یکشنبه، ۱۷ آبان ۱۴۰۵

کنسرسیوم ایمان و هوش مصنوعی

متن کامل مصاحبه با آیت الله سیدمحمدعلی ایازی تاریح مصاحبه: 12 دسامبر 2022 بسم الله الرحمن الرحیم سرآغاز با سلام و تشکر از اعضای کنسرسیوم ایمان و هوش مصنوعی که امکان بحث و بررسی را برای اینجانب فراهم کردند. بی­گمان ارزیابی و سخن گفتن در این حوزه در یک

کنسرسیوم ایمان و هوش مصنوعی

متن کامل مصاحبه با آیت الله سیدمحمدعلی ایازی

تاریح مصاحبه: 12 دسامبر 2022

بسم الله الرحمن الرحیم

سرآغاز

با سلام و تشکر از اعضای کنسرسیوم ایمان و هوش مصنوعی که امکان بحث و بررسی را برای اینجانب فراهم کردند. بی­گمان ارزیابی و سخن گفتن در این حوزه در یک گفتمان جمعی به ارتقای بحث و تبادل دیدگاه­ها کمک می­کند و زمینه­های گفتگوی همدلانه میان ادیان را فراهم می­سازد و از این که این کنسرسیوم پیشگام شده و به موفقیت­هائی هم در حوزه اندیشه و نقد آن نائل آمده، جای بسی خوشوقتی و قدردانی است. سخن خودم را در پاسخ به پرسش­های هوش مصنوعی با دو نکته مقدماتی آغاز می­کنم:

یکم: گریزناپذیری این حرکت علمی:

ما چه بخواهیم و چه نخواهیم این روند مطالعات هوش مصنوعی، هم در حال انجام است و هم در حال گسترش. اگر امروز مقوله­هایی را در هوش مصنوعی در حوزه­های خاصی مانند خودران­ها یا پهبادها یا برخی از دستگاه­هایی رباطی که ما آنها را می­شناسیم که فعالیت می­کنند، اما مسلما در حوزه­های دیگری به این گستردگی در زمینه معادله انسانی رشد و گسترش خواهد یافت و در نتیجه روند تکاملی آن در آینده­ای نه چندان دور شگفت­آور و بلکه غافلگیرکننده خواهد بود و فکر می­کنم سخن گفتن در اصل آن بی­معنا است. این­که شرکت­های بزرگی در آینده در حوزه هوش مصنوعی با مدل‌سازی ویژگی‌های یک پدیده، رویداد، رفتار یا فرآیند  درکی انتزاعی و پیش‌بینی‌کننده از عملکرد انسان شکل خواهند گرفت، جای بحث و سخن نیست و این­که از این طرح­ها در سطح افکار عمومی پشتیبانی خواهند شد، باز چیزی نیست که پنهان باشد. سخن در آینده­پژوهی­های آن در این حوزه و حوزه مطالعات و تحقیقات آنان نه دریک موضوع خاص رویداد، رفتار یا فرآیند عمل؛ بلکه در موضوعات مختلف و در پی تحقق بخشیدن به قدرت علمی جامعه که قدرت فرهنگی و سیاسی و اقتصادی آن هستند و یک رقابت جدی­ای هست که این کار را دنبال می کنند. پس ما نمی­توانیم بگوییم این فعالیت­ها را چه­کار بکنیم؟ این کار در حال اتفاق هست و دست ما هم نیست که بیاییم در باره اصل آن چون و چرا کنیم. ما می­توانیم بگوئیم که اگر این کار را در حوزه عقیده و ایمان مورد تأکید قرار دهیم، اتفاق بهتری رخ خواهد داد.

