یکشنبه، ۱۷ آبان ۱۴۰۵

کارکردهای مناسک و شعائر دینی؛ هویت‌بخشی، معرفت، اخلاق و مسئولیت اجتماعی

با بقیه‌ی مذاهب اسلامی متفاوت می‌شویم. فرض کنید بحث زیارت، عزاداری، نوع عبادت شیعه را از سایر مذاهب متمایز می‌کند. آن بخش متمایزکننده‌ی ادیان و مذاهب آن چیزی است که از آن به عنوان مناسک و شعائر یاد می‌شود. طبق یک فهرستی که من برای خودم آماده کردم ده عنوان را می‌شود ذیل این قرار داد و بحث ما پیرامون کارکرد این‌هاست. طهارت است چون طهارت هم جنبه‌ی مقدمی دارد و هم مستقل است مثل غسل روز جمعه خودش یک عبادت مستقل است حالا وضو یا غسل برای نماز آن جنبه‌ی مقدمی دارد اما چون برخی از طهارت‌ها خودش عنوان مستقل دارد می‌شود اورا هم یک موضوع تلقی کرد. طهارت، نماز، روزه، حج، اعتکاف، ادعیه، زیارات، عزاداری، زمان‌های مقدس، مکان‌های مقدس این‌ها چیزهایی است که ما به عنوان مناسک و شعائر یاد می‌کنیم فرض کنید مسجدالحرام یا مسجد کوفه برای شیعه یا کل مساجد نسبت به مسلمان‌ها در نظر بگیریدزمان‌های خاص، عید فطر، عید قربان، نیمه‌ی شعبان، عید غدیر این‌ها چیزهایی است که ذیل عنوان مناسک و شعائر قرار می‌گیرد. ما وقتی نگاه می‌کنیم به منابع دینی برای این‌ها یک سری فوائد یا به تعبیر امروزی کارکرد ذکر کرده مثلاً راجع…

کارکردهای مناسک و شعائر دینی؛ هویت‌بخشی، معرفت، اخلاق و مسئولیت اجتماعی

با بقیه‌ی مذاهب اسلامی متفاوت می‌شویم. فرض کنید بحث زیارت، عزاداری، نوع عبادت شیعه را از سایر مذاهب متمایز می‌کند. آن بخش متمایزکننده‌ی ادیان و مذاهب آن چیزی است که از آن به عنوان مناسک و شعائر یاد می‌شود. طبق یک فهرستی که من برای خودم آماده کردم ده عنوان را می‌شود ذیل این قرار داد و بحث ما پیرامون کارکرد این‌هاست. طهارت است چون طهارت هم جنبه‌ی مقدمی دارد و هم مستقل است مثل غسل روز جمعه خودش یک عبادت مستقل است حالا وضو یا غسل برای نماز آن جنبه‌ی مقدمی دارد اما چون برخی از طهارت‌ها خودش عنوان مستقل دارد می‌شود اورا هم یک موضوع تلقی کرد.

طهارت، نماز، روزه، حج، اعتکاف، ادعیه، زیارات، عزاداری، زمان‌های مقدس، مکان‌های مقدس این‌ها چیزهایی است که ما به عنوان مناسک و شعائر یاد می‌کنیم فرض کنید مسجدالحرام یا مسجد کوفه برای شیعه یا کل مساجد نسبت به مسلمان‌ها در نظر بگیریدزمان‌های خاص، عید فطر، عید قربان، نیمه‌ی شعبان، عید غدیر این‌ها چیزهایی است که ذیل عنوان مناسک و شعائر قرار می‌گیرد. ما وقتی نگاه می‌کنیم به منابع دینی برای این‌ها یک سری فوائد یا به تعبیر امروزی کارکرد ذکر کرده مثلاً راجع به روزه (كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ) یعنی روزه عاملی است که یک خصلت اخلاقی را ممکن است تقویت کند یا درباره‌ی نماز گفته می‌شود (إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ) یعنی صرف آن عبادتش نیست دارد به یک فایده یک کارکرد و یک نتیجه در زندگی اشاره می‌کند یا راجع به حج قیام للناس یا در روایات فوایدی که ذکر شده یا این‌که روزه بگیرید به یاد فقرا باشید این‌ها چیزهایی است که به عنوان کارکرد یا به تعبیر سنتی تر فوائد عبادات از آن تلقی می‌کنیم. منتها من این را می‌خواهم بررسی کنم که این فواید عبادت و مناسک و شعائر چند تاست؟ آیا می‌شود راجع به این‌ها یک بحث جدی تر کرد؟ آیا می‌شود این‌ها را در مرحله‌ی ارزیابی و سنجش‌ها قرار بدهیم بیاییم بگوییم مثلاً جامعه‌ی ما که نماز می‌خوانند ببینیم واقعا این نمازها چقدر روی فلسفه و هدفش نزدیک است و از آن راه بیاییم عرضه کنیم اصلاً مجاز برای چنین کاری هستیم یا این‌که یک سری کارهای عبادی محض است و هر کسی خودش می‌داند و خدای خودش این آن دغدغه‌ای است که من می‌خواهم در این زمان کوتاه خدمت دوستان ذکر کنم.

