موسسه فهیم

خلاصه ها

خلاصه ی جلسات

حکمرانی پیامبر بر پایه مشارکت دادن آنان در امور عمومی شکل گرفته بود

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم محمد، صلوات الله و سلامه علیه و علی آله اجمعین.

سلام عرض می‌کنم خدمت سروران عزیز و ارجمند؛ کسانی که در محضرشان هستیم و نیز کسانی که احیاناً سخنان بنده را می‌شنوند یا خواهند شنید. برای همه شما آرزوی

 

 

سلامتی و توفیق دارم و از خداوند متعال مسئلت می‌کنم که طاعات شما مورد قبول درگاه حق تعالی قرار گیرد.

در شرایطی سخت و دشوار قرار داریم. دشمنان خبیث به کشور عزیز ما حمله کرده‌اند و تعدادی از هم‌وطنان و فرماندهان عزیز ما کشته شده یا به فیض شهادت رسیده‌اند. برای آنان از خداوند طلب علو درجات داریم و برای بازماندگانشان صبر و شکیبایی مسئلت می‌کنیم. امیدواریم خداوند متعال به اسماء حسنای خود و به قدرت بی‌پایانش شر دشمنان را به خودشان بازگرداند.

در این فرصت کوتاه، موضوعی را با عنوان «حکمرانی رسول خدا در حوزه عمومی بر اساس آیات قرآن کریم» مطرح می‌کنم. تلاش خواهم کرد در این ایام مبارک ماه رمضان ـ که ماه قرآن و کلام الهی است ـ نکته‌ای قرآنی را با شما در میان بگذارم.

واقعیت این است که بحثی که درصدد طرح آن هستم، بحثی چندسویه و به تعبیری میان‌رشته‌ای است؛ زیرا از یک سو با دانش کلام، از سوی دیگر با فقه و تاریخ و از همه مهم‌تر با دانش تفسیر قرآن ارتباط دارد. هر یک از این دانش‌ها سهمی در این بحث دارند و مبانی آن در حوزه‌های یادشده قابل بررسی است؛ هرچند در این فرصت کوتاه امکان پرداختن به همه آن‌ها وجود ندارد و تنها در حد اشاره به برخی نکات بسنده می‌کنم.

موضوع اصلی سخن، مفهوم «حکمرانی» است. این واژه در دهه‌های اخیر در کشور ما رایج شده و البته در جهان نیز تاریخ چندان طولانی ندارد و کمتر از یک قرن است که به‌صورت جدی مطرح شده است.

 حکمرانی وحکومت

باید توجه داشت که «حکمرانی» با «حکومت» یکسان نیست، هرچند هر دو در حوزه علوم سیاسی مطرح می‌شوند. حکومت معمولاً به معنای اعمال اقتدار و قدرت است؛ یعنی ساختاری که قدرتی در اختیار دارد و آن را اعمال می‌کند. اما حکمرانی الزاماً به معنای اعمال قدرت نیست، هرچند در برخی موارد ممکن است با آن همراه باشد.

ازاین‌رو باید میان این دو مفهوم تفکیک قائل شد. هنگامی که از «حکمرانی رسول خدا» سخن می‌گوییم، لزوماً درصدد بررسی ساختار حکومت یا اجزای حکومتی ایشان نیستیم؛ بلکه می‌خواهیم ببینیم پیامبر چگونه جامعه را همراه می‌کرد، چگونه مردم را در امور عمومی مشارکت می‌داد و چگونه پروژه‌های اجتماعی و دینی خود را پیش می‌برد.

می‌توان گفت حکمرانی نوعی مشارکت دادن همه کسانی است که در یک امر مشترک سهیم‌اند و می‌خواهند هدفی مشترک را محقق کنند. در این معنا، حکومت تنها یکی از اجزای حکمرانی است؛ یعنی دستگاه قدرت و سیاست که در کنار سایر عوامل قرار می‌گیرد.

 حکمرانی واعمال قدرت

در حکمرانی، هدف تنها اعمال قدرت نیست، بلکه ایجاد همدلی، مشارکت و همکاری میان گروه‌های مختلف جامعه برای رسیدن به اهداف مشترک است. ممکن است حتی در یک خانواده نیز نوعی حکمرانی وجود داشته باشد؛ برای مثال پدری که با همراهی اعضای خانواده امور خانه را سامان می‌دهد.

امروزه نیز این واژه در حوزه‌های مختلفی به کار می‌رود؛ مانند حکمرانی در فضای مجازی، حکمرانی در آموزش، حکمرانی فرهنگی و هنری و مانند آن.

جالب آنکه مفهوم حکمرانی ابتدا در حوزه اقتصاد مطرح شد. زمانی تصور می‌شد اگر تولید افزایش یابد و سرمایه‌داران فعالیت اقتصادی بیشتری داشته باشند، مشکلات اقتصادی حل خواهد شد؛ اما تجربه نشان داد که چنین نیست و گاه به تمرکز ثروت و شکل‌گیری قدرت‌های اقتصادی بزرگ و نابرابری‌های شدید منجر می‌شود.

از این رو اندیشمندان اقتصادی به این نتیجه رسیدند که باید در ساختار اقتصاد تجدیدنظر شود و همه بازیگران اقتصادی ـ از کارگران گرفته تا سرمایه‌داران و متخصصان ـ در فرآیند تصمیم‌گیری و اجرا مشارکت داشته باشند. این ایده بعدها به حوزه سیاست نیز منتقل شد.

