موسسه فهیم

خلاصه ها

خلاصه ی جلسات

آموزه‌های نامه امام علی (ع) به مالک اشتر

 

 

🔴 در این جلسه به بررسی اصول حکمرانی در عهدنامه مالک اشتر پرداخته‌ خواهد شد که همچنان چراغ راه حکمرانی مطلوب در دنیای مدرن است. در حالی که تفاوت‌های عمیقی میان عصر صدر اسلام و دنیای امروز وجود دارد، اصول بنیادین حکمرانی مبتنی بر رحمت، انصاف، و پرهیز از خشونت هنوز در مدیریت جوامع کارآمد است

🔴 امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) در عهدنامه خود به کارگزاران توصیه می‌کنند که در مواجهه با بحران‌ها شتاب‌زده نباشند و همیشه به‌دنبال راهکارهای نرم‌تر و مدارا باشند. از طرف دیگر، نگاه استبدادی و خودبرتربینی را خطرناک می‌دانند و بر لزوم رعایت انصاف در تصمیم‌گیری‌ها و تقسیم منابع تأکید دارند

🔴 این رویکردها در قرآن کریم نیز به‌وضوح مطرح شده است، از جمله در آیه‌هایی که حاکمان را به رعایت عدالت و پرهیز از ظلم حتی به دشمنان فرمان می‌دهند. همچنین، حضرت علی (علیه‌السلام) تأکید دارند که ظلم به مردم، به‌ویژه در زمینه خون‌ریزی‌های ناحق، نه تنها موجب فروپاشی حکومت‌ها می‌شود بلکه عذاب الهی را نیز به دنبال دارد

🔴 امروزه، در دنیای پیچیده‌ و متصل به‌هم، حکمرانی بر مبنای عدالت، انصاف و رحمت در برابر بحران‌ها و مشکلات باید به‌عنوان الگو در نظر گرفته شود، تا جوامع بتوانند در راستای رشد و توسعه پایدار حرکت کنند

 

به گزارش اندیشه ما به نقل از روابط عمومی موسسه پژوهشی- فرهنگی فهیم چهار صد چهل یکمین نشست از سلسله نشست های علمی موسسه فیهم تحت عنوان« آموزه های عهدنامه امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) به مالک اشتر » با ارائه وسخنرانی آیت الله کاظم قاضی زاده رئیس موسسه فهیم با حضور  اساتید حوزه ودانشگاه و جمع کثیری از پژوهشگران وفضلای حوزه برگزار شد که متن سخنان استاد قاضی زاده را در ادامه می خوانید:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَصَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ، سِيَّمَا بَقِيَّةِ اللَّهِ فِي الْأَرَضِينَ، أَرْوَاحُنَا وَأَرْوَاحُ الْعَالَمِينَ لِتُرَابِ مَقْدَمِهِ الْفِدَاءُ.»

حلول ماه مبارک رمضان و برکات این ماهِ نورانی را به همه شما عزیزان تبریک عرض می‌کنم و امیدوارم که ان‌شاءالله از فیوضات این ماه، به قدر ظرفیت وجودی‌مان بهره‌مند شویم. بحمدالله جلساتی که در مؤسسه «فهیم» با محوریت ماه مبارک برگزار شده و تداوم خواهد یافت، با حضور پرشور و پرثمر شما عزیزان مایه مباهات است و امیدواریم بتوانیم از این فرصتِ مغتنم در راستای تبیین دیدگاه‌ها و آموزه‌های دینی کمال استفاده را ببریم.

همان‌طور که در اطلاعیه نیز قید شده، عنوان کلیِ این جلسات «حکمرانی خوب از دیدگاه قرآن و نهج‌البلاغه» است. اساتید بزرگواری که پیش‌تر به ارائه بحث پرداختند، هر یک از منظری این موضوع را واکاوی کردند. حقیر نیز که در سال‌های گذشته در همین مکان، پیرامون عهدنامه امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) به مالک اشتر نکاتی را به عرض رسانده بودم، بنا دارم در این چند جلسه ادامه همان مباحث را پی بگیرم.