به گمان من این مناسک چهارتا کارکرد می‌تواند داشته باشد که از لابلای خود آیات و روایات استنباط می‌شود و به دست می‌آید. یکی اش را می‌گویم کارکرد هویتی یا هویت بخشی یک چیزی است که برجسته است یعنی ما را از دیگر ادیان متفاوت می‌کند یا شیعه را از دیگر مذاهب متمایز می‌کند عزاداری، سینه زنی، زنجیرزنی و پیاده روی اربعین این امتیاز شیعه است هویت شیعه است. این کارکرد هویت بخشی است این خود به خود حاصل است وقتی می‌بینند ما این طوری نماز می‌خوانیم می‌فهمند ما مسلمانیم این ریا هم می‌کنیم آن اتفاق می‌افتد به قصد غیر خاص و مخلصانه هم این کار را انجام بدهیم آن اتفاق می‌افتد این را به کارکرد هویتی یا هویت بخشی نماد یک دین یا یک مذهب بودن تعبیر می‌کنم.

اما غیر از این سه تا کارکرد دیگر می‌تواند این عبادات و مناسک داشته باشد در منابع دین هم گاهی به آن اشاره می‌شود یکی اش معرفت بخشی است نگاه انسان را به زندگی و به انسان و جهان و خدا می‌تواند تعیین کند از این زاویه به این‌ها نگاه کنیم فرض کنیم در نمازمی گوییم آن چه که تاکید شده از اوصاف خداوند رحمان و رحیم است در عبادات ما قهار، جبار، صفات منتقم و خشن خدا نیامده آیا این نمی‌تواند یک نگاهی را القا کند که اولویت دارد؟ یا فرض کنیم نماز با سه تا سلام ختم می‌شود ابتدا به پیامبر سلام می‌کنیم بعد به جامعه‌ی ایمانی سلام می‌کنیم بعد به همه‌ی خوبان و بعد هم می‌گوییم سلام به همه، آیا نمی‌شود از این فهمید که یک نگاه در واقع مهربانانه و صلح آمیز را می‌خواهد به همه القا کند؟ این را من تعبیر به کارکرد معرفت بخشی می‌کنم.

یا در حج در مسجد الحرام تقدم و تاخر بین زن و مرد در نماز برداشته شده به فتوای همه‌ی مذاهب حالا ممکن است یک دوره‌ای سخت بگیرند خود حکومت می‌آید ولی اگر اتفاق بیفتد زنی باشد هیچ مذهبی نمی‌گوید باطل است آیا نمی‌شود از این فهمید که آن آینده‌ی دین رفع تبعیض جنسیتی است. این تبعیض جنسیتی تا یک دوره است همانطور که حج می‌خواهد تبعیض فقر و غنا را بردارد تبعیض نژادی سیاه و سفید را بردارد می‌خواهد تبعیض جنسیتی را هم بردارد. جامعه‌ی آرمانی جامعه‌ای است که زن و مرد می‌توانند مثل دو تا انسان حتی عبادات را کنار هم انجام بدهند نمی‌شود این را استنباط کرد؟ به آن می‌گویند کارکرد معرفتی یعنی دید انسان را نسبت به چیزی تغییر می‌دهد نگاه انسان را عوض می‌کند.

