بسم الله الرحمن الرحیم
کنسرسیوم ایمان و هوش مصنوعی
متن کامل مصاحبه با آیت الله سیدمحمدعلی ایازی
تاریح مصاحبه: 12 دسامبر 2022
سرآغاز
با سلام و تشکر از اعضای کنسرسیوم ایمان و هوش مصنوعی که امکان بحث و بررسی را برای اینجانب فراهم کردند. بیگمان ارزیابی و سخن گفتن در این حوزه در یک گفتمان جمعی به ارتقای بحث و تبادل دیدگاهها کمک میکند و زمینههای گفتگوی همدلانه میان ادیان را فراهم میسازد و از این که این کنسرسیوم پیشگام شده و به موفقیتهائی هم در حوزه اندیشه و نقد آن نائل آمده، جای بسی خوشوقتی و قدردانی است
قسمت دوم مصاحبه ایة الله ایازی
پرسش چهارم
- چگونه می توان از ربات های هوشمند برای درک رفتار یک انسان بالغ و شخصی سازی احکام فقهی برای او استفاده کرد؟ برای شخصی سازی یک تصمیم فقهی، هوش مصنوعی باید در مورد هر فرد چه چیزهایی بداند؟
استفاده از هوش مصنوی برای درک رفتار و تعیین احکام فقهی
استفاده از رباتهای هوشمند به منزله کاری اجتهادی و استنباطی برای تعیین تکلیف فرد، از ظرفیتهای مهمی است که میتواند در فضای دینی مفید باشد، اما نیازمند تأمل و همه جانبهگرائی در الگوریتمهای مناسب آن است. ربانی که بتواند برای همه پرسشهائی در حوزه مسائل عمل دینی پاسخ مناسب را ارائه دهد. مدل این ربات مانند پزشک شخصی عمل میکند، وقتی شخص مسئله خود را به درستی ارائه میدهد، ربات هوشمند او را در جهت شناخت بیماری و فرایند درمان راهنمائی میکند و در نهایت بیمار را در جهت تعیین تکلیف هدایت میکند، که او چه کاری باید انجام دهد. اهمیت این نوع رباط سرعت دسترسی آسان و جامعیت پاسخ و اطمینان از روش هماهنگ و حفظ حریم خصوصی است.
اما در این زمینه چند نکته مهم نیازمند یادآوری است:
اولا: رباتهای هوشمند برای درک رفتار انسان بالغ و شخصیسازی احکام فقهی، در صورتی ممکن است که همه ابعاد علمی و فنی و جهتی احکام را در بستر یک دین و مذهب با تنوع آرا و نظرات در جوامع دینی در این ربات پیشبینی کرده باشد.
ثانیاً احکام فقهی را باید با یک پشتوانه اخلاقی و حقوقی بنیان گذاشت، به این معنا که آنچه که ما در حوزه احکام دینی داریم، اگر نه همه آن، بلکه اکثریت آن در حوزه تعامل اخلاق فردی و اجتماعی است و نوعی خویشتن داریسازی و ایجاد مهارت معنوی انسان است. همه دستورات دینی در جهت تقویت بنیه معنوی و کمکرسانی به دیگران است. چه آن چیزهایی که به رفتار شخصی و خصوصی فرد بر میگردد و چه مواردی که به رفتار اجتماعی او بر میگردد. اصولا احکام فقهی ناظر به مسائل اخلاقی و پشتوانه آن است.
اگر چنین چیزی ایجاد شود که بتواند نوعی سیستم هوشمند درستی تعریف بکند که بتواند برای هر فرد دستورالعمل بدهد، بسیار مفید و کارساز و در شرایط بحران روحی و یاس و سرخوردگی و نیاز به آرامش روانی مفید است.
