2. شأن نزول آیه
اگر از شناخت فضای نزول که بگذریم، نوبت به شناخت سبب و یا شأن نزول به طور خاص میرسد. در شأن نزول
آیه، چند سبب متفاوت با تعبیرهای گوناگون از سوی صحابه و تابعین و بعد هم مفسران بزرگ فریقین نقل شده است:
این اختلاف در تعبیر ظاهراً جدی گرفته نشده، در حالی که با دقت در کلمات این بزرگان، نکات اساسی در اختلاف
را میتوان فهمید. این اختلاف در خصوصیات زیر دستهبندی میشود:
یکم: کلیت سوء استفاده از زنان
منظور از کلی، یعنی ذکر جزئیات و قیود نشده است. مثلا در نقلی آمده که زنان مسلمان که شب به مسجد میرفتند،
و لباس مناسبی نداشتند، کسانی در مسیر مزاحم میشدند، برای رفع مزاحمت دستور داده شد، که لباس خوبی بپوشند
و چنین زمینهای را از بین ببرند، مثلاً در تفسیر قمی آمده است:
كان سبب نزولها أَنَّ النِّسَاءَ كُنَّ يَخْرُجْنَ إ لَى الْمَسْ ج د وَ يُصَلِّينَ خَلْفَ رَسُو ل اللَّ ه)ص( وَإ ذَا كَانَ ب اللَّيْ ل خَرَجْنَ إ لَى صَلَا ة الْمَغْ ر ب وَالْ عشَا ء الْآ خرَ ة «
.» يا أَيُّهَا النَّب يُّ قُلْ لَِزْوا جكَ وَبَنات كَ وَن سا ء الْمُؤْ من ينَ « وَالْغَدَا ة: يَقْعُدُ الشُّبَّانُ لَهُنَّ في طَ ر ي ق هنَّ فَيُؤْذُونَهُنَّ وَيَتَعَرَّضُونَ لَهُنَّ فَأَنْزَلَ اللَّهُ 4
در نقل مشابه این شأن نزول کلی، بیانی از ابنعباس آمده که زنان برای قضای حاجت به بیرون میرفتند و به شکل
أمر الله نساء « : کلی، بدون توجه و اشاره به تفاوت رفتار زنان مؤمن و یا مرز میان زنان آزاد و زنان کنیز نقل شده است
.» المؤمنين إذا خرجن من بيوتهن في حاجة أن يغطين وجوههن من فوق رؤوسهن بالجلابيب، يبدين عينا واحدة 5
1 قرطبى، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، ج 14 ، ص 243 – 244 ، ناصر خسرو – ایران – تهران، چاپ: 1 ، 1364 ه.ش.
2 . تفسیر البغوی، ج 3 ، ص 435 – 544 .
3 حجازى، محمد محمود، التفسیر الواضح، ج 3 ، ص 116 ، دار الجیل – لبنان، چاپ: 10 ، 1413 ه.ق.
4 قمى، على بن ابراهیم، تفسیر القمی، ج 2 ، ص 196 ، دار الکتاب ایران قم، چاپ: 3 ، 1363 ش.
5 . سیوطی، در المنثور، ج 6 ، ص 66 .
5
در نقل و بیان شأن نزولی دیگر آمده که در جاهلیت و پیش از نزول آیه، چنین بود که در شب مردانی هرزه متعرض
زنان میشدند. وقتی به آنان اعتراض میشد، میگفتند، ما فکر میکردیم او از زنانی مانند خودمان است، دستور رسید
ذل كَ أَدْنى « : که دیگر خود را خوب بپوشانند تا چنین بهانهای را از دست آنان بگیرند. مقاتل این گونه نقل کرده است
.» وأنهن عفايف فلا يطمع فيهن أحد فَلا يُؤْذَيْنَ بالليل » بمربيات « يعنى أجدر أَنْ يُعْرَفْنَ فى زيهن أنهن لسن 1
دوم: مرزگذاری میان زنان آزاد با برده
در بسیاری از منقولات تفسیر مسئله پیشگیری از سوء استفاده جوانان ناباب به بهانه کنیز بودن طرف مورد اذیت است:
یعنی در شرایط خاص و برای تعیین مرز میان احرار و کنیزان آیه نازل شده، مثلا وقتی دلیل مزاحمت را میپرسیدند،
میگفتند به تصور این که خدمتکار و کنیز هستند، متعرض شدهاند، لذا دستور رسید که این بهانه را بردارید و زنان
وقد كانت المملوكة إذا مرت تناولوها بالإيذاء، فنهى « : آزاده با تشخص کامل به بیرون رفت و آمد کنند: مثلاً از قتاده نقل شده
.» الله الحرائر أن يتشبهن بالإماء 2
در نقل قولی دیگر آمده که زنان و دختران که موها و صورت آنان آشکار بود، نازل شد، تا مشابهتی با کنیزان نداشته
أن لا يتشبهن بالإماء في لباسهن إذا هن خرجن من بيوتهن لحاجتهن، فكشفن شعورهن ووجوههن، « : باشند و افراد ناباب متعرض نشوند
مشابه این خبر از سعیدبن جبیر، از .» ولكن ليدنين عليهن من جلابيبهن، لئلا يعرض لهن فاسق، إذا علم أنهن حرائر بأذى من قول
قتادة، در ذیل آیه نقل شده است. 3
سوم: وجود زنان هرزه در مدینه
مسئله نه وجود کنیزان و نه صورت کلی؛ بلکه گفته شده در مدینه زنانی بودند که در شهر مدینه چنین و چنان می
کردند و وقتی هم بیرون میآمدند، مناسب با کارشان بیرون میآمدند، جوانان جاهل هم متعرض آنان میشدند، وقتی
زنی عفیف میخواست بیرون رود، نیز این مشکل تشابه و تعرض و آزار به آنان هم وجود داشت، 4 لذا به پیامبر دستور
رسید که زنان مؤمن لباس خوب و کامل بپوشند تا از این تشابه سوء استفاده نشود: مثلاً در روایاتی از حسن بصری
قال: كن إماء بالمدينة يقال لهنّ كذا وكذا، كنّ يخرجن، فيتعرض لهن السفهاء، فيردّوهنّ فكانت المرأة تخرج، فيحسبون أنها أمة، « : نقل شده
فيتعرضون لها و يؤذونها فأمر النبي صلّى اللّه عليه وسلّم المؤمنات أن يُدْن ينَ عَلَيْ هنَّ منْ جَلَاب يب هنَّ، ذل كَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ: ]الآية: 59 [، من الإماء
أنهن حرائر فَلا يُؤْذَيْنَ . 5
1 مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج 3 ، ص 508 ، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ: 1 ، 1423 ق.
2 طبرى، محمد بن جریر، جامع البیان فى تفسیر القرآن )تفسیر الطبرى(، ج 22 ، ص 33 ، دار المعرفة ، بیروت، چاپ 1 ، 1412 ق.
3 طبرى، محمد بن جریر، جامع البیان فى تفسیر القرآن )تفسیر الطبرى(، ج 22 ، ص 33 ، دار المعرفة، بیروت، چاپ 1 ، 1412 ق.
4 قاسمى، جمالالدین، تفسیر القاسمی المسمى محاسن التأویل، ج 8 ، ص 113 ، دار الکتب العلمیة، منشورات محمد علی بیضون. بیروت، چاپ: 1 ،
1418 ق.
5 صنعانى، عبدالرزاق بن همام، تفسیر القرآن العزیز المسمَّى تفسیر عبدالرزاق، ج 2 ، ص 100 ، دار المعرفة بیروت، چاپ 1 ، 1411 ق.
6
كان أناس من فساق أهل المدينة بالليل حين « : چنانکه سُدَّى مسئله ناداری و فقر گروهی از زنان مدینه را به آن اضافه کرده
يختلط الظلام، يأتون إلى طرق المدينة فيتعرضون للنساء، و كانت مساكن أهل المدينة ضيقة فإذا كان الليل خرج النساء إلى الط رق، فيقضين
حاجتهن، فكان أولئك الفساق يتبعون ذلك منهن، فإذا رأوا امرأة عليها جلباب قالوا: هذه حرة فكفوا، عنها، وإذا رأوا المرأة ليس عليها جلباب
.» قالوا: هذه أمة فوثبوا عليها 1
چهارم: مشکل شب و قضای حاجت
تفاوت میان روز و شب و گویا مشکل زنان در شب بوده است. مثلاً در شأن نزولی مسئله نزول آیه به خروج زنان
برای قضای حاجت در شب نسبت داده شده است. این مسئله به چند گونه نقل شده است، یکبار به صورت کلی
قصه- که قبلاً نقل شد- و این حکم برای پیشگیری از سوء استفاده از افراد فاسد گرفته شد و حفظ امنیت زنان مهم
يُدْن ينَ « : بوده و یکبار در باره زنان پیامبر و یکبار در باره زنان مهاجر: مثلاً در روایتی از مجاهد، در ذیل آیه نقل شده
عَلَيْ هنَّ منْ جَلَاب يب هنَ الستر يتجلببن فيعلم أنهن حرائر فلا يعرض لهن فاسق بأذى من قول ولا ريبة. 2
در این نقلها گویی مسئله و مشکل شب بوده و اگر روز بود، چنین مشکلی پیش نمیآمد، در حالی که در برخی از
این نقلها نزول آیه را به صورت مطلق برای پیشگیری از سوء استفاده مطرح شده است.
پنجم: توسعه از زنان پیامبر به زنان دیگر
مشکل در ظاهر به خاطر اذیتِ زنان و دختران پیامبر بوده و لذا مسئله حکم حجاب، بیشتر متمرکز به زنان و دختران
پیامبر شده است، زیرا منافقان در مرحله نخست برای اذیت پیامبر این کار را میکردند و سیاق آیات قبل و بعد همین
را میگوید که کسانی در مقام آزاردادن به پیامبر متعرض میشدند و چون ایشان وقتی به مدینه آمد، در خانه خاصی
مستقر نبود، و زنان ایشان مجبور بودند، برای قضای حاجت خود به بیرون منزل بروند و افرادی در طریق مزاحم می
عن أبي صالح، قال: قَدّمَ النبيُ صلى الله عليه وسلم المدينة على غير من زل، « : شدند، لذا این آیه نازل شد و بعد مسئله توسعه یافت
فكان نساء النبي صلى الله عليه وسلم وغيرهُن إذا كان الليل خَرَجنَ يقضين حوائجهن، و كان رجال يَجلسون على الطريق للغزل، فأنزل الله:
يا أَيُّهَا النَّب يُّ قُلْ لَِزْوا جكَ وَ بَنات كَ وَن سا ء الْمُؤْ من ينَ يُدْن ينَ عَلَيْ هنَّ منْ جَلَاب يب هنَ السَتر يقنعن بالجلباب حتى تعرف الِمة من الحُرة. 3
اگر بر طبق این منقولات متفاوت باشد، در تمام این نقلها نیامده که همه زنان باید حجاب را رعایت کنند، بلکه از
مسلمانان و از زنان مؤمن خواسته شده که مرز خود را با آنان جدا کنند و نگذارند که به بهانه افرادی که رعایت پوشش
درست را نمیکنند، شخصیت و امنیت خود را به خطر بیاندازند.
نکته قابل توجه در این روایات، این است که صورتهای مزاحمت هم متفاوت بوده، مثل اقدام عملی و تعرض دستی،
یا سخنان آزاردهنده )و به تعبیر امروز آزارهای لفظی جنسی(. در نتیجه با این منقولات، مفسران دو گونه برخورد کرده،
یکی استفاده از کلیت فضای نزول آیات، و یکی محصور کردن حکم به موارد شأن نزول.
1 سیوطی، درالمنثور، ج 6 ، ص 662 .
2. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج 10 ، ص 3153 .
3 . طبرى، محمد بن جریر، جامع البیان فى تفسیر القرآن )تفسیر الطبرى(، ج 22 ، ص 33 – 34 ، دار المعرفة – لبنان – بیروت، چاپ: 1 ، 1412 ق.
7
اما حقیقت این است که از شأن نزولها و یا سبب نزول، اجمالاً میتوان فهمید که مسئله نزول آیه برای پیشگیری از
تعرض به زنان مؤمن بوده، حفظِ شخصیت و کرامت آنان در نظر گرفته شده است، حال این مشکل زنان در شب بوده،
یا در روز، برای کل زنان مسلمان بوده، یا زنان آزاده، شرایط اجتماعی به این گونه بوده که کنیزان و زنانی برهنه بیرون
میآمدند و این گونه نبوده، که همه رعایت پوشش میکردند، یا مسئله تقابل میان زنان مسلمان با منافقان بوده که برای
اذیت و آزار این کارها را انجام میدادند و یا مسئله افراد آلوده و هرزه بوده، همه این موارد ممکن است و چون حدیث
در آن عصر به صورت شفاهی نقل شده و کسانی که نقل کرده، بسا به صورت مستقیم و شاهد واقعه نبوده، طبیعی
است که در نقل به معنا دقیق نقل نشده باشد، و همراه با تحلیل و اضافه کردن برخی مطالب از سوی راوی و ناقل و
مفسر و فقیه انجام گرفته باشد، لذا این گونه نقلهای متفاوت طبیعی است.
