موسسه فهیم

خلاصه ها

خلاصه ی جلسات

حاکمیت قانون یعنی رفتار حکومت و نهادهای آن قابل پیش‌بینی باشد

چهار صدو چهل پنجمین جلسه از سلسله جلسات علمی موسسه فیهم در تاریخ 23 اسفند ماه 1404 با حضور جمعی از اساتید حوزه و دانشگاه ، پژوهشگران وفضلای حوزه علمیه قم، در سالن اجتماعات موسسه با ارائه دکتر محمد رضا یوسفی استاد حوزه و دانشگاه با عنوان «مبارزه با فساد از منظر امام علی(ع)»  برگزار شد که گزیده سخنان استاد یوسفی را در ادامه می خوانید:




الحمدُ للهِ ربِّ العالمین، و الصلوةُ و السلامُ علی سیدِ الأنبیاء و المرسلین، ابی‌القاسم محمد، و علی آله الطیبین الطاهرین، و اللعنُ الدائمُ علی أعدائهم أجمعین.

در ایامی که در آن قرار داریم، متأسفانه شاهد حملهٔ جنایتکارانه به کشورمان هستیم و در همان روزهای نخست، مقام رهبری به شهادت رسیدند. ان‌شاءالله تمامی اهداف شومی که دشمنان در سر داشته‌اند ناکام بماند و کشور ما از این مخمصه‌ای که ایجاد شده سربلند بیرون بیاید. برای شادی روح همهٔ رفتگان، به‌ویژه رهبر شهید انقلاب، فاتحه‌ای قرائت بفرمایید.

موضوعی که در این جلسات در خدمت سروران هستیم، «مبارزه با فساد از منظر امیرالمؤمنین علیه‌السلام» است. در جلسهٔ قبل، برخی مسائل را در سطح کلان عرض کردیم؛ از جمله اینکه در جهان معاصر از چه زمانی بحث «حکمرانی خوب» مطرح شد و این مفهوم چه ویژگی‌هایی دارد. قرار شد در این جلسه به طور مشخص دربارهٔ شیوهٔ مبارزهٔ امیرالمؤمنین علیه‌السلام با پدیدهٔ فساد در حکومت خودشان صحبت کنیم.

در دنیای امروز، همانند بسیاری از جوامع گذشته، مسئلهٔ فساد و مبارزه با آن یکی از مهم‌ترین مسائل حکمرانی است. بر اساس تجربه‌هایی که در جهان معاصر به دست آمده، مجموعه‌ای از پیشنهادها و دستورالعمل‌ها برای مقابله با فساد مطرح شده است. اگر بخواهیم به طور خلاصه این موضوع را بیان کنیم، مبارزه با فساد معمولاً در سه مرحله مطرح می‌شود:

نخست «پیشگیری»، دوم «شفافیت و نظارت»، و سوم «بازدارندگی و مجازات».

در مرحلهٔ پیشگیری، سیاست‌هایی مطرح می‌شود که زمینهٔ فساد را کاهش دهد. یکی از مهم‌ترین این موارد «حاکمیت قانون» و تضمین برابری در جامعه است. حاکمیت قانون یعنی رفتار حکومت و نهادهای آن قابل پیش‌بینی باشد؛ به‌گونه‌ای که فعالان اقتصادی و مردم بدانند قوانین و مقررات چه هستند و ناگهان با تصمیم‌های متغیر و غیرقابل پیش‌بینی مواجه نشوند.

موضوع مهم دیگر در پیشگیری از فساد، «رفع انحصار» در عرصهٔ سیاست و اقتصاد است؛ زیرا انحصار زمینهٔ رانت و فساد را فراهم می‌کند.

مسئلهٔ سوم ایجاد سیستم‌های شفاف اطلاعاتی و الکترونیکی است. در جهان امروز تأکید زیادی بر سامانه‌های شفاف اطلاعاتی وجود دارد. حتی در کشور ما نیز تجربه‌هایی از این دست وجود داشته است. به عنوان نمونه، در سال ۱۳۹۴ وقتی بحث قاچاق کالا و ارز مطرح بود و برآورد می‌شد حدود بیست میلیارد دلار قاچاق در کشور وجود دارد، با راه‌اندازی برخی سامانه‌های الکترونیکی در گذرگاه‌های مرزی، حدود پنج میلیارد دلار از این قاچاق کاهش یافت. این نشان می‌دهد که شفافیت اطلاعاتی تا چه اندازه می‌تواند زمینهٔ فساد را کاهش دهد.