برای تبیین اهداف تهیه چنین الگوریتی باز از همان مثال شناخته شده و تجربه شده استفاده میشود: در نظام پزشکی اینگونه نیست که مثلا هر کسی که سردرد دارد از یک نمونه دارو استفاده بشود. یا اگر هر کسی این بیماری را گرفت، به صورت کلی از داروی مشترک برای رفع بیماری استفاده کند. تشخیص درد و کمک به بیمار از نخستین اهداف این رباط است، از اینرو، باید اطلاعات خود شخص را بداند و بر اساس مدل او بگوید که این کار را انجام بدهد. در حوزه احکام دینی نیز همینطور است. این مساله در میان فقهای ما پیشینه هم دارد که گاه فقیهان در باره فردی خاص از دستورالعمل کلی استفاده نمیکردند. مثلا کسی مسلمان میشده و وقتی مسلمان میشده، چون در موقعیت پذیرش انجام همه تکالیف نبوده، وقتی او از وظایف دینی میپرسیده، مناسب با حال و آمادگی او دستورالعمل صادر میکردند. یا در مورد توقع کمک مالی به فقرا و مساکین متناسب با وضعیت مالی طرف، دستورالعمل کمک برای مساکین میکردند. الگوریتمهای هوش مصنوعی نیز اگر بتواند متناسب با آمادگی و توان شخص استعدادیابی کند و به او دستورالعمل خاص صادر کند، به معنای توسعه عملی کردن دین در حوزه خصوصی است. این ظرفیت سنجی و شخصیسازی احکام که بر اساس اصل مصلحت بوده، بسیار مهم و اساسی در فقه خصوصی است. مانند آنچه طبیبی در باره یک بیمار خاص دستورالعمل خاص با ترتیبات معین صادر میکند.
در مسائل دیگر حوزه ایمان الگوریتمی ساخته بشود که در بحران اخلاقی و مشکلات روحی یا فائق آمدن بر خصلتی روش درمان خاص را پیشنهاد بدهد. در ادبیات دینی نقش مرشد و راهنما و در نحله صوفیه قطب و معلم برای تبیین دستورالعمل معنوی مناسب با مراحل رشد معنوی است. منتها این تصمیمهای فقهی حتما باید بر بنیان اصول اخلاقی بنا باید بشود. فقه اکبر پشتوانه احکام است و اگر دستورالعملی معنا و مفاد اخلاقی نداشته باشد، دستورالعملی خشک و بیمعنایی خواهد بود. هر فردی اگر نماز میخواند یا روزه میگیرد، یا زکات و انفاق و مواردی از این دست را انجام میدهد، حتما باید چارچوب اخلاقی هدفمند خودآگاهی در رباط پیشبینی کند تا فرد را پشتیبانی کند. مسلما اگر چنین چیزی باشد، درک بهتری را در حوزههای احکام فقهی فراهم میکند.
از سوی دیگر این سؤال را محدود به احکام فقهی نکنیم؛ زیرا زمانی که در حوزه عقاید مطرح میشود، این هوش مصنوعی میتواند به کمک شخص برآید و فراتر از حوزه بایدها و نبایدهای عملی راهنمائی و تدارک کند. فرقی که در شریعت احکام یا به اصلاح فقه حوزه عمل جوارحی که اعضا درگیر آن میشود، مانند چشم، گوش، دست و پا و .. با جائی که به قلب و اندیشه شخص مرتبط میشود، تفاوتی اساسی وجود دارد. زیرا در عمل هرکدام از اعضای خاص درگیر آن میشود. اما وقتی به حوزه عقاید و بیشتر ذهن و ضمیر است اگر رباتهای هوشمندی در این زمینه درست شود، بتواند اولا تنوع فکری و اعتقادی را به رسمیت بشناسد ثانیا رباتهایی باشد که متناسب با دانش و فهم و شرایط و شیوه زندگی و موقعیت تاریخی و جغرافیائی و فرهنگ ملل تا بتواند اتصال او طبیعی و قابل قبول باشد تا به انسان کمک بکند.
ما در قرآن این مساله را داریم، که انسانها در یک درجه و ظرفیت ایمانی نیستند، بلکه دارای سطوح و لایههای متفاوتی هستند. گفته شده که خدا هر فردی را به اندازه توانش از او تکلیف میخواهد(سوره بقره: 286) منتها هر کس متناسب با سطوح و لایهاش و دغدغهها و شرایط زندگی و مناسبات و شغلی که دارد. در این حوزه رباتهای هوشمند اطلاعات را از آن فرد میتواند بهدست میآورند و به او مطالب اعتقادی را عرضه بکنند. این چنین است که ربات ایمانی همانطور که الگوریتم پزشکی به بیمار خاص کمک میکند، الگوریتم دینی به کمک انسان معنوی خاص میآید و او را در عمل به دستورات دینی و تعالی اخلاقی و کمک به مردم و نجات خود از پلیدیها کمک میکند.