دوم: ضرورت آسیب­شناسی:

بدون شک هوش مصنوعی در آینده نه چندان دور زندگی ما را بیشتر تحت تأثیر قرار خواهد داد. همینطوری که در تحولاتی که در سه دوره گذشته اتفاق افتاده، (انقلاب صنعتی، اینرنت)بخصوص از آن زمانی که مساله نت و ایجاد شبکه­های اجتماعی شکل گرفت و در قالب غول­های اطلاع رسانی به وقوع پیوست و شاهد آن بودیم که چه دگرگونی­هایی در عالم اقتصاد و سیاست اتفاق افتاد و بایدها و نبایدها و ارزش­های اجتماعی و شیوه زیست انسانی را به نظام جهانی تحمیل کرد، باید شاهد باشیم که در آینده نیز این تحول در هوش مصنوعی زیست متفاوتی را باز تحمیل خواهد کرد و در این تحولی که به حوزه هوش مصنوعی می­رسد نوعی توانمندسازی­های فردی و بهتر کردن انسان­ها و دسترس بودن آزادانه برای همه افراد فراهم خواهد ساخت.

خوب وقتی ما شاهد آن هستیم که هوش مصنوعی می­تواند در بهینه­سازی­های لجستیک، مطالعات و تحقیقات اجتماعی، پزشکی، یا علوم انسانی، علومی تجربی یا ارتقای علمی مثل تشخیص تقلب، خلق آثار هنری و کارهایی که در حوزه زبان و ترجمه درحال اتفاق است، مانند سیستم های ماشینی هوشمند که در بسیاری از این مسائل اتفاق می­افتد، پس می­تواند نشان بدهد و نویدی بدهد که بهرمندی بیشتری را برای بشریت به ارمغان می­آورد. این­ موارد و موارد مشابه دیگر نقاط مثبتی هستند که کم نیستند و بسادگی نمی­توان از کنار آن عبور کرد. این محققان اسلامی هستند که در کنار ادیان دیگر باید طرحی ارائه دهند که با استقبال از نقاط مثبت، آسیب­شناسی شود و همچنین باید آینده­پژوهی شود که چه مشکلاتی این تحول بزرگ را در حوزه معنویت، ایمان و اخلاق تهدید می­کند و اگر به بشریت در زمینه علم و رشد رفاه کمک می­کند، آیا در خلق ارزش­های اخلاقی مثل عدالت، امنیت هم کمک می­کند و آیا این هوش مصنوعی چه فرصت­هائی معنوی را ایجاد می­کند و چه تحولی در حوزه شناخت­شناسی انسان پدید می­آورد، در آن صورت است که استقبال از هوش مصنوعی و سخن از الگوریتم­هایی که در فضای ایمان به معنویت پیشنهاد می­شود، معنادار و در جهت کمک به آرامش واقعی بشریت خواهد بود و راهنمائی به فرد خاص راهنمائی جامعه تلقی می­گردد.

پرسش اول

  • هوش مصنوعی با مدل‌سازی ویژگی‌های یک پدیده، رویداد، رفتار یا فرآیند می‌تواند درکی انتزاعی و پیش‌بینی‌کننده از عملکرد آن ترسیم کند و رفتار آینده آن را پیش‌بینی کند. آیا برای هدایت انسان ها به این نوع الگوریتم های پیش بینی نیاز داریم؟ چه نیازی به آنها داریم؟

با توجه به نکات مقدماتی پاسخ خودم را نه با ابعاد مثبت و مفید مسئله که در چالش­های این مدل­سازی آغاز می­کنم.

چالش­های مدل­سازی و الگوریتم هوش مصنوعی

در این خصوص 5 چالش اساسی وجود دارد. الگوریتم­های پیش­بینی می­تواند برای هدایت انسان مثمر ثمر واقع شود، اما به این پنج مساله باید بصورت جدی فکر کنیم.