ششم: تفاوت شرایط مهاجران با انصار
در این باره بسیاری از مفسران به مناسبت نزول آیه، به این نکته اشاره کرده که مهاجران شرایط دشواری داشتهند،
مانند جابه جائی مسلمانان از مکه، بیخانمانی، فقر بیشتر افراد، شرایط بدتر مکه نسبت به مدینه، در تأثیر بیشتر از
اخلاق جاهلی، التزام مردم مدینه و بودن مدنیت در کنار اهل کتاب، همه این موارد دست به دست داد تا مشکلات
ناامنی برای زنان مهاجر بیشتر به وجود آید و فشار سنگینتری بر آنان تحمیل شود. در این باره سمرقندی مینویسد:
وذلك أن المهاجرين نزلوا في ديار الِنصار، فضاقت الدور عليهم. وكن النساء يخرجن بالليل إلى التخلي يقضين حوائجهن. كان الزناة يرصدون «
في الطريق، وكانوا يطلبون الولائد، ولم يعرفوا الم رأة الحرة من الِمة بالليل. فأمر الحرائر بأخذ الجلباب. 1
از طرفی به نقل از حسن بصری: در آن دوران در مدینه زنانی حرفهای شغل روسپیگری داشتند. این مسئله باعث می
كُن النساء والإماء بالمدينة. يُقال لهُن: كذا وكذا يَخرُجنَ، فيتعرض لهُنَ « : شد که فضای آلودهای را برای جوانان هرزه به وجود آورد
.» السفهاء فيُؤذونَهُن، فكانت الحرة تخرج فيحسبون أنها أمة ويؤذونها، فأمر اللّه تعالى المؤمنات أن يُدْن ينَ عَلَيْ هنَّ منْ جَلَاب يب هنَ 2
به همین دلیل برخی مانند ابنکثیر گفتهاند، این آیه درباره زنان مهاجرین نازل شده است: 3
نزل هذا بالمدينة في نساء المهاجرين؛ وذلك أن المهاجرين قدموا إلى المدينة، وهي مضيقة، ومعهم نساؤهم؛ فنزلوا مع الِنصار في ديارهم؛ «
.»… فضاق الدور عليهم 4
در برابر این شرایط، گویا انصار از شرایط بهتری به دلیل داشتن خانه، تمکن مالی و فرهنگ بالا و نزدیکی با اهل
کتاب برخوردار بودند، لذا تشریع حجاب زمینه بهتری برای آنان فراهم کرد، تا جائی که پس از نزول آیه سریعاً
1 سمرقندى، نصر بن محمد، تفسیر السمرقندى المسمى بحر العلوم، ج 3 ، ص 72 – 73 ، دار الفکر – لبنان – بیروت، چاپ: 1 ، 1416 ه.ق.
2 سمرقندى، همان.
3 . روایت سدی، أخرجه ابن أبی حاتم عنه، ر. ک: الدر المنثور) 5 / 416 .)
4 ماتریدى، محمد بن محمد، تأویلات أهل السنة )تفسیر الماتریدى(، ج 8 ، ص 413 ، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ: 1 ، 1426 ه.ق.
8
پوشش خوبی فراهم ساختند. 1 اما با همه اینها نباید این گونه تعبیرها را حمل بر تاریخی بودن تشریع حمل کرد،
چنانکه برخی تصور کرده، 2 زیرا نکته مهم تعلیلی است که در آیه آمده و تشریع حکم را جاودانی میکند.
در مقام جمعبندی به صورت کلی فضای نزول آیه توجه شود، که فضای مدینه، شهری که در آن اهلکتاب زندگی
میکردند، زنانی هرزه کارهای دیگر میکردند، با این وجود به زنان مسلمان دستور میرسد که مرز رفتاری خود را از
آنان جدا کنند. این دستور آثاری برجای گذاشت؛ که
دو نکته قابل استفاده است.
الف: تأثیر نزول آیه در شرایط زنان
با نزول آیه و اهتمامی که صحابه و صحابیات به سخنان وحی داشتند، فضای جامعه مدینه تغییر یافت و چون چنین
آمادگی برای قبول حکم فراهم شده بود؛ تأثیر عملی خود را برجای گذاشت؛ زیرا پس از چندین سال از بعثت و
هجرت پیامبر گذشته بود و مسلمانان آمادگی به انجام این دسته از احکام جزئی پیدا کرده بودند، لذا با استقبال آنان
مواجه شد. این از ویژگیهای احکام قرآن است، که تشریع را در زمان مناسب با مخاطب انجام دهد و در زمان مناسبِ
با اجرا، تشریع خواستار شود. 3 لذا در باره تحول پس از نزول آیه، هم روایاتی نقل شده که چنین حکمی چگونه با
استقبال زنان مدینه مواجه شد. وقار و سکینهای در میان زنان انصار و مهاجر شهر مدینه حکمفرما شد و نشان داد
لماّ نَزلت هذه الآية: « : چگونه اگر تشریعی، فرهنگسازی شود، زمینه اجرا هم پیدا میکند. در روایت اُمسلمه آمده است
؛» خَرَجَ نساءُ الِنصار كأن على رءوسهنّ الغربان من السكينة، و عَليهن أكسيةُ سُودٍ يلبسنها :» يُدْن ينَ عَلَيْ هنَّ منْ جَلَاب يب هنَّ « 4 چون این آیه
نازل شد، زنان انصار وقتی بیرون میروند روی سرهای خود با روسری میبستند و رویش لباسهای سیاه میپوشیدند.
ب: مستقل بودن حکم آیه با وجود سیاق مشترک با آیات قبلی
از آنجا که در آیه قبل سخن از آزار پیامبر و مؤمنان است، مفسران و فقها این آیه را به عنوان فراز مستقل گرفتهاند، اما
برخی از مفسران مسئله حکم آیه را به موضوع اذیت پیامبر توسط منافقان مرتبط کردهاند. این مفسران به پیوند و ارتباط
موضوع و جهتگیری حکم توجه کرده و بعضاً به آن تأکید ورزیدهاند. به عنوان نمونه محمد عزت دروزه در این باره،
با نگاه نخست این گونه فهمیده میشود که این آیه موضوع مستقلی « : به رابطه این آیه با آیه قبل اشاره کرده است
است، جز این که ممکن است نوعی از ارتباط بین این آیه و آیه پیش باشد که به بزرگی گناه کسانی که مؤمنین و
مؤمنات را آزار میدهند، اشاره دارد و مشتمل بر هشدار سخت به منافقین و بیماردلان و مرجفین مدینة است و این
1 . ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج 6 / 471 .
2 . . عشماوی، محمدسعید، حقیقة الحجاب و حجیةالحدیث، ص 17 ، مصر، قاهره، مکتبه مدبولی الصغیر، 1414 ق، ص 17
3 . اینجانب این بحث را به صورت مبسوط در کتاب فقه پژوهی قرآنی در فصل اول و دوم بحث کرده و نشان دادهام که چگونه قرآن واقعگرا و تشریع
ناظر به شرایط فرهنگی و اجتماعی است.
4 . صنعانى، عبدالرزاق بن همام، تفسیر القرآن العزیز، تفسیر عبدالرزاق، ج 2 ، ص 101 ، دار المعرفة – بیروت، چاپ: 1 ، 1411 ه.ق.
9
پیوند را در شرح آیات پیشین داده، مؤید چیزی است که گفتیم که این گروه به صورتهای مختلف در مقام اذیت و
آزار خدا، پیامبر و مؤمنین بودند، اما مسئله به زنان و دختران و زنان مؤمنین هم تسری پیدا کرد و نصَّ آیة دلالت دارد،
.» که وقتی از خانه خارج میشدند چشمهای دیگران به آنان بود 1.در نتیجه اگر موضوع آیه ناظر به اذیت و آزار باشد،
تابع این ملاک میشود و اگر جنبه کلی داشته باشد، که ظاهراً این چنین است، نمیتوان محدود به عمل مخالفان
مسلمانان کرد و این دستور نوعی پیشگیری کلی )و فراز مستقل( دارد.
3. نسبت این آیه با آیه 31 نور
یکی از مباحث اختلافی، ترتیب نزول این آیه با آیه نور است. این بحث از دو جهت قابل بررسی است، یکی سیر
تاریخی نزول آن که آیا حکم آیه سوره نور مقدم است و یا سوره احزاب و دیگری چه تفاوت محتوائی میان این دو
سوره وجود دارد و آیا اگر دلیل اطمینانبخشی در باره این ترتیب نبود، محتوا میتواند در این تعیین ترتیب به ما کمک
کند؟
نخست: اختلاف در ترتیب تاریخی
درباره ترتیب نزول آیات یادشده، اختلاف نظر وجود دارد. برخی بر این باورند که آیه 31 نور پس از آیه 59 احزاب
نازل شده 2و برخی معتقدند آیه نور پیش از آیه احزاب نازل شده است. 3 ق لْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا .. وَ لْيَضِْْبْنَ « : در سوره نور آمده
.» بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَ …وَ لا يَضِْْبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ
1 . گفته شده، مهمترین و اولاً دلیل تقدم آیه احزاب، بر آیه نور، روایات ترتیب نزول است. در فهارسی که برای ترتیب
سورهها در کتابهای تاریخ قرآن و تفاسیر خاص آمده، همگی سوره احزاب را مقدم بر سوره نور دانستهاند. یعنی
سوره احزاب در میان 114 سوره، )در جدولهای تعریف شده(، به ترتیب نزول ، در ردیف 90 قرار دارد و سوره نور
به شماره 102 و یا 103 است. 4 و ثانیاً استناد به قضیه افک است. چون قضیه افک در سوره نور آمده و این قضیه مربوط
به غزوه بنیمصطلق است، که گفته شده، پس از ازدواج رسول خدا با زینب بنت جحش اتفاق افتاده است، در نتیجه
چنین نتیجه میگیرند که سوره نور پس از سوره احزاب نازل شده است.
2 . اما در برابر مورخینی معتقدند که سوره نور پیش از سوره احزاب نازل شده و به هردو دلیل پاسخ دادهاند:
اولاً: روایات ترتیب نزول دارای اختلافهای فراوان است؛ زیرا میان گزارشهای مربوط به ترتیب نزول سورهها
بهگونهای اختلاف است که نمیتوان به عنوان یک دلیل متقن بدان استناد کرد. قدیمیترین گزارشهای ترتیب نزول
1 . دروزه، التفسیر الحدیث: ترتیب السور حسب النزول، ج 7، ص 418 .
2 . صادقى تهرانى، محمد، الفرقان فى تفسیر القرآن بالقرآن و السنه، ج 24 ، ص 208 ، فرهنگ اسلامى – ایران – قم، چاپ: 2 ، 1406 ه.ق.
3 مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج 17 ، ص 427 – 429 ، دار الکتب الإسلامیة – ایران – تهران، چاپ: 10 ، 1371 ه.ش.
4 . رامیار، محمود، تاریخ قرآن، ص 612 ، نکونام، درآمدی برتاریخگذاری قرآن، ص 308 .)
10
سورهها در تفسیر مفاتیح الاسرار و مصابیح الابرار است که شهرستانی در مقدمه تفسیر خود چند روایت متفاوت را
ذکر کرده و اختلاف این ترتیبها فراوان است 1 :
ثانیاً: کسانی همچون واقدی 2 ( 207 ق( ابن سعد 3 ( 230 ق(، بلاذری 4 ( 279 ق(، طبری) 310 ق(، 5 مسعودی ) 346 ق( 6 قضیه
را مربوط به غزوه بنیمصطلق دانسته که در شعبان سال پنجم و قبل از غزوه احزاب رخ داده است و تنها ابن » افک «
هشام 7 این قضیه را مربوط به سال ششم و بعد از غزوه احزاب دانسته است؛ ولی با توجه به اینکه مرگ سعد بن معاذ
پیش از سال ششم و در قضیه غزوه ادعائی بنیقریظه رخ داده 8 ، گزارش ابن هشام نمیتواند دقیق و صحیح باشد. لذا
استدلال به قضیه افک و غزوه بنیمصطلق برای اثبات تقدم نزول سوره احزاب بر سوره نور صحیح نبوده و شواهد
تاریخی بر خلاف آن میباشد. در نتیجه این تعارض وجود دارد.
ثالثاً: بر اساس شاخص ترتیبی که بر مبنای بزرگی آیات تنظیم شده، سوره نور شماره 95 ، و سوره احزاب شماره 97
آمده و استناد به روایت ترتیب )که سوره احزاب پیش از نور واقع شده( نیز نمیتواند صحت این ادعا را اثبات کند؛
به همین دلیل استناد به روایات نزول با مشکل تعارض مواجه است و نمیتوان به هیچکدام از این دو دلیل اعتنای
جدی داشت. لذا باید به محتوای دو آیه تکیه کرد.
دوم: تفاوت محتوائی این دو سوره
تردیدی نیست که تفاوت محتوایی در میان این دو سوره وجود دارد، اما آیا این تفاوت در بیان تشریعی به روشن
شدن ترتیب سوره و نزول و مفاد تفسیری آن کمک میکند؟
ادله موافقان برتری سوره احزاب
یکم: هر دو آیه سخن از رعایت پوشش دارند، اما در سوره نور مسئله انداختن خمار که کوتاهتر از جلابیب و شبیه
.» وَلْيَضِْْبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَ « : روسری است مطرح شده است
دوم: در سوره نور مسئله حجاب با ممنوعیت چشمچرانی آمده است، یعنی تحقق اهداف حجاب به دوچیز وابسته
شده، یکی نگاه گناه آلود نداشتن و یکی گذاشتن خمار )پوشش سر(، سپس مسئله نوع رفتار زنان را در شکل راه رفتن
1 . شهرستانی، مفاتیح الاسرار و مصابیح الابرار، تحقیق: آذرشب، محمدعلی،دانشگاه تهران، 1386 ش، ج 1 ، ص 23 – 19 . نکونام، جعفر، درآمدی برتاریخ
گذاری قرآن، ص 308 – 3010 .
2 . واقدی، المغازی، تحقیق: مارسدن جونس، بیروت، دارالاعلمی، 1409 ق، ج 1 ، ص 4
3 . ابن سعد، طبقات الامم، ج 2 ، ص 65 . در باره غزوه بنی قریظه و کم و کیف آن به مقاله اینجانب در مجله پژوهشهای قرآنی شماره مراجعه شود.
4 . بلاذری، جمل من أنساب الأشراف،تحقیق: سهیل زکار وریاض الزرکلی، بیروت، دارالفکر، 1407 ق، ج 1 ، ص 342 .
5 . طبری، محمدبن جریر، تاریخ الامم و الملوک، تاریخ الطبری، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، روائع التراث العربی، 1387 ق، ج 2 ، ص 594
6 . مسعودی، علی بن الحسین، التنبیه والإشراف، تصحیح: عبد الله إسماعیل الصاوی، قاهره، دارالصاوی، بی تا، ص 215 .
7 . ابن هشام ، السیرة النبویه، تحقیق: مصطفی السقا وإبراهیم الأبیاری ،قاهره، البابی، 1955 م،ج 2 ، ص 2 ، ص 289
8 . ابن اثیر جزری، أسد الغابة فی معرفة الصحابة، تحقیق: علی محمد معوض، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1415 ،ج 2 ، ص 441
11
که تحریککننده جنسیت نباشد را و در نهایت پوشاندن زینتهای زن و آشکار نکردن آن مطرح شده است. اما در
سوره احزاب خود حجاب موضوع مستقلی است. وانگهی افزون بر خمار و آن روسری گذاشتن، جلابیب و پوشش
.» يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلََبِيبِهِنَّ « : بلندتری بر روی لباس مطرح شده است
که نه استثنابردار است و نه حکمی زمانی. » أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَ يُؤْذَيْنَ « : سوم: در سوره احزاب حکم حجاب با تعلیلی آمده
خداوند در این آیه چنانکه توضیح آن خواهد آمد به فلسفه تشریع حکم اشاره میکند. برای فهم آیه تفاوت بیان
این دو آیه در جهت اطلاق و تقیید و تعلیل حجاب است. زیرا در سوره نور حداکثر حکم پوشش مواضع زینت بیان
شده، اما در سوره احزاب، به شرایط و علل حکم حجاب هم اشاره دارد.