پرسش پنجم
- اعمال ناشی از تصمیمات ربات خودآموز و خود مختار چه حکمی دارد؟
پیآمدهای تصمیم ربات و لوازم حقوقی و ایمانی آن
اعمال ناشی از تصمیمات ربات خودآموز دارای فروض مختلفی است، من یک فرض آن را که نظام سهمبندی در رفتار و سیستم باشد را مورد توجه قرار میدهم.
اولا یک سوالی که ایجاد میگردد، این است که آیا واقعا میتوان یک نوع تفکیکی را در میان عمل تولیدکننده ربات و خود رباط و استفاده کننده آن ایجاد کرد که در بعد حقوقی و کیفری درصدبندی بشود که چه اندازه از اعمال و رفتاری که اتفاق میافتد، مربوط به این رباتها و هوش مصنوعی است که حالت خودآموز دارد و چه میزان نقش عمل انسانی خود شخص است و چه اندازه به شرکت تولید کننده دستگاهها. مثلا در مورد سقوط یک هواپیما درصدبندی میکنند. مثلا بسیاری از هواپیماها هوشمند هستند و با برنامه حرکت میکنند، مثلا بسیاری از تصمیمها را که به خلبان میدهد میگوید باید این کار را انجام بدهی حتی میتواند به وضعیتی برسد که اعلان کند شما بر اساس همین مدل حرکت بکن و جلو برو حتی خلبان خیلی نقش نداشته باشد. در آنجا تفکیک میکنند و میگویند چند درصد مربوط به سیستم هوشمندی بوده است که اطلاعات را داده و چند درصد مربوط به اتاق برج مراقبت است که راهنمایی میکرده و چه مقدار مربوط به شخص خلبان است. در چنین مواقعی دستهبندی میشود.
اگر یک چنین چیزی اگر در ربات و هوش مصنوعی باشد، باید سهم بندی کرد و نمیتوان گفت همه سهمها را به یک طرف یا طرف دیگر داد. منطق و عدالت اقتضا میکند که سهمبندی بشود. مثال دیگر در باره حوادث ساختمانی است، وقتی سانحهای واقع میشود کسی که کارشناسی و بررسی میکند که چند درصد مربوط به کارفرما است و چند درصد مربوط به کارگر و چند درصد مربوط به سیستم است، خطایی که به وجود آمده است و بر اساس آن تخمینبندی میکند و بیمه خودش را میدهد. شاید بشود در مورد رباتها و شخصیت انسان چنین تفکیکی بشود کرد. مسئولیت بطور کلی از روی دوش انسانهایی که این را طراحی کردند برداشته نمیشود. کسانی که هوش مصنوعی را طراحی کردند، شخص استفاده کننده از خدمات ربات و شرایطی که این مساله در بستر آن اتفاق افتاده نیز میباشد.
البته بحثی که در باره آثار وضعی ایمانی آن هرچند در معارف دینی مبنا اراده و نیت عمل خود شخص مهم است، اما میدانیم که نیت وابستگی کامل به آگاهی و دانش و شرایط انتخابی شخص در کار دارد. لذا این مسئله وابسته به چندین عامل در تصمیمگیری و عمل اتفاق افتاده است.