مساله اول: چالش سلب اختیار انسان:

هوش مصنوعی که درکی انتزاعی و پیش‌بینی‌کننده از عملکرد را ترسیم کند و رفتار آینده آن را پیش‌بینی نماید، هرچند نقطه عطفی در تاریخ حیات فکری انسان خواهد بود. اما سئوال این است که آیا قابلیت پیش­بینی و تصمیم اگر سازگاری داشته باشد که گزینه­های مختلف را در پیش او بگذارد، مطلوب و تقریبا رفتاری طبیعی با هویت اختیاری انسان است و در آن صورت در تنوعی که این انسان دارد، در جهت سلب اختیار نیست. اما نگرانی که هست نکند الگوریتم­ها با زمینه پیش­بینی که دارند منجر به سلب اختیار انسان بشود و انسان را در یک شرایط و موقعیتی ناخودآگاه و منفعلانه در تصمیمی قرار دهد که این انسان دیگر خود شخص با اراده و اختیار نخواهد بود. در این صورت او آگاه از فعل و انفعال تصمیم خودش نباشد؛ بلکه ترتیبات پیش­بینی به گونه­ای شکل گرفته باشد، بدون آنکه خودش متوجه باشد، مانند قرار گرفتن در ریل قطاری که گریزی از خروج مسیر ندارد و او مجبور است که گزینه­ای از پیش تعیین شده را انتخاب کند که با اطلاعات مخصوص و در غیاب اطلاعات دیگر او را به سمت آن هدایت می­کند و در نتیجه او ماشینی در کنار ماشین­های دینامیکی خواهد بود، که برای او تصمیم می­گیرند و او را در مجموعه­ای چند جانبه و مدهوش کننده قرار می­دهند که در آن اراده و انتخاب آگاهانه شخص معنا نخواهد داشت. (البته اکثریت جامعه در فرض طبیعی امروز مقهور اطلاعات ناقص خود هستند).

بحثی را یک جامعه شناس مسلمان ایرانی (دکتر شریعتی) در حدود 50 سال پیش مطرح کرده است با عنوان چهار زندان در کتاب انسان و اسلام که انسان دارای چهار جبر و چهار زندان است که یکی از آن­ها زندان طبیعت، یعنی ژن­هایی که از پدر و مادر و خانواده به او ارث رسیده است، و دوم هیستوریسم یعنی تأثیر تاریخ و جغرافیا و پیش­فرض­های تاریخی و زندان سوم سوسیولوژیسم و زندان نظام اجتماعی هست که برای او به وجود می­آورد. و بدترین زندان زندان خویشتن خویش است، حالا سوالی که وجود دارد این است که آیا این الگوریتم­های پیش­بینی کننده، موجب یک زندان پنجم برای انسان نمی­شود؟ این سوال من است که آیا این الگوریتم­ها چنین قابلیتی ندارند که باعث سلب اختیار از انسان از سوی سیستمی درهم تنیده و پیچیده با قدرت مسحورکننده بشود؟

نکته دوم: دور از دسترسی برای شناخت:

آیا این الگوریتم­ها آیا به گذشته وابسته است و اصلا ربطی به آینده مستقل از گذشته ندارد. چون اگردر پیوند با گذشته باشد و تجربه­های گذشته در کیفیت شکل­دهی به آینده در این الگوریتم پیش­بینی شده باشد و نوستالوژی­های گذشته در باروری و تصمیم مؤثر باشد، خوب قهرا نوع پیش­بینی آن به یک نوعی شناخته شده است. اما اگر الگوریتم­ها گذشته را قطع کند و صرفا به آینده بپردازد و خودش تولید کند و نه بازتولید، مساله فرجام این پیش­بینی سخت می­شود.

نکته سوم مساله ابداع و نوآوری و آینده سازی:

این نکته که آیا واقعا ابداع و نوآوری و آینده­سازی در ساختار وجود انسانی و شخصیت و ویژگی­هایی که او دارد، آیا در همین قالب و محدوده و قلمرو عمل می­کند یا نه چیز جدیدی را درست می­کند که ما آن را نمی­شناسیم و نمی­دانیم که به کجا می­رود. به تعبیر دیگر اینکه آیا این ابداع و نوآوری­ها و آینده­سازی­ها به ناکجاآباد نمی­رود و ناکجاآباد نمی­شود؟

