یکشنبه، ۱۷ آبان ۱۴۰۵

کنسرسیوم ایمان و هوش مصنوعی

بسم الله الرحمن الرحیم کنسرسیوم ایمان و هوش مصنوعی متن کامل مصاحبه با آیت الله سیدمحمدعلی ایازی تاریح مصاحبه: 12 دسامبر 2022 سرآغاز با سلام و تشکر از اعضای کنسرسیوم ایمان و هوش مصنوعی که امکان بحث و بررسی را برای اینجانب فراهم کردند. بی­گمان ارزیابی و سخن گفتن در این حوزه در یک گفتمان

کنسرسیوم ایمان و هوش مصنوعی
بسم الله الرحمن الرحیم

کنسرسیوم ایمان و هوش مصنوعی

متن کامل مصاحبه با آیت الله سیدمحمدعلی ایازی

تاریح مصاحبه: 12 دسامبر 2022
سرآغاز
با سلام و تشکر از اعضای کنسرسیوم ایمان و هوش مصنوعی که امکان بحث و بررسی را برای اینجانب فراهم کردند. بی­گمان ارزیابی و سخن گفتن در این حوزه در یک گفتمان جمعی به ارتقای بحث و تبادل دیدگاه­ها کمک می­کند و زمینه­های گفتگوی همدلانه میان ادیان را فراهم می­سازد و از این که این کنسرسیوم پیشگام شده و به موفقیت­هائی هم در حوزه اندیشه و نقد آن نائل آمده، جای بسی خوشوقتی و قدردانی است
قسمت دوم مصاحبه ایة الله ایازی

پرسش چهارم

  1. چگونه می توان از ربات های هوشمند برای درک رفتار یک انسان بالغ و شخصی سازی احکام فقهی برای او استفاده کرد؟ برای شخصی سازی یک تصمیم فقهی، هوش مصنوعی باید در مورد هر فرد چه چیزهایی بداند؟

استفاده از هوش مصنوی برای درک رفتار و تعیین احکام فقهی

استفاده از ربات­های هوشمند به منزله کاری اجتهادی و استنباطی برای تعیین تکلیف فرد، از ظرفیت­های مهمی است که می­تواند در فضای دینی مفید باشد، اما نیازمند تأمل و همه جانبه­گرائی در الگوریتم­های مناسب آن است. ربانی که بتواند برای همه پرسش­هائی در حوزه مسائل عمل دینی پاسخ مناسب را ارائه دهد. مدل این ربات مانند پزشک شخصی عمل می­کند، وقتی شخص مسئله خود را به درستی ارائه می­دهد، ربات هوشمند او را در جهت شناخت بیماری و فرایند درمان راهنمائی می­کند و در نهایت بیمار را در جهت تعیین تکلیف هدایت می­کند، که او چه کاری باید انجام دهد. اهمیت این نوع رباط سرعت دسترسی آسان و جامعیت پاسخ و اطمینان از روش هماهنگ و حفظ حریم خصوصی است.

اما در این زمینه چند نکته مهم نیازمند یادآوری است:

اولا: ربات­های هوشمند برای درک رفتار انسان بالغ و شخصی­سازی احکام فقهی، در صورتی ممکن است که همه ابعاد علمی و فنی و جهتی احکام را در بستر یک دین و مذهب با تنوع آرا و نظرات در جوامع دینی در این ربات پیش­بینی کرده باشد.

ثانیاً احکام فقهی را باید با یک پشتوانه اخلاقی و حقوقی بنیان گذاشت، به این معنا که آنچه که ما در حوزه احکام دینی داریم، اگر نه همه آن، بلکه اکثریت آن در حوزه تعامل اخلاق فردی و اجتماعی است و نوعی خویشتن داری­سازی و ایجاد مهارت معنوی انسان است. همه دستورات دینی در جهت تقویت بنیه معنوی و کمک­رسانی به دیگران است. چه آن چیزهایی که به رفتار شخصی و خصوصی  فرد بر می­گردد و چه مواردی که به رفتار اجتماعی او بر می­گردد. اصولا احکام فقهی ناظر به مسائل اخلاقی و پشتوانه آن است.

اگر چنین چیزی ایجاد شود که بتواند نوعی سیستم هوشمند درستی تعریف بکند که بتواند برای هر فرد دستورالعمل بدهد، بسیار مفید و کارساز و در شرایط بحران روحی و یاس و سرخوردگی و نیاز به آرامش روانی مفید است.