پرسش ششم
- هنگام استفاده از فناوری های جدید برای کمک و درک انسان ها چه مسائل اخلاقی باید مورد توجه قرار گیرد؟
مهمترین دغدغه ایمانی هوش مصنوعی رعایت اصول اخلاقی
شاید مهمترین دغدغه ما در حوزه هوش مصنوعی مسائل اخلاقی و پیامدهای آن در حوزه عدالت اجتماعی باشد. اینکه این الگوریتمها میتوانند پیشبینی کنند و خیلی کارهای مفیدی را بکنند تردیدی نیست. اما اینکه این الگوریتمها چه ظرفیتهایی برای خلافکاری، قتل و سواستفاده دارند که اگر آن سیستم هوشمند افراد را به سمت آن چیزهای غیراخلاقی هدایت یا پیشتیبانی کند و زمینههای آن را به وجود بیاورد. طبعا نگرانی اینجانب نیز در این موارد است. طبعا پیشنهاد کلی من این است که ما حتما در یک نظام بین المللی باید توافق کنیم یک دفترچهای همانند این که در نظام بین الملل و سازمان ملل اعلامیه جهانی حقوق بشر را دارد یا کنوانسیونهایی تعیین میشوند که اخلاق این موضوع را تعیین میکنند. یا حتی امروز در حوزه حیوانات میگویند این حیواناتی خانگی میشود، یک نظام اخلاقی تعیین شود. پیشنهاد من این است که یک جایی پیشنهاد مجموعهای از قوانین را بدهد که این قوانین بتواند تعیین اخلاق هوش مصنوعی و برنامههایی که میخواهد پیشبینی بکند را تنظیم بکند. اما اگر من بطور خاص بخواهم پیشنهاد بدهم
پیشنهادهائی در راستای اصول اخلاقی رباتهای هوشمند
پنج مورد از مهمترین پیشنهادهای دغدغههای اخلاقی را مطرح می کنم:
یک) حفظ حریم خصوصی: شاید مهمترین مساله اخلاقی استفاده از این فناوریها باشد.
دوم) تبدیل نشدن به شکل واحد: این جهانیسازی منجر به تبدیل کردن یک شکل واحد نشود: بالاخره انسان انسان است و خود انسان اقتضای ایجاد رقابتی در سبک زندگی طبیعیاش وجود دارد. نگرانی که وجود دارد این است نوعی یکسان سازی ایجاد کند، مانند وقتی که ماشین درست شد، همه ماشینها از یک مدل و کارخانه یک شکل در میآیند. آیا این سوال وجود دارد که آیا به سمت یکسان سازی در استفاده از فناوری های جدید برای کمک و درک انسان ها پیش نمیرود و این یکسانسازی مهمترین چالش آن کاستن از حق اراده انسان نمیشود، چراکه حق اراده انسان اگر تضعیف بشود، یا تحت تاثیر سیطرهای قرار بگیرد چالش دوم است. جهانیسازی و یکسانسازی نباید حق اراده انسان را تحت شعاع خودش قرار دهد.
سوم) نگرانی از نفی ملیت: آیا هوش مصنوعی نوعی نفی ملیت و تنوعهای قومی نیست؟ اگر این سوال و این دغدغه مطرح بشود که آیا این الگوریتمها منجر به محدود کردن فرهنگها و زبانها نمیشود؟ من شخصا میگویم یکی از مسائل اخلاقی این است که نباید هوش مصنوعی منجر به تضعیف فرهنگها و زبانها بشود. باید این الگوریتمها به گونهای برنامهریزی بشود که این تنوع زبانی و تنوع قوی و تنوع فرهنگی را در درون خود تعبیه کند و به رسمیت بشناسد.
چهارم) جایگزینی ربات انسان: مساله جایگزینی رباتهای هوش مصنوعی است که میتواند در مواردی یک نوع جایگزینی به جای بشر باشد، میتواند مشکلات زیادی را برای جوامع فقیر و در حال رشد ایجاد بکند. یعنی یک تهدیدی است. در سالهای دهه 1960 یک دسته از کتابهایی منتشر شدند که مساله ای جهان پیشرفته و توسعه یافته و در مقابل کشورهای در حال رشد یا تعبیر جنگ فقر و غنا را مطرح میکردند. امروز و در آینده داستان به شکل دیگری تکرار خواهد شد. وقتی این رباتها توسعه پیدا کنند، قهرا فرصتهایی را برای افرادی ایجاد میکند که امکان دستیابی آنها بیشتر فراهم میشود.
