یکشنبه، ۱۷ آبان ۱۴۰۵

شهید بهشتی و ضرورت پرهیز عالمان دین از سخن گفتن با زبان قدرت

آیت الله سیدضیاء مرتضوی ◀️ آیت‌الله بهشتی: «ای مسئولان جمهوری اسلامی!… اگر در مناسبات داخل جامعه اسلامی و مناسبات بیرون جامعه اسلامی تنها الفبایی که با آن حرف می زنیم «الفبای قدرت» باشد، به خدا سوگند این جمهوری اسلامی باقی نخوا هد

شهید بهشتی و ضرورت پرهیز عالمان دین از سخن گفتن با زبان قدرت

شهید بهشتی و ضرورت پرهیز عالمان دین از سخن گفتن با زبان قدرت

آیت الله سیدضیاء مرتضوی

◀️ آیت‌الله بهشتی: «ای مسئولان جمهوری اسلامی!… اگر در مناسبات داخل جامعه اسلامی و مناسبات بیرون جامعه اسلامی تنها الفبایی که با آن حرف می زنیم «الفبای قدرت» باشد، به خدا سوگند این جمهوری اسلامی باقی نخوا

هد ماند… ما نباید با ژست قدرت، با مردم رابطه برقرار کنیم و اگر چنین کردیم، هم روحانیت را آلوده کردیم، هم حکومت را… در جمهوری اسلامی حکومت و قدرت برای خدمت است و تنها حکومت و قدرتی که در جهت خدمت خالصانه به مردم باشد مشروعیت دارد و حکومت و قدرتی که در این جهت نباشد مشروعیت ندارد.»

◀️ اینک در پی تجربه های تلخ و شیرینی که از منظر ارزیابی «نقش علمی و عملی عالمان» در تقویت و تضعیف پایه های «اعتقادی» و پایبندی و بی مبالاتی در چارچوبهای «شرعی» و پیشرفت و پسرفت ارزشهای «اخلاقی»، پیش رو داریم، به درک فزونتر و عینی تری از ضرورت «سکینه» و «حلم» برای علم و عالمان دین دست یافته ایم و دستاوردهای مبارک آن در سطح رفتارهای فردی و جریانی و حکومتی را دیده ایم و بر پی‌آمدهای ناگوار فاصله گرفتن از آن نیز وقوف بیشتری داریم.

◀️ مگر نه این است که «علم» از سنخ نور است و زورگویی و جابریّت از سنخ تاریکی و جهل؟ پس چگونه می شود که «علم» سر از رفتار جابرانه یعنی علم سر از جهل درآورد؟! علم، هم خود «قدرت» است و هم «قدرت» می‌آورد. اگر در روایات با تأکید از ما خواسته اند علم خود را آراسته به «حلم» کنیم، برای این است که قدرت برخاسته از علم از درون «مهار» شود و اسب چموش و سرکش و تندپای قدرت‌ طلبی، رام نورانیت علم گردد و عالم را به پرتگاه شقاوت و سیاه‌دلی نیافکند. اگر در آموزه علوی آمده است که «علم خود را جهل قرار ندهید» یک مصداق آن پرهیز دادن از سوء استفاده از قدرتی است که علم به دست می دهد.

◀️ اگر در عرصه فکر و اخلاق و فقه و فرهنگ و در واقع در هجوم نادانی ها و مظاهر جهل بسیط و مرکب، از داخل و خارج، به رغم قدرت علم و اقتدار عالمان، توان مقابله کافی در میان نباشد و در نگاه برخی چاره اصلی کار در کاربرد «سوط» و «سیف» دیده شود، یک عامل آن را باید در این احساس عامّه جست که «علم» موجود به درستی و کفایت مزین به «تواضع» و «حلم» نیست و رفتار «فرازمندانه» برخی «عالمان» و «تابعان»، جای مناسبات «فروتنانه» را گرفته است و پیش از هر چیز باید کاری کرد که این احساس به واقع از میان برود.

◀️ دستاورد روش‌های مستبدانه چیزی جز تاراندن جامعه از گرد خود و درآمدن در شمار «علمای جبار» که در روایت معتبر امام صادق(ع) از آن پرهیز داده شده نخواهد بود: «در «طلب» علم باشید و آن را با «حلم» و «وقار» بیارایید و عالمان جبار نباشید، که باطل شما حق شما را از میان می‌برد».