برای تبیین اهداف تهیه چنین الگوریتی باز از همان مثال شناخته شده و تجربه شده استفاده می­شود: در نظام پزشکی این­گونه نیست که مثلا هر کسی که سردرد دارد از یک نمونه دارو استفاده بشود. یا اگر هر کسی این بیماری را گرفت، به صورت کلی از داروی مشترک برای رفع بیماری استفاده کند. تشخیص درد و کمک به بیمار از نخستین اهداف این رباط است، از این­رو، باید اطلاعات خود شخص را بداند و بر اساس مدل او بگوید که این کار را انجام بدهد. در حوزه احکام دینی نیز همینطور است. این مساله در میان فقهای ما پیشینه هم دارد که گاه فقیهان در باره فردی خاص از دستورالعمل کلی استفاده نمی­کردند. مثلا کسی مسلمان می­شده و وقتی مسلمان می­شده، چون در موقعیت پذیرش انجام همه تکالیف نبوده، وقتی او از وظایف دینی می­پرسیده، مناسب با حال و آمادگی او دستورالعمل صادر می­کردند. یا در مورد توقع کمک مالی به فقرا و مساکین متناسب با وضعیت مالی طرف، دستورالعمل کمک برای مساکین می­کردند. الگوریتم­های هوش مصنوعی نیز اگر بتواند متناسب با آمادگی و توان شخص استعدادیابی کند و به او دستورالعمل خاص صادر کند، به معنای توسعه عملی کردن دین در حوزه خصوصی است. این ظرفیت سنجی و شخصی­سازی احکام که بر اساس اصل مصلحت بوده، بسیار مهم و اساسی در فقه خصوصی است. مانند آنچه طبیبی در باره یک بیمار خاص دستورالعمل خاص با ترتیبات معین صادر می­کند.

در مسائل دیگر حوزه ایمان الگوریتمی ساخته بشود که در بحران اخلاقی و مشکلات روحی یا فائق آمدن بر خصلتی روش درمان خاص را پیشنهاد بدهد. در ادبیات دینی نقش مرشد و راهنما و در نحله صوفیه قطب و معلم برای تبیین دستورالعمل معنوی مناسب با مراحل رشد معنوی است. منتها این تصمیم­های فقهی حتما باید بر بنیان اصول اخلاقی بنا باید بشود. فقه اکبر پشتوانه احکام است و اگر دستورالعملی معنا و مفاد اخلاقی نداشته باشد، دستورالعملی خشک و بی­معنایی خواهد بود. هر فردی اگر نماز می­خواند یا روزه می­گیرد، یا زکات و انفاق و مواردی از این دست را انجام می­دهد، حتما باید چارچوب اخلاقی هدفمند خودآگاهی در رباط پیش­بینی کند تا فرد را پشتیبانی کند. مسلما اگر چنین چیزی باشد، درک بهتری را در حوزه­های احکام فقهی فراهم می­کند.

از سوی دیگر این سؤال را محدود به احکام فقهی نکنیم؛ زیرا زمانی که در حوزه عقاید مطرح می­شود، این هوش مصنوعی می­تواند به کمک شخص برآید و فراتر از حوزه بایدها و نبایدهای عملی راهنمائی و تدارک کند. فرقی که در شریعت احکام یا به اصلاح فقه حوزه عمل جوارحی که اعضا درگیر آن می­شود، مانند چشم، گوش، دست و پا و .. با جائی که به قلب و اندیشه شخص مرتبط می­شود، تفاوتی اساسی وجود دارد. زیرا در عمل هرکدام از اعضای خاص درگیر آن می­شود. اما وقتی به حوزه عقاید و بیشتر ذهن و ضمیر است اگر ربات­های هوشمندی در این زمینه درست شود، بتواند اولا تنوع فکری و اعتقادی را به رسمیت بشناسد ثانیا ربات­هایی باشد که متناسب با دانش و فهم و شرایط و شیوه زندگی و موقعیت تاریخی و جغرافیائی و فرهنگ ملل تا بتواند اتصال او طبیعی و قابل قبول باشد تا به انسان کمک بکند.

ما در قرآن این مساله را داریم، که انسان­ها در یک درجه و ظرفیت ایمانی نیستند، بلکه دارای سطوح و لایه­های متفاوتی هستند. گفته شده که خدا هر فردی را به اندازه توانش از او تکلیف می­خواهد(سوره بقره: 286) منتها هر کس متناسب با سطوح و لایه­اش و دغدغه­ها و شرایط زندگی و مناسبات و شغلی که دارد. در این حوزه ربات­های هوشمند اطلاعات را از آن فرد می­تواند به­دست می­آورند و به او مطالب اعتقادی را عرضه بکنند. این چنین است که ربات ایمانی همان­طور که الگوریتم پزشکی به بیمار خاص کمک می­کند، الگوریتم دینی به کمک انسان معنوی خاص می­آید و او را در عمل به دستورات دینی و تعالی اخلاقی و کمک به مردم و نجات خود از پلیدی­ها کمک می­کند.

