عنوان: عنوان:مطهری و تفکری که حذف شد. بررسی مواضع و دیدگاه شهید مطهری
سخنران آیتالله محمد سروش محلاتی
به گزارش روابطعمومی «سایت اندیشه ما» آیة الله محمد سروش محلاتی از اساتید درس خارج فقه حوزه علمیه قم به مناسبت سالگرد شهادت استاد مطهری سخنرانی لایو ارائه نمودند که گزیده سخنان ایشان تقدیم مخاطبان گرامی میگردد:
دوازدهم اردیبهشتماه که مصادف است با سالگرد شهادت استاد مطهری بنده وظیفه خود میدانم مطالبی را به همین مناسبت ارائه کنم.
در سالهای گذشته مبانی فکری استاد مطهری را از زاویهای تبیین میکردم؛ اما امسال به جایی مبانی فکری به تبیین مواضع سیاسی ایشان میپردازم کموبیش از مواضع سیاسی ایشان در زمان حکومت پهلوی اطلاع دارید در این باره نگارشهای مختلفی وجود دارد من نیاز نمیبینم در این باره صحبت کنم آنچه که موردنظر است بحث از مواضع سیاسی استاد مطهری پس از پیروزی انقلاب اسلامی است. البته استاد مطهری فقط دو ماه ونیم بعد از پیروزی انقلاب زنده بود آنچه شایسته بررسی است این است که شهید مطهری در ماههای پیروزی انقلاب اسلامی و تأسیس نظام جمهوری اسلامی چه مواضعی داشت.
بخصوص این بحث برای کسانی که سؤال مطرح میکنند مفید است کسانی میپرسند اگر شهید مطهری بود اندیشههای شهید مطهری مبنای برای اداره کشور قرار میگرفت وضع ما چگونه بود؟
آیا در همین وضع بودیم یا وضعیت متفاوت داشتیم بنده در صدد آن هستم که توضیح دهم شهید مطهری چه مواضعی داشت؟
اگر مسیر انقلاب اسلامی بر اساس مسیر که وی درهمان اوائل انقلاب ارائه نمود ادامه مییافت وضع ما چگونه بود؟
پاسخ این سؤال کاری آسانی نیست نیاز است که مواضع و دیدگاه ایشان را در مقطع دو سه ماه اوائل انقلاب بدانیم
بر اساس سخنرانیهای استاد مطهری در آن دوران کوتاه که خوشبختانه سخنرانیها منتشر شده است بنده به سخنرانیهای ایشان استناد نمیکنم؛ چون نوع مورد استفاده و در دسترس بوده است.
مباحث ایشان در باره آزادی عقیده و فکر، آزادیهای سیاسی و اجتماعی و یا مباحث در باره جمهوری اسلامی که ترکیب جمهوری اسلامی به چه معنا است آنچه که باقی میماند بهعنوان یک منبع برای استخراج مواضع استاد مطهری در آن دوره، صورتجلسات مذاکرات شورای انقلاب است در آن دوره صورتجلسات شورای انقلاب پیش از پیروزی انقلاب محل بحث ما نیست بهعلاوه سند مکتوبی از آن دوره در اختیار نداریم.
من سعی میکنم مواضع و دیدگاههای شهید مطهری را پس از پیروزی انقلاب بر اساس صورتجلسات شورای انقلاب مورد بررسی قرار دهم که اثری مطبوع و منتشر شده است و در پایان به استنتاج این مسئله بپردازیم که آیا وضع کنونی ما به لحاظ اجتماعی فرهنگی اقتصادی و سیاسی آیا مطابق مواضع استاد مطهری است یا به طور کلی روال کشورداری و نظام دچار تغییر شده است.
عنوان بحث من مطهری و تفکری که حذف شد استاد مطهری در 12 اردیبهشت 1358 به شهادت رسید شهادت این متفکر هرگز به معنای حذف اندیشه و تفکر او نیست؛ لذا باید با یک تحلیل دیگر سراغ این مسئله رفت که آیا با شهادت استاد مطهری اندیشه او هم حذف شد یا نه؟
به نظر بنده پس از شهادت استاد مطهری ما با یک فاجعه عمیقتر مواجه شدیم بهمرور زمان آرامآرام اندیشه شهید مطهری نیز حذف شد. خسارت حذف اندیشه شهید مطهری از خسارت حذف فیزیکی وی بهمراتب بیشتر بود.
اما تفصیل مطلب موضوعات که ما با آن مواجه هستیم فراوان هست در دهه نخست انقلاب بهخصوص در ماههای اول
با توجهبه گستردگی موضوع باید سهساله را در اینجا انتخاب کنم سابقه این سه مسئله را در همان آغاز جمهوری اسلامی پیگیری کنم همین سه مسئله کافی است برای رسیدن به پاسخ این پرسش که نسبتی بین مواضع استاد مطهری در آغاز تشکیل نظام با آنچه که امروز در نظام وجود دارد موجود است نسبتی بین آن موضعگیریها در 44 سال پیش وبا این موضعگیریها در 44 سال بعد میتوانیم با این نمونهها وضع خودمان را مشخص کنیم و حرکت خودمان را آشکار کنیم که ما به چه سمتوسویی در حرکت هستیم. در همان مسیر هستیم یا منحرف شدیم؟
مسائل امروز را با مواضع شهید مطهری مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم.