بنابراین، اگر در ترتیب نزول یکی از معیارها بیان حکم از صورت اخف به اشد، باشد، در سوره نور پوشش اولیه آمده
و در سوره احزاب، پوشش جامعتر و همچنین بیان ملاک یا فلسفه و علت حجاب را هم بیان میکند و در مقام اقناع
مخاطب است که این حکم برای حفظ کرامت زن و امنیت او در نظر گرفته شده است.
ادله مخالفان برتری سوره احزاب
در برابر این نظریه، کسانی از مفسران معاصر محوریت سوره نور را ترجیح داده و اصرار دارند که بگویند سوره نور
به این دلیل مقدم است که در آن صورت جامعتری نسبت به سوره احزاب دارد: مثلاً صادقی در تفسیر آیه که قائل به
تقدم زمانی سوره احزاب بر نور است، دلیل تقدم را این گونه تحلیل کرده است:
كحكمة « أن يعرفن فلا يؤذين » ادنى « وقد يبدو من ملامح آية الجلابيب وكما تؤيده الروايات انها اولى آيات الحجاب، حيث تكتفي ب «
قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا… وَ لْيَضِْْبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَ … وَ لا يَضِْْبْنَ بِأَرْجُ لِهِنَّ « اولى هي أقوى الحكم لفرض الحجاب، ومن ثم آية النور
او لا يعرفن، او ذين ام لا يؤذين، حيث » ان يعرفن « تفرض حجابا فوق الحجاب، وبصورة مطلقة تحلّق على »… لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ
.» أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَ يُؤْذَيْنَ « الحجاب الإسلامي على النساء تتبناه حكم عدة أولاها و أولاها 1
نکته مورد توجه این مفسر فراتر از هدف شناسایی و اذیت نشدن حکم حجاب در سوره نور است. حتی در جائی که
شبهه اذیت هم نباشد، باز حجاب لازم است، در این صورت حکم سوره نور عمومیت بیشتری دارد.
شیوه بیان قرآن برای اقناع مخاطب است و نه حکم تلطیفی و ترتبی و » أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَ يُؤْذَيْنَ « اما ممکن است گفته شود
قطعی. در این صورت، فلسفه حکم بیان شده و نه مقید به صورت اذیت شدن باشد.
وانگهی در سوره نور تنها قرار گرفتن خُمر بر جیوب آمده، اما در سوره احزاب پوشاندن جلباب بر روی لباس که
امری اضافه است. بنابراین اگر بخواهیم روی ترتیب تاریخی دو سوره تکیه شود، نزول سوره نور مقدم و سوره احزاب
مؤخر است و اگر تکیه نکنیم، سوره احزاب ابعاد مهمی از حکم حجاب را پوشش میدهد و مقدم بر سوره نور است
1 صادقى تهرانى، محمد، الفرقان فى تفسیر القرآن بالقرآن و السنه، ج 24 ، ص 208 ، فرهنگ اسلامى، قم، چاپ: 2 ، 1406 ه.ق.
12
بیان ملاک مهم تشریع حجاب( گفته شده است. به تعبیر دیگر آیه سوره احزاب ( » أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَ يُؤْذَيْنَ « : و با بیان اقناعی
در مقام بیان حکمت » ذلک « بیان حکمت و مقید شدن به هدف شناسائی و اذیت است. )البته بر این فرض که مفهوم
باشد(، اما اگر در مقام تعلیل حکم باشد، حجاب بر مبنای تحفظ و کرامت زن )یُعْرَفْنَ( و ایجاد امنیت روانی و پیشگیری
از آزار جنسی )فَلَ يُؤْذَيْنَ ( است، در آن صورت آن حکم سوره نور هم در دایره این علت است.
4 . واژگان محل بحث
از مسائل مهم این آیه، فهم واژگان کلیدی آیه، مانند جلابیب، ادناء، یعرفن، یؤذین و خصوصیات بیانی آن است.
الف( جلابیب
معنای جلابیب از محوریترین کلمات کلیدی این آیه است. در همه تفاسیر، کلمه جلباب، به رِداء، یا مَقنعه، یا چیزی
فراتر از مقنعه و کمتر از ردا، یا بالاتر از رداء مثل عبا و چادر، تفسیر شده است. به عنوان نمونه جصاص میگوید: از
،» الجلباب الرداء « عبدالله بن عباس نقل شده که 1 اما طبرسی اولاً: میان پوشش روی لباس و یا مقنعه با دو تعریف
متفاوت حداقلی و حداکثری )از ابن عباس تا جبائی و ابومسلم( نقل میکند. ثانیاً گفته این جلباب این چاکهای لباس
زیر را میپوشاند و مراد از آیه را اینگونه تبیین میکند:
باز حسن بصری نقل میکند: جلباب مقنعة المرأة یعنی » فليَستُرن موضع الجَيب بالجلباب و هو الملاءة التي تشتمل بها المرأة «
این در حالی است که کنیران با سر برهنه و بدن » ي غطين جباههن و رءوسهن إذا خَ رَجن لحاجة « : چیزی که سر او را بپوشاند
بیرون میآمدند، چنانکه از ابنعباس و مجاهد نقل شده است. 2
قيل: معناه تغطى به رأسها فوق « : این معنا را ابنالعربی هم نوشته که جلباب چیزی است که بالای خمار سر را بپوشاند
یعنی خمار چیزی است و جلباب چیز دیگر که در سوره نور مطرح شده است. برخی هم گفتهاند چنان بپوشاند .» خمارها
که تنها با چشم چپش ببیند. بعد نوشته دلیل این تنوع، فلسفهای است، چون تمییز از بردگان و ایجاد فاصله در هنگام
سخن گفتن و امنیت از آزار فراهم شود:
والذي أوقعهم في تنويعه أنهم رأوا الستر والحجاب … وهي:.. أنه أراد تمييزهنّ على الإماء اللاتي يمشين حاسرات، أو بقناع مفرد، يع ترضهنّ «
.» الرجال فيتكشّفن، ويكلمنهن، فإذا تجلببت وتسترت كان ذلك حجابا بينها وبين المع ترض بالكلام، والاعتماد بالإذاية 3چنانکه فخر رازی
مِنْ جَلَابِیبِهِنَ گفت؟ چون یا به این دلیل که » مِن « پس از بیان معنای جلباب، این پرسش را مطرح میکند، چرا با کلمه
1 . جصاص، احمد بن على، احکام القرآن )جصاص(، ج 5 ، ص 244 – 245 ، دار إحیاء التراث العربی – لبنان – بیروت، چاپ: 1 ، 1405 ه.ق.
2 . طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 8 ، ص 580 ، ناصر خسرو، تهران، چاپ: 3 ، 1372 ه.ش. گنابادی سلطان علىشاه، محمد بن
حیدر، بیان السعادة فی مقامات العبادة، ج 3 ، ص 256 ،
3 ابنعربى، محمد بن عبدالله، احکام القرآن )ابن عربى(، ج 3 ، ص 1586 ، دار الجیل، بیروت، چاپ: 1 ، 1408 ه.ق.
13
منظور همه جلباب نبوده و یا اینکه بخشی از جلباب را به بعض دیگر قرار دهد 1 که معنای دومی با کلمه یدنین درست
تر به نظر میرسد.
قرطبی هم این تنوع در معنای جلباب را تأیید میکند و مینویسد:
الجلابیب جمع جلباب، وهو ثوب أکبر من الخمار. وروى عن ابن عباس وابن مسعود أنه الرداء. وقد قیل: إنه القناع.
.» والصحیح أنه الثوب الذی یستر جمیع البدن « : در نهایت تأیید میکند لباسی است که تمام بدن را بپوشاند 2
زمخشری هم جلباب را برای پوشش صورت میداند، تا مرز میان او و کنیزان مشخص شود. 3 ابن عاشور هم می
نویسد: جلابیب: جمع جلباب، لباسی کوتاهتر از ردا و بزرگتر از خمار و مقنعه است که زنان روی سر خود میاندازند
که از دو طرف پوشش دارد و روی شانه و پشت آویخته شده و البته شکل آن به حسب احوال زنان و تفاوت فرهنگ
ها مختلف است. 4
چیست میان مفسران و ارباب لغت )چند معنى براى آن ذکر کردهاند(، » جلباب « در تفسیر نمونه آمده: در اینکه منظور از
اختلاف است:
1. ملحفه )چادر( و پارچه بزرگى که از روسرى بلندتر است و سر و گردن و سینهها را مىپوشاند؛
2 . مقنعه و خمار )روسرى(؛
3 . پیراهن گشاد. 5
گرچه این معانى با هم متفاوتند، ولى قدر مشترک همه آنها این است که بدن را به وسیله آن بپوشاند. اما بیشتر به نظر
روى آن » لسان العرب « مىرسد منظور پوششى است که از روسرى بزرگتر و از چادر کوچکتر است، چنان که نویسنده
تکیه کرده است. 6
بنابراین، معنای جلباب در نظر این دسته از تفاسیر مفهوم ثابتی ندارد، اما کلیت آن رعایت پوشش روی لباسی است
که موارد زینت زن را از سر و سینه و بازو بپوشاند، مثل مقنعه بلند، مانتو، چادر، یا ردائی که شکل پیچیدن دور بدن
دارد و این اختلاف در معنای لغوی آن نیست، کاربرد مصداقی آن در گذر زمان و مناسبات فرهنگی است. چنانکه خود
چادر هم صورتهای مختلفی در میان جوامع داشته است. البته در خصوصیات شکل این جلباب و پوشیدن هم
مشخص نشده است. از این رو تفاوتی این نظریه دارد این است که پوشش مطرح در این آیه پوشاندن سر و سینه و
بدن است.
1 . فخر رازى، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر )مفاتیح الغیب(، ج 25 ، ص 184 ، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ: 3 ، 1420 ه.ق.
2 . الجامع لأحکام القرآن، ج 14 ، ص: 244
3 زمخشرى، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الأقاویل، ج 3 ، 560 ، دار الکتاب العربی، بیروت، چ: 3 ، 1407 ه.ق.
4 . التحریر و التنویر، ج 21 ، ص 329 ، من وحى القرآن، ج 16 ، ص 303
5 لسان العرب، مجمع البحرین، مفردات راغب، قطر المحیط و تاج العروس.
6 . مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج 17 ، ص 427 – 429 ، دار الکتب الإسلامیة – ایران – تهران، چاپ: 10 ، 1371 ش.
14
ب: یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ
منظور از این جمله چیست؟ جلابیب خود را بر خود فروتر گیرند، آیا بیان پوشش همان جلباب روی همدیگر است،
یا امری مستقل از بیان قبلی است؟ از سعید بن جبیر نقل شده، چنین کاری که جلالیب را روی هم قرار دهند، پوشش
بهتری را فراهم میسازد. 1 قرطبی نوشته است که مردم در باره کیفیت انداختن جلباب اختلاف دارند: کسانی مانند ابن
عباس و عبیدة السلمانی گفتهاند: جوری بیاندازند که به جز یک چشم او دیده نشود. باز همو گفته از بالای پیشانی و
از پایین تا بینی هم پوشیده شود. حسن بصری گفته: چنان جلباب را بیاندازد که نصف صورت او پوشیده شود. 2 در
نزدیکتر کردن دو طرف جلباب: إدناء الجلباب، » یقرَّبن إلیهنَّ « نفحات الرحمن نهاوندی آمده: یُدْنِینَ عَلَیْهِنَ به معنای
اگر خود را خوب پوشاندند به آزادگی و عفت نزدیکتر و از تعرض ،» أقرب إلى أَنْ یُعْرَفْنَ بالحریة والعفَّة « : یعنی
مصونتر خواهند بود. در نتیجه از آزار محتمل مصون خواهند شد. 3 » یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَ « : طباطبائی هم نوشته
معنایش این است که چنان بپوشاند که سینه آنان آشکار نشود. 4
بنابراین، تأکید بسیاری از مفسران این است که پوشاندن و روی هم انداختن جلباب برای آشکار نشدن زینت زن است
و منظور نقاب و پوشاندن صورت نیست. 5به همین دلیل کلمه یدنین از نظر بیشتر مفسران قرار گرفتن جلباب روی
همدیگر و نه باز بودن و رها نشدن آن در روی لباس است.
اما حق آن است که جزئیات و خصوصیات از این کلمه استفاده نمیشود. در این باره قرار گرفتن جلباب روی یکدیگر
تابع تشخیص عرف و ملاک حکم، یعنی حفظ کرامت و شخصیت زن برای دوری از اذیت است.
ج: ذلِکَ أَدْنی
چیست؟ اگر جلابیب خود را بر خود فروتر گیرند، این کار بهتر است، این بهتر بودن » ذلِکَ أَدْنی « منظور از این جمله
برای چیست؟ آیا بیان تردید در رعایت حجاب است و یا توجه دادن به رعایت بهتر پوشش با این زبان؟ طبری گفته
منظور این است که این کار بهتر و به حق نزدیکتر است 6 ، چنانکه همین معنا را ثعلبی گفته است. 7 این معنا را
زمخشری از ابن سیرین نقل میکند. 8
1 . سیوطی، درالمنثور، ج 6 ، ص 662 .
2 قرطبى، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، ج 14 ، ص 243 ناصر خسرو – ایران – تهران، چاپ: 1 ، 1364 ه.ش.
3 نهاوندى، محمد، نفحات الرحمن فى تفسیر القرآن، ج 5 ، ص 196 ، موسسة البعثة، مرکز الطباعة و النشر – ایران – قم، چاپ: 1 ، 1386 ه.ش.
4 طباطبایى، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 16 ، 339 ، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات – لبنان – بیروت، چاپ: 2 ، 1390 ه.ق.