پرسش پنجم

  1. اعمال ناشی از تصمیمات ربات خودآموز و خود مختار چه حکمی دارد؟

پی­آمدهای تصمیم ربات و لوازم حقوقی و ایمانی آن

اعمال ناشی از تصمیمات ربات خودآموز دارای فروض مختلفی است، من یک فرض آن را که نظام سهم­بندی در رفتار و سیستم باشد را مورد توجه قرار می­دهم.

اولا یک سوالی که ایجاد می­گردد، این است که آیا واقعا می­توان یک نوع تفکیکی را در میان عمل تولیدکننده ربات و خود رباط و استفاده کننده آن ایجاد کرد که در بعد حقوقی و کیفری درصدبندی بشود که چه اندازه از اعمال و رفتاری که اتفاق می­افتد، مربوط به این ربات­ها و هوش مصنوعی است که حالت خودآموز دارد و چه میزان نقش عمل انسانی خود شخص است و چه اندازه به شرکت تولید کننده دستگاه­ها. مثلا در مورد سقوط یک هواپیما درصدبندی می­کنند. مثلا بسیاری از هواپیماها هوشمند هستند و با برنامه حرکت می­کنند، مثلا بسیاری از تصمیم­ها را که به خلبان می­دهد می­گوید باید این کار را انجام بدهی حتی می­تواند به وضعیتی برسد که اعلان کند شما بر اساس همین مدل حرکت بکن و جلو برو حتی خلبان خیلی نقش نداشته باشد. در آنجا تفکیک می­کنند و می­گویند چند درصد مربوط به سیستم هوشمندی بوده است که اطلاعات را داده و چند درصد مربوط به اتاق برج مراقبت است که راهنمایی می­کرده و چه مقدار مربوط به شخص خلبان است. در چنین مواقعی دسته­بندی می­شود.

اگر یک چنین چیزی اگر در ربات و هوش مصنوعی باشد، باید سهم بندی کرد و نمی­توان گفت همه سهم­ها را به یک طرف یا طرف دیگر داد. منطق و عدالت اقتضا می­کند که سهم­بندی بشود. مثال دیگر در باره حوادث ساختمانی است، وقتی سانحه­ای واقع می­شود کسی که کارشناسی و بررسی می­کند که چند درصد مربوط به کارفرما است و چند درصد مربوط به کارگر و چند درصد مربوط به سیستم است، خطایی که به وجود آمده است و بر اساس آن تخمین­بندی می­کند و بیمه خودش را می­دهد. شاید بشود در مورد ربات­ها و شخصیت انسان چنین تفکیکی بشود کرد. مسئولیت بطور کلی از روی دوش انسان­هایی که این را طراحی کردند برداشته نمی­شود. کسانی که هوش مصنوعی را طراحی کردند، شخص استفاده کننده از خدمات ربات و شرایطی که این مساله در بستر آن اتفاق افتاده نیز می­باشد.

البته بحثی که در باره آثار وضعی ایمانی آن هرچند در معارف دینی مبنا اراده و نیت عمل خود شخص مهم است، اما می­دانیم که نیت وابستگی کامل به آگاهی و دانش و شرایط انتخابی شخص در کار دارد. لذا این مسئله وابسته به چندین عامل در تصمیم­گیری و عمل اتفاق افتاده است.

پرسش ششم

  • هنگام استفاده از فناوری های جدید برای کمک و درک انسان ها چه مسائل اخلاقی باید مورد توجه قرار گیرد؟

مهم­ترین دغدغه ایمانی هوش مصنوعی رعایت اصول اخلاقی

شاید مهمترین دغدغه ما در حوزه هوش مصنوعی مسائل اخلاقی و پیامدهای آن در حوزه عدالت اجتماعی باشد. اینکه این الگوریتم­ها می­توانند پیش­بینی کنند و خیلی کارهای مفیدی را بکنند تردیدی نیست. اما اینکه این الگوریتم­ها چه ظرفیت­هایی برای خلاف­کاری، قتل و سواستفاده دارند که اگر آن سیستم هوشمند افراد را به سمت آن چیزهای غیراخلاقی هدایت یا پیشتیبانی کند و زمینه­های آن را به وجود بیاورد. طبعا نگرانی اینجانب نیز در این موارد است. طبعا پیشنهاد کلی من این است که ما حتما در یک نظام بین المللی باید توافق کنیم یک دفترچه­ای همانند این که در نظام بین الملل و سازمان ملل اعلامیه جهانی حقوق بشر را دارد یا کنوانسیون­هایی تعیین می­شوند که اخلاق این موضوع را تعیین می­کنند. یا حتی امروز در حوزه حیوانات می­گویند این حیواناتی خانگی می­شود، یک نظام اخلاقی تعیین شود. پیشنهاد من این است که یک جایی پیشنهاد مجموعه­ای از قوانین را بدهد که این قوانین بتواند تعیین اخلاق هوش مصنوعی و برنامه­هایی که می­خواهد پیش­بینی بکند را تنظیم بکند. اما اگر من بطور خاص بخواهم پیشنهاد بدهم