از دیگر عوامل پیشگیری، «نظام شایسته‌سالاری» در انتخاب و استخدام کارگزاران است. اگر شایسته‌ترین افراد در مسئولیت‌ها قرار بگیرند، تصمیم‌های عقلانی‌تر و تخصصی‌تر گرفته می‌شود و زمینهٔ فساد کمتر خواهد شد.

مرحلهٔ دوم، «شفافیت و نظارت» است. در این بخش، شفافیت در منابع مالی بسیار اهمیت دارد. برای مثال، باید مشخص باشد که منابع مالی یک نامزد در انتخابات از کجا تأمین شده است. همچنین نحوهٔ تخصیص بودجه‌های دولتی باید کاملاً روشن و قابل پیگیری باشد.

یکی دیگر از مسائل مهم در این حوزه «تعارض منافع» است. در بسیاری از نظام‌ها ممکن است فردی هم مجری باشد و هم ناظر؛ در چنین حالتی احتمال فساد بسیار افزایش می‌یابد. بنابراین باید سازوکارهایی برای جلوگیری از تعارض منافع طراحی شود.

همچنین وجود نهادهای نظارتی مستقل و کارآمد و قوهٔ قضائیهٔ مستقل از مهم‌ترین عوامل مقابله با فساد است. در کنار این موارد، حمایت از گزارش‌دهندگان فساد نیز اهمیت زیادی دارد. در بسیاری از کشورها اگر فردی فساد را گزارش دهد و گزارش او درست باشد، درصدی از مبلغ کشف‌شده به او تعلق می‌گیرد تا افراد تشویق شوند فساد را افشا کنند.

در مرحلهٔ سوم، بحث «بازدارندگی و مجازات» مطرح می‌شود؛ یعنی اگر فساد رخ داد، باید برخورد قاطع و مؤثری با آن صورت گیرد.

حال اگر به سیرهٔ امیرالمؤمنین علیه‌السلام نگاه کنیم، می‌بینیم که حضرت در حکومت خود دقیقاً همین اصول را به‌کار گرفته‌اند؛ با این تفاوت که علاوه بر این‌ها، یک اصل مهم دیگر را نیز مطرح کرده‌اند و آن «نگاه امانت‌دارانه به حکومت» است.

امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نامه‌ای به اشعث بن قیس می‌فرمایند: این قدرتی که در دست توست طعمه نیست، بلکه امانتی است در گردن تو. یعنی حاکم نباید حکومت را ملک شخصی خود بداند، بلکه باید خود را امانت‌دار مردم بداند.یکی دیگر از ویژگی‌های مهم حکومت امیرالمؤمنین علیه‌السلام «پاکدستی شخص حاکم» بود. حضرت حتی از حق قانونی خود برای دریافت سهمی از بیت‌المال نیز صرف‌نظر کردند و زندگی ساده‌ای داشتند. در برخورد با نزدیکان خود نیز همین سخت‌گیری را داشتند؛ چنان‌که در ماجرای برادرشان عقیل، حاضر نشدند ذره‌ای از بیت‌المال را به ناحق در اختیار او قرار دهند.

در حکومت امیرالمؤمنین، انتخاب کارگزاران بر اساس شایستگی بود. در خطبه‌ها و نامه‌های نهج‌البلاغه بارها تأکید شده است که باید افراد اهل دانش، تقوا و تجربه در مسئولیت‌ها قرار بگیرند.

در کنار این مسئله، نظارت بر کارگزاران نیز بسیار جدی بود. حضرت افرادی را به صورت آشکار و پنهان مأمور نظارت بر عملکرد مسئولان می‌کردند و گزارش‌های آنان را بررسی می‌نمودند.

از سوی دیگر، اگر فساد ثابت می‌شد، برخورد بسیار قاطع صورت می‌گرفت. امیرالمؤمنین علیه‌السلام نه‌تنها اموال نامشروع را بازپس می‌گرفتند، بلکه فرد خاطی را مجازات می‌کردند تا دیگران نیز عبرت بگیرند.

مجموع این اصول—یعنی شایسته‌سالاری، شفافیت، نظارت و برخورد قاطع با فساد—همان اصولی است که امروزه نیز در ادبیات حکمرانی خوب مطرح می‌شود.

تفاوت در این است که امیرالمؤمنین علیه‌السلام علاوه بر این‌ها بر مسئلهٔ اخلاق، امانت‌داری و مسئولیت الهی حاکمان نیز تأکید می‌کردند.

اگر این اصول در هر جامعه‌ای به‌درستی اجرا شود، می‌تواند زمینهٔ کاهش فساد و شکل‌گیری حکمرانی سالم را فراهم کند.