یا در خود حج طواف باید بین حجر اسماعیل و مقام ابراهیم باشد این دو تا نشانه است حجر نشانه‌ی یک زن است مقام ابراهیم نشانه‌ی یک مرد است حجر اسماعیل جزء خانه است اگر کسی از آن وسط برود طوافش قبول نیست؛ آیا می‌شود مثلاً چنین چیزی را برداشت کرد که زن جایگاهش آن‌جا نزدیکتر است؟ این‌ها چیزهای معرفتی است یعنی ممکن است ما یک استنباط‌هایی از خود آن عبادت داشته باشیم اگر طراحی این‌ها بر اساس یک حکمت و یک علم است یک چیزی پشتوانه اش است مگر نمی‌گوییم ما در مسجد الحرام اگر هر مسلمانی یک روز هم باشد نمازهایش را می‌تواند تمام بخواند می‌تواند قصد بخواند. مسجدالحرام وطن هر مسلمان است یک ساعت هم باشد می‌تواند نمازهایش را تمام بخواند. این‌که زن باید صورتش باز باشد به فتوای همه‌ی مذاهب حتی آن‌هایی که می‌گویند در غیر احرام باید پوشیه بزند آن‌جا می‌گویند باید باز باشد این‌ها یک معرفتی را القا نمی‌کند یک افقی را باز نمی‌کند؟ این هم یک بخش است.

بخش سوم کارکردهای مناسک و شعائر را من تعبیر به کارکردهای معنوی اخلاقی می‌کنم که زیاد با آن مانوس هستیم.

روزه برای تقواست و تقوا مقدمه‌ی شکر است و شکر یک خصلت اخلاقی بلندی است در درجه بندی خصلت‌های اخلاقی شکر از آن جایگاه‌های بالا برخوردار است. در آن آیه‌ی (رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ) معمولا مفسرین می‌گویند اگر شکر کنید نعمتتان زیاد می‌شود به نظر من لازم نیست نعمت را در تقدیر بگیریم می‌گوید شکر کنید بزرگ می‌شوید آدم‌های ناسپاس همیشه کوچک می‌مانند چون ناسپاس است نمی‌تواند آن نعمت و منعم را ببیند همیشه کوچک می‌ماند چون شکر یعنی شده‌ها را دیدن و نشده‌ها را ندیدن. مشکل ما در سپاس و ناسپاسی همین است شما بیست تا کار برای کسی انجام می‌دهی یک بار نتوانستی این در ذهنش می‌ماند این می‌شود ناسپاس این کوچک است چون آن 9 تای دیگر را نمی‌بیند اگر آدم بزرگی باشد یعنی آن نه را می‌بیند. (رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ) شکر کنید تا بزرگ شوید روزه می‌خواهد این کارکرد را داشته باشد. پس روزه در ترویج و تقویت اخلاق تأثیر دارد یا این‌که انسان یک حس معنوی پیدا کند شما نماز بخوانید به‌خاطر یاد من که در بعضی از آیات است (وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي) بعد جای دیگر دارد که ذکر باعث آرامش می‌شود این‌ها آن آثار معنوی و اخلاقی است. یک بخش دیگر از کارکردها را می‌شود تعبیر کرد به کارکردهای اجتماعی همین که در روزه می‌گوییم حس مسئولیت اجتماعی را زیاد می‌کند یا درباره‌ی حج هست قیام للناس آن‌جا جمع می‌شویم تا ابهت مسلمانی نشان داده شود. پس یک کارکرد هویتی داریم یک کارکرد معرفتی داریم یک کارکرد معنوی اخلاقی داریم و یک کارکرد اجتماعی.