پیشنهادهائی در راستای اصول اخلاقی ربات­های هوشمند

پنج مورد از مهم­ترین پیشنهادهای دغدغه­های اخلاقی را مطرح می کنم:

یک) حفظ حریم خصوصی: شاید مهم­ترین مساله اخلاقی استفاده از این فناوری­ها باشد.

دوم) تبدیل نشدن به شکل واحد: این جهانی­سازی منجر به تبدیل کردن یک شکل واحد نشود: بالاخره انسان انسان است و خود انسان اقتضای ایجاد رقابتی در سبک زندگی طبیعی­اش وجود دارد. نگرانی که وجود دارد این است نوعی یکسان سازی ایجاد کند، مانند وقتی که ماشین درست شد، همه ماشین­ها از یک مدل و کارخانه یک شکل در می­آیند. آیا این سوال وجود دارد که آیا  به سمت یکسان سازی در استفاده از فناوری های جدید برای کمک و درک انسان ها پیش نمی­رود و این یکسان­سازی مهم­ترین چالش آن کاستن از حق اراده انسان نمی­شود، چراکه حق اراده انسان اگر تضعیف بشود، یا تحت تاثیر سیطره­ای قرار بگیرد چالش دوم است. جهانی­سازی و یکسان­سازی نباید حق اراده انسان را تحت شعاع خودش قرار دهد.

سوم) نگرانی از نفی ملیت: آیا هوش مصنوعی نوعی نفی ملیت و تنوع­های قومی نیست؟ اگر این سوال و این دغدغه مطرح بشود که آیا این الگوریتم­ها منجر به محدود کردن فرهنگ­ها و زبان­ها نمی­شود؟ من شخصا می­گویم یکی از مسائل اخلاقی این است که نباید هوش مصنوعی منجر به تضعیف فرهنگ­ها و زبان­ها بشود. باید این الگوریتم­ها به گونه­ای برنامه­ریزی بشود که این تنوع زبانی و تنوع قوی و تنوع فرهنگی را در درون خود تعبیه کند و به رسمیت بشناسد.

چهارم) جایگزینی ربات انسان: مساله جایگزینی ربات­های هوش مصنوعی است که می­تواند در مواردی یک نوع جایگزینی به جای بشر باشد، می­تواند مشکلات زیادی را برای جوامع فقیر و در حال رشد ایجاد بکند. یعنی یک تهدیدی است. در سال­های دهه 1960 یک دسته از کتاب­هایی منتشر شدند که مساله ای جهان پیشرفته و توسعه یافته و در مقابل کشورهای در حال رشد یا تعبیر جنگ فقر و غنا را مطرح می­کردند. امروز و در آینده داستان به شکل دیگری تکرار خواهد شد. وقتی این ربات­ها توسعه پیدا کنند، قهرا فرصت­هایی را برای افرادی ایجاد می­کند که امکان دستیابی آن­ها بیشتر فراهم می­شود.

نسبت به کشورهایی که این تکنولوژی­ها و امکانات و دستگاه­ها را ندارند و قهرا در این وضعیت نمی­توان گفت که رقابت است. مثلا ما امروز در مساله حقوق زن می­گوییم که تبعیض مثبت لازم است، یعنی زنانی که در فرصت­های برابر قرار می­گیرند خلاف عدالت است. چون شرایط و امکانات این­ها یکسان انجام نشده است و باید فرصت­های بیشتری به آن­ها بدهیم. اگر این ربات­های هوشمند بیایند در یک نظام بین المللی چه اتفاقی می­افتد که کشورهای فقیر با کشورهای ثروتمند، هیچ چیز در معادله انسانی و رشد و نقش آن­ها در حیات بین­الملل یکسان نیست و ممکن است که نوعی تهدید به وجود بیایید برای از بین بردن. بطور مثال در کشورهایی که دو قسمت هستند. یک قسمت­هایی آب دارند و یک قسمت­هایی آب ندارند. وقتی شهرها و کشورهایی که آب ندارند عملا باعث می­شود به مناطقی که آب دارند کوچ کنند. حالا این ربات­هایی هوشمند آیا منجر به این نمی­شوند که یک چنین تقسیم­بندی و یک چنین شکاف طبقاتی سنگین را ایجاد بکند .

