موسسه فهیم

خلاصه ها

خلاصه ی جلسات

استاد عبد الحسین خسرو پناه - فقه و زمان تحلیل اندیشه فقهی یک فقیه نواندیش؛ «تحول حکم در بستر تحول موضوع»

 نشست علمی بزرگداشت اربعین ارتحال عالم ربانی، آیت‌الله العظمی محمدابراهیم جناتی با حضور جمعی از اساتید حوزه و دانشگاه، شاگردان و خانواده این فقیه نواندیش برگزار شد. در این نشست، سخنرانان با مرور ابعاد علمی، فقهی و شخصیتی ایشان، تلاش کردند جایگاه نظریه‌های فقهی این اندیشمند معاصر را در نسبت با تحولات اجتماعی و معرفتی بررسی کنند.

متن کامل سخنان استاد خسرو پناه را در ادامه میخوانید:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى فَاطِمَةَ وَ أَبِیهَا وَ بَعْلِهَا وَ بَنِیهَا وَ السِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فِیهَا وَ الْعَدَدِ مَا أَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ.

تشکر از سروران عزیز که به مناسبت اربعین ارتحال عالم ربانی حضرت آیت‌الله‌العظمی محمدابراهیم جناتی این مراسم را برگزار کردند. از اساتید، خانواده ایشان و شاگردانشان سپاسگزاریم.

اساتید بزرگوار نکات ارزنده‌ای در خصوص این شخصیت فقیه نواندیش شیعه پرداختند. من در خصوص فقه و زمان یا تحول در فقه در بستر زمان نکاتی عرض می‌کنم.

شخصیت علمی و خانوادگی این عالم نواندیش در این عمر نود و سه، چهار ساله، هم حضور در صحنه داشتند. در سال‌های پیش عضو فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران بودند و تقریباً تنها عالم حوزوی بودند که در فرهنگستان علوم در جمع دانشگاهیان حضور داشتند. عناوین آثارشان ابتکاری است: فقه مقارن، مصادیق اجتهاد، منابع اجتهاد، ادوار اجتهاد، ادوار فقه، تحول اجتهاد، «روش‌های کلی استنباط در فقه».

فتواها نیز اشاره شد: سنگسار، شبیه‌سازی انسان، اجاره رحم، سن بلوغ دختران، موسیقی، طهارت ذاتی انسان. جزو معدود اساتید حوزه بود که اهل قلم بود. در مجلات داخلی مانند «کیهان فرهنگی» و «کیهان اندیشه»، و مجلات عربی مانند «رسالت»، «تقریب»، «توحید»، «الفکر الاسلامی» می‌نوشتند. اهل قلم، سخنرانی و گفت‌وگو بودند. بعد خانوادگی ایشان نیز الگوست؛ فرزندان عالم، فرهیخته، متشرع و به‌روز تربیت شدند. این حلم و تعامل ایشان واقعاً الگوست.

سوال اصلی: دال مرکزی اندیشه ایشان چه بود؟ به نظر بنده: «تحول حکم شرعی در بستر تحول موضوع» بود. تمام مباحث ایشان ذیل این تعریف است.

چند نکته درباره تحول:
۱. تحول اجتهاد و تحول موضوع منجر به تحول حکم می‌شود. ایشان به فقهای علامه حلی، شهید اول، مقدس اردبیلی، کاشف‌الغطاء، صاحب جواهر، امام، و حتی فقهای اهل سنت مانند ابن قیم جوزی استناد می‌کنند.
۲. این تحول، حکم ثانوی نیست؛ در حال اختیار است، نه اضطرار.
۳. این تحول منافاتی با «حَلالُ مُحَمَّدٍ حَلالٌ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ» ندارد.
۴. این تحول با مصلحت‌اندیشی شخصی، عوام‌زدگی، ضعف موضوع‌شناسی، یا عدم درک جامعه تحول‌یافته متفاوت است.

الگوی تحول ایشان شامل شش عنصر است:
- اجتهاد بر اساس ادله معتبر شرعی، نه رأی شخصی یا قیاس.
- توجه و استفاده از قواعد فقهی.
- توجه به تغییرات زمانی و مکانی که موضوع را دگرگون می‌سازد، نه صرف تغییر عرف.
- توجه به تغییر معنایی واژگان در بستر زمان.
- ابتنای مفاهیم اجتماعی مانند آزادی و عدالت بر مفهوم «حق فطری انسان».
- بهره‌گیری از مصادر اجتهاد در مذاهب مختلف با نگاه روش‌مند.

ایشان این تئوری را در نظام آموزشی نیز نهادینه می‌دانند: آسان‌سازی مطالب، رعایت سیر منطقی، تشویق به اندیشیدن، ترغیب به گفت‌وگو، پروراندن روحیه پرسشگری، حذف مسائل غیرواقعی، هدایت ناظر به تحولات زمانه.

کلام من در دو جمله خلاصه می‌شود: توجه به شخصیت علمی و خانوادگی ایشان، و دال مرکزی فقه ایشان که تحول حکم در بستر تحول موضوع است. ان‌شاءالله آنچه گفتیم و می‌نویسیم مرضی رضای امام زمان باشد.

---