یکشنبه، ۱۷ آبان ۱۴۰۵

امام علی (ع) اسوه تمام‌نمای اسلام؛ از فضائل علوی تا دفاع از مظلومان غزه

علی علیه السلام اسوه تمام نمای اسلام استاد محمد علی الهی

امام علی (ع) اسوه تمام‌نمای اسلام؛ از فضائل علوی تا دفاع از مظلومان غزه

علی علیه السلام اسوه تمام نمای اسلام

استاد محمد علی الهی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، تَبَارَكَ الَّذِي لَا يَمُوتُ. حُسن تو به دل عزتی و الجمال و جبروت، و به دلیل قدرت مکیا الملکوت. السَّلَامُ عَلَى سَيِّدِنَا وَ نَبِيِّنَا وَ حَبِيبِ قُلُوبِنَا أَبِي الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ الْمُنْتَجَبِينَ. با عرض سلام و سپاس از همه عزیزان و به‌خصوص اعضای مؤسسه فهیم و عرض تبریک میلاد مبارک مولای متقیان، علی علیه‌السلام. سلام ما، یا أَبَا الْحَسَنِ، یا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، به امام متقین و نورالله، فاتح المبین، سید سادات و اباالائمه. سلام بر علی، اسوه قهرمانی و عظمت. سلام بر علی، اسوه بزرگواری و مظلومیت. سلام بر عبادت و عدالتت، سلام بر اراده و استقامتت، سلام بر مبارزات و ایثارگری‌هایت، سلام بر زندگی سراسر صبر و صداقت، عشق و عقلانیت و جهاد و مسئولیتت. یا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، با تبریک خالصانه این میلاد مبارک، میلادی در کنار مقام ابراهیم و در بیتی که مرکز هدایت جهانیان بود: إِنَّأَوَّلَبَيْتٍوُضِعَلِلنَّاسِلَلَّذِيبِبَكَّةَمُبَارَكًاوَهُدًىلِلْعَالَمِينَ.

میلادی منزه از آلودگی‌ها و سبقت‌گرفته از همگان در ایمان به خداوند و هجرت مجاهدانه. در خطبه «قاصعه» فرمودند: وَلَمْيَجْمَعْبَيْتٌوَاحِدٌيَوْمَئِذٍفِيالْإِسْلَامِغَيْرَرَسُولِاللَّهِ(ص)وَخَدِيجَةَوَأَنَاثَالِثُهُمَا. زمانی بود که در تمام مکه فقط یک خانواده مسلمان وجود داشت و در این خانه فقط سه نفر ساکن بودند: رسول خدا، خدیجه و علی. فرمود: اولین کسی بودم که آمدم و شنیدم و لبیک گفتم و با پیامبر نماز خواندم. حاکم نیشابوری، از نویسندگان سنی‌مذهب قرن چهارم هجری، در کتاب «المستدرک علی الصحیحین» از قول ابن‌عباس نقل می‌کند که گفت: لِعَلِیٍّأَرْبَعُخِصَالٍ، حضرت علی در چهار ویژگی منحصربه‌فرد بود: اول اینکه از میان تمام عرب و عجم، اولین کسی که با پیامبر خدا نماز گزارد، علی بود. ویژگی دوم، وَهُوَالَّذِيكَانَلِوَاؤُهُمَعَهُفِيكُلِّزَحْفٍ. در تمام رویارویی‌های دلیرانه، این علی بود که پرچمدار پیشروی مردان خدا در دوران درگیری‌ها بود. سوم، وَهُوَالَّذِيصَبَرَمَعَهُيَوْمَفَرَّعَنْهُغَيْرُهُ. تنها کسی که در روزهای سخت و ایام امتحان، درحالی‌که همه فرار می‌کردند، علی بود که با صبر و صمود و ثبات و پایداری در کنار رسول خدا مقاومت می‌کرد. و چهارم، وَهُوَالَّذِيغَسَّلَهُوَأَدْخَلَهُقَبْرَهُ. این علی بود که سرانجام درحالی‌که بسیاری از مسلمانان در سقیفه بنی‌ساعده برای تعیین تکلیف خلافت اجتماع کرده بودند، مسئولیت بزرگ غسل دادن و دفن پیامبر را بر عهده گرفت و افتخار تجهیز و تکفین و دفن پیامبر خدا را داشت.