نسبت به کشورهایی که این تکنولوژیها و امکانات و دستگاهها را ندارند و قهرا در این وضعیت نمیتوان گفت که رقابت است. مثلا ما امروز در مساله حقوق زن میگوییم که تبعیض مثبت لازم است، یعنی زنانی که در فرصتهای برابر قرار میگیرند خلاف عدالت است. چون شرایط و امکانات اینها یکسان انجام نشده است و باید فرصتهای بیشتری به آنها بدهیم. اگر این رباتهای هوشمند بیایند در یک نظام بین المللی چه اتفاقی میافتد که کشورهای فقیر با کشورهای ثروتمند، هیچ چیز در معادله انسانی و رشد و نقش آنها در حیات بینالملل یکسان نیست و ممکن است که نوعی تهدید به وجود بیایید برای از بین بردن. بطور مثال در کشورهایی که دو قسمت هستند. یک قسمتهایی آب دارند و یک قسمتهایی آب ندارند. وقتی شهرها و کشورهایی که آب ندارند عملا باعث میشود به مناطقی که آب دارند کوچ کنند. حالا این رباتهایی هوشمند آیا منجر به این نمیشوند که یک چنین تقسیمبندی و یک چنین شکاف طبقاتی سنگین را ایجاد بکند .
پس نگران اخلاقی در مساله چهارم این است که یک چنین اتفاقی در نوع جایگزینی علمی در شکل مضاعف آن رخ بدهد و عملا قدرت برتر سرمایهداری بر کشورهای دیگر را این هوش مصنوعی تحمیل بکند.
پنجم) محدود کردن آزادیهای پنهان: آیا این رباتهای هوشمند زمینه محدود کردن آزادیهای پنهان و هوشمندانه نیستند؟ چون انسان با ابزارهای ساده با استنداد طبیعی توان رقابت با آنها را ندارد، ابزارهای هوشمند عملا قدرت و تواناییشان از یک انسان معمولی بیشتر است و وقتی که اینها میآیند انسان دیگر به پای آن نمیرسد در اینکه بیاندیشد، نقشه بکشد و طراحی بکند و قهرا یک چنین سوالی به وجود میآورد که آیا ما این رباتهای هوشمند را میخواهیم به اندازه انسان درست کنیم، یا نقش بیشتری از میتواند داشته باشد. اگر بیشتر شد چه اتفاقی در این موضوع رخ میدهد. بطور مثال تاثیرات هیجانآوری که یک فیلم یا کنسرت میتواند بر رفتار و درک انسان داشته باشد، گاه به گونهای که دیگر رفتار او نیست. آیا هوش مصنوعی و رباتهای هوشمند چنین نیست که بتواند بر انسان سیطره ایجاد نمایند که توان رقابت را از بین ببرد.
پرسش هفتم
- دیدگاه شما در مورد فناوری نظامی مجهز به هوش مصنوعی چیست؟
هوش مصنوعی در خدمت رشد فناوری نظامی
در باره فناوری نظامی از مسائل خیلی جدی بحث هوش مصنوعی است که از یک طرف میتواند به هوشمندسازی نوع فناوریهای نظامی کمک بکند و در انتخاب کردن آن خیلی با هدف اتفاق بیافتد. تلفات غیرهدفمند را کاهش دهد، اما از یک طرف هم باعث میشود که قدرت نظامی را به شکل شگرفی تغییر بدهد و خرابیهایی را در انهدام جامعه جهانی به وجود بیاورد. مثال من بمبهای اتمی در صد سال پیش نیست. من از پهبادهایی صحبت میکنم که میتوانند بدون هزینه دادن دستگاه فرستنده، بدون اینکه خلبانی داشته باشد و یا اینکه هواپیمای غول پیکری داشته باشد بیاید وارد کشوری در اوکراین و شهر کیف شود و بخشی از آن شهر یا جمعیت را خراب بکند. قهرا وقتی که این هوش مصنوعی عمل میکند، این نوع اتفاقات هم قابل پیشبینی است.