پس نگران اخلاقی در مساله چهارم این است که یک چنین اتفاقی در نوع جایگزینی علمی در شکل مضاعف آن رخ بدهد و عملا قدرت برتر سرمایه­داری بر کشورهای دیگر را این هوش مصنوعی تحمیل بکند.

پنجم) محدود کردن آزادی­های پنهان: آیا این ربات­های هوشمند زمینه محدود کردن آزادی­های پنهان و هوشمندانه نیستند؟  چون انسان با ابزارهای ساده با استنداد طبیعی توان رقابت با آن­ها را ندارد، ابزارهای هوشمند عملا قدرت و توانایی­شان از یک انسان معمولی بیشتر است و وقتی که این­ها می­آیند انسان دیگر به پای آن نمی­رسد در اینکه بیاندیشد، نقشه بکشد و طراحی بکند و قهرا یک چنین سوالی به وجود می­آورد که آیا ما این ربات­های هوشمند را می­خواهیم به اندازه انسان درست کنیم، یا نقش بیشتری از می­تواند داشته باشد. اگر بیشتر شد چه اتفاقی در این موضوع رخ می­دهد. بطور مثال تاثیرات هیجان­آوری که یک فیلم یا کنسرت می­تواند بر رفتار و درک انسان داشته باشد، گاه به گونه­ای که دیگر رفتار او نیست. آیا هوش مصنوعی و ربات­های هوشمند چنین نیست که بتواند بر انسان سیطره ایجاد نمایند که توان رقابت را از بین ببرد.

پرسش هفتم

  • دیدگاه شما در مورد فناوری نظامی مجهز به هوش مصنوعی چیست؟

هوش مصنوعی در خدمت رشد فناوری نظامی

در باره فناوری نظامی از مسائل خیلی جدی بحث هوش مصنوعی است که از یک طرف می­تواند به هوشمندسازی نوع فناوری­های نظامی کمک بکند و در انتخاب کردن آن خیلی با هدف اتفاق بیافتد. تلفات غیرهدفمند را کاهش دهد، اما از یک طرف هم باعث می­شود که قدرت نظامی را به شکل شگرفی تغییر بدهد و خرابی­هایی را در انهدام جامعه جهانی به وجود بیاورد. مثال من بمب­های اتمی در صد سال پیش نیست. من از پهبادهایی صحبت می­کنم که می­توانند بدون هزینه دادن دستگاه فرستنده، بدون اینکه خلبانی داشته باشد و یا اینکه هواپیمای غول پیکری داشته باشد بیاید وارد کشوری در اوکراین و شهر کیف شود و بخشی از آن شهر یا جمعیت را خراب بکند. قهرا وقتی که این هوش مصنوعی عمل می­کند، این نوع اتفاقات هم قابل پیش­بینی است.

ولی یک نظریه­ای هم هست که علی­رغم این مخاطرات، اگر یک نظام حاکم بر هوش مصنوعی باشد تفکیک بکنیم در مورد نقش بازدارنده و توسعه­بخش این تجهیزات است. وقتی به گذشته نگاه می­کنیم. وقتی که عملیات نظامی رخ می­داد در آنجا بیشتر جنبه توسعه بخشی بود. مثلا وقتی یک کشوری می­خواست بر یک کشور دیگر قدرت و سیطره پیدا کند از بمب و تجهیزات پیشرفته استفاده ­می­کرد که بر آن کشور سلطه پیدا کند. همه مردم را در معرض خطر و نابودی، زنان و کودکان و پیرمردان را در معرض نابودی قرار می­داد. اما هوش مصنوعی این عملیات را هوشمندانه انجام می­دهد. این نقطه چالش موضوع است. اما طرف دیگر این است که اگر هوش مصنوعی یک قدرت بازدارندگی ایجاد بکند در فناوری های نظامی، نه برای استفاده کردن بلکه برای بازدارندگی. یعنی وقتی که سلاح داشته باشیم، قهرا طرف مقابل هم نمی­تواند مورد تعرض و تجاوز قرار بدهد. اگر به سمت بازدارندگی پیش برود می­تواند نقش مثبتی ایفا کند؛ هر چند که در این زمینه باز مسائل و مطالبی در ابعاد این موضوع مطرح هست.