علی اولین نوزاد هاشمی بود که پدر و مادر او نیز هاشمی بودند؛ اولین فرزند هاشمی از والدین هاشمی. پدر، ابوطالب، سیدالبطحاء و مادر بزرگوار او، فاطمه بنت اسد، دومین بانویی بود که در اسلام پس از خدیجه ایمان آورد. دومین زن مسلمان، فاطمه بنت اسد، مادر علی بود که پیامبر تا آنجا برای او احترام قائل بود که او را مادر دوم خود می‌دانست. هنگام تولد در سیزده رجب، مادر او را «حیدر» صدا زد. وقتی پیامبر خدا شنید، او را «علی» نامید و خواست که او با این نام، که ظاهراً اولین بار بود در جزیرة‌العرب برای فرزند پسر انتخاب می‌شد، شناخته شود. ازآنجاکه ابوطالب دارای شش فرزند بود و با مشکلات مالی مواجه شد، پیامبر روزهای کودکی خود را که تحت سرپرستی ابوطالب پس از وفات عبدالمطلب قرار گرفته بود، فراموش نکرد و خواست تا حدی فداکاری‌ها و زحمات ابوطالب را جبران کند. به همین دلیل با عمویش عباس قرار گذاشتند که با ابوطالب صحبت کنند و از او بخواهند که برخی از فرزندان پسر را به آن‌ها بسپارد. رسول خدا علی را انتخاب کرد و عباس، جعفر را. برای کمک و مساعدت و همکاری و همبستگی با ابوطالب، بدین وسیله علی از دوران خردسالی در کنار رسول خدا بود که فرمود: شما نزدیکی من با رسول خدا (ص) را می‌دانید و جایگاه ویژه مرا نزد او. از همان دوران کودکی در آغوش گرم رسول خدا بزرگ شدم، در خانه او بودم و او مرا در سینه و قلب خود جای داد و مانند یک پدر از من سرپرستی کرد. آنجا بود که رسول خدا روزی فرمودند: يَاعَلِيُّ،إِنَّكَتَسْمَعُمَاأَسْمَعُوَتَرَىمَاأَرَى،إِلَّاأَنَّكَلَسْتَبِنَبِيٍّوَلَكِنَّكَلَوَزِيرٌوَإِنَّكَلَعَلَىخَيْرٍ. آنچه من می‌شنوم تو می‌شنوی و آنچه من می‌بینم تو می‌بینی، غیر از آنکه من خاتم‌الانبیا هستم و تو به‌جای پیامبری، در واقع وارث، جانشین و وزیر پیامبری.

به همین ترتیب، علی اسوه کامل اسلام بود؛ هم اسدالله و هم ابوتراب، هم امیرمؤمنان و هم ابوایتام. همه این‌ها نتایج تربیت‌های نبوی و تلاش، فعالیت و دستاوردهای علوی بود. کافی است به برخی احادیث -که البته تعدادشان در سنت نبوی در تکریم و تعظیم امیرمؤمنان بسیار بالاست- در ستایش این اسوه اخلاقی، علمی، عملی، عاطفی، روحی و معنوی نگاه کنیم. پیامبر فرمودند: عَلِيٌّمَعَالْقُرْآنِوَالْقُرْآنُمَعَعَلِيٍّ. هرگز بین علی و قرآن فاصله‌ای نخواهد بود؛ هرگز علی از قرآن جدا نخواهد شد و قرآن از علی جدا نخواهد شد؛ زیرا او بهترین شارح قرآن، بهترین مفسر قرآن و از همه به قرآن عالم‌تر است. در جای دیگر فرمودند: عَلِيٌّمَعَالْحَقِّوَالْحَقُّمَعَعَلِيٍّ. هرگز بین علی و حقیقت فاصله‌ای نخواهد بود. احادیثی مانند حدیث «مدینة العلم»، حدیث «اخوت» (أَنْتَأَخِيفِيالدُّنْيَاوَالْآخِرَةِ)، حدیث «منزلت» (أَنْتَمِنِّيبِمَنْزِلَةِهَارُونَمِنْمُوسَىٰ) و حدیث «غدیر» (مَنْكُنْتُمَوْلَاهُفَهَذَاعَلِيٌّمَوْلَاهُ) که یعنی آن‌هایی که ولایت و رهبری مرا پذیرفته‌اند، بالطبع استمرار این ولایت و رهبری بر عهده علی است.