5دروزه، محمد عزه، التفسیر الحدیث : ترتیب السور حسب النزول، ج 7 ، ص 418 – 420 ، دار الغرب الإسلامی – لبنان – بیروت، چاپ: 2 ، 1421 ه.ق.
6 طبرى، محمد بن جریر، جامع البیان فى تفسیر القرآن )تفسیر الطبرى(، ج 22 ، ص 33 – 34 ، دار المعرفة – لبنان – بیروت، چاپ: 1 ، 1412 ه.ق.
7 ثعلبى، احمد بن محمد، الکشف و البیان المعروف تفسیر الثعلبی، ج 8 ، ص 64 ، دار إحیاء التراث العربی – لبنان – بیروت، چاپ: 1 ، 1422 ه.ق.
8 زمخشرى، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج 3 ، 560 ، دار الکتاب العربی، بیروت، چ: 3 ، 1407 ه.ق.
15
یعنى بهتر و سزاوارتر به این که آنان شناخته شوند تا دیگر متعرض آنان نشوند » أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ « : زمخشری میگوید
و چیزی که آنان دوست ندارند به آنان )مثل سخن آزاردهنده( نگویند. 1
این پوشیدن سر و روى و بدن أَدْنى نزدیکترست: أَنْ یُعْرَفْنَ بهآنکه » ذلِکَ « : در تفسیر حسینى )مواهب عِلیَّه( نوشته
پس ایذا کرده نشوند، یعنى آن زانیان تعرض » فَلا یُؤْذَیْنَ « : ایشان را بشناسند به صلاح و عفت، یا متمیز شوند به آزادى
نکنند ایشان را. 2
در تفسیرصافی هم همین معنا را بیان کرده است. 3
این در حالی است که برخی از این جمله تردید فهمیده و در الزام این حکم مناقشه کردهاند:
.» فلا تکون الآیة من آیات الحجاب الملزم، بلحاظ أن الأمر یدلَّ على الوجوب « 4
اما این شیوه از بیان قرآن در احکام موارد مشابهی به منظور تشویق به عمل آمده است. چنانکه در بحث کتابت دین
بقره: ( » ذلِکُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَ أَقْوَمُ لِلشَّهادَةِ وَ أَدْنى أَلَّا تَرْتابُوا « : و شهادت زن همین کلمه تکرار شده است 282 (. و
براى اینکه دچار شک نشوید ]به احتیاط[ نزدیکتر است. مفهوم این سخن رعایت احتیاط بیشتر در امور تردیدبرانگیز
است.
احزاب: ( » ذلِکَ أَدْنى أَنْ تَقَرَّ أَعْیُنُهُنَّ وَلا یَحْزَنَّ وَیَرْضَیْنَ بِما آتَیْتَهُنَّ کُلُّهُنَ « : نمونه دیگر در آیه 51 ( است که این
ذلک التفویض إلى « : تردید نوعی دستور به پیامبر و کسب رضایت زنان برای تنظیم و ترتیب رفتن به خانه آنان است
،» مشیئتک أقرب إلى قرة عیونهن و قلة حزنهن و رضاهن جمیعا 5 اگر همسرى را که قبلا کنار زده بودى، دوباره
بخواهى نزدیک سازى، مىتوانى، و هیچ حرجى بر تو نیست، و بلکه این بهتر و نزدیکتر است به اینکه چشمشان
روشن شود، یعنى خوشحال شوند، و راضى گردند به آنچه تو در اختیارشان قرار دادهاى. 6
بنابراین، ادبیات قرآن اینچنین است که با تنوع زبانی و بیان تردید برای تثبیت مسئلهای همراه است، چنانکه با کلمه
لعلکم ) 68 بار( در آیات بسیار این معنای تردیدی بیان شده است.
د: یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ
در این باره معانی مختلفی از سوی مفسران بیان شده است.
1 زمخشرى، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج 3 ، 560 ، دار الکتاب العربی، بیروت، چ: 3 ، 1407 ه.ق.
2 کاشفى، حسین بن على، تفسیر حسینى )مواهب علَّیه(، 1جلد، ص 946 ، کتابفروشى نور – ایران – سراوان، چاپ: 1 .
3 فیض کاشانى، محمد بن شاه مرتضى، تفسیر الصافی، ج 4 ، ص 203 – 204 ، مکتبة الصدر – ایران – تهران، چاپ: 2 ، 1415 ه.ق.
4 . فضل الله، محمد حسین، من وحى القرآن، ج 18 ، ص 350 – 349 ، دار الملاک، بیروت، چاپ: 1 ، 1419 ه.ق. طبع جدید، ج 15 ، ص 226 .ط 2018 م
5 شیخزاده، محمد بن مصطفى، حاشیه محیى الدین شیخ زاده على تفسیر القاضى البیضاوى، ج 6 ، ص 654 ، دارالکتب العلمیة، بیروت، چ: 1 ، 1419 ه.ق.
6 طباطبایى، محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، ج 16 ، ص 504 جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامى، قم، چاپ: 5 ، 1374 ه.ش.
16
یکم: شایعترین معنای این کلمه که بسیار قدیمی و از سوی مفسرانِ نخست، مانند ابن عباس و مجاهد و دیگران نقل
شده، مفهوم تعلیل است: به این دلیل حکم حجاب بیان شده تا مرز میان زنان آزاده و کنیز مشخص و بهانه مخالفان
گرفته شود و کسانی دیگر متعرض زنان مسلمان نشوند. 1 لذا از ابن عباس و مجاهد نقل شده که زن وقتی میخواهد
از خانه بیرون برود، با این شیوه از لباس خود را متمایز میسازد. بعد خود جصاص اظهار میدارد که زن جوان لازم
است که صورت خود را از نامحرمان بپوشاند:
فی هذه الآیة دلالة على أنَّ المرأة الشابة مأمورة بستر وجها عن الأجنبیین و إظهار الستر و العفاف عند الخروج لئلا «
.» یطمع أهل الریب فیهن
بعد مینویسد: این آیه دلالت دارد که دیگر کنیزان لازم نیست صورت و موی خود را بپوشاند، چون فرموده:
که ظاهر آن دلالت دارد منظور زنان آزاده است، تا فرقی میان زنان آزاده از کنیزان باشد. » وَنِساءِالْمُؤْمِنِینَ « 2 اما سخن
این است که آیا آنان وقتی متعلق به کسی میشوند، نساء مؤمنین نخواهند بود و آیا صورت مخالف دارد که شامل
کنیزان نشوند؟
یعنى بهتر و سزاوارتر به اینکه » أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ « : زمخشری از این جمله نتیجه و فلسفه حکم را فهمیده؛ زیرا میگوید
آنان شناخته شوند تا دیگر متعرض آنان نشوند و چیزی که آنان دوست ندارند به آنان )مثل سخن آزاردهنده( نگویند. 3
فخر رازی مشابه همین معنا را گفته و اضافه کرده، که تا بدانند که اهل کارهای زشت نیستند، چون کسی که صورت
خود را میپوشاند با این که نیازی به پوشش صورت نیست، نشان میدهد که از چنین فردی توقع آن نیست که بشود
.» فیُعرَفنَ أنَّهن مستُورات لا یُمکن طلَبُ الزنا مِنهن « : از او سوءاستفاده کرد 4
همین معنا را هم ابن زمنین در تفسیر گفته است. 5 و الظاهر أنَّ ذلک یسلب « : اما ابن عربی فقیه و مفسر گفته است
پس دلالت دارد که منظور جدا کردن آنان از کنیزان است. ،» المعرفة عند کثرة الاستتار 6
کسانی مانند ابن کثیر و برخی دیگر هم نوشتهاند: مراد از این جمله آن است که با انجام این پوشش شناخته میشوند
که آنان آزاده هستند، نه کنیز و نه بدکاره 7 چنانکه ابوالسعود هم نوشته )ذلِکَ( این پوشش )أَدْنى( أقرب )أَنْ یُعْرَفْنَ(
1 دینورى، عبدالله بن محمد، تفسیر ابن وهب المسمى الواضح فى تفسیر القرآن الکریم، ج 2 ، ص 182 ، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ: 1 ، 1424 ه.ق.
2 جصاص، احمد بن على، احکام القرآن )جصاص(، ج 5 ، ص 244 – 245 ، دار إحیاء التراث العربی – لبنان – بیروت، چاپ: 1 ، 1405 ه.ق.
3 زمخشرى، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج 3 ، 560 ، دار الکتاب العربی، بیروت، چ: 3 ، 1407 ه.ق.
4 فخر رازى، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر )مفاتیح الغیب(، ج 25 ، ص 184 ، دار إحیاء التراث العربی – لبنان – بیروت، چاپ: 3 ، 1420 ه.ق.
5 ابنابىزمنین، محمد بن عبدالله، تفسیر ابن ابى زمنین، ج 2 ، ص 171 ، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ: 1 ، 1424 ه.ق.
6 ابنعربى، محمد بن عبدالله، احکام القرآن )ابن عربى(، ج 3 ، ص 1586 ، دار الجیل، بیروت، چاپ: 1 ، 1408 ه.ق.
7 ابنکثیر، اسماعیل بن عمر، تفسیر القرآن العظیم ج 6 ، ص 425 ، دار الکتب العلمیة، منشورات محمد علی بیضون، بیروت، چاپ: 1 ، 1419 ه.ق. گنابادی
سلطان علىشاه، محمد بن حیدر، بیان السعادة فی مقامات العبادة، ج 3 ، ص 256 ،
17
برای تمییز از کنیزان و افراد ناباب است. 1 مشابه همین معنا را خطیب شربینی گفته است. 2 اما نخجوانی گفته که اگر
خوب بپوشند بهتر مرز آنان از زنان بیقید آشکار میشود. در معرض بهتان هم قرار نمیگیرند. 3
این که تمام بدن را اگر » ذلِکَ أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ « : مشابه این معنا اما با دایره گستردهتر را طباطبائی گفته است
بپوشانند بهتر به این جهت شناخته میشوند که اهل ستر و صلاح هستند و دیگر از سوی اهل فسق متعرض آنان نمی
شوند. 4 مکارم و همکاران او هم نوشته: در اینکه منظور از شناخته شدن چیست؟ دو نظر در میان مفسران وجود دارد
که منافاتى با هم ندارند. نخست اینکه در آن زمان معمول بوده که کنیزان بدون پوشیدن سر و گردن از منزل بیرون
مىآمدند، و از آنجا که از نظر اخلاقى وضع خوبى نداشتند، گاهى بعضى از جوانان هرزه مزاحم آنها مىشدند، در اینجا
به زنان آزاده مسلمان دستور داده شد که حجاب اسلامى را کاملا رعایت کنند تا از کنیزان شناخته شوند و بهانهاى
براى مزاحمت به دست هرزگان ندهند. بدیهى است مفهوم این سخن آن نیست که اوباش حق داشتند مزاحم کنیزان
شوند، بلکه منظور این است که بهانه را از دست این افراد بگیرند. دیگر اینکه زنان مسلمان در پوشیدن حجاب
سهلانگار و بىاعتنا نباشند، مثل بعضى از زنان بىبند و بار که در عین داشتن حجاب آن چنان بىپروا هستند که غالباً
قسمتهایى از بدنهاى آنان نمایان میشود و همین معناى توجه افراد هرزه را به آنها جلب مىکند. 5
مشابه همین گفتار از مفسر دیگری از معاصران در معنای تعلیل بیان شده است: زن اگر مثلاً چادر شب خویش را به
خود به پیچد و جمع کند، راه ورود هر بیننده را مىبندد که او زن پاکى است و براى کار ضرورى از خانه بیرون شده
است از اینرو، اشخاص هوسران متعرض او نمىشوند؛ ولى اگر چادر شب خود را باز نگاه دارد و در وقت رفتن
اطراف آن را پس و پیش کند، بدکاران احتمال مىدهند که این زن براى خودنمایى از خانه خارج شده و قهرا او را
أَدْنى « : یعنى اطراف آن را به طرف بدن خود جمع کنند » یُدْنِینَ عَلَیْهِنَ « . اذیت مىکنند، آیه شریفه در این رابطه است
.» اقرب الى أن یُعرفن انَّهن عفیفات « : یعنى » أَنْ یُعْرَفْنَ 6
را به بدن خویش نزدیک سازند تا درست آنها » جلباب « نزدیک کنند( این است که زنان ( » یدنین « بنابراین، منظور از
را محفوظ دارد، تا زمینه سوء استفاده برداشته شود. مرز میان آنان با دیگرانی که این کرامت را نمیخواهند داشته باشند،
گذاشته میشود. نه اینکه آن را آزاد بگذارند، بهطورى که گاه و بیگاه لباس کنار رود و بدن آشکار گردد. اما اینکه
بعضى خواستهاند از این جمله استفاده کنند که صورت را نیز باید پوشانید، هیچ دلالتى بر این معنى ندارد..
1 ابوالسعود، محمد بن محمد، تفسیر ابى السعود )ارشاد العقل السلیم الى مزایا القرآن الکریم(،ج 7 ، ص 115 ، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چ: 1 ،
1983 م.
2 خطیب شربینى، محمد بن احمد، تفسیر الخطیب الشربینى المسمى السراج المنیر، ج 3 ، ص 339 ، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ: 1 ، 1425 ه.ق.
3 شیخ علوان، نعمهالله بن محمود، الفواتح الإلهیة و المفاتح الغیبیة: ، ج 2 ، ص 163 ، دار رکابی للنشر، قاهره، چاپ: 1 ، 1999 م.
4 طباطبایى، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 16 ، 339 ، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات – لبنان – بیروت، چاپ: 2 ، 1390 ه.ق.
5 . مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج 17 ، ص 427 – 429 ، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ: 10 ، 1371 ه.ش.
6 قرشى بنابى، علىاکبر، تفسیر احسن الحدیث، 12 جلد، ج 8 ، ص 393 ، بنیاد بعثت، مرکز چاپ و نشر، تهران، چاپ: 2 ، 1375 ه.ش.