به گمان من عبادت و مناسک و شعائر اسلامی این‌ها را باید داشته باشد و اگر منحصر بشود به کارکرد ناخواسته که خود به خود حاصل می‌شود آن‌جا جای لغزش است هم لغزش فرد هم لغزش حکومت‌ها؛ آدم مغرور می‌شود که نماز خوانده یا حج رفته یا زیارت اربعین و کربلا رفته، این‌که قرآن راجع به نمازگزارهای بی خاصیت می‌گوید فویل للمصلین آن نمازگزاری که یا ریا می‌کند یا انفاق نمی‌کند (فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ الَّذِينَ هُمْ يُرَاؤُونَ وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ)؛ دست بده ندارد و ریاکار است چون زمینه‌ی لغزش است بیشترین عُجب آدم‌ها عجب ایمانی است یعنی آن عبادات آدم را عجب می‌گیرد که الان از خدا طلبکار می‌شود. یک روزه گرفته فکر می‌کند که طلبکار زمین و زمان است. این یک آفت است اگر ما عبادات و مناسک را به آن کارکرد اول منحصر کنیم بزرگترین لغزشگاه فرد و جامعه و حکومت‌هاست. حکومت می‌بیند خیلی در ماه رمضان آمار می‌دهند چقدر ختم قرآن شده بعد روسا می‌گویند الحمدلله کشور اسلامی داریم اما در آن دروغ، ریا، خیانت، دزدی چقدر است لابه لا گم می‌شود چون این ظاهر حفظ شده. اگر مناسک و شعائر سه کارکرد دوم تا چهارم را نداشته باشد هم برای فرد لغزنده می‌شود گرفتار عجب می‌شود و از آن خوبی‌های دیگر عقب می‌ماند و هم برای جامعه و حکومت؛ ما در ادبیات می‌خواهد کسی را معرفی کند می‌گوید نماز جماعتش ترک نمی‌شود، روزه‌ی سه ماه در روزش ترک نمی‌شود؛ این‌ها شده نشانه نمی‌گوید این آدم امینی است یا آدمی است که هیچ‌وقت خطاهایش خلف نمی‌شود آن روایتی که از چند تا امام نقل شده به پیامبر هم می‌رسد این روایاتی که ائمه (علیهم السلام) نقل می‌کنند سلسله سند را زیاد نیستند شاید 200-300 تا باشد به نظر من کلیدهای در عرصه‌ی دین شناسی است یکی اش این است که به نماز و روزه زیاد و حتی به زمزمه‌های نیمه شبشان نگاه نکنید این‌ها می‌آید پوشش می‌گذارد سر چیزهای اصلی که کارکرد دین است. پیامبران نیامده اند که نماز جماعت زیاد شود تعداد روندگان حج زیاد شود این شعائر و مناسک می‌خواهد انرژی برای این‌ها ایجاد کند. اگر این مناسک و شعائر در خدمت این‌ها نباشد تولید انرژی و نیرو برای این‌ها نکند از آن جایگاه خودش سقوط کرده می‌شود محل لغزش فقط آمار و ارقام و یک سری نشانه‌های در واقع بیرونی است. گاهی وقت‌ها در این آمارهایی که وزارت ارشاد یک سری زمانی می‌گرفتند متاسفانه روی همین‌ها متمرکز می‌شود میزان چاپ قرآن، میزان چاپ کتاب‌های مذهبی، میزان ساخت مسجد، آماری که امسال هشت میلیون رفته اند مشهد پانزده میلیون رفته اند کربلا این می‌شود جامعه‌ی دینی، ولی این نیست در نهج البلاغه امام علی از قول پیامبر نقل می‌کند که پیامبر در جاهای زیادی می‌فرمودند که لن تقدس امة لایوخذ في الضعیف فیها حقه من ؟؟ نه یک بار نه دو بار، بارها فرمودند آن جامعه‌ای ارزشی و دینی است که ضعیف بتواند به آسانی به حقش برسد نگفته اند آن جامعه‌ای که نماز جماعت‌ها صفش چطور باشد، این طوری باید سنجیده شود واقعا چطور می‌شود ما نماز جمعه‌هایمان اهل فحش نباشند، وقتی می‌آیند بیرون به دیگران توهین نکنند و مرگ به این و آن نگویند. گاهی اوقات آدم با خودش فکر می‌کند نمازی که با سه تا سلام ختم می‌شود پشتش با مرگ شروع می‌شود این چه نماز و عبادتی است؟ شما در کل تاریخ مسلمان‌ها و ادبیات مسلمانی نگاه کنید چنین چیزی نداریم بعضی جاها دارد که پیامبر بعد از برخی ازفتوحات فرمودند این دعا را بخوانید دعای وحدت است دعایی که خدا را به یگانگی، نفی و خشونت و غضب در آن نیست.

