وقتی حکومت اسلامی تحقق پیدا کرد حاکمانی با رضایت مردم سری کار آمدند آیا در استمرار حکومت رضایت مندی مردم شرط است یانه؟
آیة الله محمد سروش محلاتی :
«سایت اندیشه ما» استاد خارج حوزه علمیه قم در ادامه صحبت های هفته گذشته که تحت عنوان « قدرت درنهج البلاغه» روز پنجشنبه 6 بهمن درکانون توحید برگزار شد به نقش وجایگاه رضایت مردم در تأسیس واستمرارحکومت اسلامی مطالبی را بیان داشتند که گزیده آن تقدیم مخاطبان گرامی
وی سخنرانی خود را با این پرسش آغاز نمود که رضایت مردم در شکل گیری حکومت چه نقش دارد
وافزود: این سوال را می توان به دوسوال دیگری تجزیه می گردد:
سوال اول این است که رضایت مردم در شکل گیری حکومت چه اثر دارد. پرسش دوم رضایت مردم در استمرار حکومت چه تاثیری دارد؟
استاد سروش محلاتی گفت: پرسش اول در جلسه گذشته مطرح شد وپاسخ آن ارائه شد.
پاسخ پرسش دوم را در جلسه امروز با استفاده از بیانات امیر المومنین مطرح می کنیم.
وقتی حکومت اسلامی تحقق پیدا کرد حاکمانی با رضایت مردم سری کار آمدند آیا در استمرار حکومت رضایت مندی مردم شرط است یانه؟
آیة الله سروش محلاتی در مورد رضایت مندی مردم در استمرار وبقا حکومت اسلامی بیان داشت.:
این مساله را امروز مطرح می کنیم که در باب مشروعیت حکومت اسلامی دو نظریه یا دو مبنا مطرح است.
مبنای اول مشروعیت حکومت اسلامی بر اساس نظریه قدرت. مبنای دوم بر اساس نظریه رضایت.
مبنای اول این است که اگر حاکم اسلامی دارای مشروعیت الهی است. همان نصب الهی ومشروعیت الهی برای توجیه اعمال اقتدار وحکمرانی کفایت می کند.رضایت مندی مردم شرط نمی باشد. ولی چون حکمرانی یک امرزمینی است. نیازمند همرایی وهمکاری مردم است حتی پیامبران الهی در تمشیت امور اجتماعی از حمایت مردم اسیتفاده می کردند. این نظریه ای است از گذشته در میان علما مطرح بوده است که بیعت زمینه ساز قدرت حاکم اسلامی است مردم اگر همرای وبیعت کنند حاکم اسلامی وظیفه پیدا درصورت عدم همرای مردم حاکم اسلامی وظیفه ای ندارد.
وی در ادامه بیان داشت :چه مقدار رضایت مردم لازم است تا حاکم بتواند متصدی اداره جامعه شود میزان رضایت مندی به اندازه ای است. که بتواند حاکم جامعه را اداره کند. گاهی رضایت حد اکثری است وگاهی حد اقلی. در اداره جامعه کمیت رضایت مندی ارزش واعتبار ندارد.آنچه مهم است که با رضایت مردم بتوان جامعه را اداره کرد ولو باضمیه اهرم دیگری، اگر بیست درصد مردم رضایت داشته باشند بقیه اش را با ابزار دیگر می تواند جامعه را اداره کنند.
تعامل مردم با حکومت ممکن است سه حالت داشته باشد. عده ای از مردم حاکم را یاری می کنند عده هم سکوت می کند وعده ای هم جرئت مخالفت را ندارد. در رضایت مردم به مقداری که حاکم توانایی پیدا می کند که جامعه را اداره کند کفایت می کنند
کسانی طرفدار این نظریه هستند به این قسمتی از خطبه شققیه استناد می کنند که حضرت امیر المومنین فرمود: لوْلاَ حُضُورُ الْحَاضِرِوَقِيَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ، وَمَا أَخَذَ اللهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أَلاَّ يُقَارُّوا[عَلَى كِظَّةِ ظَالِم، وَلاَ سَغَبِ مَظْلُوم، لألْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَ وَلَسَقَيْتُ آخِرَهَا بِكَأْسِ أَوَّلِها، وَلألْفَيْتُمْ دُنْيَاكُمْ هـذِهِ أَزْهَدَ عِنْدِي مِنْ عَفْطَةِ عَنْز»
امام فرمودند: من این مسئولیت را قبول کردم. به خاطر وجود ناصر ویاور حالا چه مقدار یاور وناصر لازم است. گاهی یاوری لازم است مانند میدان جنگ. گاهی به اندازه نیروی دشمن یاور لازم است وگاهی یاور کمتر است ولی توانایی غلبه بر دشمن را دارد. مهم کمیت نیست مهم نیروی است که توسط آن بتوان جامعه را اداره نمود «وْلاَ حُضُورُ الْحَاضِرِوَقِيَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ »ناصر ویاور باشد اگر یاور نبود وتعهد ومسئولیت الهی نبود ریسمان شتر را برعهده خودش می گذاشتم در نگاه امام وجود یاور وتعهد اسلامی مبنای پذیرش حکومت است.