نکته چهارم: مدیریت حکمرانی نامرئی

تهیه الگوریتم­های پیش­بینی ساز نوعی حکمرانی نامرئی است که این روند از هوش در نهایت این الگوریتم­ها دست چه کسی قرار می­گیرد. دست شرکت­هایی مانند (فرض کنید) گوگل، مایکروسافت توئیتر یا برخی شرکت های بزرگ دیگر که غول اطلاعاتی هستند که گاه حکومت­ها را هم  آن­ها به صورت نامرئی هدایت و تعیین می­کنند. (مانند اتفاقاتی که در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برای ترامپ اتفاق افتاد. این اتفاق زنگ خطری بود که نشان داد که شرکت­ها چگونه و چقدر تاثیرگذار هستند). یا نه حکمفرمانی در دست دولت­ها هستند و آنان هستند که این الگوریتم­ها را تعیین می­کنند و اگر در اختیار دولت­های دمکراتیک باشند، باز رسانه­های تحت سیطره همان غول­های خبری چه نقشی می­آفرینند. این نکته باز بیشتر سئوال است؟

نکته پنجم: مناسبات جدید اجتماعی و فرهنگی

وقتی انقلاب صنعتی اتفاق افتاد، به دنبال خود چیزهایی را در زندگی فردی و اجتماعی انسان به وجود آورد و خیلی وضعیت زندگی و شکل مناسبات اجتماعی جوامع و انسان­ها را دگرگون کرد. وقتی ما به گذشته قبل از ماشین بر می­گردیم، شیوه زیست قبل و بعد آن، تفاوت جدی پیدا کرد. امروز ما به خوبی تحولات رفتاری مردمان آن نسل­ها را در مقایسه با گذشته قبل از می­توانیم ارزیابی و مقایسه کنیم. بعد وقتی که ما به انقلاب تکنولوژیک و اینترنت رسیدیم، شکل جدیدی از مناسبات اجتماعی را به ارمغان آورد که با گذشته خیلی تفاوت می­کرد. امروز مرزبندی میان نسل موبایل و شبکه­های اجتماعی با کسانی که در قبل از آن دوره هستند قابل مشاهده و مثال زدنی است. به جز مسئله دانش و اطلاعات، شیوه زبان و رفتار نسل وابسته به این تکنولوژی متفاوت با نسل قبلی است. نکات دینی و اخلاقی آن نیازمند تحلیل و رفتارشناسی است.

بعد که مرحله هوش مصنوعی فراگیر و جهانی و متنوع شود، باید باز هم شاهد تفاوت­ها و تغییراتی باید باشیم که در زندگی کنونی از هم اکنون ایجاد ­کرده است. سوال اینجانب این است که اگر این حجم از دیتاهایی که بوجود می­آید. این هوش مصنوعی که می­خواهد عمل بکند، آیا به هم­ریختگی آن قابل پیش­بینی هست یا قابل پیش بینی نیست. چه اتفاقی رخ می­دهد این مساله پنجم من است.

بنابراین، گرچه من با تحقق چنین الگوریتمی به شکل کلان آن با خوشبینی به آینده برخورد می­کنم و همیشه با همین روحیه خوش­بینی می­گویم در آن زمان که بشریت بمب اتم را کشف کرد و ضایعات و تلفات سنگینی را بر بشریت تحمیل کرد و حجم نابود کردن انسان­ها و شهرها را شاهد بودیم و بعد به دنبال خود اتفاقاتی را آورد، اما بالاخره بشریت راهی برای کنترل آن پیدا کرد که مقدار بسیار بزرگی از خطرات آن را کاست، هرچند باز همیشه این نگرانی برای بشریت وجود دارد که فردی دیوانه بخواهد از آن سوء استفاده کند.