آیا ما مجازیم چنین کارهایی بکنیم؟ می‌توانیم راجع به این‌ها فکر کنیم یا نه؟ به گمان من بله. شواهد دینی خودش تعیین می‌کند که این طور فکر کردن یعنی سنجیدن این‌که بگوییم جامعه ما در جای خودش نیست و با سنجش‌های امروزی بسنجیم میزان دینداری واقعی را بر اساس مناسک و شعائری که در جایگاه خودش قرار گرفته که باعث می‌شود خصلت‌های اخلاقی تربیت بشود نگاه آدم‌ها به جهان وسیع بشود مسئولیت‌های اجتماعی تقویت بشود چنین کاری مجاز است.

من چند تا شاهد و قرینه بر این ذکر می‌کنم که ما مجازیم این طوری فکر کنیم و این طوری بحث کنیم و این طوری آمار بگیریم و ارزیابی کنیم.

شما در آیات قرآن فراوان دیده اید که دعوت به تعقل و تدبر می‌کند حتی در آن چیزی که پیامبر آورده در سوره‌ی نمل است که (وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ) خدا فرستاده پیامبر توضیح می‌دهد مردم فکر کنند. در چه؟ در همان چیزی که پیامبر آورده اگر آمده گفته نماز بخوانید راجع به آن فکر کنید که این نماز چه کار می‌خواهد بکند؟ اگر گفته کتب علیکم الصیام به آن فکر کنید این چه کارکردی دارد یکی از کسانی که به نظر من در نوشته‌هایشان دیدم و خیلی جاها قشنگ تحلیل کرده امام موسی صدر است حتی راجع به آن آیه می‌گوید چه نسبتی است انفاق کنید به هلاکت نیفتید؟ تحلیل دنیایی می‌کند می‌گوید می‌خواهد این را بگوید که اگر پولدار در جامعه پولش را صرف نکند جامعه فقیر باشد و بی سواد باشد بچه‌های خودش هم آسیب می‌بیند اگر جامعه فقیر باشد بیمار می‌شوند آن بیمار سرایت می‌کند بچه‌های خود این آدم پولدار هم بیمار می‌شوند یا آن جایی که دارد انفقوا من خیر می‌گوید چرا می‌گویید در آخرت؟ در همین دنیا. بعد می‌گوید انفاق کنید در دنیا نشانه اش را می‌بینید چون وقتی انفاق کردید جامعه هم سطح شد همه لذت بیش‌تر می‌برند خانواده‌ی تو هم لذت بیش‌تر می‌برد. این طور نگاه کرده اند که ما عبادات را برای زندگی دنیایی مان تحلیل کنیم وقتی دعوت به تدبر و تفکر می‌کند به نظر من این یک نکته است.

نکته‌ی دوم که به گمان من می‌تواند مجوز ما باشد تبیین‌های زمینی از آموزه‌های فرازمینی است. یکی از این فیلسوفان غربی می‌گوید بین ایمان و تعقل جمع نمی‌شود بعضی از اساتید کشور ما می‌گفتند تدبر متمایزند حرف او بحث ذبح حضرت ابراهیم است می‌گوید این را نمی‌توانید با تعقل جمع کنید که خدا دستور می‌دهد برو بچه ات را بکش ولی خدا از ابراهیم سه تا چیز در قرآن نقل کرده این یکی اش است. یکی اش هم آن جاست که در سوره‌ی بقره نقل می‌کند که ابراهیم به خدا می‌گوید چطور مرده‌ها را زنده می‌کنی می‌گوید مگر ایمان نداری؟ می‌گوید می‌خواهم اطمینانم برود بالا بعد می‌گوید این کار را بکن این تبیین زمینی است از آن آموزه‌ی فرازمینی.

ابراهیم قرآن فقط ابراهیم ذبح نیست یک ابراهیم هم هست ابراهیمی است که وقتی می‌خواهد با نمرود مباحثه کند بحث خورشید غروب می‌کند، ماه غروب می‌کند، آن هم است این‌جا که دیگر ایمان محض نیست.