این نظریه اگر چه درادبیات سایسی اظهار نمی شود و لی در ذهن خیلی از نظریه پردازان حکومت دینی این مساله است ازجمله کسانی که به طور صریح نظریه اش را مطرح می کرد مرحوم آیة الله محمد مومن است.
دربحث فقهی ایشان است مساله قدرت در باب اعمال اقتدار مطرح شده است
بیعت قدرت به وجود میآورد نه مشروعیت وقتی حاکم مبسوط آلید شد دیگر حضور مردم شرط نیست در استمرار مشروعیت قدرتی که داشته باشد برای اداره جامعه کافی است در نگاه این افراد میتوان جامعه را با همراهی 15 در صد میتوان کنترل کرد
استاد خارج حوزه علمیه قم در نقد این نظریه بیان داشت: این نظر در درون خودش دچار تناقض است اگر قدرت را جایگزین رضایت بدانیم در اداره جامعه و استمرار حکمرانی تکلیف آن مردمی که رضایت ندارند. چه خواهد شد شما باقدرت حداقلی از ناحیه مردم میخواهید جامعه را اداره کنید که در آن اکثر رضایتمندی ندارد.
آیا خداوند، پیامبر و امام معصوم اجازه داده است با زور و اکراه حکومت کنیم بر اساس مبانی دینی خدا اجازه داده است به امام معصوم تا با همراهی یک اقلیت بر تمام جامعه حکمرانی کند مگر اینکه قدرت را بر رضایت مردم برگرداند و با رضایت مردم حکومت کنند.
آیة الله سروش محلاتی در تبیین نظریه دوم گفت: اما مبنای دوم این است که رضایت مردم لازم است به همان دلیلی که در تشکیل حکومت اسلامی نیازمند رضایت مردم هستیم در استمرار حکومت نیز نیازمند رضایت مردم هستیم استدلال اینکه در مرحله تأسیس حکومت اسلامی رضایت مردم لازم باشد؛ ولی در مرحله استمرار و بقا رضایت مردم لازم نباشد یک تناقض آشکار است. اگر در ادامه و استمرار رضایت مردم قابل حذف است چرا از روز اول قابل حذف نباشد. اگر در تأسیس رضایت مردم شرط است چرا در استمرار و بقا شرط نیست چه اتفافی می افتد. به فرض اگر چنین تفکیکی بتوانیم این تفکیک فقط دریک نسل می تواند واقع شود نه در چند نسل اگر نسل دوم ونسل سوم درمیان باشد نسل که در تشکیل واستمرار دخالت داشتند اکثرا منقرض شدند نسلی بعدی در رضایت پیشین دخالتی نداشتند.
حالا سوال این است که رضایت نسل دوم وسوم تأثیری دارد یا ندارد؟ اگر پدر بزرگمان رضایت شان در تشکیل حکومت دخالت داشته اند چرا رضایت ما در استمرار حکومت اسلامی دخالت ندارد.
نظریه دوم چند اصل است:
اصل اول این است که بیعت یک پیمان تعهد آور است پس از بیعت باحاکمان اسلامی نمی توان بیعت رانقض کرد ، آیا همان نسل می تواند پیمان خود را تغییر بدهد، بیعت به عنوان یک قرارداد حقوقی حاکم است بر رضایت وعدم رضایت مردم، بایستی پای تعهد و پیمان خود بیستند، نقض بیعت جایز نیست. امام علی (ع) خطاب به اصحاب جمل فرمودند:ایهاالناس انكم بایعونى على ما بویع علیه من كان قبلى و انما الخیار للناس قبل ان یبایعوا فاذا بایعوا فلا خیار لهم و ان على الامام الاستقامه و على الرعیه التسلیم و هذه بیعه عامه من رغب عنها رغب عن دین الاسلام و اتبع غیر سبیل اهله و لم تكن بیعتكم ایاى فلته و لیس امرى و امركم واحدا و انى اریدكم لله و انتم تریدوننى لانفسكم
اصل دوم پای بندی به بیعت درصورتی است که حاکم صلاحیت ها وشایستگی را حفظ کند اگر صلاحیت را از دست بدهد ولایت ساقط می گردد ولی اهل سنت می گوید برای حفظ نظم اجتماعی حاکم فاقد شرط نیز مشروعیت دارد.


دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.
یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.