18
5 . تعلیل و یا حکمت حکم
است که این کلام به چه معنائی است، » ذلِکَ أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ « : از مباحثی که در این آیه مطرح است، تعبیر
که از ادات تعلیل است، تعیین ملاکی برای حکم است، یا بیان فلسفه تشریع و حکمت. زیرا در میان » ذلِکَ « آیا تعبیر
اصولیان فرق است میان علت و حکمت. نکته پرهیز فقهاى شیعه از حکمت دائر مدار نبودن حکمت به حکم است،
همان طور که عده زیادى از فقهاى اهلسنت همین جهت را دلیل بر عدم تمسک به حکمت دانستهاند. 1 اما در برابر
عدهاى دیگر گفتهاند جایى که حکمت روشن و منضبط داشته باشد، تعمیم آن جایز است. علت شمولپذیر است، زیرا
علت ملاک تسرى حکم از اصل به فرع است. البته علت تام یا مناسب مؤثر، اما حکمت قطعیت ندارد. 2
اما در باره این جمله از آیه، کمتر مفسری سخن گفته، یا ابعاد مسئله را بررسی کرده است. برخی با اشاره کوتاه بسنده
ذلِکَ أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ « : ثم علل ذلک بقوله « : کرده، و برخی تفصیل داده، مثلاً مراغی در تفسیر، قائل به علت شده است
یعنی این پوشش به شناخت آنان به عفت نزدیکتر است که متعرض آنان نشوند و سخن ناخوشایندی » فَلا یُؤْذَیْنَ
نگویند، زیرا کسی که خود را آرایش میکند، جلب نظر میکند. 3
اما کسانی بسیاری قائل به حکمت بودن شدهاند، مثلاً صادقی در تفسیر این آیه به دو نکته اشاره میکند، یکی این آیه
گوئی بیان حکمت بهتر برای حکم است و دیگری مقید نشدن حکم به این آیه و توسعه حکم با آیه نور، لذا اگر
حجاب بر اساس مصالحی تشریع شده، بهتر از آن، بیان حکمت حجاب یعنی شناخت برای پیشگیری از اذیت است:
أن یعرفن » ادنى « وقد یبدو من ملامح آیة الجلابیب وکما تؤیده الروایات أنها اولى آیات الحجاب،حیث تکتفی ب «
قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا …وَ لْیَضْرِبْنَ « : کحکمة اولى هی أقوى الحکم لفرض الحجاب، ومن ثم آیة النور « فلا یؤذین
که این آیه فرض بالای حجاب را »… بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُیُوبِهِنَ … وَلا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ
مطرح ساخته، مانند حکمت نیکتری که برای تشریع حجاب بهتر است. هرچند در آیه نور فرض حجابی بیان شده به
باشد و یا نباشد، یا اذیت باشد و یا نباشد، حکم حجاب در جای خودش » أن یعرفن « صورت مطلق که دیگر چه
خواهد بود 4 .
طنطاوی هم در تفسیر خود سخن از حکمت آیه کرده است:
بیان للحکمة من الأمر بالتستر و الاحتشام. أى: ذلک التستر و الاحتشام و الإدناء علیهن من جلابیبهن یجعلهن أدنى و «
.» أقرب إلى أن یعرفن و یمیزن عن غیرهن من الإماء، فلا یؤذین من جهة مَن فی قلوبهم مرض 5
1 – ر.ک: شلبى، تعلیل الاحکام، ص 135 .
2 . ر. ک: ایازی، ملاکات احکام و روش استکشاف آن، ص 527 ، قم، پژوهشگاه اندیشه اسلامی،
3 مراغى، احمد مصطفى، تفسیر المراغى،ج 22 ، ص 37 – 38 ، دار الفکر – لبنان – بیروت، چاپ: 1 .
4 صادقى تهرانى، محمد، الفرقان فى تفسیر القرآن بالقرآن و السنه، ج 24 ، ص 208 ، فرهنگ اسلامى – ایران – قم، چاپ: 2 ، 1406 ه.ق.
5 . طنطاوی، التفسیر الوسیط للقرآن الکریم، ج 11 ، ص: 246 .
19
فضلالله هم میگوید به ذهن میرسد که این جمله حکمت تشریع باشد. در مقام بیان مصلحت در روابط اخلاقی
جامعه نباشد، بلکه از باب مراعات حفظ امنیت مجتمع مدینه است، برای رفتاری که گروهی از جوانان هرزه به راه
انداخته که دیگر به زنان احترام نکنند، لذا لازم است زنان مسلمان زیَّ إسلامی را رعایت کنند تا از زنان اهل کتاب،
کنیزان، جدا و از آزار شدن دور شوند. در نهایت این مسئله را مطرح میکند که این آیه ظاهرا در مقام تشریع زمانی
برای تمییز مسلمانان از یهود است:
مما یوحی بأنه تشریع ظرفیَّ یراد به تمیَّز المسلمین عن الیهود فی المجتمع المختلط لبعض المصالح التی تتصل
بالملامح الشخصیة للمسلمین.
به همین دلیل فضلالله میگوید دیگر نمیتوان با استناد به این آیه قائل به وجوب حجاب شد، چون مانند آن حکم
پیامبر میشود که در قبال یهود فرمودند که محاسن خود را بلند کنید: 1
وعلى ضوء ذلک، فلا تکون الآیة من آیات الحجاب الملزم، بلحاظ أن الأمر یدلَّ على الوجوب، فإن الفقرة الثانیة قد
تصلح دلیلا على عدم إرادة الإلزام فی ذلک. 2
اما این نظر از جهاتی جای تأمل و اشکال است؛ زیرا وقتی آیه در مقام بیان ملاک حکم است، که هم ناظر به شخصیت
و حراست از مقام انسانی زن و پیشگیری از سوء استفاده جنسی است، دیگر چرا دلالت بر وجوب نکند؛ بلکه این بیان
هم تفاوت پیدا میکند. آنجا مسئله » غیُّروا الشیب ولا تشبهوا بالیهود « دلیل بر جاودانی بودن حکم است و با مسئله
جنگ و شرایط ویژه مسلمانان در تقابل با یهود بود، که بلافاصله هم از سوی معصوم برداشته شد، نه چیزی که امروز
حتی زنان در محیط کار خود دچار آزار جنسی میشوند و حجاب میتواند بخشی از این مشکل را با ایجاد حریم
بدنی پیشگیری کند.
را در دو معنای متفاوت گرفته است: یکی معرفت برای شناخت انتساب به پیامبر و » یُعْرَفْنَ « مُدرسی مسئله شناخت
یا خانواده خاص تا از آزارهای جنسی مصون بماند. و دیگری پوشش برای ندیدن زینت و زیبائیها. بعد میگوید: اما
واقعیت آن است که بسیاری از زنان حجاب را رعایت نمیکنند، اما هدفشان فساد نیست، بلکه بیحجابی ناشی از
عوامل تربیتی و فرهنگی و یا ناآگاهی از آموزش مذهبی است. از طرف دیگر تحقق اهداف حجاب دو طرفی است،
همانطور که بر زن دستور به حجاب داده شده، به مردان هم از چشمچرانی بازداشته است، این در حالی است که
سیاق آیه در مقام تقابل با منافقینی است که مشکلات بسیار در جامعه ایجاد کردهاند و اینها همه از حکمت آیه و
شناخت فضای تشریع آن است. 3
1 . نهج البلاغة، قصار الحکم: 17 ، ص: 357 .
2 . فضل الله، محمد حسین، من وحى القرآن، ج 18 ، ص 350 – 349 ، دار الملاک، بیروت، چاپ: 1 ، 1419 ه.ق. طبع جدید، ج 15 ، ص 226 .ط 2018 م
3 مدرسى، محمدتقى، من هدى القرآن، ج 10 ، ص 388 – 387 ، دار محبی الحسین – ایران – تهران، چاپ: 1 ، 1419 ه.ق.
20
بر اساس این برداشت، مسئله حجاب یک صورت ندارد، بلکه هم پوشش زنان لازم است و هم غض بصر مردان تا
جامعه به سلامت لازم خود برسد و آیه هم برای رفع تقابل با منافقین و آزاردهندگان است.
یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى أَنْ « : اما دَروَزه، مسئله دیگری را از آیه استفاده کرده، او معتقد است که جملة
دلالت ندارد که انتخاب جلباب برای مؤمنات یک حکم شرعی إسلامی جدید بوده است، بلکه » یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ
پوشش جلباب برای زنان، زیَّ متداول در فضای جامعه پیامبر بوده است و دستور به انداختن دو طرف جلباب روی
همدیگر، تعلیم به زیَّ خاص برای شناسائی مؤمنات و فرق بین حرائر و زنان بدکاره بوده است تا از اذیت فَسقه و
فُجار در امان باشند.
البته تأکید دارد که این آیه در جهت تشریع استمرار دارد، اما چیزی که از ظرف تاریخی و روح آیه متبادر به ذهن
است، شمول تشریع در آیه بیشتر قیاسی است تا اینکه شکلی باشد. یعنی همانطور که معیشت و لباس و شکل
بسیاری از چیزها تغییر پیدا میکند، ممکن است که رعایت زیَّ مسلمانی زنان هم تغییر پیدا میکند:
أنه یوجب على المؤمنات زیَّا أو مظهرا خاصا یمیزهن عن العواهر و یمنع عنهن أذى الفساق دون التقید بنفس الشکل
الذی کان جاریا وقت نزول الآیة.
بعد این نویسنده از این تعلیل نتیجه میگیرد که أشکال لباس و شیوه زندگی همواره در حال تغییر و تبدل است و
حتی این جابجائی در صورت لباس و شیوه زندگی از زمان خود پیامبر آغاز گردید و آرامآرام بدون زحمت رخ داد و
تا جائی که مخالف با روح آیات قرآنی نباشد، شکستن چارچوبها تلقی نگردد، اشکالی ندارد. همین هم با تشریع
قرآنی الهی و با طبیعت اموری که آنان را در رسم مبادی و قواعد شارع رعایت کرده، سازگار است. 1
برخی از مفسران مانند خطیب، بیان علت را ناظر به ضرورت حفظ کرامت و شکوه مؤمن دانسته:
إشارة إلى أن هذا الزّى » ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ « : وفي قوله تعالى « السائر الذي يتزيا به نساء النبي وبناته ونساء المؤمنين، هو معلم من معالم
المرأة الحرّة العفيفة التي لا مطمع لِحد فيها؛ إشاره به این زىَّ که تنها عامل برای سلامت حرائر و »… أَدْنى « : و در کلام
عفیفات از زبان اهل فجور و فسق نیست، اما به هرحال وسیلهای برای نگاهداشت زیباییهای زن آزاده و تزیَّین عفیفه
و در پاکی او پاکی است و اگر همه کمال نباشد، جلوه کمال خواهد بود، و اگر تمام عفت نباشد، اما مظهری از مظاهر
عفت خواهد بود… 2
از نظر برخی این آیه که فرمان به حجاب مىدهد، با تهدید مطرح نشده، بلکه فلسفه حجاب را تبیین مىکند: زنان و
دختران، اگر بخواهند از متلکها، تهمتها، تهاجمها و تهدیدهاى افراد آلوده و هرزه در امان باشند، باید خود را
بپوشانند. چنانکه برخی از مفسران معاصر آفات بىحجابى را به شرح زیر ذکر کرده:
1 دروزه، محمد عزه، التفسیر الحدیث : ترتیب السور حسب النزول، ج 7 ، ص 418 – 420 ، دار الغرب الإسلامی – لبنان – بیروت، چاپ: 2 ، 1421 ه.ق.
2 خطیب، عبدالکریم، التفسیر القرآنى للقرآن، ج 11 ، ص 752 ، دار الفکر العربی – لبنان – بیروت، چاپ: 1 ، 1424 ه.ق.
21
1 . رونق گرفتن چشمچرانى و هوسبازى؛
2 . توسعه فساد و فحشا؛
3 . سوء قصد و تجاوز به عنف؛
4 . باردارىهاى نامشروع و سقط جنین؛
5 . پیدایش امراض روانى و مقاربتى؛
6 . خودکشى و فرار از خانه در اثر آبروریزى؛
7 . بىمهرى مردان چشمچران نسبت به همسران خود؛
8 . بالا رفتن آمار طلاق و تضعیف روابط خانوادگى؛
9 . رقابت در تجمَّلات؛
10 . ایجاد دلهره براى خانوادههاى پاکدامن است. 1
البته این آثار بیشتر ناظر به حکمت حکم است و نه علت و ملاک حکم.
البته برخى اجماع را هم به آن افزوده و گفتهاند یکى از راههای اثبات علت در کلام اجماع است. 2 در آنجا که نص بر
علت باشد )منصوص العلة( یا نص قاطع، هرچند این نص ظنى باشد، مثل عبارتی غیرصریح، به همین دلیل، این کلام
بیان علت است، علتی که در حد خود اهداف حجاب را تأمین میکند. بنابراین، در تکیه بر این » ذلِکَ أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ «
چه دلالت بر فلسفه و حکمت حکم کند، یا بیان علت باشد، اهتمام و التزام به حجاب » أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ « :، جمله
را نشان میدهد، اما به دلائل زیر دلالت بر علت میکند:
1 . نص قاطع و صریح بر اینکه مناط و ملاک حکم است.
2 .» استنباط علت « : . اگر نص نباشد، اشاره به جهت نص است
3 . درک عقلى شاهد به ضرورت چنین امری است؛ زیرا هرچند جاى تعبد نیست؛ اما حکم آن قابل تبیین است.
زیرا افزون بر نص صریح، و استنباط فقیهانی که از مفاد آن چنین الزامی را فهمیدهاند، امروز با تجربه اجتماعی به
اثبات رسیده و به عیان دیده میشود که چگونه این بدننمائی مشکلاتی در محیط کار، در کوچه و بازار به وجود آورده
است. از آن طرف، پوشش خوب، نوعی تشخص و مرز برای زن ایجاد میکند و نشان میدهد که شخصیت او به
انسانیت او است و نه بدن او. وقتی زن خود را میپوشاند، از معرض دستاندازی چشمی و زبانی و … جلوگیری
میکند. تجربه میدانی نشان داده مشکل آزار جنسی با پوشش خوب بهتر کنترل میشود و قرآن نگفته که با این حجاب
همه مشکلات امنیت روانی و اخلاقی زنان حل میشود، بلکه یکی از اقدامات پیشگیرانه را حجاب دانسته است.
1 . قرائتى، محسن، تفسیر نور، ج 7 ، ص 399 مرکز فرهنگى درسهایى از قرآن – ایران – تهران، چاپ: 1 ، 1388 ه.ش.
2 – سعدى، مباحث العلة، ص 339 و حکیم محمدتقى، الاصول العامة فی الفقه المقارن، ص 318 .
22
چشمچرانی را هم ممنوع کرده است. به همین دلیل، نکته مهم تشریع چرائی این حکم، حفظ شخصیت زنان و پیشگیری
از آزار جنسی به طور مطلق و حفظ امنیت آنان است.
