مذاکرات و جوان نماز شبخوان!
آیت الله سیدضیاء مرتضوی
به گزارش رسانه ها یکی از خطیبان «منصوب» با اشاره به مذاکرات موجود و در ستایش تیم مذاکره گفته است «در راس تیم قهرمان مقتدر ایرانی در مذاکرات یک جوان متدین نماز شبخوان، معتقد و اهل تهجد قرار دارد»؛ جملهای که یادآور سخن یکی از ستایشگران رئیس اسبق دولت است که زمانی او را «زندهکننده دعای فرج در سازمان ملل» شمرد!
نگارنده سیاست خارجی موجود را از جمله در موضوع مذاکرات، در مجموع با اصول «عزت، حکمت و مصلحت» که آقایان مدعی پاسداری از آن هستند سازگار نمیداند؛ چنان که روش کنونی فرار از گفتگوی مستقیم، آن گونه که سراغ داریم را دور از یک سیاست اصولی و متین و قابل دفاع می شمارد. ما در پایان جنگ تحمیلی و تجاوزکارانه عراق با آن همه جنایات، در حالی که تا چند روز پیش از آن دو طرف درگیر جنگ بودند، در مقر سازمان ملل شاهد یک گفتگوی سهجانبه و رودرو در یک میز سهضلعی بودیم و آسمان هم به زمین نیامد. اما اینجا نگارنده هیچ قضاوتی سلبی یا ایجابی درباره افراد مشخص نمیکند و آن را بیرون از وظیفه خود میداند و اگر مثالی آورده میشود، تنها و تنها محدود به این نوع نگاه است؛ چنان که اساسا پایین آوردن موضوع در سطح یک تیم یا یک فرد در آن را بر خلاف واقعیتهای موجود میداند. وقتی درباره یک وزیر زبردست و قابل در وزارت خارجه، افزون بر عمل حتی به صراحت گفته میشود که او کارهای نیست و فقط مجری دستور است، چه توقعی از این فرد یا آن فرد در گروه مذاکره میرود تا وجهه اصلی داوری قرار گیرد؟
آنچه محل توجه این طلبه است، شاخص و ملاکی است که از سوی سخنران یادشده به نام دین و ارزشهای اسلامی بازگو و بر آن تاکید میشود و مستقیم و غیر مستقیم به عنوان یک ملاک برای ارزیابی عملکردها معرفی میشود: «جوان نماز شبخوان»! این آن چیزی است که مطرح میشود تا به عنوان خاستگاه موفقیتهای خیالی برخی آقایان نشان داده شود. البته که نماز بسیار اهمیت دارد و بحمد الله مسئولانی داریم که از هر جریان و گروه که باشند اهل نماز بوده و هستند و چه بهتر که اهل نماز شب هم باشند. اما از نگاه دینی و اسلامی، پیش از نماز شب و پس از آن و همراه آن، در ماموریتی که به عنوان مثال یک تیم مذاکرهکننده دارد، بسی مهمتر و شرط اصلی است، توانایی علمی و عملی کافی و فهم درست از موضوعات و امانتدار بودن و تعهد آن فرد و این تیم به منافع جامعه است و این شرط اصلی و بیبدیل همه مسئولیتها به ویژه مسئولیتهای اجتماعی و عمومی است. نماز شب خوان بودن بیریا البته که یک فضیلت است اما رکن نیست و اساسا اگر آن شروط اصلی، و به ویژه فهم درست از ارزشهای اصلی دین نباشد، همین فضیلت میتواند حتی آسیبزا باشد و گاه میتواند فتنه بزرگی چون فتنه خوارج و جنگ نهروان را نیز بر پا کند! و این است که آدمی به یاد تفکری میافتد که مانع شدند تا علی(ع) کسی مانند عبدالله بن عباس را برای مذاکره و حکمیت در برابر عمرو عاص بفرستد و شد آنچه نباید میشد. البته همه ما آرزوی موفقیت تیم مذاکره را داریم.
◀️ در حالی به نام دین، چنین سخن گفته میشود که آن همه آموزههای دینی بر ملاکهای توانایی و امانتداری تاکید کرده است. به عنوان مثال، دختر شعیب(ع) به فهم غریزی یا ارتکاز عمومی میدانست که آنچه تعیینکننده است توانایی و امانتداری شخص در کار و مسئولیت است و به نقل قرآن با همین استدلال به پدر خود پیشنهاد کرد موسی(ع) را به کار گیرد: «انّ خیر من استأجرت القویّ الامین»؛ اما حالا سخنرانی که به نام همین قرآن سخن میگوید، به جای نشان دادن تحصیلات، تجربه، توانایی و مراتب امانتداری افراد در مذاکرات، از تهجد و شبزندهداری آنان سخن میگوید؛ این در حالی است که نه مردم و نه ظاهرا سخنران اساسا نمیدانند در مذاکرات چه گذشته و چه میگذرد!
◀️ در روایتی معتبر آمده است که زمانی عبدالله برادر امام کاظم(ع) در حضور ایشان از یکی از اصحاب درخواست کرد برای او بردهای معتقد به «ولایت» (یعنی شیعه) بخرد تا در مزرعه او کار کند. اما امام(ع) خاطرنشان کرد که «شایسته بودنش (از نظر اعتقادی) برای خودش است؛ برای وی بردهای توانمند بخر که در مزرعه او باشد و کار کند» و عبدالله نیز پذیرفت. آنچه برای عبدالله، در کشاورزی کارگشا بود توانایی شخص و طبعا امانتداری شخص بود، نه نوع اعتقاد کارگر به رغم اهمیت اعتقادات و نه نماز شب او. آقایان! راه را گم نکنید و نشانی نادرست از دین و دینداری به مردم ندهید! و السلام.



دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.
یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.