من با همین خوش­بینی می­گویم که در باره هوش مصنوعی هم اگر الگوریتم­هائی درست کند، که پیش­بینی کند و برای افرادی فرصت تهدید را فراهم سازد، اما بشریت می­تواند در نهایت و با افت و خیز و تلفات بسیار سنگین و شکننده آن را کنترل کند، اما در هر حال چون این انسان است و تحرکش تحرک دینامیکی است. این تهدید و خطر همواره به شکل فزاینده و نامرئی وجود دارد که می­تواند در مورد انسان­ها تحلیل­هایی بکند که فرآینده آن خطرناک و ترسناک باشد.

من برای اینکه فهمی از سخن خود ارائه داده باشم در این زمینه اشاره می­کنم به فوتبال. در زمینه فوتبال کارشناسان و آشنایان به فوتبال شهر و کشوری محاسباتی می­کنند و شرط بندی را تعیین می­کنند، اما با همه این­ها می­بینید که عموم افرادغافلگیر شده و پیش­بینی­ها درست در نمی­آید و در لحظات آخر یک اتفاقات دیگری می­افتد. می­گویند خوب دیگر این دنیای فوتبال است. پس وقتی در یک فوتبال ساده اینطور غافلگیرکننده است. در باره هوش مصنوعی  در وضعیتی که نسبت به انسان و پیش­بینی­های سخت مسائل کلی هست، مجموعا با ظرفیت­های طبیعی که امکان خطا وجود دارد و هوش مصنوعی این فرایند را سرعت می بخشد و شتاب می­دهد. من می­خواهم بگویم که البته جای نگرانی هست و هرچه محتمل خطرناک باشد، اما درصد ضعیف آن احتمال، باز کمش هم زیاد و خطرناک است و از خطرات جدی آن برای بشریت نمی­کاهد.

پس پنج سوال و چالش را مطرح کردم در زمینه این 5 سئوال، باید کاری کرد و البته کسانی که مدافعان هوش مصنوعی هستند بیشتر روی پتانسیل­های توانمند سازی هوش مصنوعی و جنبه­های مثبت آن تکیه می­کنند که چه ابداعاتی دارد. درست هم هست، اما سخن من این است که آن سخن­ها درست، اما تا چه اندازه می­تواند این الگوریتم­ها با اخلاق، معنویت و عدالت اجتماعی سازگار باشد. آیا ممکن است این هوش مصنوعی مسائلی را برای انسان تحمیل کند که نتواند به سادگی از آن گردونه خارج بشود و شرایط غیر واقعی را برای انسان ایجاد بکند. بخصوص تاکید من با گسترش حجم دیتاها هست که در آن وقت شرایط را به صورتی تصاعدی تشدید و خطرناک می­کند که شناخت آسیب­ها و پیش بینی برای مهار آن را به شدت سخت و نگران کننده می­کند.

پرسش دوم

  • ربات‌های هوشمند می‌توانند با نظارت و هدایت انسان‌ها را در تصمیم‌گیری بهتر یاری کنند. آیا این نوع تعامل ربات و انسان را مفید (یا حتی مجاز) می­دانید؟ تحت چه شرایطی؟

قلمرو تعامل ربات و انسان

یاری رساندن انسان البته که خیلی مهم است، اما این مسئله در صورتی در فضای ایمانی قابل قبول است که نوع تعامل ربات و انسان را در چهارچوب­های این هدف، مشخص کنیم، مثل این که: 1) هوش مصنوعی چه­کارهائی در تصمیم­گیری بهتر می­تواند یاری بکند. 2)آنان کدام هدف را می­خواهند دنبال کنند؟ 3)شرکت­های بزرگی که تأمین کننده و مصرف کننده این الگوریتم­ها هستند، دنبال چه نوع از هدایت انسان و در راستای کدام منافع سیاسی و اقتصادی، و هدایت انسان‌ها را در تصمیم‌گیری بهتر یاری می­کنند؟ آیا لازم نیست این مسائل به طور شفاف روشن شود؟ آیا ادیان می­توانند راه حل نشان بدهند؟