حدیث «رایت» که در تمام منابع شیعی و سنی آمده است، مربوط به روز فتح خیبر است. قبل از فتح، رسول خدا در مرحله اول ابوبکر را به رهبری تعدادی از مسلمین برای حل مشکل فرستاد. آن‌ها رفتند و تلاش کردند ولی موفق نشدند. در مرحله دوم، نوبت عمربن‌خطاب بود که رسول خدا او را به همراه تعداد دیگری از جهادگران به سمت باب اصلی خیبر اعزام کردند. آن‌ها نیز مانند دفعه قبل بازگشتند و اتفاقی نیفتاد. آنگاه رسول‌الله (ص) فرمودند: لَأُعْطِيَنَّالرَّايَةَغَدًارَجُلًايُحِبُّاللَّهَوَرَسُولَهُوَيُحِبُّهُاللَّهُوَرَسُولُهُ. فردا پرچم این پیروزی را به دست کسی خواهم داد که او خدا و پیامبر را دوست دارد و خدا و پیامبر نیز او را دوست دارند. در اینجا از عمر نقل شده که گفت: هرگز آرزوی امارت نداشتم جز در آن شب که این شهادت را از پیامبر شنیدم. اینکه رسول خدا شهادت بدهند شخصی که فردا اعزام خواهد شد، کسی است که او خدا و رسول را دوست دارد و خدا و رسول هم او را دوست دارند، جایزه بزرگی و تعظیم فوق‌العاده‌ای است؛ آن هم از قول پیامبری که وَمَايَنْطِقُعَنِالْهَوَىٰ. عمر می‌گوید آن شب نخوابیدم و منتظر بودم که فردا مرا صدا بزنند، ولی همه نوشته‌اند که فردا صبح پیامبر (ص) پرسید: علی کجاست؟ گفتند: یا رسول‌الله، علی از چشم‌درد گله می‌کند. وقتی شنید که رسول خدا دنبال اوست، آمد و پیامبر برای او دعا کرد و دست مبارکش را بر چشمان علی کشید که به‌صورت معجزه‌آسایی با دعای پیامبر و دست‌های مبارک او، چشم‌درد حضرت برطرف شد و به حالت عادی مسئولیت را قبول کرد.

در مواجهه با مرحب خیبری و گشودن باب اصلی، افتخاری بود که موجب تکبیر تمامی مسلمانان شد. ابورافع، یکی از اصحاب، نقل می‌کند که با هفت نفر دیگر از صحابه، یعنی جمعاً هشت نفر، تلاش کردیم دری را که توسط آن توانا و ابرمرد بر زمین افتاده بود، جابه‌جا کنیم، اما نتوانستیم. آن ابرمرد فرمود این فتح و پیروزی و این نیرو و انرژی که برای کندن آن در به کار رفت، انرژی نبود که از مطبخ به دست آمده باشد. این یک قوه و توانایی معنوی و آسمانی بود، نه زمینی. همین علی بزرگوار، قهرمان قهرمانان و بزرگ‌مرد تاریخ انسان، با همه این عظمت و قدرت و شجاعت، ضمناً متواضع‌ترین و زاهدترین انسان زمان خود بود. هنگامی که در مقام خلافت و قدرت و در مسند بیت‌المال بود، هرگز لحظه‌ای اسیر زر و زور نگردید. فریاد او را شنیدند که می‌گوید: ای دنیا، دیگری را دنبال کن، تو نخواهی توانست علی را فریب دهی. دنیا از دیدگاه علی طلاق داده شد و فرمود رجوعی پس از این طلاق در کار نخواهد بود.

همین است که بعدها، پس از شهادت امیرالمؤمنین، روزی در ملاقاتی بین معاویه و ضرار بن ضمره، یکی از اصحاب امیرالمؤمنین، معاویه از ضرار خواست که درباره علی سخن بگوید: یا ضرار، از صفات علی برای ما بگو. ضرار مایل نبود این بحث را باز کند، زیرا معاویه را می‌شناخت و پرهیز داشت؛ ولی با اصرار معاویه، بالاخره صحبت را شروع کرد و فصلی از اخلاق علی، تعامل او با اصحاب، فقرا، ضعفا و قدرتمندان و شخصیت او را در محورهای مختلف شرح داد. آن‌چنان که نوشتند معاویه شروع به اشک ریختن کرد و گفت: رَحِمَاللَّهُأَبَاالْحَسَنِ. درود خدا بر روان علی، همین‌طور بود که گفتی.