پرسش هشتم

  • آیا تغییرات ژنتیکی با قابلیت هوش مصنوعی در بدن انسان در صورتی که به عملکرد بهتر بدن انسان کمک کند جایز است؟ شرایط، الزامات و ویژگی­های اخلاقی آن چیست؟

تغییرات ژنتیکی با قابلیت هوش مصنوعی در بدن انسان

اینکه هوش مصنوعی کمکی بنماید تا بتواند عملکرد بدن انسان را بهتر بکند قابل ستودن است و نمی­توان منکر فواید آن شد. اما این تغییرات فراسوی دیگری هم دارد، آیا هویت و شخصیت انسانی را به فرسایش و کمرنگی نمی­کشاند؟ آیا این کارهایی که اتفاق می­افتد و قابلیت تغییرات ژنتیکی، منجر به انکار هویت یا و کمرنگی شخصیت نمی­شود، اگر بشود، چه کاری می­توان کرد، چگونه قابل کنترل است. از موضع دینی این مسئله باعث نگرانی است.

از طرف دیگری این­ تغییرات، خود الزاماتی را ایجاد می­کند که نمی­دانیم در سطح خرد یا کلان چه پیامدهایی اجتماعی و فرهنگی را به وجود می­آورد. مسلما وقتی بخواهیم در این زمینه در فرایندی از تغییرات سیستمی تنظیم بکنیم، باید شرایطی را در سطح افکار عمومی و نظام حقوقی تنظیم و تعیین بکنیم که قابل کنترل باشد(هر چند که ممکن است کسی بگوید شما این شرایط را شما تعیین نمی­کنید این شرکت­های بزرگ تعیین می­کنند). وقتی که شرکت های بزرگ می­توانند تولید کننده این هوش مصنوعی باشند، آنها می­توانند در دنیا هرگونه که بخواهند عمل می­کنند، قدرت سیاسی را به وجود بیاورند قطعا می­توانند در نظام اخلاقی هم که اینجا به وجود بیاورند را تحت سیطره خودشان قرار بدهند. دغدغه ای است که در در نظام دینی مطرح هستند. مثلا فرض کنید اگر این تغییرات ژنتیکی به سمتی برود که این تغییرات هوشی به عملکردی از بدن انسان برساند که برخی چیزها را نادیده بگیرد. مثلا بدن انسان یکی از چیزهایی که دارد عاطفه است. اگر این تغییرات ادراکی منجر بشود که در انسان عاطفه کمتر بشود و یا احساس حجب و عفت او را کم بکند، این فرد خیلی می­تواند خیلی مورد سوء استفاده باندهای مافیا، قدرت­های فاسد قرار بگیرد. برای کسی که می­خواهد قتل­هایی را به راحتی انجام دهد از این الگوریت استفاده می­کند، رات او هم اعمالی را به راحتی انجام می­دهد. چون وقتی انسان خودش باشد خیلی از این کارها را ممکن است انجام ندهد یا وقتی انجام داد وجدانش ناراحت بشود، دیگر تکرار نکند. اما اگر هویت و شخصیت او دستکاری بشود و تغییر بدهد، چنین خطری وجود دارد. این فهم من است اگر پاسخی دارد نیازمند توضیح است.

بایدهای اخلاقی تغییرات ژنتیکی با قابلیت هوش مصنوعی

بنابراین، اگر از این الزامات و شرایط عبور کنیم هشت نکته در زمینه اخلاق هوش مصنوعی مطرح است:

اول) هوش مصنوعی باید در محدوده معینی تعریف شود، به گونه­ای که به حریم خصوصی آسیب نزند، یعنی همان چیزی که در قبل هم مورد بحث بود، اینجا به شکل دیگری مورد تاکید قرار می­گیرد.

دوم) به تغییرات ژنتیکی که در جهت زیبایی­های تجاری (و نه زیبایی­های متعارف ضروری) منجر نگردد. زیرا این کار در شکل جدید رقابت ظاهری را دگرگون می­کند، و خلق جدیدی درست می­کند.

سوم) در جهت کاهش عاطفه انسانی نباشد و هوش مصنوعی برنامه­هایی را نیاورد که در جهت کاهش ابعاد روحی انسانی باشد.

چهارم) در جهت تخریب نژادی نباشد. یعنی در زمینه رنگین پوستان و یا نژادهای موجود جهان در جهت تخریب این نژادها که واقعیت انسانی است، قدم برندارد.

پنجم) انسان با همه تنوع ذهنی و رنگارنگ فکری را به رسمیت بشمارد تا بشود بخشی از رقابت­ها و رشد فکری در این قالب تعریف می­شود و طبیعت انسانی تخریب نشود.