لذا تبیین‌های زمینی از آموزه‌های فرازمینی در خود این قرآن دارد اتفاق می‌افتد یعنی ما مجازیم روی این‌ها این طور فکر کنیم. وقتی در داستان موسی و خضر سؤال می‌کند می‌گوید سؤال نکند یک کارهایی انجام می‌دهد. نمی‌گوید سؤال نکن می‌گوید عجله نکن در سؤال کردن، صبر کن. سؤال ممنوع نیست عجله ممنوع است بعد هم آن کسی‌که یک سری اسرار می‌بیند اسمش را هم کسی نمی‌داند ولی آن کسی‌که می‌پرسد و قانع نمی‌شود پیامبر اولوالعزم می‌شود بیشترین اسمی که در قرآن آمده اسم موسی است می‌خواهد بپرسد و کشف کند. قرآن دارد این‌ها را می‌گوید از آموزه‌های قرآن فقط تعبد تنها نیست این تعبد بود یک طوری معنی می‌شود که ؟؟؟؟ سومین چیزی که می‌شود به عنوان مجوز ذکر کرد اینکه خودش کنار این مناسک و شعائر کارکردهایش را ذکر می‌کند. نماز می‌خواهد فحشاء را از بین ببرد حج می‌خواهد استواری در جامعه اسلامی را فراهم کند ذکر این‌ها یعنی این‌که می‌خواهد به این کارکردها بپردازد و نکته‌ی چهارم این‌که یک سری علل و فلسفه‌ی احکام را بیان می‌کند. خیلی جاها یک مطلبی را می‌گوید به بیان فلسفه اش می‌پردازد. حالا گرچه متاسفانه هم مفسران هم فقها وقتی به این جاها می‌رسند این‌ها را حمل بر حکمت می‌کنند می‌گویند این حکمت احکام است نه علتش؛ و خلاف همان مشی اصولی خودشان است چون وقتی یک بای سببلیت یا لام تاویل در یک جا بکار میرود ظهورش درعلت است شما این را از ظهور خودش خارج کنید خلاف رفتار کردی چطور إن شرطیه دلالت می‌کند بر مفهوم شرط اگر شما این را بردارید می‌گویید خلاف ظاهر عمل کردید بای سبییت و لام تعلیل هم دلالت بر تعلیل می‌کند اگر شما به آن تعلیل بودنش عمل نکنید خلاف ظاهر عمل کردید وقتی می‌گوید (الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ) یعنی ریاست مردان علتش توانایی نان آوری است نان آور توانا رئیس است. این علت است حالا اگر نان آور توانا نبود یک معتاد افتاده گوش خانه است دیگر این رئیس نیست می‌گویند نه این حکمت است، بای سببیت بر زبان عربی برای زبان و علت است چرا این را از سببیت خارج می‌کنید؟ چطور شما در سوره‌ی حجرات آیه‌ی نبا می‌گوییم (إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ) می‌گویند آیا بررسی کردن خبر فاسد موضوعیت دارد یا طریقیت؟ می‌گویند چون این با تعبیر تعلیل دارد بیان می‌کند این طریقیت دارد لذا اگر یک فاسدی خبر آورد که می‌دانیم حرفش راست است به آن عمل می‌کنیم دیگر بررسی لازم نیست. همین تعبیر (إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ) در آیه‌ی شهادت زن و مرد هم هست آن‌جا می‌گویند این حکمت است نه علت.

بیان علل و فلسفه‌ی احکام یکی دیگر از آن مجوزهاست. پس چهار تا نکته ذکر کردم که ما مجازیم این طور بیندیشیم و بررسی کنیم 1. دعوت به تفکر عام در قرآن و روایات 2. تبیین‌های زمینی نسبت به آموزه‌های فرازمینی 3. بیان فواید و کارکردهای عبادات و مناسک که فراوان است 4. بیان علت و فلسفه‌ی احکام در آیات قرآن و روایات این‌ها مجوزی است که می‌توانیم این مقوله‌ها بشویم و بحث کنیم.