داستان درگیری دلاورانه با عمرو بن عبدود در جنگ خندق را همه ما بارها شنیده‌ایم. وقتی عمرو با صدای بلند خطاب به مسلمانان می‌گفت: مگر شما نمی‌گفتید که در صورت شهادت به بهشت می‌روید؟ آیا در بین شما داوطلبانی هستند که آماده رفتن به بهشت باشند؟ در میان سکوت صحابه، تنها علی بود که بلند شد. پیامبر فرمودند بنشین. بار دوم صدای عمرو شنیده شد و پیامبر فرمودند آیا کسی هست جواب او را بدهد؟ باز علی بلند شد و بار سوم نیز علی. آنگاه پیامبر شمشیر خود، ذوالفقار را به علی داد و فرمود: لَافَتَىإِلَّاعَلِيٌّوَلَاسَيْفَإِلَّاذُوالْفَقَارِ. اکنون آماده باش. وقتی امیرالمؤمنین به سمت عمرو بن عبدود می‌رفت، پیامبر آن جمله معروف را که نشان‌دهنده اسوه تمام‌نمای ایمان و اخلاص علی است، فرمودند: بَرَزَالْإِيمَانُكُلُّهُإِلَىالشِّرْكِكُلِّهِ. تمامیت ایمان با تمامیت کفر روبه‌رو شد.

نوشته‌اند در مواجهه علی با عمرو، عمرو نگاهی تحقیرآمیز به او کرد و گفت: مایل نیستم با تو بجنگم، پدرت را در مکه می‌شناختم. حضرت فرمود: این تعارفات را کنار بگذار. شنیده‌ام تو در جنگ‌ها یکی از سه درخواست رقیبت را قبول می‌کنی. من سه درخواست خود را می‌گویم، حداقل یکی را انتخاب کن. درخواست اول من «شهادتین» است. بگو: أَشْهَدُأَنْلَاإِلَٰهَإِلَّااللَّهُوَأَشْهَدُأَنَّمُحَمَّدًارَسُولُاللَّهِ و جنگ ما تمام است. عمرو خندید و گفت: هرگز. فرمود: پس درخواست دوم من این است که این جنگ را پایان دهی و به مکه برگردی. عمرو گفت: این هم قابل قبول نیست. حضرت فرمود: پس درخواست سوم من این است که مبارزه را شروع کنیم. درگیری شروع شد. جابربن‌عبدالله انصاری می‌گوید درحالی‌که گرد و خاک بلند شده بود و آن‌ها به‌سختی قابل رؤیت بودند، ناگهان صدای تکبیر امیرالمؤمنین را شنیدیم و دانستیم که کار عمرو بن عبدود تمام شده است. در این لحظه بود که رسول خدا فرمودند: ضَرْبَةُعَلِيٍّيَوْمَالْخَنْدَقِأَفْضَلُمِنْعِبَادَةِالثَّقَلَيْنِ. آن کار شجاعانه علی که مانع شکست مدینه شد، از عبادت جن و انس تا آخر روزگار برتر بود؛ زیرا شکست مسلمین در خندق به معنای شکست این دین جدید بود. جالب اینجاست که خواهر عمرو بن عبدود شعری گفت که اگر هلاک‌کننده برادرم شخصی غیر از علی بن ابی‌طالب بود، تا عمر داشتم به گریه ادامه می‌دادم؛ ولی آن کسی که پیروز شد، انسانی بی‌عیب و بزرگوار بود.

اگر رسول خدا شخصاً این اسوه کامل آسمانی را توصیف نکرده بود، بسیار بعید بود که ما می‌توانستیم حق مطلب را درباره علی بدانیم. پیامبر (ص) فرمودند: هر کس می‌خواهد دانش آدم، فهم نوح، درایت ابراهیم، مناجات موسی، پاکیزگی عیسی و کمال شخصیت محمد را ببیند، به سیمای علی بن ابی‌طالب نگاه کند که او تجلی همه این پیامبران الهی است. عایشه نقل می‌کند که دیدم پدرم ابوبکر مرتب به سیمای علی نگاهی طولانی و متمرکز می‌اندازد. گفتم: چرا این‌گونه به علی نظر می‌کنی؟ ابوبکر پاسخ داد: از رسول خدا (ص) شنیدم که می‌فرمود: النَّظَرُإِلَىوَجْهِعَلِيٍّعِبَادَةٌ. نگاه به سیمای علی عبادت است.