وقتی ما در این طرف دنیا به این مساله فکر می­کنیم می­گوییم که بالاخره نظام سرمایه­داری به دنبال سود و قدرت است و اگر سود نباشد نه فعالیت می­کند و نه سرمایه­گذاری. امروز نگاه کنید این شرکت­های ایلان ماسک چگونه تبدیل به قدرت نرم اقتصادی و بلکه سیاسی شده است و گاهی برخی از این شرکت­ها کاندیدائی را از گردونه کار ساقط می­کند و چون سودآوری دارند، همه چیز محتمل است. خصوصا که هوش مصنوعی با توانائی­های ویژه که دارد. آیا می­توان مدلی را پیشنهاد داد که هم منافع تولیدی تأمین شود و هم در راستای انسانیت انسان باشد.

بنابراین، پرسش جدی این است: آیا در کنار این تصمیم­سازی­های خوب و مفید آیا امکانش نیست که به سمت تصمیم­گیری­های بد و بدتر هم برود، برای این چیزی که شرکت­ها دنبال منافعشان هستند. یا آن شرکت­های تعریف و مشخص نه، بلکه در کنار این شرکت­ها، کسانی از این الگوریتم­ها سوء استفاده کنند، کسانی که در هیچ چارچوب اخلاقی و انسانی و قاعده­مند قرار نمی­گیرند، مثلا ترویست­ها و جریاناتی که خشونت طلب هستند از الگوریتم این هوش و این اطلاعات و این تصمیم­ها استفاده کنند.

سخن را از این باب می­گویم که در گذشته این نوع سوء استفاده سابقه داشته است. وقتی که اینترنت آمد گروه­هایی برای فروش سلاح، برای فروش مواد مخدر و قاچاق امور خطرناک آمدند، و از آن برای مقاصد غیر اخلاقی سوء استفاده کردند. دنیای سکس امروز وسیله­ای برای مسخ کرامت زن شده و بدن او کالائی تبلیغاتی نظام سرمایه­داری.

البته تا حد زیادی این نگرانی با هوشمندی انسان خنثی شده است، اما سخن اینجانب این است که آیا وقتی شما می­گویید: هوش مصنوعی الگوریتمی بسازد که می­تواند تصمیم گیری بکند، آیا می­تواند کنترل بشود که در برابر تصمیم­های غلط هم بایستد و جلوی آن را بگیرد؟ آزادی اجتماعی شاید در مواردی منع نکند، اما همه جا آیا این چنین است؟

پرسش سوم

  • الگوریتم های هوش مصنوعی تا چه اندازه باید بتوانند به اطلاعات خصوصی افراد برای اجرای سیاست های نظم اجتماعی دسترسی داشته باشند؟ به نظر شما مهم ترین مسائل حقوق بشری که باید با فناوری های هوش مصنوعی مورد توجه قرار گیرد چیست؟

حفظ اطلاعات خصوصی حق و گرانیگاه تجویز هوش مصنوعی

بدون شک حفظ اطلاعات خصوصی حق هر انسان است. کرامت انسانی و عدالت اجتماعی ایجاب می­کند که اطلاعات خصوصی افراد برای اجرای سیاست های نظم اجتماعی مهار شود. معیار آن هم این دو اصل کرامت و عدالت و پایه فعالیت­های علمی و اقتصادی باشد، طبعا دو دغدغه مهم یک جامعه اخلاقی است که نسبت به مسائلش در این دو مسئله حساسیت داشته باشد.

اما سوال من این است که واقعا این مساله­ای که در حوزه اطلاعات خصوصی مطرح است تا چه اندازه در کوتاه مدت یا در درازمدت امکان برنامه­ریزی برای کنترل از زیاده­خواهی در برابر اطلاعات وجود دارد. این که هست و مسلما هیچ تردیدی نیست استفاده از هک کردن برای دسترسی به اطلاعات اشخاص.