ششم) اصلاح نژادی در حیوانات و گیاهان امری اخلاقی است که باید برخی از آن­ها را هم در مورد انسان صادق بدانیم. اما درباره انسان بسیار به مراتب حساس است و در فقه اسلامی نسبت به آن­ها برخی ممنوعیت­هایی هم وجود دارد که آن­ها باید حتما کنترل بشود. جهتش قدم به قدم پیش برود و ارزیابی اتفاق بیافتد و در معرض افکار عمومی هم قرار بگیرد. گاهی ممکن است یک نوع از این اتفاقاتی که می­افتد در روند قدم به قدم خودش جامعه و افکار عمومی بگوید این کار را بکنید یا این کار را نکنید.

هفتم) هرچند که تغییرات ژنتیکی با قابلیت هوش مصنوعی در بدن انسان ممکن است مورد استقبال قرار بگیرد؛ اما باید به گونه­ای چیدمان شود که در جهت تخریب الزامات دینی و اخلاقی، برای کسانی که می­خواهند آن را انتخاب کنند ایجاد نکند و برای انسان فرصت فرهنگی و علمی و حق انتخاب فراهم شود.

هشتم) بخشی از این آینده پژوهی که می­خواهد در زمینه هوش مصنوعی رخ بدهد، باید اثرات بلندمدت این تغییرات را بسنجد و ارزیابی کند و این تغییرات را رصد کند تا بگونه­ای پیش نرود که ما را در مقابل عمل انجام شده آسیب­های هوش مصنوعی قرار دهد. یعنی یک نوع پیش­بینی برای هوش مصنوعی بکند. فلسفه هوش مصنوعی باید خودش پیش­بینی بکند اگر می­خواهد در این اتفاقات حضور فعال داشته باشد. مرتب اتفاقات هوش مصنوعی آینده را رصد کند، زمینه­هایی که موجب آسیب به بشریت می­شود را آنالیز کند بتواند آن را قدم به قدم رصد بکند و برای پیش­بینی­های خود سیاست­گذاری بکند.

پرسش نهم

  • آیا با توجه به پیشرفت علم بیوژنتیک و هوش مصنوعی، ایجاد انسان با خصوصیات پیشرفته در آزمایشگاه یا کارخانه لقاح مصنوعی جایز است؟ شرایط و پیش نیازهای آن چیست؟

ایجاد انسان با خصوصیات پیشرفته در آزمایشگاه

اگر در این زمینه چنین چیزی اتفاق بیافتد به نظر اینجانب از نظر فقهی مشکلی ندارد، و از نگاه اخلاقی در شکل کلان آن قابل قبول است. اما هشت نکته اخلاقی در سوال قبل در باره انسان­هایی که با لقاح مصنوعی و با نظارت و پیش­بینی هوش مصنوعی به وجود می­آیند، قابل توصیه است. در باره خود ربات احکام فقهی وجود ندارد. اما اگر تراشه در سر انسان قرار بگیرد. این انسان است که این تراشه را دارد و فرمانروا و انتخابگر است. بنابراین دارای همان احکام انسان را دارد. زیرا حداقل این خود او است که پذیرفته تراشه در بدن او قرار گیرد و با مدلی که می­شناسد، عمل می­کند. یعنی همه فرایند عمل هوش با آگاهی خود شخص اتفاق می­افتد. مانند انسانی که با اختیار کنترل ماشینی را به عهده می­گیرد. باید مسئولیت عواقب کار خود را بپذیرد.

پرسش دهم

10 . آیا اتصال مغزها به هوش مصنوعی برای بهینه­سازی تصمیمات و رفتار افراد بر اساس سیاست­های کلان جایز است؟ به نظر شما شرایط و ضوابط آن باید چگونه باشد؟

اتصال مغزها به هوش مصنوعی برای بهینه­سازی تصمیمات

براین باورم که اتصال مغزها به هوش مصنوعی، اگر منجر به تغییر کلان در حیات انسانی نشود و باعث تغییر در ساختار هویت انسانی و به تعبیر قرآن (نساء: 119)تبدیل خلق خدا نشود، اشکال فقهی و اخلاقی ندارد. اما همه مسئله این است که اگر در اساس موجب تغییر ماهوی شود، مثلا اگر هوش مصنوعی یا اتصال به مغز کاری بکند که توانایی انسان را به گونه­ای فزاینده تحت تأثیر هویتی قرار دهد که دیگر این انسان، آن انسان فلسفی با ماهیت تعریف شده پیشین نباشد. گویا تغییر در خلق خدا رخ داده و در آموزه­های اسلامی این تبدیل خلق ممنوع است. همچنین اگر کاری بکند که انسان را در زندان تکنولوژی قرار دهد و شخصیت کرامتی انسان را قلب ماهیت بدهد، باز از نظر دینی مشکل دارد، یا مثلا در زمینه عملکردهای شناختی روی ذهن تغییر ایجاد کند که معادلات را به هم بریزد، اما در هر حال جای سئوال است که چه اتفاقی رخ خواهد داد. چون می­تواند هویت و کرامت و عاطفه انسان را تحت تاثیر قرار دهد و قهرا در آن صورت ممکن است اتفاقاتی بیافتد که برای بشر بسیار خطرناک باشد.