ای علی که جمله عقل و دیده‌ای / شمه‌ای واگو از آنچه دیده‌ای راز بگشا ای علی مرتضی / ای پس از «سَوْءُ الْقَضَا» «حُسْنُ الْقَضَا»

دوستان عزیز، چه مسئولیت بزرگی است شیعه علی بن ابی‌طالب بودن. اگر تشیع به معنای تشابه با علی، متابعت و پیروی از علی، مشایعت و همراهی با علی و حمایت و همبستگی با علی است، باید به یاد آن گفته زیبای علوی بیفتیم که فرمود: أَلَاوَإِنَّكُمْلَاتَقْدِرُونَعَلَىذَلِكَوَلَكِنْأَعِينُونِيبِوَرَعٍوَاجْتِهَادٍوَعِفَّةٍوَسَدَادٍ. مطمئناً شما نمی‌توانید در همه ابعاد زندگی دقیقاً مانند علی باشید، ولی اقلاً تلاش کنید با ورع و کوشش، او را در فضائل اخلاقی تعقیب کنید.

امام شافعی، یکی از چهار رهبر اصلی اهل سنت، می‌گوید: درحالی‌که دوستان علی از روی تقیه و دشمنانش از روی کینه، نام و صفات او را پنهان می‌کردند، عجیب آنجاست که نورانیت این شخصیت بزرگ، تمام میادین مشرق و مغرب عالم را پر کرده است. مرحوم کوفی عنان، دبیرکل اسبق سازمان ملل، گفت: ای کاش کشورهای عربی و اسلامی، رهبری علی بن ابی‌طالب را اسوه و الگوی آزادی، عدالت و زمامداری خود قرار می‌دادند. آن امامی که در حوزه حکومتش می‌گفت آزار رساندن به یک شخص غیرمسلمان در حوزه حکومت علی، آزار رساندن به علی است. وقتی شنید که یک زن غیرمسلمان توسط سربازان معاویه مورد آزار قرار گرفته و جواهرات او به سرقت رفته، فرمود: فَلَوْأَنَّامْرَأًمُسْلِماًمَاتَمِنْبَعْدِهَذَاأَسَفاًمَاكَانَبِهِمَلُوماً. اگر یک انسان مسلمان این ظلم را بشنود و از غصه بمیرد، جای ملامت نیست.

هنگامی که توسط ابن‌ملجم ضربت خورد، در آستانه شهادت فرمود: ای فرزندان عبدالمطلب، مبادا به اسم شهادت من خونریزی‌ها را آغاز کنید و به جان بی‌گناهان بیفتید. به فرزندش امام حسن وصیت فرمود که پس از شهادت من، فقط دو انتخاب داری: عفو یا قصاص. اگر تصمیم به قصاص گرفتی، مبادا قصاص را به‌صورت شکنجه بر قاتل من تحمیل کنی؛ زیرا از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمودند از شکنجه کردن دیگران، حتی یک سگ هار، بپرهیزید. این اخلاق علی است. چه بسیار نیاز هست در دنیای ما که سیاست‌های جهانی به دست بسیاری از سگان هار افتاده است؛ در دنیایی که آزادی، عدالت، دموکراسی و حقوق بشر به جوک‌های مسخره‌ای تبدیل شده‌اند.

در آمریکا در سال گذشته، ۲۰۲۳، حدود هفتصد مورد تیراندازی کورکورانه رخ داد و این رقم برای خیلی‌ها جای تعجب دارد. اما اگر حساب کنیم که در طول بیش از سه ماه گذشته در منطقه بسیار کوچکی به نام غزه، نه هفتصد مورد در یک سال، بلکه تقریباً هر روز صدها مورد کشتار دسته‌جمعی با هواپیما، از زمین و دریا، با بمب‌های دوهزارپوندی اتفاق افتاده است. شما دقت بفرمایید که رقم بیست و پنج هزار کشته در غزه، در مقایسه با جمعیت‌های دیگر بسیار بالاست. اخیراً دیدم که کنگره بزرگداشت بیست و چهار هزار شهید تهران برگزار شد. این رقم بسیار بالاست، اما در طول بیش از چهل سال است؛ درحالی‌که این تعداد شهدا در غزه فقط در چهار ماه اخیر جان باخته‌اند. بسیار زجرآور و خجالت‌آور است. چه کسی باور می‌کرد در قرن بیست و یکم چنین جنایات وحشتناکی جلوی دوربین‌های بین‌المللی رخ دهد؟