تفاوت‌های حکمرانی در عصر جدید و دوران صدر اسلام

پیش از ورود به بحث، ذکر این مقدمه ضروری است که اصطلاح «حکمرانی خوب» با مؤلفه‌های امروزی‌اش، حدود سه دهه است که در ادبیات جهانی (ابتدا با رویکرد اقتصادی) مطرح شده است. با این حال، ما معتقدیم که می‌توان از راهبردهای کلان و آموزه‌های اصیل دینی برای تبیین مباحث نوینِ حکمرانی بهره برد؛ هرچند الزامی نداریم که عیناً تمام شاخصه‌های پنج یا شش‌گانه امروزیِ حکمرانی خوب را در متون دینی تطبیق دهیم، چرا که چه‌بسا در متون ما مؤلفه‌های متعالی‌تری نیز یافت شود. با این نگاه، عهدنامه مالک اشتر به‌تنهایی دربردارنده اصول بنیادینی است که شاکله‌ی حکمرانی مطلوب را ترسیم می‌کند.

البته تفاوت‌های جدیِ عصر حاضر با دوران صدر اسلام غیرقابل‌انکار است. پیچیدگی‌های جهان معاصر اقتضائاتی پدید آورده که نمی‌توان احکام آن روزگار را بدون در نظر گرفتن این تفاوت‌ها برای امروز تجویز کرد. در گذشته، دولت‌ها سیطره‌ی چندانی بر جزئیات زندگی مردم نداشتند؛ یک فرد می‌توانست به‌راحتی از حکومت فاصله بگیرد، به روستایی برود و با کشاورزی و دامداری روزگار بگذراند، بی‌آنکه نیازی به خدمات دولتی داشته باشد. اما در روزگار ما، تار و پود زندگی مردم با تصمیمات دولت‌ها گره خورده است؛ برای نمونه، با یک قطعیِ ساده‌ی اینترنت، معیشت، کسب‌وکار و ارتباطات خیل عظیمی از مردم فلج می‌شود.

همچنین در دنیای جدید، دولت‌ها به دستگاه‌های عریض و طویل تبلیغاتی مجهز هستند که می‌توانند به‌شدت بر افکار عمومی اثر بگذارند؛ چیزی که در صدر اسلام سابقه نداشت. از سوی دیگر، ساختار نیروهای نظامیِ منسجم و تفکیک‌شده (ارتش، سپاه، پلیس و…) و مسائلی نظیر انتخابات سراسری، تفکیک قوا و چرخش مسالمت‌آمیز قدرت، از مختصات قطعی دوران مدرن است که در گذشته به این شکل موضوعیت نداشته است. با وجود تمام این تفاوت‌ها، خطوط اساسی و راهبردهای کلانی که در قرآن کریم و بیاناتی همچون عهدنامه مالک اشتر وجود دارد، همچنان چراغ راه حکمرانیِ مطلوب است.

 

 

 

پرهیز از شتاب‌زدگی و خشونت در تدبیر امور

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در یکی از فرازهای مهم عهدنامه می‌فرمایند:

«وَ لَا تُسْرِعَنَّ إِلَى بَادِرَةٍ وَجَدْتَ [عَنْهَا] مِنْهَا مَنْدُوحَةً»

یعنی «به سمتِ اقدام تند و شتاب‌زده‌ای که راه گریزی از آن داری، سرعت مگیر». در این عبارت دو کلمه کلیدی وجود دارد: «مَنْدُوحَة» به معنای راه فرار و گشایش است (همان‌طور که در علم اصول نیز می‌گویند فلان مسئله مندوحه دارد یا ندارد) ؛ و «بَادِرة» که در لغت به معنای کار ناگهانی و سریع است، اما بسیاری از شارحان آن را به واکنش‌های برخاسته از خشم تفسیر کرده‌اند. دولت‌ها معمولاً در مواجهه با بحران‌ها زود برآشفته می‌شوند و میل به برخوردهای ضربتی دارند؛ اما این دستورالعمل کلیِ حضرت به کارگزاران است که در معامله با جامعه، همواره به دنبال «مندوحه» و راهکارهای نرم‌تر باشند. اگر می‌توان خطاکاری را با توبیخ اصلاح کرد، نباید او را حبس نمود؛ و اگر حبس کفایت می‌کند، نباید به مجازات‌های سنگین‌تر متوسل شد.