جمع­بندی سخن

این خلاصه آن چیزی بود که از مسائل هوش مصنوعی و دغدغه­هائی بیان شد، که نشان دهنده تصور و شناخت من از هوش مصنوعی و الگوریتم­های پیش­بینی کننده آن است، اما شخصا علاقه دارم که این بحث پایان نپذیرد و دیالوگی در این زمینه هم در زمینه تصورات و فهم خودم از هوش مصنوعی و هم در زمینه بایدها و نبایدهای آن رخ بدهد. تمایل دارم اعضای کنسرسیوم مطالبی که مطرح شد را به چالش بکشند و ببینند در کدام موارد همدلی دارند و در چه مواردی نقد، و دلیل آن کدام است، که اگر روشن بشود که این بحث چه چالش­هایی دارد، زمینه پژوهش­های بعدی را بهتر فراهم خواهد کرد. این گونه مباحث مسبوق به سابقه است. چون بحثی قبلا در زمینه شبیه­سازی داشتم که در آن همین مطالب و چارچوب­ها مطرح بودند. در آنجا گفتم علی الاصول با شبیه­سازی موافق هستم، اما شرایط و الزاماتی را قائلم. مثلا سوال دهم یک نوع شبیه­سازی را مطرح می­کند. حالا این شبیه­سازی را در این حوزه­ها می­توانیم برایش یک چارچوبی مطرح بکنیم که قابل توجه خواهد بود.

و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته

27/9/401- 18/12/2022

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.

یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.
دیدگاه شما پس از تأیید ناظر منتشر می‌شود.

مطالب مرتبط

کنسرسیوم ایمان و هوش مصنوعی

متن کامل مصاحبه با آیت الله سیدمحمدعلی ایازی تاریح مصاحبه: 12 دسامبر 2022 بسم الله الرحمن الرحیم سرآغاز با سلام و تشکر از اعضای کنسرسیوم ایمان و هوش مصنوعی که امکان بحث و بررسی را برای اینجانب فراهم کردند. بی­گمان ارزیابی و سخن گفتن در این حوزه در یک

۸ دی ۱۴۰۱

حق تحصیل واشتغال زنان در اموزه های دینی

آیة الله سید محمد علی ایازی در پی محرومیت زنان افغانستان، از حق تحصیل واشتغال توسط امارت خود خوانده طالبان که این اقدام طالبان با محکومیت جهانی مواجه شد عالی ترین مرجع دینی اهل سنت در جهان اسلام (دانشگاه الازهر مصر )نیز محرومیت زنان را از

۵ دی ۱۴۰۱

مناظره علمی: حجیت خبر واحد و جایگاه عقل در فهم دین

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله العلیم. در آغاز، مراتب سلام و تحیت خود را به محضر تمامی شنوندگان و بینندگان این محفل علمی تقدیم می‌دارم و بر روح پرفتوح حضرت امام خمینی (ره) و شهدای گران‌قدر انقلاب اسلامی درود می‌فرستم. این جلسه مناظره که به میزبانی مؤسسه فرهنگی و پژوهشی «فهیم» و تحت مدیریت جناب استاد قاضی‌زاده برگزار می‌گردد، در زمره سلسله نشست‌ها و مناظرات علمی و کرسی‌های نظریه‌پردازی است که در این مکان علمی برپا می‌شود. جهت استحضار مخاطبین ارجمند، معروض می‌دارم که این مؤسسه تاکنون توفیق برگزاری چهارصد و سی و هفت جلسه نظریه‌پردازی را داشته و اهتمام دارد تا موضوعات نوین و مستحدثه دینی را فارغ از گرایش‌های سیاسی، مورد واکاوی و مداقه قرار دهد. مقرر بود این نشست یک ماه پیش برگزار گردد، لیکن به دلیل تقارن با مناظره جناب آقای سلیمانی و حجت‌الاسلام حامد کاشانی، به تعویق افتاد و امشب این توفیق حاصل شد. طبیعتاً خطوط قرمز و چارچوب‌های حاکم بر مناظرات این مؤسسه، مبتنی بر رعایت نزاکت، ادب، احترام متقابل و حفظ مصالح عالیه کشور است. نکته پایانی پیش از آغاز رسمی بحث این است که برخلاف مناظره…

۴ آبان ۱۴۰۵