ولی یک نظریهای هم هست که علیرغم این مخاطرات، اگر یک نظام حاکم بر هوش مصنوعی باشد تفکیک بکنیم در مورد نقش بازدارنده و توسعهبخش این تجهیزات است. وقتی به گذشته نگاه میکنیم. وقتی که عملیات نظامی رخ میداد در آنجا بیشتر جنبه توسعه بخشی بود. مثلا وقتی یک کشوری میخواست بر یک کشور دیگر قدرت و سیطره پیدا کند از بمب و تجهیزات پیشرفته استفاده میکرد که بر آن کشور سلطه پیدا کند. همه مردم را در معرض خطر و نابودی، زنان و کودکان و پیرمردان را در معرض نابودی قرار میداد. اما هوش مصنوعی این عملیات را هوشمندانه انجام میدهد. این نقطه چالش موضوع است. اما طرف دیگر این است که اگر هوش مصنوعی یک قدرت بازدارندگی ایجاد بکند در فناوری های نظامی، نه برای استفاده کردن بلکه برای بازدارندگی. یعنی وقتی که سلاح داشته باشیم، قهرا طرف مقابل هم نمیتواند مورد تعرض و تجاوز قرار بدهد. اگر به سمت بازدارندگی پیش برود میتواند نقش مثبتی ایفا کند؛ هر چند که در این زمینه باز مسائل و مطالبی در ابعاد این موضوع مطرح هست.
پرسش هشتم
- آیا تغییرات ژنتیکی با قابلیت هوش مصنوعی در بدن انسان در صورتی که به عملکرد بهتر بدن انسان کمک کند جایز است؟ شرایط، الزامات و ویژگیهای اخلاقی آن چیست؟
تغییرات ژنتیکی با قابلیت هوش مصنوعی در بدن انسان
اینکه هوش مصنوعی کمکی بنماید تا بتواند عملکرد بدن انسان را بهتر بکند قابل ستودن است و نمیتوان منکر فواید آن شد. اما این تغییرات فراسوی دیگری هم دارد، آیا هویت و شخصیت انسانی را به فرسایش و کمرنگی نمیکشاند؟ آیا این کارهایی که اتفاق میافتد و قابلیت تغییرات ژنتیکی، منجر به انکار هویت یا و کمرنگی شخصیت نمیشود، اگر بشود، چه کاری میتوان کرد، چگونه قابل کنترل است. از موضع دینی این مسئله باعث نگرانی است.
از طرف دیگری این تغییرات، خود الزاماتی را ایجاد میکند که نمیدانیم در سطح خرد یا کلان چه پیامدهایی اجتماعی و فرهنگی را به وجود میآورد. مسلما وقتی بخواهیم در این زمینه در فرایندی از تغییرات سیستمی تنظیم بکنیم، باید شرایطی را در سطح افکار عمومی و نظام حقوقی تنظیم و تعیین بکنیم که قابل کنترل باشد(هر چند که ممکن است کسی بگوید شما این شرایط را شما تعیین نمیکنید این شرکتهای بزرگ تعیین میکنند). وقتی که شرکت های بزرگ میتوانند تولید کننده این هوش مصنوعی باشند، آنها میتوانند در دنیا هرگونه که بخواهند عمل میکنند، قدرت سیاسی را به وجود بیاورند قطعا میتوانند در نظام اخلاقی هم که اینجا به وجود بیاورند را تحت سیطره خودشان قرار بدهند. دغدغه ای است که در در نظام دینی مطرح هستند. مثلا فرض کنید اگر این تغییرات ژنتیکی به سمتی برود که این تغییرات هوشی به عملکردی از بدن انسان برساند که برخی چیزها را نادیده بگیرد. مثلا بدن انسان یکی از چیزهایی که دارد عاطفه است. اگر این تغییرات ادراکی منجر بشود که در انسان عاطفه کمتر بشود و یا احساس حجب و عفت او را کم بکند، این فرد خیلی میتواند خیلی مورد سوء استفاده باندهای مافیا، قدرتهای فاسد قرار بگیرد. برای کسی که میخواهد قتلهایی را به راحتی انجام دهد از این الگوریت استفاده میکند، رات او هم اعمالی را به راحتی انجام میدهد. چون وقتی انسان خودش باشد خیلی از این کارها را ممکن است انجام ندهد یا وقتی انجام داد وجدانش ناراحت بشود، دیگر تکرار نکند. اما اگر هویت و شخصیت او دستکاری بشود و تغییر بدهد، چنین خطری وجود دارد. این فهم من است اگر پاسخی دارد نیازمند توضیح است.