خلاصه‌ی حرف من این شد که مناسک و شعائر دینی نشانه‌ای است که ادیان و مذاهب را از هم متمایز می‌کند این کارکرد قهری ماست این کارکرد قهری را هویت بخشی می‌نامیم در کنار این کارکرد قهری مناسک و شعائر سه تا کارکرد دیگر بر اساس آن چه که از خود این متون در می‌آید دارا هستند؛ یکی کارکرد معرفتی، نگاه انسان را به زندگی انسان، جهان و خدا توسعه می‌دهد افق دید را باز می‌کند خیلی از مسائل انسانی را گره گشایی می‌کند دوم بحث معنویت و اخلاق است که این‌ها دارد و سوم آن بعد اجتماعی و مسئولیت‌های اجتماعی که این‌ها می‌خواهند ایجاد کنند ما در عبادات زیاد می‌گوییم (إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ {الفاتحة/5} اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ) تمامش جمع است و فرد نیست می‌خواهد در واقع آن حس اجتماعی مسئولیت جمعی را تقویت کند این کارکردهای چهارگانه اگر منحصر بشود به آن کارکرد قهری لغزش فرد و حکومت است حکومت از آن سوءاستفاده می‌کند فرد هم مغرور و معجب می‌شود فکر می‌کند الان قله‌های معنویت را طی کرده و خدا دربست در اختیارش است و این نقطه‌ی سقوطش است اگر کارکرد عبادات و مناسک با آن سه تای دیگر همراه نشود آن فلسفه‌ی اصلی خودش را از دست داده فقط به یک کارکرد قهری منحصر شده است. آیا مجازیم ما درباره‌ی مناسک و شعائر و برخی دیگر از آموزه‌ها اینطوری فکر کنیم و بیندیشیم؟ بله به چهار تا شاهد و دلیلی که از متون دینی برای این قصه ذکر کردم دعوت به تفکر و تعقل در آموزه‌ها، تبیین‌های زمینی و انسانی، بیان فوائد و بیان فلسفه و علل.

ان‌شاءالله خدا کمک کند بتوانیم در انجام این آموزه‌ها و عبادات و مناسک این بهره‌های معنوی و افق دید و آن معرفت و اخلاق را کسب کنیم.

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.

یادداشت، نقد یا دیدگاه خود را بنویسیدبدون ترک این صفحه، برداشت خود را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.
دیدگاه شما پس از تأیید ناظر منتشر می‌شود.

مطالب مرتبط

اخلاق جامعه‌ای در قرآن؛ از فضیلت‌مندی افراد تا فضیلت‌مندی ساختارهای جامعه

بسم الله الرحمن الرحیم بحث امشب را شروع می‌کنم با عنوان مبانی اخلاق جامعه یا مبانی اخلاق جامعه‌ای در قرآن کریم برای ما مسلمان‌ها بی تردید نخستین و شاید مهم ترین منبع اخلاق قرآن کریم هست. اگرچه تاریخ زیسته‌ی ما مسلمان‌ها نشان دهنده‌ی نوعی مهجوریت برای قرآن کریم در این زمینه است به گونه‌ای که حتی شاید در درس‌های طلبگی ما حتی در درس‌های خارج ما کمتر به آیات قرآن کریم استدلال می‌شود، اما به لحاظ نظری دست کم قرآن کریم به عنوان نخستین و مهمترین منبع برای اخلاق ما معرفی می‌شود. البته این بحث که آیا واقعا قرآن کریم ماهیت یک کتاب اخلقی را دارد یا ندارد یا اساسا در قرآن کریم چیزی به نامنزاع اخلاقی ما داریم یا نداریم این‌ها مباحث مهمی است ولی موضوع بحث امشب ما نیست. في الجمله این را می‌دانیم که برای همه‌ی ما مسلمان‌ها؛ قرآن کریم بیانگر فضیلت بندی، فضیلت، رذیلت و رذیلت بندی است و ما را نسبت به آموزه‌های اخلاقی ترغیب می‌کند به ما معرفت می‌دهد که چه چیزی اخلاقی است چه چیزی اخلاقی نیست و ما معمولا مستند به آن چه که از قرآن می‌آموزیم درباره‌ی اخلاق داوری می‌کنیم و اخلاق خودمان را بر اساس قرآن کریم…

۷ آبان ۱۴۰۵