برخی تعریف کرده‌اند که حکمرانی مفهومی نوپدید با سابقه‌ای کمتر از یک قرن است که معادل واژه انگلیسی Governance به شمار می‌رود. این مفهوم در نیمه دوم قرن بیستم در غرب شکل گرفت و ابتدا ماهیتی اقتصادی داشت، اما به‌تدریج در عرصه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی گسترش یافت.

بانک جهانی حکمرانی را چنین تعریف می‌کند: فرآیندی که در آن مردم حق اظهار نظر دارند و دولت‌ها نیز باید در برابر سیاست‌هایی که بر زندگی مردم تأثیر می‌گذارد پاسخگو باشند.

بر اساس تعریفی دیگر، حکمرانی فرآیندی است که در آن کنشگران مختلف در یک قلمرو معین با هدایت مناسب، برای تحقق هدفی مشترک که میان ذی‌نفعان رسمی و غیررسمی مورد توافق است، حرکت می‌کنند.

فرآیند هدایت و راهبری مؤمنانه قدرت

در تعریف حکمرانی اسلامی نیز گفته شده است: «فرآیند هدایت و راهبری مؤمنانه قدرت در سطوح مختلف جامعه برای تحقق امر عمومی و رسیدن انسان به سعادت دنیوی و اخروی.»

در این تعریف نیز بر تعامل میان نهادها، کنشگران و ذی‌نفعان مختلف تأکید شده است.

اگر به قرآن کریم مراجعه کنیم، می‌بینیم واژه مستقیمی که دقیقاً معادل مفهوم امروزی حکمرانی باشد وجود ندارد. بنابراین باید از خلال مفاهیم و تعابیری که درباره پیامبر در قرآن آمده است، به این معنا نزدیک شویم.

در قرآن، پیامبر با عناوینی مانند داعی، هادی، مذکّر، مبلغ و ناصح معرفی شده است؛ یعنی دعوت‌کننده، هدایتگر و یادآور. اما واژگانی مانند سلطان، پادشاه یا فرمانروا درباره ایشان به کار نرفته است.

حتی در برخی آیات، صراحتاً تأکید شده که پیامبر بر مردم سلطه ندارد:

«لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُصَیْطِرٍ»

یا «لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِوَکِیلٍ».

 نقش سیاسی ومدیریتی پیامبر

با این حال، در مدینه پیامبر عملاً رهبری جامعه را بر عهده داشت. ایشان هم رهبر دینی بودند و هم در عرصه اجتماعی و سیاسی نقش مدیریتی داشتند؛ فرمانده جنگ بودند، قراردادهای اجتماعی می‌بستند و جامعه را اداره می‌کردند.

یکی از مهم‌ترین نمونه‌های این مدیریت اجتماعی، «صحیفه مدینه» یا «میثاق مدینه» است؛ قراردادی که میان مسلمانان، یهودیان و دیگر ساکنان مدینه بسته شد و نوعی نظم اجتماعی مشترک را شکل داد.

در این چارچوب، پیامبر برای اداره جامعه به زور و ساختارهای رسمی قدرت متکی نبود؛ بلکه تلاش می‌کرد با ایجاد باورهای ایمانی و اخلاقی، مردم را به مشارکت داوطلبانه در امور اجتماعی ترغیب کند.

برای مثال در موضوع جهاد، سپاه حرفه‌ای یا ارتش سازمان‌یافته‌ای وجود نداشت. مردم مدینه که در زندگی روزمره خود به کشاورزی، دامداری یا تجارت مشغول بودند، با دعوت پیامبر سلاح برمی‌داشتند و در کنار او می‌ایستادند.

این همان چیزی است که می‌توان آن را نمونه‌ای از حکمرانی دانست؛ یعنی همراه کردن توده‌های مردم برای تحقق یک هدف مشترک.

یکی از مهم‌ترین ابزارهای پیامبر برای تحقق این امر، تقویت باور به آخرت و پاداش الهی بود. مجاهدان بیش از آنکه به غنائم جنگی بیندیشند، به پاداش الهی و جایگاه خود در آخرت توجه داشتند.

در کنار این مسئله، اخلاق‌مداری و اصلاح باورهای اجتماعی نیز نقش مهمی داشت. پیامبر تلاش کرد تعصبات قبیله‌ای را به احساس مسئولیت اجتماعی تبدیل کند تا مردم خود را نسبت به سرنوشت جامعه مسئول بدانند.

نمونه‌ای از این شیوه حکمرانی را می‌توان در آیه «وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ» مشاهده کرد؛ جایی که خداوند به پیامبر دستور می‌دهد با مؤمنان مشورت کند. بسیاری از مفسران گفته‌اند که این مشورت برای جلب مشارکت و تقویت روحیه همراهی در میان مسلمانان بوده است.

مشورت پیامبر در جنگ‌هایی مانند احد و خندق نیز نشان می‌دهد که ایشان برای همراه کردن مردم، نظر آنان را می‌پرسید و حتی گاهی بر اساس همان نظرها عمل می‌کرد.

در مجموع می‌توان گفت حکمرانی پیامبر بر پایه همراه کردن مردم، تربیت اخلاقی آنان، اصلاح باورها و مشارکت دادن آنان در امور عمومی شکل گرفته بود. این الگو باعث می‌شد مردم نه از سر اجبار، بلکه با انگیزه درونی در امور اجتماعی و دینی مشارکت کنند.

از توجه و صبوری شما سپاسگزارم و امیدوارم خداوند همه ما را در این ماه مبارک رمضان مشمول رحمت و برکت خود قرار دهد و شر دشمنان را به خودشان بازگرداند.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.