این رویکردِ مبتنی بر رحمت و مدارا، ریشه در آیات قرآن کریم دارد. خداوند متعال خطاب به پیامبر اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرماید:

«فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ»

جالب اینجاست که این آیه پس از شکست در غزوه اُحد نازل شد؛ یعنی درست زمانی که به ظاهر، مشورت پیامبر با اصحاب منجر به شکست شده بود. با این حال، خداوند دستور می‌دهد که باز هم آنان را عفو کن، برایشان استغفار نما و مجدداً با آنان مشورت کن تا پیوند میان حاکمیت و مردم گسسته نشود. همچنین در جای دیگر می‌فرماید:

«ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ»

و باز می‌فرماید:

«وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ» حاکم باید بداند که خود نیز خطاکار است و نیازمند بخشش الهی؛ پس باید با مردم گام‌به‌گام و با مدارا برخورد کند.

آفات نگاه استبدادی و راهبرد درمان غرورِ قدرت

حضرت در ادامه عهدنامه، جایگاه حاکم در برابر مردم را این‌گونه ترسیم می‌فرمایند:

«وَلَا تَقُولَنَّ: إِنِّي مُؤَمَّرٌ آمُرُ فَأُطَاعُ، فَإِنَّ ذَلِكَ إِدْغَالٌ فِي الْقَلْبِ، وَمَنْهَكَةٌ لِلدِّينِ، وَتَقَرُّبٌ مِنَ الْغِيَرِ»

هرگز مگو که من امیر و فرمانروایم؛ من فرمان می‌دهم و شما باید بی‌چون‌وچرا اطاعت کنید! این نگاهِ بالا به پایین، قلب حاکم را فاسد می‌کند، دین مردم را به تباهی می‌کشد و زمینه‌ساز «غِيَر» (دگرگونی‌ها و سرنگونی حکومت) می‌شود. حکومت استبدادی دوام نمی‌آورد و انباشت نارضایتی‌ها سرانجام به شورش یا فروپاشی می‌انجامد.

در سیره خود امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، نگاه به مخالفان بسیار آموزنده است. امام باقر (علیه‌السلام) می‌فرمایند:

«أَنَّ عَلِيّاً (عَلَيْهِ السَّلَامُ) لَمْ يَكُنْ يَنْسُبُ أَحَداً مِنْ أَهْلِ حَرْبِهِ إِلَى الشِّرْكِ وَلَا إِلَى النِّفَاقِ، وَلَكِنْ كَانَ يَقُولُ: هُمْ إِخْوَانُنَا بَغَوْا عَلَيْنَا»

حضرت حتی کسانی را که به رویشان شمشیر کشیده بودند، مزدور، مشرک یا منافق خطاب نمی‌کردند؛ بلکه می‌فرمودند اینان برادران ما هستند که بر ما شوریده‌اند.

اما راهکار درمانیِ حضرت برای حاکمی که دچار توهمِ قدرت و کبریا شده چیست؟ ایشان می‌فرمایند:

«إِذَا أَحْدَثَ لَكَ مَا أَنْتَ فِيهِ مِنْ سُلْطَانِكَ أُبَّهَةً أَوْ مَخِيلَةً فَانْظُرْ إِلَى عِظَمِ مُلْكِ اللَّهِ فَوْقَكَ وَقُدْرَتِهِ مِنْكَ عَلَى مَا لَا تَقْدِرُ عَلَيْهِ مِنْ نَفْسِكَ، فَإِنَّ ذَلِكَ يُطَامِنُ إِلَيْكَ مِنْ طِمَاحِكَ، وَيَكُفُّ عَنْكَ مِنْ غَرْبِكَ، وَيَفِيءُ إِلَيْكَ بِمَا عَزَبَ عَنْكَ مِنْ عَقْلِكَ»