مساله اطلاعات خصوصی حق هر انسان است که باید حفظ بشود. اما اینکه در کوتاه مدت یا بلند مدت امکان برنامه­ریزی برای کنترل از زیاده­خواهی در برابر اطلاعات وجود دارد و نظام­هایی که در این جهت وجود دارند بخصوص نظام سرمایه­داری تا چه اندازه ملزم برای شناخت ذائقه انسان برای شناخت سیاست­های نظم اجتماعی پایبند به اخلاق خواهد بود. من بحث رسوایی­ها را نمی­گویم . می­خواهم بگویم که مثلا فرض کنید دستگاه­ها و شرکت­هایی که می­خواهند بدانند خواسته­ها و ذائقه­های انسان چه هستند و از این­ها در جهت کانالیزه کردن آن در جهت منافع خاص استفاده کنند، نگرانی اخلاقی است.

برای آن چیزی که به عنوان شخصی سازی و نه به عنوان اطلاعات عمومی وجود دارند. بدون تردید باید تفاوت بگذاریم بین اطلاعات عمومی یک شخص و اطلاعات خصوصی شخص. من نگرانی که دارم در خصوص اطلاعات خصوصی شخص است که از آن سوء استفاده بشود. یعنی الگوریتم­ها یک چیزی را درست بکنند که بتوانند از آن اطلاعات خصوصی سوء استفاده بکنند. نظام هوش مصنوعی در شکل مطلوب آن باید به گونه ای انجام بشود که زمینه­های سواستفاده را به حداقل کاهش بدهد.

ادامه مصا حبه درپست بعدی خدمت مخاطبان گرامی تقدیم می گردد.

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.

یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.
دیدگاه شما پس از تأیید ناظر منتشر می‌شود.

مطالب مرتبط

کنسرسیوم ایمان و هوش مصنوعی

بسم الله الرحمن الرحیم کنسرسیوم ایمان و هوش مصنوعی متن کامل مصاحبه با آیت الله سیدمحمدعلی ایازی تاریح مصاحبه: 12 دسامبر 2022 سرآغاز با سلام و تشکر از اعضای کنسرسیوم ایمان و هوش مصنوعی که امکان بحث و بررسی را برای اینجانب فراهم کردند. بی­گمان ارزیابی و سخن گفتن در این حوزه در یک گفتمان

۱۰ دی ۱۴۰۱

آشنایی با نو اندیشان دینی / آیة الله سید محمد علی ایازی

آشنایی با نواندیشان دینی/ ایة الله سید محمد علی ایازی سید محمدعلی ایازی (متولد ۱۳۳۳ خورشیدی) قرآن پژوه معاصر، مجتهد شیعه[۱] و استادیار بازنشسته دانشکدهٔ حقوق، الهیات و علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران است.[۲] در سال ۱۳۷۷ در ششمین دوره خادمان نشر قرآن کریم، به دلیل تلاش در گسترش پژوهش‌های

۱۳ اسفند ۱۴۰۱

کار مجلس خبرگان بیانیه دادن علیه مردم نیست، این مجلس باید درباره‌ی موضوعاتی که وظایف خودش است بیانیه صادر کند و وظایف قانونی‌اش را انجام دهد.

آیت‌الله سیدمحمدعلی ایازی سایت اندیشه ما» به نقل از انصاف نیوز، آیت‌الله سیدمحمدعلی ایازی، عضو شورای مرکزی مجمع مدرسین و محققین حوزه با انتقاد از عملکرد مجلس خبرگان

۴ اسفند ۱۴۰۱

یک جامعه وقتی دینی است که در آن عدالت باشد. جامعه‌ای که دچار فقر، فساد، ویژه خواری و غیره است دینی نیست.

آیةالله ،سید محمدعلی ایازی نکات برگزیده مطلب پیامبر اهل عفو است و جالب اینکه قرآن نمی‌فرماید وقتی‌که از تو ای پیامبر درخواست عفو کردند آن‌ها را ببخش، بلکه می‌فرماید «فاعف عنهم»؛ کسی

۲۸ بهمن ۱۴۰۱