اما سه مسئلهای که بنده انتخاب کردم که بر اساس آن مواضع شهید مطهری را تحلیل کنیم.
مسئله اول مسئله آزادیهای سیاسی و اجتماعی و تأکید بر اینکه مردم باید درباره مسائل اساسی نظام نظر بدهند و نظام بر اساس آرای مردم اداره و مدیریت شود.
مسئله دوم شرایطی است که نسبت به دادگاههای وجود دارد درگذشته چه اعتقادی نسبت به محاکم داشت بعد مقایسه کنم مواضع شهید مطهری را با آن با شرایط امروز چه نسبتی دارد
اما مسئله سوم مسئله فرهنگی و اجتماعی است که مسئله حجاب است شهید مطهری در ماههای نخست پیروزی انقلاب درباره حجاب چه مواضع و دیدگاه داشته است. امروز ما در مسئله حجاب چه موضعی داریم. موضع دیروز و امروز در باره حجاب یکی است یا متفاوت است اگر متفاوت است چه تفاوتی کرده است.
این سه مسئله از مسائل است که برای بحث امروز اهمیت دارد.
آنچه امروز واقع میشود محصول تفکر و اندیشه شهید مطهری است یا نه؟
اگر فهرستوار بحث را دنبال کنیم؛ اما مسئله اول دخالت مردم در سرنوشت خود مسئلهای است که در آغاز تشکیل نظام مورد توجه شهید مطهری بوده است که رفراندوم برگزار شود و قانون اساسی تدوین گردد؛ اما چگونه؟
یک فکر و اندیشه این بود که یک قانون اساسی را برخی افراد بنویسند همراه با رفراندوم برای نظام مردم به قانون اساسی همه رای دهند؛ یعنی مجلسی از نمایندگان مردم برای تدوین قانون اساسی لازم نیست کافی است امام قانون اساسی را ملاحظه و تایید نماید. بعد مردم در مورد شکل نظام و قانون اظهارنظر نمایند .
شخصیت برجستهای که مقاومت کرد فقط استاد مطهری بود که فرمود: «جلو آزادی افکار را نگیرید» در اول پیروزی انقلاب شهید مطهری به رعایت آزادی افکار تأکید میکند نظر شهید مطهری این است که افراد معتمد مردم در تدوین قانون اساسی حضور داشته باشند. شهید مطهری بیان میدارد: «قانون اساسی را مخفی کردید از ما خواستید که آقا تصویب کند» «شما میخواهید مردم را در جریان نگذارید.» کسی که در فضای انقلابی اصرار داشت مردم تصمیمگیرنده باشد استاد مطهری بود که معتقد بود مردم حق دارند. مشارکت داشته باشد در تعیین سرنوشت.
اما مسئله دوم: مسئله دادگاه و محاکم است که با پیروزی انقلاب دادگاههای انقلاب کار خود را شروع نمود. عدهای از سران رژیم را اعدام میکردند وکسانی بودند به روند کاری دادگاههای انقلاب اعتراض داشتند ، اعتراض شهید مطهری فراتر از اعتراض به کار آقای خلخالی است البته ایشان به روشی که این قاضی داشت، معترض بودند.
ایشان در موارد متعدد نسبت به کار محاکم معترض بودند که در صورت جلسات شورای انقلاب موجود است. شهید مطهری معتقد بود محاکمه حضور هیئت منصفه نباید مخصوص جرایم سیاسی باشد؛ بلکه لازم است محاکمه در دادگاه انقلاب نیز بایستی با حضور هیئتمنصفه برگزار شود. شهید مطهری میگوید: «به جنتی گفتم مسلحهای بالای سری شما، شما را مجبور کرده است حکم صادر کنید»
مسئله سوم: مسئله حجاب است مباحث علمی استاد مطهری در مورد حجاب روشن است؛ اما مسئله حجاب در جمهوری اسلامی از نیمه اسفند پنجاه هفت شروع شد با سخنرانی حضرت امام که فرمود زنان کارمند حق ندارند بدون حجاب وارد ادارات دولتی شوند این مسئله بعد از سخنرانی حضرت امام در شورای انقلاب مطرح شد که چه باید کرد؟
نظر استاد مطهری این بود که قصد اجبار نمودن حجاب را ندارد؛ بلکه نظر حضرت امام ارشاد است بعد شهید مطهری اضافه میکند که امام از نظر حکم شرعی حق ارشاد و هدایت دارد؛ اما نمیگویم کتک بزنید. اگر شهید مطهری کلام مرحوم امام را درک نکرده پس کی درک کرده است؟


دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.
یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.