بایدهای اخلاقی تغییرات ژنتیکی با قابلیت هوش مصنوعی
بنابراین، اگر از این الزامات و شرایط عبور کنیم هشت نکته در زمینه اخلاق هوش مصنوعی مطرح است:
اول) هوش مصنوعی باید در محدوده معینی تعریف شود، به گونهای که به حریم خصوصی آسیب نزند، یعنی همان چیزی که در قبل هم مورد بحث بود، اینجا به شکل دیگری مورد تاکید قرار میگیرد.
دوم) به تغییرات ژنتیکی که در جهت زیباییهای تجاری (و نه زیباییهای متعارف ضروری) منجر نگردد. زیرا این کار در شکل جدید رقابت ظاهری را دگرگون میکند، و خلق جدیدی درست میکند.
سوم) در جهت کاهش عاطفه انسانی نباشد و هوش مصنوعی برنامههایی را نیاورد که در جهت کاهش ابعاد روحی انسانی باشد.
چهارم) در جهت تخریب نژادی نباشد. یعنی در زمینه رنگین پوستان و یا نژادهای موجود جهان در جهت تخریب این نژادها که واقعیت انسانی است، قدم برندارد.
پنجم) انسان با همه تنوع ذهنی و رنگارنگ فکری را به رسمیت بشمارد تا بشود بخشی از رقابتها و رشد فکری در این قالب تعریف میشود و طبیعت انسانی تخریب نشود.
ششم) اصلاح نژادی در حیوانات و گیاهان امری اخلاقی است که باید برخی از آنها را هم در مورد انسان صادق بدانیم. اما درباره انسان بسیار به مراتب حساس است و در فقه اسلامی نسبت به آنها برخی ممنوعیتهایی هم وجود دارد که آنها باید حتما کنترل بشود. جهتش قدم به قدم پیش برود و ارزیابی اتفاق بیافتد و در معرض افکار عمومی هم قرار بگیرد. گاهی ممکن است یک نوع از این اتفاقاتی که میافتد در روند قدم به قدم خودش جامعه و افکار عمومی بگوید این کار را بکنید یا این کار را نکنید.
هفتم) هرچند که تغییرات ژنتیکی با قابلیت هوش مصنوعی در بدن انسان ممکن است مورد استقبال قرار بگیرد؛ اما باید به گونهای چیدمان شود که در جهت تخریب الزامات دینی و اخلاقی، برای کسانی که میخواهند آن را انتخاب کنند ایجاد نکند و برای انسان فرصت فرهنگی و علمی و حق انتخاب فراهم شود.
هشتم) بخشی از این آینده پژوهی که میخواهد در زمینه هوش مصنوعی رخ بدهد، باید اثرات بلندمدت این تغییرات را بسنجد و ارزیابی کند و این تغییرات را رصد کند تا بگونهای پیش نرود که ما را در مقابل عمل انجام شده آسیبهای هوش مصنوعی قرار دهد. یعنی یک نوع پیشبینی برای هوش مصنوعی بکند. فلسفه هوش مصنوعی باید خودش پیشبینی بکند اگر میخواهد در این اتفاقات حضور فعال داشته باشد. مرتب اتفاقات هوش مصنوعی آینده را رصد کند، زمینههایی که موجب آسیب به بشریت میشود را آنالیز کند بتواند آن را قدم به قدم رصد بکند و برای پیشبینیهای خود سیاستگذاری بکند.