هرگاه قدرت در تو ابهت و خیالی خامی ایجاد کرد، به عظمت پادشاهی خداوندِ مافوق خود بنگر؛ خدایی که بر تو تواناست در اموری که تو حتی نسبت به نفس خودت بر آن‌ها توانایی نداری. یادآوریِ مرگ و بیماری‌های لاعلاجی که ناگاه قدرتمندترین پادشاهان را از پای درمی‌آورد، آتش سرکشی را خاموش کرده و عقلی را که از دست رفته، بازمی‌گرداند.

ضرورت رعایت انصاف و نفی ویژه‌خواری

نکته سوم، تأکید شگرف حضرت بر مقوله «انصاف» است. جالب است که فیلسوفی چون جان رالز پس از قرن‌ها در کتاب معروف خود، عدالت را به مثابه انصاف معنا می‌کند؛ مفهومی که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در تقابل با ظلم مطرح فرموده‌اند.

«أَنْصِفِ اللَّهَ وَأَنْصِفِ النَّاسَ مِنْ نَفْسِكَ وَمِنْ خَاصَّةِ أَهْلِكَ وَمَنْ لَكَ فِيهِ هَوًى مِنْ رَعِيَّتِكَ»

حضرت حاکم را موظف می‌کنند که نسبت به چهار گروه جانب انصاف را رعایت کند: خود حاکم، خواص و نزدیکانش، اقوام و خویشاوندان، و هواداران و حامیان حکومت. در تصمیم‌گیری‌های خرد و کلان، در اقتصاد و مجازات، نباید خودی و غیرخودی کرد. این‌گونه نباشد که زندان برای مردم عادی باشد و برای نورچشمی‌ها تبدیل به هتلی مجلل گردد.

در قرآن کریم نیز دو آیه با مضمونی مشابه بر این مهم صحه می‌گذارند:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا» (درباره پرهیز از بی‌انصافی حتی در حق دشمنان)

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ… إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا» (درباره لزوم اقامه قسط حتی اگر به ضرر خود، والدین و خویشاوندان باشد)

امروزه یکی از بسترهای اصلی فساد و ناترازی در جامعه، همین ویژه‌خواری‌هاست. اینکه دسترسی افراد به منابع ثروت و قدرت متفاوت باشد؛ خواه کارمند شرکتی خاص باشند که از خدمات رایگان بهره‌مند شوند، خواه سهمیه‌های ویژه دانشگاهی برای فرزندانِ فلان قشر خاص در نظر گرفته شود. هر کس که شیرِ نفت یا منابع بیت‌المال در دست اوست، نباید سهم بیشتری برای خود و اطرافیانش بردارد؛ این صریحاً خلاف انصافِ علوی است.

حضرت عواقب ترک انصاف را چنین بیان می‌فرمایند:

«فَإِنَّكَ إِلَّا تَفْعَلْ تَظْلِمْ، وَمَنْ ظَلَمَ عِبَادَ اللَّهِ كَانَ اللَّهُ خَصْمَهُ دُونَ عِبَادِهِ، وَمَنْ خَاصَمَهُ اللَّهُ أَدْحَضَ حُجَّتَهُ وَكَانَ لِلَّهِ حَرْباً حَتَّى يَنْزِعَ أَوْ يَتُوبَ»

کسی که ظلم کند، خودِ خداوند خصم و دشمن او خواهد شد و دلیلش را باطل می‌گرداند. در سیره خُلفای پیشین، تقسیم بیت‌المال بر اساس طبقات، سوابق جنگی و قبایل بود؛ اما امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) با تأسی به سیره پیامبر اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، خط بطلانی بر این تبعیض‌ها کشیدند و سهم همگان را برابر قرار دادند.