6 . برخورد با کنیزکان
از مسائل بحثانگیز این آیه در تفاسیر، بیان فلسفه جدا کردن زنان آزاده از زنان کنیز در امر حجاب است، زیرا این
شبهه ایجاد شده که مگر کنیزان انسان و دارای کرامت نیستند، مگر کنیزان مسلمان نباید از دستاندازی مردان هوس
باز بدور باشند. پس چرا مرز میان زنان آزاده و کنیز تعیین شده است.
اما در پاسخ باید به چند نکته توجه کرد:
که مفهوم آن خطاب نبودن غیر زنان رسمی » وَنِساءِ الْمُؤْمِنینَ « : یکی اولاً: در قرآن سخنی از کنیزان نشده و تنها گفته
است. اشکالی که به این اقوال شده، در اثر منقولات سبب نزول است 1، باید به این اصل توجه کرد که قرآن به گونهای
بیان کرده که حکمش جاودان بماند و بتواند برای همه زمانها صادق باشد و شأن نزول سبب محدودیت در معنا و
مصداق نمیگردد، قرآن افزون بر معنای ظاهری، جنبه واقعی و همگانی دارد و احکام آن برای همیشه جریان دارد.
ثانیاً: در پاسخ به شبهه دوم، باید گفت برخورد با کنیزان جنبه حکومتی از ناحیه خلیفه دوم داشته و نه دلیلی از سوی
وكان عمر بن الخطاب مدة خلافته يمنع الإماء من التقنع كيلا يلتبسن بالحرائر « : قرآن و سنت پیامبر و لذا کسانی از مفسران گفتهاند
؛» ويضرب من تتقنّع منهن بالدّرة ثم زال ذلك بعده 2
به همین دلیل این روش خلیفه دوم در دورههای بعدی هرگز دنبال نشد و کسانی مانند طنطاوی در باره شبهه جدا
کردن زنان آزاده از کنیزان این گونه مطرح کرده که مسئله تفاوت زندگی این دو دسته بوده است، و میگوید:
فهلا كان التصون والتستر عاماً في جميع النساء؟ والجواب، أن الإماء بطبيعة عملهن يكثر خروجهن وترددهن في الِسواق، فإذا كلفن أن يتقنعن «
ويلبسن الجلباب السابغ كلما خرجن، كان في ذلك حرج ومشقة عليهن، وليس كذلك الحرائر فإنهن مأمورات بعدم الخروج من البيوت إلا
.» لضرورة
بعد ادامه میدهد که قرآن کریم به صورت کلی نهى از إیذاء مؤمنین و مؤمنات کرده است، چه حرائر باشند و یا إماء،
روشن است که شارع هم پوشش برای کنیزان را در آیه منع نکرده است، هم خدمتکاران که کار زیاد و سخت مانع آن
پوشش میشده و لذا اگر برایشان ممکن است جلباب بپوشند. 3 به این جهت سخنی از ابیحیان نقل کرده که ارجح
1 . اما مشکلترین فراز در بحث اسباب نزول قرآن کریم، تشخیص صحت و سقم آنهاست، زیرا اسباب نزول، دانشى شنیدارى و نقلى و متکى به روایات رسیده
از آن عصر است. و در این میان آنچه در کتابها و تفسیرها نقل شده، بسیار متفاوت و گاه متعارض است. چون از سیاق بسیارى از آنها پیداست که راوى خود
در حادثه حضور نداشته تا مطلب را بهطور مستقیم نقل کند، بلکه تنها حادثه را حکایت مىکند، سپس آیاتى را که از جهت معنا با حادثه مناسبت دارد مىآورد.
درنتیجه سبب نزولى که در حدیث ذکر شده اجتهادى میشود، نه سبب نزولى که از راه مشاهده و ضبط روایت به دست آمده باشد. تفصیل این بحث: ر. ک: طباطبایى،
محمدحسین، قرآن در اسلام/ 173 . چاپ دارالکتب الاسلامیة. سیوطی، لباب النقول، و اسباب النزول، ص 7. دروزه محمدعزت: القرآن المجید ، ص 217 – 221 .
2 . ر. ک: ابنعاشور، محمدطاهر، تفسیر التحریر و التنویر ، ج 21 ، ص 328 – 329 ، مؤسسة التاریخ العربی، بیروت، چاپ: 1 ، 1420 ه.ق
3 . السائس، شیخ محمد على، تفسیر، آیات الأحکام ج 4 ص 53 .
23
این است که مراد از نساء مؤمنان شامل حرائر و اماء میشود و امر به تستر برای همه زنان مسلمان است و حکمت
پوشش برای پیشگیری از تعرض از افراد نااهلان است. 1 بعد خود این نکته را تأکید دارد که اگر قرار باشد این حکمت
باشد، در حق کنیزان بیشتر است؛ زیرا آنان در معرض سوء استفاده بیشتری هستند. لذا شمول آیه برای همه زنان
مسلمان بهترین دلیل است که استثنا کردن آن دلیل لازم دارد و این نظریه أولى به قبول است و با مشی شریعت اسلام
بهتر سازگار است. 2
بنابراین، این مشکل اولاً: از سخن مفسران و فقیهان برخواسته و نه از قرآن. ثانیاً: ناظر به شرائط عصر نزول و منقولات
شأن نزول آیه بوده است. ثالثاً تشدید برخورد با کنیزان مطلبی است که به خلیفه دوم نسبت داده شده که در دوران
؛» يا لكاع، أتتشبّهين بالحرائر، ألقي القناع « : خلافت خود اگر کنیزی را میدید به شدت برخود میکرد و میگفت 3 اى پستنهاد،
چرا خود را به آزاد زنان همانند کردهاى؟ مقنعه خود از سر بینداز. اما در قرآن و حدیث نبوی چنین چیزی دلیل بر
برخورد با کنیزان نقل نشده است.
7 . تحول تفسیری در توسعه معنای یعرفن
أَنْ يُعْرَفْنَ « : از نکات تفسیری قابل توجه در این آیه، توسعه معنائی کلمات این آیه در مفاهیمی همچون جلباب و جمله
است که در سیر تاریخی تفسیری از معنای محدود شناسائی برای فرق گذاشتن میان زنان آزاده با زنان کنیز، » فَلَ يُؤْذَيْنَ
چگونه به معنای فرق گذاشتن میان زنان عفیف با زنان هرزه، زنان مقید به دستورات دینی با زنان غیر مقید، زنانی که
حفظ کرامت خود را دارند، یا با زنانی که پایبندی به این اصل را ندارند، توسعه پیدا کرده و شمول معنائی شکل گرفته
است که برای علاقهمندان به سیر تحول تفسیر قابل توجه است. این تحول و توسعه در ابعاد زیر بوده است.
اول: مرزگذاری میان زنان آزاده و برده
این معنا نظر بسیاری از مفسران پیشین بوده است. 4 در صورتی که در تفاسیر بعدی این جنبه کمتر تکیه شده است.
هرچند شاید گستردهترین، و قدیمیترین معنا از تعلیل در میان مفسران فریقین 5 این معنا بوده و مستندش برخورد
خلیفه دوم است. 6
1 . ابن ابیحیان، تفسیر البحر المحیط، ج 7 ، ص 250 .
2 طنطاوى، محمد سید، التفسیر الوسیط للقرآن الکریم، 15 جلد، التفسیر الوسیط للقرآن الکریم، ج 11 ، ص: 246 نهضة مصر، قاهره، چاپ: 1 ، 1997 م.
3 . سیوطی، الدر المنثور: ج 6 ص 660 ؛ قال السیوطی:) أخرجه ابن أبی شیبة عن أنس رضی اللَّه عنه( و ذکره. طبرانى، سلیمان بن احمد، التفسیر الکبیر:
تفسیر القرآن العظیم )الطبرانى(، ج 5 ، ص 216 ، دار الکتاب الثقافی – اردن – اربد، چاپ: 1 ، 2008 م.
4 به عنوان نمونه ر. ک: قرطبى، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، ج 14 ، ص 243 – 244 ، ابنجوزى، عبدالرحمن بن على، زاد المسیر فى علم
التفسیر، ج 3 ، ص 484 . شیخزاده، محمد بن مصطفى، حاشیه محیى الدین شیخ زاده على تفسیر القاضى البیضاوى، ج 6 ، ص 664 – 663 ، خطیب شربینى،
محمد بن احمد، تفسیر الخطیب الشربینى المسمى السراج المنیر، ج 3 ، ص 339 ، حقى برسوى، اسماعیل بن مصطفى، تفسیر روح البیان، 1 ج 7 ، ص 240 .
حاشیة القونوى على تفسیر الإمام البیضاوى، ج 15 ، ص: 420 – 419 . مراغى، احمد مصطفى، تفسیر المراغى،ج 22 ، ص 37 – 38 ، دارالفکر، بیروت، چ: 1 .
5 . الدرالمنثور، ج 6 ، ص 66 .
6 .أخرجه ابن أبی شیبة و عبد بن حمید عن أنس عنه، ر. ک: در المنثور، ج 5 / ص 415 . ماتریدى، محمد بن محمد، تأویلات أهل السنة )تفسیر الماتریدى(،
24
این سخن تنها اختصاص به مفسران اهل سنت ندارد، بلکه در میان مفسران شیعه مثل جزائری نمونه فراوان دارد که
مسئله آیه را مرزگذاری میان زنان آزاده و کنیز میدانستهاند. 1
دوم: برخورد ناظر به ماهیت رفتاری این دو جماعت
تحول دیگر تغییر در تفسیر غیرآشکار است. زیرا در ظاهر همان معنای اول است، با این توضیح که چون کنیزکان
التزام و تقیدی بر حفظ شخصیت و تن خود نداشتند، قرآن با این تشریع میخواست با شخصیت دادن زنان آزاده،
فضای آنان را سالم نگهدارد. چون جوانان هرزه، در کوچه و معابر عمومی متعرض زنان میشدند. به همین دلیل طبرانی
نوشته:
لأن الناس كانوا يومئذ يمازحون الإماء و لا يمازحون الحرائر، و كان المنافقون يمازحون الحرائر، فإذا قيل لهم في ذلك، «
قالوا: حسبنا أنّهن إماء. فأمر الله الحرائر بهذا النوع من السّتر قطعا لأعذار المنافقين. 2 ومرّت جارية بعمر رضي اللّه عنه
.» يا لكاع، أتتشبّهين بالحرائر، ألقي القناع « : متقنّعة، فعلَها بالدرّة وقال 3
در کنار هدف حجاب از شناسائی زن آزاده از غیر آزاده، به این معنا » یعرفن « برخی از مفسران برای توضیح معنای
افزوده که مبادا گمان شود که منظور این نیست که زن شناسایی شود که او کیست. ابنعطیه در این باره مینویسد:
على الجملة بالفرق حتى لا يختلطن بالإماء، فإذا عرفن لم يقابلن بأذى من المعارضة مراقبة لرتبة الحرية، و ليس المعنى أن تعرف المرأة حتى «
.» يعلم من هي، و كان عمر إذا رأى أمة قد تقنعت قنعها الذرة محافظة على زي الحرائر 4
سوم: مرز میان اهل ستر از غیر اهل ستر
اما تحول جالبتر تغییر در تفسیر، صورت کلی بخشیدن به مفاد آیه است. بر این اساس، این مرزگذاری شامل زنان
برده هم میشود. یعنی مفاد آیه جدا کردن افراد بیمبالات از زنان اهل عفاف است، چه آزاده باشند و یا برده. طبق این
تفسیر نادر، معنای عامتری از کلمه یعرفن شده است. به عنوان نمونه نحاس این معنا را از محمد بن یزید نقل میکند:
.» یعرفن بالستر والصیانة « 5
در مجمع البیان طبرسی هم به این دو نوع معنای خاص و عام توجه داده، یکی را به معنای اول و یکی به معنای سوم.
داشتن زِیَّ آزاده و دارای احترام. در حقیقت تعبیری انسانیتر از حقیقت و جنسیت زن و در برابر، نه نفی شخصیت
ج 8 ، ص 413 ، دار الکتب العلمیة، منشورات، بیروت، چ 1 ، 1426 ه.ق. ثعلبى، احمد بن محمد، الکشف و البیان المعروف تفسیر الثعلبی، ج 8 ، ص 64 ،
دار إحیاء التراث العربی – لبنان – بیروت، چاپ: 1 ، 1422 ه.ق. قاسمى، جمالالدین، تفسیر القاسمی المسمى محاسن التأویل، ج 8 ، ص 113 ، دار الکتب
العلمیة. بیروت، چاپ: 1 ، 1418 ه.ق.
1 جزایرى، نعمتالله بن عبدالله، عقود المرجان فی تفسیر القرآن، ج 4 ، ص 104 – 103 ، نور وحى – ایران – قم، چاپ: 1 ، 1388 ه.ش.
2 . الدر المنثور: ج 6 ، ص 660 ؛ قال السیوطی:) أخرجه ابن أبی شیبة عن أبی قلابة.
3 . سیوطی، الدر المنثور: ج 6 ص 660 ؛ قال السیوطی:) أخرجه ابن أبی شیبة عن أنس رضی اللَّه عنه( و ذکره. طبرانى، سلیمان بن احمد، التفسیر الکبیر:
تفسیر القرآن العظیم )الطبرانى(، ج 5 ، ص 216 ، دار الکتاب الثقافی – اردن – اربد، چاپ: 1 ، 2008 م.
4 ابنعطیه، عبدالحق بن غالب، المحرر الوجیز فى تفسیر الکتاب العزیز،ج 4 ، ص 399 ، دار الکتب العلمیة، بیروت، چ: 1 ، 1422 ه.ق.
5 نحاس، احمد بن محمد، اعراب القرآن، ج 3 ، ص 223 ، دار الکتب العلمیة، منشورات محمد علی بیضون – لبنان – بیروت، چاپ: 1 ، 1421 ه.ق.