پرسش نهم
- آیا با توجه به پیشرفت علم بیوژنتیک و هوش مصنوعی، ایجاد انسان با خصوصیات پیشرفته در آزمایشگاه یا کارخانه لقاح مصنوعی جایز است؟ شرایط و پیش نیازهای آن چیست؟
ایجاد انسان با خصوصیات پیشرفته در آزمایشگاه
اگر در این زمینه چنین چیزی اتفاق بیافتد به نظر اینجانب از نظر فقهی مشکلی ندارد، و از نگاه اخلاقی در شکل کلان آن قابل قبول است. اما هشت نکته اخلاقی در سوال قبل در باره انسانهایی که با لقاح مصنوعی و با نظارت و پیشبینی هوش مصنوعی به وجود میآیند، قابل توصیه است. در باره خود ربات احکام فقهی وجود ندارد. اما اگر تراشه در سر انسان قرار بگیرد. این انسان است که این تراشه را دارد و فرمانروا و انتخابگر است. بنابراین دارای همان احکام انسان را دارد. زیرا حداقل این خود او است که پذیرفته تراشه در بدن او قرار گیرد و با مدلی که میشناسد، عمل میکند. یعنی همه فرایند عمل هوش با آگاهی خود شخص اتفاق میافتد. مانند انسانی که با اختیار کنترل ماشینی را به عهده میگیرد. باید مسئولیت عواقب کار خود را بپذیرد.
پرسش دهم
10 . آیا اتصال مغزها به هوش مصنوعی برای بهینهسازی تصمیمات و رفتار افراد بر اساس سیاستهای کلان جایز است؟ به نظر شما شرایط و ضوابط آن باید چگونه باشد؟
اتصال مغزها به هوش مصنوعی برای بهینهسازی تصمیمات
براین باورم که اتصال مغزها به هوش مصنوعی، اگر منجر به تغییر کلان در حیات انسانی نشود و باعث تغییر در ساختار هویت انسانی و به تعبیر قرآن (نساء: 119)تبدیل خلق خدا نشود، اشکال فقهی و اخلاقی ندارد. اما همه مسئله این است که اگر در اساس موجب تغییر ماهوی شود، مثلا اگر هوش مصنوعی یا اتصال به مغز کاری بکند که توانایی انسان را به گونهای فزاینده تحت تأثیر هویتی قرار دهد که دیگر این انسان، آن انسان فلسفی با ماهیت تعریف شده پیشین نباشد. گویا تغییر در خلق خدا رخ داده و در آموزههای اسلامی این تبدیل خلق ممنوع است. همچنین اگر کاری بکند که انسان را در زندان تکنولوژی قرار دهد و شخصیت کرامتی انسان را قلب ماهیت بدهد، باز از نظر دینی مشکل دارد، یا مثلا در زمینه عملکردهای شناختی روی ذهن تغییر ایجاد کند که معادلات را به هم بریزد، اما در هر حال جای سئوال است که چه اتفاقی رخ خواهد داد. چون میتواند هویت و کرامت و عاطفه انسان را تحت تاثیر قرار دهد و قهرا در آن صورت ممکن است اتفاقاتی بیافتد که برای بشر بسیار خطرناک باشد.
جمعبندی سخن
این خلاصه آن چیزی بود که از مسائل هوش مصنوعی و دغدغههائی بیان شد، که نشان دهنده تصور و شناخت من از هوش مصنوعی و الگوریتمهای پیشبینی کننده آن است، اما شخصا علاقه دارم که این بحث پایان نپذیرد و دیالوگی در این زمینه هم در زمینه تصورات و فهم خودم از هوش مصنوعی و هم در زمینه بایدها و نبایدهای آن رخ بدهد. تمایل دارم اعضای کنسرسیوم مطالبی که مطرح شد را به چالش بکشند و ببینند در کدام موارد همدلی دارند و در چه مواردی نقد، و دلیل آن کدام است، که اگر روشن بشود که این بحث چه چالشهایی دارد، زمینه پژوهشهای بعدی را بهتر فراهم خواهد کرد. این گونه مباحث مسبوق به سابقه است. چون بحثی قبلا در زمینه شبیهسازی داشتم که در آن همین مطالب و چارچوبها مطرح بودند. در آنجا گفتم علی الاصول با شبیهسازی موافق هستم، اما شرایط و الزاماتی را قائلم. مثلا سوال دهم یک نوع شبیهسازی را مطرح میکند. حالا این شبیهسازی را در این حوزهها میتوانیم برایش یک چارچوبی مطرح بکنیم که قابل توجه خواهد بود.
و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته
27/9/401- 18/12/2022


دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.
یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.