حضرت تأکید می‌کنند که ظلم، زوالِ نعمتِ حکومت را در پی دارد:

«وَلَيْسَ شَيْءٌ أَدْعَى إِلَى تَغْيِيرِ نِعْمَةِ اللَّهِ وَتَعْجِيلِ نِقْمَتِهِ مِنْ إِقَامَةٍ عَلَى ظُلْمٍ، فَإِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ دَعْوَةَ الْمُضْطَهَدِينَ، وَهُوَ لِلظَّالِمِينَ بِالْمِرْصَادِ»

همان‌طور که مشهور است: «الْمُلْكُ يَبْقَى مَعَ الْكُفْرِ وَلَا يَبْقَى مَعَ الظُّلْمِ». امام رضا (علیه‌السلام) نیز در روایتی معتبر می‌فرمایند: «إِذَا كَذَبَ الْوُلَاةُ حُبِسَ الْمَطَرُ، وَإِذَا جَارَ السُّلْطَانُ هَانَتِ الدَّوْلَةُ»؛ یعنی برخی به غلط می‌پندارند با جور و فشار پایه‌های دولت مستحکم می‌شود، در حالی که ظلم، هیبت و اقتدار حاکمیت را در هم می‌شکند.

پرهیز از خون‌ریزی ناحق؛ خط قرمز حکمرانی

در فراز پایانی، حضرت به بزرگ‌ترین و خطرناک‌ترین مصداق ظلم، یعنی حذف فیزیکی و ریختن خون ناحق اشاره می‌فرمایند.

«إِيَّاكَ وَالدِّمَاءَ وَسَفْكَهَا بِغَيْرِ حِلِّهَا، فَإِنَّهُ لَيْسَ شَيْءٌ أَدْعَى لِنِقْمَةٍ وَلَا أَعْظَمَ لِتَبِعَةٍ وَلَا أَحْرَى بِزَوَالِ نِعْمَةٍ وَانْقِطَاعِ مُدَّةٍ مِنْ سَفْكِ الدِّمَاءِ بِغَيْرِ حَقِّهَا. وَاللَّهُ سُبْحَانَهُ مُبْتَدِئٌ بِالْحُكْمِ بَيْنَ الْعِبَادِ فِيمَا تَسَافَكُوا مِنَ الدِّمَاءِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ؛ فَلَا تُقَوِّيَنَّ سُلْطَانَكَ بِسَفْكِ دَمٍ حَرَامٍ، فَإِنَّ ذَلِكَ مِمَّا يُضْعِفُهُ وَيُوهِنُهُ، بَلْ يُزِيلُهُ وَيَنْقُلُهُ»

می‌فرمایند بپرهیز از خون‌ریزیِ نامشروع؛ چرا که هیچ‌چیز به اندازه ریختن خون ناحق، عذاب الهی را نزدیک نکرده و طومار عمر یک حکومت را در هم نمی‌پيچد. گمان مبر که با کشتن مخالفان می‌توانی پایه‌های قدرتت را حفظ کنی؛ ریختن خون حرام، حکومت را نه تنها تضعیف و فرسوده می‌کند، بلکه آن را به کلی نابود کرده و به دست دیگران می‌سپارد.

امیدواریم با تأمل در این فرمایشات نورانی، از شتاب‌زدگی‌های بی‌مورد پرهیز کنیم، انصاف را سرلوحه اعمال خویش قرار دهیم و با پاسداشتِ حرمتِ جان انسان‌ها، به الگوی حکمرانی علوی نزدیک‌تر شویم.

بار پروردگارا! در این شب‌های پرفضیلت ماه مبارک، توفیق بندگی، ایمان، اخلاص و عمل صالح را به همه ما مرحمت بفرما و ما را در درک شب‌های قدر یاری نما. برای شادی ارواح طیبه گذشتگان، حق‌داران و روح مطهر امام راحل، الفاتحة مع الصلوات.