اخیراً حتی رسانه‌هایی مانند سی‌ان‌ان این اخبار را منتشر می‌کنند؛ یعنی به مرحله‌ای رسیده که دیگر این جنایات قابل انکار نیست. چطور غزه را به یک گورستان و جهنم سوزان تبدیل کردند و تازه در همین گورستان سراغ قبرها می‌روند و ده‌ها قبرستان را با بولدوزر از بین برده‌اند. این همه جنایت علیه بشریت، علیه قوانین جهانی، علیه محیط زیست و بی‌اعتنایی به سازمان‌های بین‌المللی. آن‌ها با این اعمال به دنیا می‌گویند که ما فقط به یک زبان اعتقاد داریم: زبان زور.

در کجا تصور می‌شد که بیمارستان، مدرسه، مسجد، کلیسا و پناهگاه سازمان ملل بمباران شود؟ این جنایاتی است نه فقط علیه فلسطینی‌ها، که علیه اسلام، مسیحیت و حتی علیه امنیت یهودیان. خوشبختانه بسیاری از یهودیان علیه وحشی‌گری‌های دولت اسرائیل اعتراض کرده‌اند، ولی خاموشی و سکوت، در واقع حمایت از این جنایت‌های جنگی است. چطور یک ابرقدرت به نمایندگی از یک شخص دیوانه و تروریست‌های افراطی که به هیچ‌یک از اصول اخلاقی و حتی به آینده جامعه یهودی خودشان هم نگرانی ندارند، سوخت به این آتش وحشتناک علیه بچه‌های بی‌گناه می‌فرستد؟ این بربریت باورنکردنی است. غزه، قیامت قرن بیست و یکم است؛ استمرار یک اشغال و جنگ غیرقانونی، غیراخلاقی و غیرانسانی.

آن‌ها که داستان غزه و فلسطین را به داستانی سیاسی تبدیل می‌کنند، قضاوتی ناعادلانه انجام می‌دهند. ولی همه آن‌هایی که عاشق علی هستند، سخن امیرالمؤمنین را به یاد دارند: كُونَالِلظَّالِمِخَصْماًوَلِلْمَظْلُومِعَوْناً. در کنار مظلومان باشید و نه در کنار ظالمان. خبر خوب آنکه خداوند فرمود ستمگران هرگز پیروز نخواهند شد (إِنَّهُلَايُفْلِحُالظَّالِمُونَ). پیروزی حقیقی نه توسط تانک‌ها و هواپیماها، بلکه توسط اراده، ایمان، صبر و استقامت افراد محق و مظلوم به دست خواهد آمد. آن‌ها هستند که بر دیوانگان پیروز خواهند شد. این وعده خداوندی است.

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا سَيِّدَ الصِّدِّيقِينَ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ رَبِّ الْعَالَمِينَ. أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ جَاهَدْتَ فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ. سلام بر تو ای امیرالمؤمنین، الگو و اسوه تکامل و فضیلت انسانی. سلام بر تو در روز ولادتت و سلام بر تو در روز شهادتت و سلام بر تو در روزی که برانگیخته خواهی شد؛ روزی که يَوْمَلَايَنْفَعُمَالٌوَلَابَنُونَإِلَّامَنْأَتَىاللَّهَبِقَلْبٍسَلِيمٍ.

با تشکر از صبر و حوصله شما. با این دعا از قول امام زین‌العابدین (ع) برای صاحبان صبر و مقاومت، سخن را به پایان می‌برم: اللَّهُمَّاجْعَلْنَامِنَالصَّالِحِينَوَأَعْطِنَاثَوَابَالشُّهَدَاءِالْمُجَاهِدِينَيَاأَرْحَمَالرَّاحِمِينَ. بسیار ممنون و سپاسگزارم. خداحافظ.

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.

یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.
دیدگاه شما پس از تأیید ناظر منتشر می‌شود.