25
زنان غیر آزاده، بلکه پیشگیری از سوء استفاده از زنان، چنانکه از جَبَّابی این معنا نقل شده. 1، یا از برخی از مفسران
ومن سدّ الذّ رائع ألّا يعرّض المؤمن نفسه للشّبه، وألا يدع سبيلا لقالة السوء فيه، بل ينبغى أن يتجنب مواقع « : معاصر مانند خطیب آمده
التّهم، حتى لا يتعرّض للأذى، ويعرّض غيره للوقوع فيه. 2
چهارم: شناسائی زنان با شخصیت از زنان غیرمقید در محدوده زنان حر
در مرتبه پائینتری این تحول در معنا در محدوده زنان رخ داده است. در این باره برخی از مفسران مانند مغتیه اینگونه
زنان مسلمان در آغاز اسلام بمانند دوره جاهلیت به صورت بسیار نامناسبی از خانه بیرون میرفتند. لذا خدا « : گفتهاند
یعنی به عفت و صیانت بشناسند. » ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ « : از پیامبر خودش خواست که زنان حجاب را رعایت کنند. جمله
حجاب حاجز بین زن با زنی است که مورد طمع أهل فسق و ریب است. 3
میگوید برخی گفتهاند: منظور تمییز برای افراد فاسدی » ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ « : شیخزاده هم در احتمال دیگری از معنای
است که درشب به سراغ زنانی میروند که برای قضای حاجت خارج شدهاند:
قيل في زناة كانوا يتبعون النساء إذا برزن بالليل لقضاء حوائجهنّ فيغمزون المرأة فإن سكتت اتبعوها و إن زجرتهم انتهوا عنها، .. فتشكون «
.»… ذلك لرسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم فنزلت هذه الآية 4 فَلا يُؤْذَيْنَ فلا يؤذيهن « : خفاجی هم این معنا را بیان کرده و گفته: قوله
.» أهل الريبة بالتعرّض لهن 5
آلوسی هم مینویسد: این آیه پس از آنکه بیان حال کسانی است که پیامبر را اذیت میکردند، نمونه دیگری از این
موارد را بیان کرده و به کسانی که از این گروه اذیتکنندگان ناراحت میشود، دستور میدهد که خود را خوب بپوشانند:
روي عن غير واحد… وكان في المدينة فساق يتعرضون للإماء وربما تعرضوا للحرائر فإذا قيل لهم يقولون حسبناهن إماء فأمرت الحرائر أن «
.»… يخالفن الإماء بالزيّ والتستر ليحتشمن ويهبن فلا يطمع فيهن 6
بنابراین، در مسئله کنیز در فقه فریقین حجاب لازم نیست، بلکه اگر بپوشد هرچند مسلمان باشد، لازم است که
جلوگیری شود و یا اگر شدت و سختگیری نباشد، نشان میدهد مسئله عفت عمومی جامعه نبوده و گرنه برهنگی
بردگان برخلاف عفت عمومی است و این نشان میدهد که مسئله حکم حجاب رعایت عفت عمومی نیست و اگر
عفت عمومی بود، و مشکل زنان بیحجاب بود، همان مشکل در باره آنان وجود داشت. هرچند در میان فقها و مفسران
1 . طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 8 ، ص 580 ، ناصر خسرو – ایران – تهران، چاپ: 3 ، 1372 ه.ش.
2 خطیب، عبدالکریم، التفسیر القرآنى للقرآن، ج 11 ، ص 752 ، دار الفکر العربی، بیروت، چاپ: 1 ، 1424 ه.ق. حوى، سعید، الاساس فى التفسیر، ج 8 ،
ص 4481 ، دار السلام – مصر – قاهره، چاپ: 6 ، 1424 ه.ق.
3 مغنیه، التفسیرالکاشف، ج 6 ، ص 240 ، دارالکتاب الإسلامی، قم، چ: 1 ، 1424 ه.ق. مراغى، احمد مصطفى، تفسیرالمراغى،ج 22 ، ص 37 – 38 ،
4 شیخزاده، محمد بن مصطفى، حاشیه شیخ زاده على تفسیر القاضى البیضاوى، ج 6 ، ص 664 – 663 ، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ: 1 ، 1419 ه.ق.
5 خفاجى، احمد بن محمد، حاشیة الشهاب المسماة عنایة القاضی و کفایة الراضی على تفسیر البیضاوی، ج 7 ، ص 512 – 511 ، دار الکتب العلمیة، بیروت،
چاپ: 1 ، 1417 ه.ق. گنابادی سلطان علىشاه، محمد بن حیدر، بیان السعادة فی مقامات العبادة، ج 3 ، ص 256 ،
6 آلوسى، محمود بن عبدالله، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، ج 11 ، ص 263 – 265 ، دار الکتب العلمیة، بیروت، چ: 1 ، 1415 ه.ق.
26
کسانی هستند که در باره زنان کنیز گفتهاند، گرچه بر آنان حجاب نیست، اما نگاه کردن به کنیزان هرچند بدون شهوت
.» باشد، جایز نیست. مثل: قال القهستاني: منع النظر من الشابة في زماننا ولو بلا شهوة
اما مسئله نگاه کردن غیر الزام به حجاب است و حکم کنیز دیگری هرچند مدبرة یا أم ولد باشد، مانند نگاه کردن به
محرم است که میتوان به سر و صورت، ساق، سینه و بازوهای او نگاه کرد… 1
پنجم: تلطیف و تغلیظ حجاب
تحول دیگر در معنای حجاب، تلطیف و یا تغلیظ حجاب در اعصار مختلف میان مسلمانان است. در دورهای به شدت
مسئله پوشاندن زن تا حد استثنای یک چشم مطرح شده است و در دورهای به صراحت از مستثنا شدن صورت و
دست و پا تأکید شده است:
و لم يثبت من الروايات الِمر بالنقاب بحيث يكون ساترا للوجه، و قد نستطيع استيحاء جواز كشف الوجه و الكفين مطلقا «
من خلال التأكيد على حرمة سترهما في حال الإحرام، لِنه الحالة التي قد يتأكد فيها الستر إذا كان واجبا، فالكشف لا يتناسب
مع طبيعة الِجواء الطاهرة التي يراد للحاج أن يبتعد فيها عن مواقع الإغراء، مما يجعلنا نستوحي أن هذا الِمر الجائز
بطبعه في الوضع العام، أصبح واجبا في حال الإحرام كي تعاني المرأة من حرارة الشمس في وجهها، ما يعانيه الرجل من حرارتها
» إن إحرام المرأة في وجهها و إحرام الرجل في رأسه « : في رأسه، في ما ورد به الِثر 2 . 3 .
برخی سخن از لباس سنگین و موقر کرده و زنان برهنه را کاسیات و عاریات 4 و برخی از مفسران معاصر سخن از
لزوم دخالت حکومت در اجبار بر حجاب کرده و این خود دلیل بر این است که در فهم مفسران معاصر از معنای
حجاب که صورت فردی و شخصی داشته، چگونه تبدیل به مسئلهای اجتماعی شده است.. به عنوان نمونه:
فموضوع الاختلاط و التبرج و الانحلال الخلقي العام في طبقات الشعب داء استشرى، و فساد عم، لم يعد يكفيه وعظ و إرشاد، و إنما هو في «
.» حاجة إلى قوة السلطان و صولة الحاكم الذي يدين بعلاج القرآن 5
اما این موضوع نظر و الزام محل مناقشه است و به جز موضوع الزام کردن و لزوم پوشش زنان آزاده از باب رعایت
عفت عمومی است که در بحث بعدی بررسی خواهد شد.
8 . کرامت زن یا حفظ عفت جامعه و یا هردو
از مسائل مهم در فهم آیه و کشف مراد الهی در فاسقه حکم حجاب و چرائی تشریع آن است. پیش از این گفته شد،
که موضوع حجاب در خطاب به مسلمانان و مؤمنان است. از طرف دیگر تلقی همه مفسران فریقین از تشریع این حکم
هم ایجاد مرزبندی میان زنان عفیف و غیر عفیف است. مرزبندی که در آن در مثل شهرمدینه، وجود افرادی دیگر را
1 آلوسى، همان.
2 . کلینی، الکافی، ج: 4، ص: 345 ، روایة: 7 .
3 . فضل الله، من وحى القرآن، ج 16 ، ص: 303
4 . خطیب، عبدالکریم. التفسیر القرآنى للقرآن،ج 11 ، ص 751 .
5 حجازى، محمد محمود، التفسیر الواضح، ج 3، ص: 118 ، دار الجیل – لبنان – بیروت، چاپ: 10 ، 1413 ه.ق.
27
به رسمیت شناخته است. این مسئله وقتی روشن میشود که جوانب دیگر این حکم هم مشخص شود. شاهد بر مسئله
نکات زیر است.
یکم: در تمام کتب فقهی و تفاسیری که این آیه را بررسی کرده، کسی نگفته که حکم این آیه شامل غیرمسلمانان هم
میشود، یعنی فرض گرفته شده که در جامعه مسلمانان افرادی دیگریی هستند که این دستور و خطاب به آنان نیست
و کسی نگفته وقتی این آیه نازل شد، پیامبر برای اهلکتاب و یا مشرکان و همه طوائف مردم مدینه چنین حکمی را
ابلاغ کردند. یا با قدرتی که داشتند از مسلمانان خواستند که این حکم را در سطح همه ساکنان و اهل بوادی و کسانی
که از بیرون مدینه وارد این شهر میشدند، اجرا کنند.
دوم: به لحاظ فقهی هم وجوب احکام الهی، فرع بر پذیرش دین و اعتقاد به آن است. وقتی از اهل کتاب که از اهل
ذمه است و دین او به رسمیت شناخته شده، دیگر آنان مکلف به فروع اسلام نیستند. به همین دلیل غیرمسلمانانی که
در مدینه زندگی میکردند، از این حکم تبعیت نکردند و در تفسیر و فقه نیامده که آیه شامل آنان شده است. به ویژه
آنکه به صراحت مشخص کرده که این حکم: در خطاب به زنان و دختران پیامبر و مؤمنین است. چنانکه ابن کثیر از
لا بأس بالنظر إلى زينة نساء أهل الذمة. وإنما نهي عن ذلك لخوف الفتنة، لا لحرمتهنّ. واستدل بقوله تعالى: « : سفیان ثوریَّ روایت کرده
.» وَن سا ء الْمُؤْ من ينَ « 1 یعنی وقتی زینت زنان مسلمان باید پوشیده باشد، مفهومش این است که افرادی از اهل کتاب که این
زینت را داشتند، نمیپوشاندند.
سوم: این حکم آمده، تا مرز میان زنان مؤمن را با کسانی که این پایبندی را نمیخواهند داشته باشند، مشخص کند و
امنیت و کرامت زنان مؤمن را تأمین کند 2 لذا گروههائی در مدینه وجود داشتند با این که مسلمان بودند و از قبائل و
عشایر مسلمان بودند و به مدینه وارد میشدند، اما این حکم را رعایت نمیکردند و وقتی به آنان گفته میشد، به تعبیر
.» اذا نهین لاینتهین « : برخی روایات 3 اگر هم به آنان این حکم ابلاغ میشد، باز فایدهای نداشت، حتی در دوره
صادقین)ع( و بیش از صد سال از نزول قرآن گذشته باز پوشش درستی نداشتند و سئوال از این افراد میشده که نگاه
کردن به آنان چه صورتی دارد. در آن صورت این گروه هم استثنا شده است،
چهارم: کنیزان دسته دیگر بودند، زیرا نزول این آیه در بستر رد بهانهجوئی کسانی بود که به بهانه کنیزان، دستاندازی
به زنان مسلمان داشتند، در آن صورت آیه نازل شد که بگوید که خوب شما زنان خود را بپوشانید. این مسئله چنان
1 قاسمى، جمالالدین، تفسیر القاسمی المسمى محاسن التأویل، ج 8 ، ص 113 ، ، دار الکتب العلمیة، منشورات محمد علی بیضون. بیروت، چاپ: 1 ،
1418 ه.ق.
2 مراغى، احمد مصطفى، تفسیر المراغى،ج 22 ، ص 37 – 38 ، دار الفکر، بیروت، چ: 1 . فتح القدیر ، ج 4 ، ص 350 دار ابن کثیر، دمشق، چ: 1 ، 1414 ه.ق.
3 . حرعاملی، وسائل الشیعه، ج 20 ، ص 206 . قم، موسسه آل البیت، چ 2 ، 1372 ش.
28
شایع است که در فقه فریقین آمده که کنیزان باید این پوشش را نداشته باشند تا با دیگران اشتباه نشوند 1. لذا برخی از
مفسران نوشتهاند:
وكان لبس الجلباب من شعار الحرائر فكانت الإماء لا يلبسن الجلابيب. وكانت الحرائر يلبسن الجلابيب عند الخروج إلى الزيارات ونحوها. 2
برخی از مفسران معاصر به موضوع پیشگیری از مفاسد اشاره کرده و گفتهاند وقتی شارع حکیم نهی از اذیت مؤمنات
با ذکر سببی همچون حجاب کرده، پس قاعده تعاون بر اقامه مصالح و میراندن مفاسد، یا عنوان دفع مفسده، اقتضا دارد
أتبع النهي عن أذى المؤمنات بأن أمرن باتقاء أسباب الِذى لِن من شأن المطالب السعي في « : که زمینه این اصل تعاون فراهم شود
الإسراء: [ » وَمَنْ أَرادَ الْآ خرَةَ وَسَعى لَها سَعْيَها « : تذليل وسائلها كما قال تعالى 19 (.. وهذا يرجع إلى قاعدة التعاون على إقامة المصالح و إماتة
و هذا الحديث ضعيف السند لكنه صحيح المعنى لِن بر الوالدين مطلوب، .» رحم اللّه والدا أعان ولده على بره « : المفاسد. و في الحديث
فالإعانة عليه إعانة على وجود المعروف و الخير… . 3
اما اولاً: اگر چنین موضوعی مطرح بود، باید در میان مسلمانان پیشین هم مطرح میشد. و فقها و مفسرین از این آیه
چنین برداشتی میکردند. این که فقها گروههای سهگانه را استثنا کردهاند، خود دلیل بر این است که به نظر آنان چنین
دفع مفسدهای لازم نبوده است.
ثانیاً: این که بر فرض مسئله حجاب شامل نهی از منکر شود، منوط به این است که دلیل نهی از منکر همانطور که
شامل رفع مفسده است، شامل دفع مفسده شود، در حالی که این مسئله از آیه نهی از منکر محل مناقشه بسیاری از
فقهای بزرگ است.
ثالثا:ً دلالت آیه حداکثر در باره سعی است و نه الزام کردن و سعی بسا به بیان و دعوت است و نه اجرا و الزام دیگران.