◀️ نباید گمان برد «عالم جبار» و زورگو تنها کسانی از عالمان هستند که با اسم و رسم و شهرت در جامعه یا در کنار یک حاکم جبار، زورگویی می‌کنند؛ یک طلبه درس نخوانده و غیر مهذب در یک مسجد، در یک روستا یا در یک مسئولیت جزء نیز می‌تواند در شمار «عالمان جبار» باشد؛ عالمان جباری که همان گونه که مجال فکر کردن به خودشان را نداده و نمی‌دهند، با دیگران نیز با استبداد رأی رفتار می‌کنند و با قلدری سخن می‌گویند. اینان فاقد نخستین شرط طلبگی و هدایت هستند و جز وزر و وبال برای خود و دیگران دستاوردی نخواهند داشت و تجربه نیز جز این را نشان نداده است.

◀️ در روایات ما عالمان بدکردار راهزنانی شمرده شده‌اند که راه را بر اخلاق و اعمال و اعتقادات مردمانی که در پی زندگی دینی اند می بندند و به تعبیر نقل شده از امام عسکری(ع)، «ضرر و شرّ چنین عالمانی بر توده ضعیف شیعه از رفتار سپاه یزید، بر حسین بن علی(ع) و اصحاب ایشان فزون‌تر شمرده میشود، زیرا سپاه یزید جانها و مالها را به یغما می‌برند اما عالمان سوء از جمله «شک» و «شبهه» را بر دل ضعفای شیعه می اندازند و آنان را گمراه می‌سازند.

◀️ آیت‌الله بهشتی: «علمای اسلام اگر در مقام ولایت، دنیا طلبی کردند، اگر اخلاقشان اخلاقی طاغوتی شد، اگر اینهایی که تا قبل از ولایت فقیه با مردم خاکی و متواضع بودند، حالا برای مردم قیافه گرفتند و حرکت کردند و نشست و برخاست کردند، اگر… من اصلاً میگویم اینها فقیه جامع‌الشرایط نیستند که ولایت داشته باشند.»

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.

یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.
دیدگاه شما پس از تأیید ناظر منتشر می‌شود.

مطالب مرتبط

آیت‌الله بهشتی و ضرورت توزیع قدرت

آیت الله سید ضیا مرتضوی 5 تیر 1401، موسسه مفتاح کرامت برش های متن 1⃣ در قانون اساسی قدرت سیاسی رهبری دوگونه مقید شده است: ۱- ساختاری، ۲- مصرح. تقییدات ساختاری مهم‌تر از تقییدات «مصرح» است و شامل تمام نهادهایی می‌شود که بخشی از قدرت را در قانون اساسی

۶ تیر ۱۴۰۱

ضرورت اصلاح قوانین مبهم و کشدار، در حمایت از آزادی‌ها و حقوق عمومی

آیة الله سیدضیاء مرتضوی 🔸روزنامه جمهوری اسلامی پنجشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۱ چکیده مقاله ۱- در قانون‌گذاری باید از به‌کارگرفتن عناوین مجرمانه مبهم و «کشدار» خودداری گردد؛ عناوینی که دست مجریان را برای برداشت‌های «موسّع» یا در صورت نیاز و بر خلاف هدف

۱۰ آذر ۱۴۰۱

چشم و گوشتان را نبندید!

آیة الله سیدضیاء مرتضوی 🔺چکیده مقاله 🔺روزنامه جمهوری اسلامی 🔻چهارشنبه ۲۳ آذر ۱۴۰۱ 🔶 ۱- برخی اصحاب قدرت و حکمرانی، به ویژه اگر خود را در جایگاه «هدایت خلق» ببینند، بیش از همه «می‌گویند» و کم‌تر از همه «می‌بینند» و «می‌شنوند»! نه خود توان شناخت مصالح از مفاسد را

۲۳ آذر ۱۴۰۱

بازگشت به مسیر اصلی انقلاب ضرورت اجتناب‌ ناپذیر

حجت الاسلام والمسلمین استاد سید جواد ورعی روزنامه جمهوری اسلامی ⬅️ تشکيل حکومت در دنياي امروز اقتضائاتي دارد که بدون التزام بدانها، نمي‌توان حکومتي مطلوب داشت، به ويژه اگر ادعاي ارائه الگويي جديد از حکمراني شايسته در ميان باشد. در اين مجال کوتاه تنها به يکي از اين اقتضائات مي‌پردازم. يکي از اقتضائات ضروري

۲۱ آذر ۱۴۰۱