مطالب مرتبط

مواجهه امیرالمؤمنین (ع) با ویژه‌خواری؛ از نظام طبقاتی بیت‌المال تا عدالت علوی

دهمین جلسه از سلسله جلسات نظریه پردازی ماه مبارک رمضان در مؤسسه فرهنگی -  پژوهشی فهیم با حضور اساتید حوزه و دانشگاه و جمعی از فضلای حوزه علمیه قم در تاریخ  1/20/1403  درسالن اجتماعات مؤسسه واقع شهر قم با ارائه دکتر صفری فروشانی  تحت عنوان «چگونگی مواجهه امیرالمؤمنین(ع) با ویژه‌خواری» برگزار شد دکتر صفروی  فروشانی در صحبت های مقدماتی خود به مفهوم شناسی وپیشینه بحث اشاره نموده  اظهار داشت: منظور از ویژه‌خواری، رانت، اختلاس یا فساد اقتصادی به معنای امروزی نیست، گرچه ممکن است همپوشانی‌هایی داشته باشد، گفت: قبل از ویژه‌خواری، مسئله ویژه‌دانی مطرح است یعنی فرد خود را ویژه می‌داند و مالی را که از بیت‌المال برمی‌دارد در برابر آن هیچ عذاب وجدانی ندارد زیرا ویژه‌دانی آن را حق او می‌داند. در مورد ابن‌عباس گفته شده است که او در انتهای حکومت حضرت علی(ع) بخش بزرگی از بیت‌المال بصره(دومیلیون درهم) را برداشت و به سمت مکه رفت و حضرت هم نامه تندی به او نوشت؛ ابن عباس جواب داد این که برداشتم از حق من کمتر است. اینکه واقعا ابن‌عباس با آن عظمت چنین کاری کرده قابل بحث است. علامه جعفر مرتضی به شدت این…

۷ آبان ۱۴۰۵

اخلاق جامعه‌ای در قرآن؛ از فضیلت‌مندی افراد تا فضیلت‌مندی ساختارهای جامعه

بسم الله الرحمن الرحیم بحث امشب را شروع می‌کنم با عنوان مبانی اخلاق جامعه یا مبانی اخلاق جامعه‌ای در قرآن کریم برای ما مسلمان‌ها بی تردید نخستین و شاید مهم ترین منبع اخلاق قرآن کریم هست. اگرچه تاریخ زیسته‌ی ما مسلمان‌ها نشان دهنده‌ی نوعی مهجوریت برای قرآن کریم در این زمینه است به گونه‌ای که حتی شاید در درس‌های طلبگی ما حتی در درس‌های خارج ما کمتر به آیات قرآن کریم استدلال می‌شود، اما به لحاظ نظری دست کم قرآن کریم به عنوان نخستین و مهمترین منبع برای اخلاق ما معرفی می‌شود. البته این بحث که آیا واقعا قرآن کریم ماهیت یک کتاب اخلقی را دارد یا ندارد یا اساسا در قرآن کریم چیزی به نامنزاع اخلاقی ما داریم یا نداریم این‌ها مباحث مهمی است ولی موضوع بحث امشب ما نیست. في الجمله این را می‌دانیم که برای همه‌ی ما مسلمان‌ها؛ قرآن کریم بیانگر فضیلت بندی، فضیلت، رذیلت و رذیلت بندی است و ما را نسبت به آموزه‌های اخلاقی ترغیب می‌کند به ما معرفت می‌دهد که چه چیزی اخلاقی است چه چیزی اخلاقی نیست و ما معمولا مستند به آن چه که از قرآن می‌آموزیم درباره‌ی اخلاق داوری می‌کنیم و اخلاق خودمان را بر اساس قرآن کریم…

۷ آبان ۱۴۰۵

حکمرانی خوب در قرآن و نهج‌البلاغه؛ ماهیت فساد و راه‌های مقابله با آن

«أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، وَالصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ عَلَى سَيِّدِ الْأَنْبِيَاءِ وَالْمُرْسَلِينَ أَبِي الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ.» موضوعی که در این ایام، شما سروران عزیز و فضلا معین فرموده‌اید، بررسی «حکمرانی خوب» در پرتو قرآن کریم و نهج‌البلاغه است. بنا بر این است که هریک از اساتیدی که در این زمینه سخن می‌گویند، به یکی از ابعاد و مباحث ذیل این مفهوم بپردازند.

۴ آبان ۱۴۰۵