مدلول امر و نهی ناظر به بیان و رفع است؛ زیرا لازمه اقامه افراد و جماعات موجب هرج و مرج خواهد شد. دلالت
آیه در شأن حکومت هم استفاده نمیشود. این قاعده حداکثر دلالت آن برای خانواده است. به همین دلیل خود این
مفسر در تعلیل حکم به موضوع مرزبندی میان حرائر و غیر حرائر اشاره دارد و این که دستور عمر پس از او پیگیری
و كان عمر بن الخطاب مدة خلافته يمنع الإماء من التقنع كيلا يلتبسن بالحرائر و يضرب من تتقنّع منهن بالدّرة ثم زال ذلك بعده. « : نشد 4
بنابراین، این دسته از نکات درباره عدم پوشش سر زنان غیر آزاده در جامعه نشان میدهد که موضوع حجاب برگشت
به عفت عمومی جامعه نداشته وگرنه شارع در عصر نزول و پس از آن باید همه را نسبت به حجاب ملزم کنند.
همانطور که پیش از این بیان شد تشریع حجاب قلمرو مشخصی برای صیانت بانوان دارد و در تعلیل حکم هم همین
1 . قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ج 14 ، ص: 244 . تفسیر ابن عاشور، ج 21 ، ص 328 – 329 .
2 . ابنعربى، محمد بن عبدالله، احکام القرآن، ج 3 ، ص 1586 ، ابنعاشور، محمدطاهر، تفسیر التحریر و التنویر، ج 21 ، ص 328 – 329 ، بیروت، چ: 1 ،
1420 ه.ق.
3 ابنعاشور، محمدطاهر، تفسیر التحریر و التنویر المعروف بتفسیر ابن عاشور، ج 21 ، ص 328 – 329 ، مؤسسة التاریخ العربی، بیروت، چ: 1 ، 1420 ه.ق.
4 ابنعاشور، محمدطاهر، تفسیر التحریر و التنویر المعروف بتفسیر ابن عاشور، ج 21 ، ص 328 – 329 ، مؤسسة التاریخ العربی، بیروت، چ: 1 ، 4201 ه.ق.
29
اصل در حفظ کرامت و پیشگیری از آزار )در حدی از آن( تبیین شده است و تفسیر این آیه و آیه نور هم جائی برای
سخن از عفت عمومی نشده تا از آن الزام و مسئولیت حکومت برای الزام آن استفاده شود.
جمعبندی
گفته شد مسئله حجاب زنان یکی از احکام مسلم قرآن است که در سوره نور و احزاب مطرح شده و بر مبنای آن
روایاتی از فریقین در تفسیر و فهم آن، نقل شده و مورد گفتگوی مفسران و فقها قرار گرفته است. فضای عصر نزول
از نوعی برهنگی به دلیل بیمبالاتی، فقر، عادی شدن برهنگی، وجود کنیزانِ هرزه، و افرادی غیرمسلمان از اهل کتاب
و مشرکان رنج میبرده است و همین زمینه نزول این آیه و توجه به اهمیت حکم حجاب را فراهم ساخته است. از
طرفی تشریع حکم، در دوره ماقبل آخر حیات پیامبر و حدود 18 سال پس از بعثت آن حضرت بوده و حکم حجاب
هم در خطاب به مسلمانان و مؤمنان بوده است و اگر شأن نزولهای مختلف نقل شده، اما اجمالا میتوان فهمید که
مسئله نزول آیه تعلیم زنان مسلمان برای کسب هویت، حفظ شخصیت و پیشگیری از تعرض و آزار بوده است. در
از سوی قرآن آمده، دلیل لزوم رعایت را، شناسائی جایگاه انسانی و حفظ کرامت زنان » ذلک « تعلیل حکم که با کلمه
معرفی کرده است و بر این اساس هم مسئله پیشگیری از آزار آنان مطرح شده است. این مسئله وقتی روشن میشود
که جوانب دیگر این حکم هم مشخص شود. مثلاً در تمام کتب فقهی و تفاسیری که این آیه را بررسی کرده، کسی
نگفته که حکم این آیه، شامل غیرمسلمانان هم میشود یعنی فرض گرفته شده که در جامعه مسلمانان افرادی هم
هستند که این دستور و خطاب به آنان نیست و کسی نگفته وقتی بر پیامبر این آیه نازل شد، برای اهل کتاب و یا
مشرکان و همه طوائف مردم مدینه، چنین حکمی را ابلاغ کردند. به لحاظ فقهی هم که احکام الهی، فرع بر پذیرش
دین و اعتقاد آنان است. به همین دلیل غیرمسلمانانی که در مدینه زندگی میکردند، از این حکم تبعیت نکردند، به
ویژه آنکه خطاب آیه به صراحت مشخص شده که زنان، دختران پیامبر و مؤمنین است.
از طرفی با نزول آیه و اهتمامی که صحابه و صحابیات به سخنان وحی داشتند، فضای جامعه مدینه تغییر یافت، چون
چنین آمادگی برای قبول حکم با تدریجیت تشریع و گذشت زمان طولانی از بعثت فراهم شد و مسلمانان از آن استقبال
کردند. همچنین نکته ممتاز بیان علت مقید شدن به هدف شناسائی و اذیت نشدن زنان است. البته بر این فرض که
در مقام بیان حکمت نباشد، که اگر در مقام حکمت باشد، مسئله حجاب بر مبنای تحفظ و کرامت » ذلک « مفهوم
امری پیشنهادی خواهد بود، اما اگر علت باشد، » فَلَ يُؤْذَيْنَ « زن)یعرفن( و ایجاد امنیت روانی و پیشگیری از آزار جنسی
در آن صورت آن حکم سوره نور هم مقید به این علت است؛ چون به لحاظ تاریخی در مرتبه قبل آن قرار میگیرد.
نکته دیگر در معنای جلباب است که نشان داده شد، که این کلمه مفهوم ثابتی ندارد، اما کلیت آن رعایت پوشش روی
لباسی است که موارد زینت زن را از سر و سینه و بازو بپوشاند، مثل مقنعه بلند، مانتو، چادر، یا ردائی که شکل پیجیدن
30
دور بدن دارد و این اختلاف در معنای لغوی آن نیست، کاربرد مصداقی آن به عنوان یک اصل در دورههای مختلف
در جوامع متنوع اسلامی است. چنانکه خود چادر هم صورتهای مختلفی داشته است.
نکته دیگر سیر تطور مفهومی آیه از سوی مفسران از قرون نخستین تا دوره معاصر است که چگونه مفسران از شکل
ساده و بسیط حکم حجاب به سمت پوشش کامل با اهداف روشن تربیتی و اجتماعی روی آورده و اگر در آغاز
توسعه معنایی پیدا کرده و گفته » یعرفن « مرزگذاری میان زنان آزاد با کنیزان مطرح شده، اما این کلمه جلباب و کلمه
شده که فلسفه حجاب و مفاد این آیه، شناسائی جایگاه انسانی و حفظ کرامت برای همه زنان است.
فهرست منابع
1 . قرآن کریم. ترجمه فولادوند
2 . نهج البلاغه. تحقیق و تصحیح صبحی صالح، قم هجرت .
3 . ابنعاشور، محمدطاهر، تفسیر التحریر و التنویر، مؤسسة التاریخ العربی، بیروت، چ: 1 ، 1420 ه.ق .
4 . ابنعطیه، عبدالحق بن غالب، المحرر الوجیز فى تفسیر الکتاب العزیز، دار الکتب العلمیة، بیروت، چ: 1 ، 1422 ه.ق .
5 . ابن هشام، عبدالملک، سیره ابن هشام، تحقیق: طه عبدالرؤف سعد، بیروت، دارالجیل، 1411 ق،
6 . ازرقی، أخبار مکة وما جاء فیها من الآثار، تحقیق علی عمر، مکتبة الثقافة الدینیة، بیتا .
7 . ایازی، سیدمحمدعلی، آزادی در قرآن، انتشارات ذکر، 1380.
8 . ایازی، سیدمحمدعلی، ملاکات احکام و روش استکشاف آن، قم، پژوهشگاه اندیشه اسلامی، 1386.
9 . قم، مرکز الطباعة و النشر، ،» البرهان فی تفسیر القرآن « : بحرانی، سید هاشم 1415 ق .
10 . . ثعلبى، احمد بن محمد، الکشف و البیان المعروف تفسیر الثعلبی، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ: 1 ، 1422
11 . جزایرى، نعمتالله بن عبدالله، عقود المرجان فی تفسیر القرآن، نور وحى، قم، چاپ: 1 ، 1388 ه.ش .
12 . تهران، انتشارات دلیل ما، ،» رسائل حجابیه « : جعفریان، رسول 1380 ش .
13 . جواد علی، المفصل فی التاریخ العرب قبل الاسلام، دار الساقی، 1422 ق،
14 . بیروت، موسسة الاعلمی، چ اول، ،» تحف العقول عن آل الرسول « : حرانی، ابو محمدحسن بن علی بن حسین بن شعبه
1389 ق .
15 . حجازى، محمد محمود، التفسیر الواضح، دار الجیل – لبنان – بیروت، چاپ: 10 ، 1413 ه.ق .
16 . قم، موسسه آل البیت لاحیاء التراث، چاپ دوم، ،» تفصیل وسائل الشیعة « : حر عاملی، محمدبنحسن 1414 ق .
17 . حوى، سعید، الاساس فى التفسیر، دار السلام – مصر – قاهره، چاپ: 6 ، 1424 ه.ق .
18 . خطیب، عبدالکریم، التفسیر القرآنى للقرآن، دار الفکر العربی، بیروت، چاپ: 1 ، 1424 ه.ق .
19 . شیخزاده، محمد بن مصطفى، حاشیه شیخ زاده على تفسیر القاضىالبیضاوى، دارالکتبالعلمیة، بیروت، چ: 1 ، 1419 ه.ق .
20 . خفاجى، احمد بن محمد، حا شیة ال شهاب الم سماة عنایة القا ضی و کفایة الرا ضی على تف سیر البی ضاوی، دار الکتب
العلمیة، بیروت، چاپ: 1 ، 1417 ه.ق .
31
21 . تحقیق صفوان عدنان داودی، دمشق، دارالقلم، چاپ اول، ،» مفردات الفاظ القرآن « : راغب اصفهانی 1412 ق .
22 . بیروت، موسسة الرسالة، چاپ سوم، ،» المفصل فی احکام المراة والبیت المسلم « : زیدان، عبدالکریم 1417 ق .
23 . بیروت، دارالفکر، ،» الدر المنثور فی التفسیر المأثور « : سیوطی، جلالالدین 1414 ق .
24 . سمرقندى، نصر بن محمد، تفسیر السمرقندى المسمى بحر العلوم، دار الفکر – لبنان – بیروت، چاپ: 1 ، 1416 ه.ق .
25 . شوکانی، فتح القدیر، دار ابن کثیر، دمشق، چ: 1 ، 1414 ه.ق .
26 . صنعانى، عبدالرزاق بن همام، تفسیر القرآن العزیز المسمُّى تفسیر عبدالرزاق، دار المعرفة بیروت، چاپ 1 ، 1411 ق .
27 . بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، چاپ سوم، ،» المیزان فی تفسیر القرآن « : طباطبایی، محمد حسین 1393 ق .
28 . طبرانى، سلیمان بن احمد، التفسیر الکبیر: تفسیر القرآن العظیم )الطبرانى(، دارالکتاب الثقافی، اربد، چاپ: 1 ، 2008 م .
29 . طبرى، محمد بن جریر، جامع البیان فى تفسیر القرآن )تفسیر الطبرى(، دار المعرفة، بیروت، چاپ 1 ، 1412 ق .
30 . بیروت، داراحیاء التراث العربی، ،» مجمعالبیان فی تفسیر القرآن « : طبرسی، ابوعلی فضل بن حسن 1379 ق .
31 . قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ج 14 ، ص: 244 . تفسیر ابن عاشور، ج 21 ، ص 328 – 329.
32 . قرطبى، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، ناصر خسرو – ایران – تهران، چاپ: 1 ، 1364 ه.ش
33 . تهران، دارالکتب الاسلامیة، ،» تفسیر قمی « : قمی، علی بن ابراهیم 1365.
34 . تهران، انتشارات ناصر خسرو، افست از چاپ قاهره، چاپ اول، ،» مجمع اللغة العربیة، معجم الفاظ القرآن الکریم 1363.
35 . مراغى، احمدمصطفى، تفسیر المراغى، دارالفکر، بیروت، چ: 1.
36 . مغنیه، التفسیرالکاشف، دارالکتاب الإسلامی، قم، چ: 1 ، 1424 ه.ق .
37 . مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج 3 ، ص 508 ، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ: 1 ، 1423 ق .
38 . نائینی، محمدح سین؛ تنبیهالامه و تنزیهالمله، تهران، ت صحیح و مقدمه و پاورقی از سید محمود طالقانی، شرکت سهامی
انتشار، چاپ نهم، 1378.
39 . بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، بیتا ،» جواهرالکلام « : نجفی، محمدبنحسن .
40 . نحاس، احمد بن محمد، اعراب القرآن، دار الکتب العلمیة، منشورات محمد علی بیضون، بیروت، چاپ: 1 ، 1421 ه.ق
41 . مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی، چاپ اول، ،» فرهنگنامه قرآنی « : یاحقی، محمد جعفر 1372 .
32
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.
یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.
» آیة الله محمدسروش محلاتی به گزارش روابط عمومی«سایت اندیشه ما» به نقل از کانال تلگرامی آیة الله محمد سروش محلاتی، نشست «حجاب؛ مسئلهای فقهی یا اخلاقی» شب چهاردهم شهریورماه با سخنرانی آیة الله محمدسروش محلاتی، استاد حوزه علمیه در فضای مجازی برگزار
آیت الله سیدضیاء مرتضوی مسئله حکم شرعی ریاست و قضاوت زنان از چندین منظر فقهی قابل بررسی است. یکی از آنها ارزیابی ادلهای است که فقیهان از گذشتهی دور تاکنون در استدلال بر شرط ذکورت مطرح کردهاند. بررسی این ادله که به بیش از بیست مورد
بیانیه آیتالله علیاکبر سیفی مازندرانی، مبنی بر حمایت از حجاب اجباری و اقدامات دادستان مشهد در مواجه با افراد بدحجاب وبی حجاب واکنش اندیشوران فقه و اساتید حوزه را بر انگیخت برخی از منظر فقهی به حمایت از بیانیه مزبور پرداختند برخی دیگر
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.
یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.